6 اردیبهشت 1393

سحرخیز:تفاوتی بین روزنامه نگار حزبی با غیرحزبی نمی بینم

6 اردیبهشت 1393

خبرنگاران ایران-نیکی آزاد :عیسی سحر خیز، روزنامه نگار در گفتگو با ما سعی می کند به تفاوتهای روزنامه نگاری مستقل و روزنامه نگاری حزبی اشاره کند او در حرفهایش بارها تاکید می کند که تفاوتی بین یک روزنامه نگار حزبی یا غیرحزبی نمی بیند، اما بین روزنامه نگار حزبی که نگاه ایدئولوژیک دارد و به اصطلاح در پی به بهشت فرستادن تمام ملت است با دیگر روزنامه نگاران تفاوت قائل می شود .او همچنین در این گفتگوی کوتاه مثالهایی از شرایط دیگر کشورها و روزنامه هایی که نزدیک به احزاب عمل می کنند می آورد .

عیسی سحر خیز ، از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات است و در دورهٔ ریاست جمهوری محمد خاتمی، مدیرکلی مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد رابه عهده داشت . مدیرمسوولی روزنامهٔ توقیف شده«اخبار اقتصادی» و ماهنامهٔ توقیف شده «آفتاب» از دیگر فعالیتهای حرفه ای این روزنامه نگار محسوب می شود . او یکی از روزنامه نگارانی است که چهارسال گذشته را در زندان گذرانده است .

آقای سحر خیزمی خواهم بدانم روزنامه نگاری حزبی را چگونه تعریف می کنید ؟

اگر فرض را بر این بنهیم که اعلام انتخاب دوستان عزیز سعید لیلاز و محمد قوچانی به "عضویت در شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران" باعث مطرح شدن این پرسش شده است، باید بگویم که تحول خاصی ایجاد نشده و بدعتی شکل نگرفته و این امر در ایران و جهان دیروز و امروز پیشینه ی طولانی و مستمر دارد.

همان طور که خودتان هم گفتید این بحث سابقه طولانی دارد و به انتخاب این دو همکار باز نمی گردد،می توانید با نگاهی تاریخی به این موضوع نگاهی بیاندازید ؟

وقتی نام یک نشریه مطرح می شود اولین پرسشی که در ذهن متبادر می شود این است که روزنامه یا مجله "ارگان" کدام حزب و گروه سیاسی است یا نزدیکی و وابستگی اش به شخصیت های حقیقی و حقوقی داخل حاکمیت یا بیرون آن به چه میزان است؟ به عبارتی این نشریه یک رسانه ی حزبی است یا مستقل؟

در ایران حتی در قانون مطبوعات یا سنت اعطای مجوز مطبوعات به موضوع "نشریه حزبی" یا "ارگان مطبوعاتی" حزب توجه می شده و می شود که گاه نقش تسهیل کننده و گاه نقش بازدارنده در صدور مجوزداشته است .

یعنی اگر نشریه ای حزبی باشد راحت تر مجوز می گیرد یا بالعکس ؟

در دوران اصلاحات با توجه به تعداد بالای درخواست مجوز، از جمله اولویت ها برای بررسی پرونده در هیات نظارت بر مطبوعات به صورت خارج از نوبت، تعلق آن به یک حزب و گروه سیاسی یا جریان صنفی بود تا این امکان برای احزاب و نهادهای مدنی فراهم شود که "ارگان" و "تریبون" رسمی داشته باشند و بتوانند با مردم تماس مستقیم داشته باشند و چون شعار دولت خاتمی "زنده باد مخالف من" و "ایران برای همه ایرانیان" بود در دادن مجوز به مطبوعات احزاب و گروه های مخالف نوعی تبعیض مثبت نیز اعمال می شد. در فضای عملی نیز زمانی که ارگان حزب توسط قوه قضائیه یا دادستانی تعطیل می شد، دست اندرکاران روزنامه تلاش می کردند که از طریق صاحب امتیازهای هم فکریا افراد نزدیک به خود نشریه جدیدی را وارد بازار کنند که اغلب نیز موفق می شدند و در عمل یک روزنامه حزبی با لوگو و مدیریت فرد غیر حزبی روی دکه ها می آمد.

البته با تغییر شرایط شاهد این مسئله بودیم که این سیاست تغییر یافت و حتی عکس آن عمل شد و بسیاری از فعالان سیاسی دستگیر شدند و روزنامه هایشان تعطیل شد که چون همه از آن آگاه هستند وارد مصادیق آن نمی شوم.

با این حساب تعریف تان از روزنامه نگار حزبی چیست ؟

وقتی نشریه و روزنامه حزبی داشته باشیم و "ارگان مطبوعاتی حزب" بخشی از فعالیت رسانه ای یک کشور تبدیل می شود به "روزنامه نگاری حزبی" و فعالان مطبوعاتی صاحب نقش در این حوزه "روزنامه نگار حزبی". البته باید توجه داشت که این امر به معنای حزبی بودن تمام روزنامه نگاران فعال در این نوع نشریات نیست و بسیاری از روزنامه نگاران مستقل هم به کار حرفه ای خود می پردازند.

یعنی در روزنامه حزبی کار مستقل و حرفه ای می کنند ممکن است بیشتر توضیح دهید ؟

اجازه بدهید که مثالی را بزنم و بگذرم . فرض کنید یک روزنامه نگار مستقل و حرفه ای تنها به دلیل محدود بودن بازار کار و نیاز مالی در یک نشریه مشغول به کار می شود. طبیعی است که وی تنها به مسائل مورد علاقه و نیاز مخاطب عام یا خواننده ی عضو حزب در زمینه ی سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی و حتی ورزشی توجه داشته باشد و لاغیر.البته معلوم است که چنین فردی با محدودیت های بیشتر و خط قرمزهای وسیعتر مواجه خواهد بود چون حزب و برنامه های آن حرف اول و آخر را می زنند. اما حزب نیز باید به مسائل مورد علاقه و نیاز مخاطب توجه کند چون مشترک و خریدار عام نیز دارد. از این رو غیر از موارد استثنایی دبیرکل و دست اندرکاران حزب توجه ویژه ای به "کار حرفه ای و اقتصادی"، "مخاطب غیرحزبی" و "میزان شمارگان و فروش" در دکه های مطبوعاتی خواهند داشت.

آیا این مساله فقط مختص ایران است منظورم کار کردن روزنامه نگاران مستقل در یک روزنامه حزبی است یا نمونه اش را در دیگر نقاط دنیا هم سراغ دارید ؟

کار و فعالیت روزنامه نگاران مستقل و آزاد در نشریات نزدیک به یک ایده ی فکری یا ایدئولوژی و جریان سیاسی یا "ارگان حزبی" فقط مختص ایران نیست و در بسیاری از کشورها رایج است، اما طبیعی است که اعطای مسئولیت ها و پست های مهم چون دبیری و سردبیری به ندرت از دایره ی مسئولان یا اعضای ارشد حزب خارج شود، مگر در موارد شروع به کار و راه اندازی یک روزنامه و مجله که گاه نوعی استفاده ابزاری از اهالی مطبوعات شکل می گیرد تا نیروهای به اصطلاح خودی آموزش ببینند و توانایی اداره ی امور را بیابد.

ممکن است مصداقی بفرمایید ؟

مثلا در کشور فرانسه و آمریکا که من آشنایی نسبی با فعالیت روزنامه نگاری آن ها دارم، می دانم که بسیاری از خبرنگاران فعال در روزنامه های حزبی یا نزدیک به آن خود عضو حزب نیستند یا حتی به احزاب کوچکتر گرایش دارند. البته این مورد در فرانسه مرسوم تر است چون شرایط دو حزبی آمریکا را ندارد و احزاب کوچک و بزرگ در آن ها فراوانند یا نشریات متعلق به تفکرهای سیاسی و ایدئولوژیک بسیار.

در آمریکا که دو حزب "دموکرات" و "جمهوریخواه" حرف اول و آخر را می زنند تمایلی به داشتن یک روزنامه به عنوان "ارگان حزب" وجود ندارد و به این معنا روزنامه ی حزبی موجود نیست و بیشتر نزدیکی به یک حزب یا گرایش به سیاست های آن مطرح می شود که دایره ی بسیار وسیعی از روزنامه ها و روزنامه نگاران را در بر می گیرد.

در آمریکا، در فضای رسانه ای شاید دیدگاه ها نقش مهمتری از عضویت در احزاب دموکرات و جمهوریخواه داشته باشد و هویت روزنامه نگاران بیشتر با این مسئله سنجیده می شود که به معنای عام "لیبرال" هستند یا "محافظه کار" و پس از آن زیرمجموعه های فکری و ایدئولوژیک آن ها. روزنامه نگاری در آمریکا به گونه ای شبیه انگلیس است که از سنت دو حزبی پیروی می کند و حزب کارگر و محافظه کار حرف اصلی را می زنند.

از نظر شما آیا روزنامه نگار حزبی بودن یک ارزش است یا مستقل بودن ؟

به گمان من پاسخ به این پرسش می تواند تنوع بیشتری داشته باشد و به روحیه، تفکر و رویکرد فرهنگی و سیاسی فرد نیز بازگردد . از نظر من تفاوتی بین یک روزنامه نگار حزبی یا غیرحزبی نیست، اما بین روزنامه نگار حزبی که نگاه ایدئولوژیک دارد و به اصطلاح در پی" به بهشت فرستادن تمام ملت است حتی با زور و داغ و درفش یا سانسور و زندان" با دیگر روزنامه نگاران تفاوت قائل هستم و تنها فعالیت متعصبانه ی این عده ی معدود را که منافع شخصی و حزبی را بر منافع ملی و حاکم بودن قانون و حقوق شهروندی ترجیح می دهند، ضد ارزش می دانم، هرچند که باور دارم آن ها نیز باید بتوانند آزادانه و حتی با حمایت دولت فعالیت کنند.

روزنامه نگار حزبی برای مردم و افکار عمومی چقدر قابل اعتماد است؟

این موضوع به میزان پاگرفتن و دایره ی نفوذ یک حزب و ارگان مطبوعاتی آن در یک کشور بستگی دارد و به پیشینه ی مثبت یا منفی آن در منظر افکار عمومی بازمی گردد. در ایران که احزاب و گروه های سیاسی به طور معمول عمر کوتاهی دارند و اغلب برآمده از دولت های حاکم یا روی کار آورندگان آن هستند .در عمل کمتر پیش می آید که اعتماد نهادینه و ماندگار داشته باشند و یک تغییر و تحول سیاسی در داخل حکومت حزب و ارگان مطبوعاتی آن را به ورطه ی انحلال می کشاند و منابع مالی اش اغلب ضربه دیده و به آستانه ی تعطیلی می رسند. در مورد احزاب قدیمی نیز که حرف و حدیث های فراوانی وجود دارد. چون اغلب مردم بی اعتماد به همه کس و همه چیز هستند و بیشتر دارای نگاهی "دایی جان ناپلئونی"، کمتر روزنامه نگاران حزبی را می توان یافت که در دراز مدت مورد توجه ، عنایت و اعتماد مردم باشند و اگر اعتمادی هم بوده بیشتر مقطعی و کوتاه مدت بوده است و فردا روز، بسته به شرایط و اوضاع سیاسی نگاه ها و قضاوت ها به سرعت تغییر می یابند. شاید دلیل آن این باشد که چون ملت ایران بیشتر دنبال "قهرمان" و "شهید" می گردند، با روزنامه نگاران به معنای عام و روزنامه نگاران حزبی به شکل خاص رفتاری مشابه دارند.

اما آن گروه از مردم که سیاست را به صورت مدرن و امروزی دنبال می کنند و عضو حزب و گروه سیاسی خاص هستند یا دوستدار و طرفدار آن، به این علت که ارگان مطبوعاتی حزب را می خرند و می خوانند- البته اگر توقیف و تعطیل نشده باشد- با روزنامه نگاران فعال در آن قرابت بیشتری حس می کنند و اعتماد بیشتری به آنان دارند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.