8 اردیبهشت 1393

شبکه‌های اجتماعی و روزنامه‌ها رویداد ۳۵۰ را چگونه پوشش دادند

8 اردیبهشت 1393

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد:

در ماجرای پنج شنبه بیست و هشتم فروردین ماه،‌‌ همان روزی که نیروهای امنیتی به بند ۳۵۰ اوین یورش بردند و بسیاری از زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر، اولین واکنش خود را با سیاه کردن عکس‌های پروفایلشان نشان دادند و نام این روز را «پنج شنبهٔ سیاه» گذاشتند. در روزی که رسانه‌های رسمی داخل کشور در حالتی نیمه تعطیل به سر می‌بردند؛ جایی همچون فیس بوک برای خبررسانی و انتشار روایت‌های بند ۳۵۰ زندان اوین مناسب‌ترین ابزار اطلاع رسانی به حساب می‌رفت.

هنوز زمان زیادی از انتشار اخبار ضرب و شتم زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین نگذشته بود که کاربران فیس بوک فعالیتشان را شروع کردند. نشر و بازنشر روایت خانواده‌های زندانیان و تکرار بریده گفته‌های زندانیان یکی از این روش‌ها بود. واکنش دیگر، تراشیدن موهای سر بود. کاربران در ادامه نشان دادن اعتراض‌های خود به رفتار نامناسب با زندانیان بند ۳۵۰ اوین، موهای سر خود را تراشیدند و با درست کردن صفحه‌های مجزا در حمایت از زندانیان سیاسی، عکس سرهای تراشیده خود را منتشر کردند.

پیش از انتشار رسمی اخبار مربوط به کتک زدن زندانیان سیاسی توسط نیروهای امنیتی در روزنامه‌ها، کاربران شبکه‌های اجتماعی به ویژه خانواده‌های زندانیان روایت‌های خود را در این فضای مجازی دست به دست کردند آن هم در یک روز نیمه تعطیل برای رسانه‌های داخلی کشور. اما چقدر این دست به دست شدن اخبار ماهیت رسانه‌ای دارد؟ آیا اخبار در همین شبکه‌های اجتماعی نوشته می‌شوند یا نه رسانه‌ای هست که آن را تغذیه کند؟ در این ماجرا رسانه‌ها چه کردند؟ کدام روایت، واقعیت داشت؟ آنچه که روزنامه‌های رسمی کشور نوشتند کدام وجه از اتفاق را روایت می‌کرد و آنچه را که در پست‌های کاربران فیس بوک و تویی‌تر رد و بدل شد؛ روایت گر کدام بخش بوده است؟ حمید مافی و بهروز صمد بیگی دو روزنامه نگاری که پیگیر اخبار مربوط به حادثه اخیر ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بودند؛ درباره این اتفاق، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی سخن می‌گویند.

دست به دست شدن روایت‌های دست اول

حمید مافی، روزنامه نگار رادیو زمانه از کسانی است که بر تاثیرگذاری واکنش‌ها و اعتراض‌های فضای مجازی در فضای حقیقی زندگی تاکید می‌کند: «به هر صورت شبکه‌های مجازی در گام نخست چرخه اطلاعات آزاد را تقویت می‌کنند و علیه سانسورند.»

او می‌گوید: «شبکه‌های اجتماعی به ویژه فیس بوک در این سال‌ها، به ویژه بعد از ۸۸ برای ایرانیان کارکرد رسانه بدون سانسور پیدا کرده است. به ویژه اینکه فضای رسانه‌های رسمی دچار سانسور دولتی و خودسانسوری شده؛ طبیعتا شبکه‌های مجازی به محلی برای انتشار روایت‌های بدون سانسور تبدیل شده است. در این مساله به صورت ویژه، یک بار دیگر میزان تاثیرگذاری و نقش شبکه‌های مجازی مشخص شد. خانواده زندانیان عضو شبکه‌های مجازی‌اند و روایت دست اول دارند. اگر این روایت‌ها همه حقیقت نباشد، بخش زیادی از حقیقت است و سایر رسانه‌ها را به واکنش مجبور می‌کند.»

یکی از همین واکنش‌ها، مستندی است درباره واقعه اخیر که از طریق مصاحبه با رییس سازمان زندان‌ها نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی قصدی جز انجام وظیفه ندارند اما در پی اعتراض‌های مداوم در شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، شاهد تغییر رییس سازمان زندان‌ها هستیم.

مافی می‌گوید: «خبر و روایت‌ها دست به دست شد و تقریبا می‌توان گفت همه گیر شد. بعد مسوولان انکار کردند و روایت زندانیان به وسیله خانواده‌هایشان منتشر شد. با اعدام‌های دهه شصت مقایسه کنید که اعدام‌ها در بی‌خبری انجام شد؛ کسی خبر نداشت و هنوز هم اطلاعات کامل نیست. در این اتفاق تنها روایت کسانی را داریم که سال‌ها بعد و بعد از جان سالم به در بردن، برای فراموش نشدن خاطره‌هایشان را روایت کردند. اما الان به کمک شبکه‌های مجازی ما روایت دو سویه داریم. از درون زندان و بیرون. این یعنی نمی‌شود خبر را درز گرفت. اگر این روایت‌ها نبود، مقام‌های رسمی قطعا راهکار را در سکوت می‌دیدند؛ اما الان چاره‌ای جز این ندارند که واکنش نشان بدهند. دروغ بسازند و دروغ‌هایشان هم جواب بگیرد. این کارکرد مثبت شبکه اجتماعی مجازی است. اگر چه گاهی هم ممکن است که غلو کند و بزرگ نمایی و روایت غیرواقعی بدهد. منتهی‌‌ همان روایت غلو آمیز هم سرنخی برای کشف ماجراست و یک نشانی برای پیگیری.»

به روایت مرکز آمار ۱۶ درصد خانوارهای ایرانی در منزل اینترنت دارند؛ آن هم اینترنتی با فیلترینگ دولتی. با وجود این شرایط هنوز شبکه‌ای مثل فیس بوک که اتفاقا جزو سایت‌های فیلتری است توانست بیشترین اخبار مربوط به حادثه زندانیان بند ۳۵۰ را روایتگری کند. حمید مافی می‌گوید: «این واکنش‌ها، فضای مجازی را جایگزین خیابان کرده است. به نوعی منتقدانش معتقدند که مبارزه‌ای بی‌هزینه است؛ اما من معتقدم وقتی که دولتی‌ها هم به شبکه‌های اجتماعی پیوستند و صفحه هات متعلق به آن‌ها در مواقعی به کارزار تبدیل می‌شود، نشان از کارآمدی این کنش در سطح و اندازه خودش دارد. مثلا در برنامه‌ای که بیست و سی منتشر کرد اطلاعاتی داده شد که برای مخاطب خاص شاید چندان روشن نباشد اما به محض به اشتراک گذاشته شدن، افراد کامنتهایی دادند و از تجاربشان گفتند.»

به باور مافی، فیس بوک و توئیتر برای ایرانیان در کنار کارکردهای دیگر، رسانه‌ای برای کشف و انتشار واقعیت است. او در ادامه می‌گوید: «حاکمیت همیشه علاقه‌مند است که متکلم وحده باشد. فضای رسانه رسمی را تسخیر و کنترل کرده و تمایلی به نشان دادن همه روایت‌ها و سویه‌های یک ماجرا ندارد. اما این شبکه‌های اجتماعی ابزاری هستند برای اینکه روایت سوی دیگر را هم منتشر کنند. به روایت جمهوری اسلامی اتفاق خاصی رخ نداده، زندانیان در برابر وظیفه قانونی نیروی حفاظت مقاومت کرده‌اند اما روایتی مثل روایت عماد بهاور سوی دیگر ماجراست که قطعا فقط در شبکه مجازی فرصت نشر و دیده و شنیده شدن پیدا می‌کند.»

عماد بهاور یکی از زندانیانی است که که در متن حادثه آن روز حضور داشته و خود درباره‌اش نوشته است. نامه او با این تیتر که «بدنم درد می‌کند» در سایت کلمه منتشر شد اما بیش از این، بخش‌هایی از سخنانش در قالب پست‌ها و توییت‌ها بازنشر پیدا کرد. همچنین در این شبکه اجتماعی شاهد روایت‌ها، دیده‌ها و شنیده‌های خانواده‌های زندانیانی هستیم که از اولین روز ملاقات بعد از نوشته‌اند و عکس‌های مربوط به آن روز را منتشر کرده‌اند و اساسا شاهد اخباری هستیم که در هیچ یک از روزنامه‌های رسمی کشور پیدا نمی‌شود. به عقیده این روزنامه نگار ساکن برلین، اگر مسولان نسبت به حادثه اخیر واکنش نشان می‌دادند به خاطر همه گیر شدن موضوع و تبدیل شدنش به یک پرسش است. قابل درزگیری نیست ماجرا و یک فرصت برابر به دو سوی ماجرا می‌دهد که روایت کنند.

می‌گوید: «همه دشمنی حکومت با اینترنت و شبکه‌های مجازی هم به خاطر همین کارکرد شبکه‌های این چنینی است. فیلترینگ و برخورد امنیتی به خاطر این است که این شبکه‌ها رسانه رسمی را حذف می‌کنند و یا ناچار به واکنش می‌شوند. »

روزنامه‌ها و ماجرای کتک کاری در بند ۳۵۰ اوین

شنبه اولین روز کاری روزنامه هاست. روزنامه‌ها در طول این یک هفته درباره این اتفاق یا سکوت کرده‌اند و یا به نقل از مسئولان و مقام‌های امنیتی حادثه بند ۳۵۰ اوین را روایت کرده‌اند. روایتی رسمی و کاملا متفاوت از آنچه در فضای مجازی می‌گذرد. دو روزنامه اعتماد و شرق به عنوان روزنامه‌های مستقل و یا منتسب به جریان اصلاح طلبی در یک هفته‌ای که گذشت یعنی از سی فروردین تا روزهای ابتدایی اردیبهشت درباره اتفاق اخیر بند ۳۵۰ اوین در صفحه سیاسی خود اخباری را منتشر کرده‌اند که بیشتر به نقل از مسئولان است. از توضیح وزیر دادگستری گرفته تا رییس سازمان زندان‌ها. در صفحات سیاسی این دو روزنامه جایی برای روایت خانواده‌های زندانیان سیاسی نیست. هر چه هست اخبار منتشره در خبرگزاری هاست یا نهایتا مصاحبه اختصاصی روزنامه شرق با یک نماینده مجلس. همچنین در روزنامه ایران شاهد انتشار چند خبر کوتاه هستیم به‌‌ همان منوال نقل قول از مقامات و تقریبا در طول یک هفته بعد از اتفاق درگیری و ضرب و شتم زندانیان سیاسی در بیشتر روزنامه‌های روایت‌ها رسمی‌اند و در حد خبر کوتاه و نه گزارش اختصاصی.

به گفته مافی نیز، در ابتدا خبر در شبکه‌های مجازی دست به دست شد، بعد رسانه‌ها به صورت خیلی محدود به مساله واکنش نشان دادند. حتی در روز اول بعد از واقعه بسیاری از رسانه‌ها سکوت کردند و یا نقل قول مقام‌های دولتی و قضایی را منتشر کردند. بعد مسوولان انکار کردند و روایت زندانیان به وسیله خانواده‌شان منتشر شد. اما در روزهای بعد چاره‌ای جز نشان دادن ماجرا از دو سو و دو روایت نداشتند.

او می‌گوید: «روز اول بعد از واقعه به نظر می‌رسد ترسی بر فضای رسانه‌ای حاکم بود. به جز یک روزنامه تقریبا بقیه سعی نکردند که کشف واقعیت کنند. تازه این روزنامه هم به خاطر نوشته علی مطهری در فضای مجازی. یعنی بهانه را باز هم شبکه مجازی داد. اما هر چه که گذشت، با توجه به کنش خانواده زندانیان و ورود آن‌ها به نهادهای قدرت و دیدار با مسوولین و واکنش مسوولین، پوشش این خبر با همه محدودیت‌هایی که می‌دانیم رسانه‌های داخل ایران دارند بر آن‌ها تحمیل شد. شما نشانی از این ماجرا در صفحه یک روزنامه‌ها نمی‌بینید اما بعد شروع می‌شود و روایت‌ها منتشر می‌شوند. از دیداار‌ها در مجلس تا واکنش نمایندگان مجلس و.... »

به گفته او مطبوعات علاوه بر خطوط قرمز رسمی و قانونی، همیشه یک سری خطوط قرمز فرعی را هم در نظر می‌گیرند. هراس از توقیف به خاطر غیرقابل پیش بینی بودن رفتار حکومت و تعریف نشدن دقیق حدود آزادی مطبوعات، می‌ترسند و همین ترس آن‌ها را به خود سانسوری وادار می‌کند. در چنین فضایی مدیران رسانه‌ای برای ورود به این موضوعات تمایلی ندارند و ترجیح می‌دهند دست به عصا راه بروند. ولی وقتی موضوع فراگیر می‌شود و پای نهادهای حکومتی و روایت‌های دولتی به ماجرا باز می‌شود؛ آن‌ها هم فرصت پیدا می‌کنند که حتی محدود، به یک سمت دیگر هم بپردازند.

موج فیس بوکی و پوشش خبری رسانه‌ها

اما بهروز صمدبیگی، روزنامه نگار شاغل در وب سایت روزآنلاین نظری متفاوت دارد: «معتقدم که موج‌های این چنینی یک تیغ دولبه است یعنی با وجود سودمندی‌های بسیار‌گاه می‌تواند بسیار مضر هم باشد. این است که فکر می‌کنم حتی روایت‌ها و اخباری که در این شبکه‌ها منتشر می‌شود و در برخی موارد یک موج یا حرکت فراگیر را شکل می‌دهد، صرفا می‌تواند به عنوان یک خبر در رسانه منتشر شود تا نشان دهد که حال و هوای فضای مجازی در چنین تاریخی چگونه بوده است.»

وی می‌گوید:«این رسانه است که سرنخ را از آن موج گرفته و با بینش و اصول روزنامه‌نگاری، واقعه -و نه موج ایجاد شده- را پیگیری کرده و به روشن شدن حقیقت کمک می‌کند. در مورد اتفاقات روز ۲۸ فروردین بند ۳۵۰ زندان اوین هم که به «پنج‌شنبه سیاه اوین» معروف شد، موج فیس‌بوکی ایجاد شده در جلب نظر مردم و کاربران ایرانی اینترنت موثر بود اما نقش اصلی را رسانه‌ها برعهده داشتند که با پیگیری دقیق و سریع، ابعاد ماجرا را پوشش خبری داده و در اختیار مخاطبان گذاشتند. این پوشش خبری آن قدر خوب و گسترده بود که صدا و سیما را هم به واکنش وادار کرد. این است که به نظرم اگر بخواهیم روشن‌گری این حادثه را به کار شبکه‌های مجازی منحصر کنیم، تقلیل‌گرایی و بی‌انصافی است.»

به گفته این روزنامه نگار جوان، در‌‌ همان روزهایی که این حرکت فراگیر برای پیگیری اتفاقات بند ۳۵۰ جریان داشت، در تویی‌تر حرف و جریان اصلی فراخوانی بود که خواهان جذب توریست به ایران بود و این نشانه دیگری است بر اینکه رسانه می‌تواند از ابزار شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی بهره بگیرد اما نباید تحت تاثیر امواج قرار گرفته و خط خودش را گم کند.

این روز‌ها در شبکه‌های اجتماعی اخبار مربوط به اعتصاب غذای مربوط به زندانیان سیاسی زندان اوین و نیز پیوستن زندانیان زندان رجایی شهر و نیز دیدار فعالان با خانواده‌های زندانیان دست به دست و به اشتراک گذاشته می‌شود؛ روایت‌هایی که در هیچ یک از روزنامه‌های رسمی داخل کشور دیده نمی‌شود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.