6 اردیبهشت 1393

گفتگو با سعید لیلاز روزنامه نگار و فعال سیاسی

همه ما روزنامه نگار حزبی هستیم

6 اردیبهشت 1393

خبرنگاران ایران- سارا محسنی: خود را روزنامه نگار به معنای واقعی نمی‌داند بلکه می‌گوید روزنامه نگاری ابزاری است که در ایران با آن سیاست ورزی می‌کنند.

«سعید لیلاز» حالا عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران است و از روزنامه نگاری مستقل و روزنامه نگاری حزبی می‌گوید: «شما فرض کنید کشوری داریم که افکار و اندیشه‌ها آزاد است و روزنامه‌ها در رقابت با یکدیگر قرار دارند. در این بین هیچ فردی هم از هیچ رانتی بهره نمی‌برد. در این شرایط اگر بخواهید روزنامه نگاری حزبی انجام دهید در واقع این را قبول می‌کنید که شاید روزنامه فروش نرود ولی اگر خواستید در این شرایط بیشتر فروش داشته باشید، استقلال بیشتری را رعایت می‌کنید. حال اگر شرایط ایران را در نظر بگیریم اصلا روزنامه نگاری مستقل باقی نمی‌ماند.»

لیلاز روزنامه نگاری مستقل در ایران را قبول ندارد و می‌گوید کسانی که در حزبی حضور دارند و کار روزنامه نگاری هم می‌کنند، شناسنامه خود را از جیبشان درآورده‌اند و به کت خود نصب کرده‌اند. بقیه، هویت خود را به این شفافی نشان نمی‌دهند اما روزنامه نگاری حزبی و جناحی انجام می‌دهند چون روزنامه نگاری در ایران جناحی و حزبی است.

- آقای لیلاز! اخیرا در خبر‌ها عنوان شد که شما به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران انتخاب شده‌اید. آیا روزنامه نگار بودن شما با فعالیت حزبی در کارگزاران هم خوانی دارد؟

من شخصا هیچگاه خودم را روزنامه نگار به معنی حرفه‌ای ندانسته‌ام. من روزنامه نگاری را به عنوان یک حرفه در پیش نگرفتم بلکه به عنوان ضرورتی برای یک حرکت سیاسی دیده‌ام و به عنوان بخشی از ابزار سیاست ورزی، آن را دنبال می‌کنم.

- با این توضیح، تعریف شما از روزنامه نگاری حزبی چیست؟

ممکن است در این زمینه، تعریف من با تعریف آقای قوچانی متفاوت باشد. ضمن اینکه حتی در کشورهای پیشرفته که گفته می‌شود روزنامه نگاری تا حد زیادی از مشاغل سیاسی یا سیاست تفکیک شده است اما به طور کامل این موضوع درست نیست. چون روزنامه نگاری و سیاست دو روی یک سکه هستند.

وقتی شما روزنامه نگاری می‌کنید، در واقع دارید داوری می‌کنید و در داوری خودتان، له یا علیه یک جریان سیاسی موضع می‌گیرید. این موضوع حتی وقتی که شما خبر می‌نویسید هم صادق است.

در حوزه روزنامه نگاری هم، نوع نگاه به خبر اهمیت زیادی دارد. مثلا تصرف کریمه توسط ارتش روسیه وقتی اتفاق می‌افتد، شما می‌بینید نگاه رسانه‌های غربی با رسانه‌های بلوک شرق کاملا متفاوت است و حتی رسانه‌های داخل ایران هم نگاه‌هایی به این ماجرا داشتند که کاملا با یکدیگر زاویه داشته است.

وقتی در بلوک غرب یا کشورهای پیشرفته که تفکیک همه امور از یکدیگر به بالا‌ترین درجه رسیده است اما شما روزنامه نگاری را از سیاست نمی‌توانید جدا کنید، در این بین در کشور در حال گذاری به نام ایران هم این کار ممکن نیست. بنابراین نه من که روزنامه نگاری را به عنوان حرفه دنبال نمی‌کنم بلکه درباره افراد حرفه‌ای هم نظرم این است که روزنامه نگاری هیچ وقت جدا از موضع گیری‌های سیاسی نبوده است و نمی‌تواند باشد. من سیاست و روزنامه نگاری را دو روی یک سکه می‌دانم چه روزنامه نگار عضو یک حزب رسمی باشد، چه عضو یک حزب رسمی نباشد.

- یعنی معتقدید در ایران، فعالیت همه روزنامه نگاران سیاسی و جناحی است؟

بله و ضمن اینکه حتی شما رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران هم ببینید. مثلا اگر آقای احمدی‌نژاد در دوره خودش کار خوبی هم انجام داده باشد اما نشنیدم و ندیدم که یک رسانه فارسی زبان خارج از کشور از ایشان حمایتی کرده باشد. از نظر من روزنامه نگاری و سیاست ورزی چه به مفهوم حزبی آن و چه به مفهوم جناحی آن، یکی است یعنی آنهایی که روزنامه نگار هستند در حال فعالیت‌های سیاسی هم هستند.

مصداق‌های بسیار زیادی در تایید این نظر وجود دارد. مثلا اگر فردی در روزنامه‌ای مانند کیهان مشغول به کار شد، نه خودش علاقه‌ای دارد که به رسانه‌های اصلاح طلب برود و نه رسانه‌های اصلاح طلب علاقه‌ای دارند که از ایشان دعوت کنند. برعکس آن هم هست. یعنی یک روزنامه نگاری که وارد روزنامه اصلاح طلب شد، دیگر نمی‌تواند به روزنامه‌های محافظه کار برود چراکه که مارک و برچسب سیاسی قبل از اینکه بخواهد تصمیم دیگری بگیرد به او خورده است.

- خب با این تفاسیر، به نظر می‌رسد شما اصلا چیزی به اسم روزنامه نگاری مستقل را قبول ندارید؟

من می‌گویم در هیچ کجای دنیا به معنای واقعی کلمه، «روزنامه نگاری مستقل» نداریم. البته درجه‌هایی از استقلال وجود دارد. همانطور که دموکراسی هم در کشورهای مختلف درجه‌های متفاوتی دارد. همه چیز اینجا نسبی است. من در هیچ جای دنیا، روزنامه نگاری ۱۰۰ درصد مستقل را نمی‌شناسم قطعا در ایران هم نمی‌شناسم.

اما به‌‌ همان نسبتی که ما به عنوان کشوری در حال گذار از یک کشور توسعه یافته یا در حال توسعه قابل تفکیک هستیم، به‌‌ همان نسبت هم از روزنامه نگاری مستقل دور‌تر هستیم. استقلال یک امر نسبی است یعنی یک موضوع قابل اندازه گیری نیست. حالا هر میزان که از توسعه یافتگی دور‌تر می‌شوید، این نسبت شدت بیشتری می‌گیرد. چنانچه در کشورهایی که از نظر درجه‌های سیاسی از ایران عقب مانده‌تر هستند هم باز می‌بینید که این مرز مخدوش‌تر از ایران است.

- یعنی تنها عدم توسعه یافتگی یک کشور را می‌توان دلیل مناسبی برای نداشتن روزنامه‌های مستقل در آن قلمداد کرد؟

یک دلیل آن فقدان توسعه یافتگی است. دلیل دیگر آن این است که در ایران به دلیل استبدادی که بر این کشور حاکم بوده و هنوز هم حاکم است و به دلیل روحیه ضد حزبی خیلی از نگاه‌های سیاسی در قالب روزنامه نگاری خود را نشان می‌دهد.

در ایران روزنامه نگاری جور فقدان ساختار سیاسی حزبی را هم به دوش می‌کشد. تمام این مسائل ابهام‌ها و وضعیت متفاوت روزنامه نگاری در کشور را نشان می‌دهد. شما مشاهده می‌کنید که دوتا از سنتی‌ترین و قدیمی‌ترین روزنامه‌های ایران، روزنامه‌های کیهان و اطلاعات هستند، این دو روزنامه در چند دهه اخیر و با وجود موج انقلاب اسلامی اما کوچک‌ترین تغییری در مواضعشان ایجاد نشده است.

اطلاعات از زمان‌های بسیار دور دولتی‌ترین روزنامه ایران بوده است. کیهان هم‌‌ همان مواضع تندی را که قبلا داشت، اکنون هم دارد. یعنی هم اکنون نماینده یک تفکر و یک حزب سیاسی است چون خودش را رو نمی‌کند از طریق روزنامه سعی می‌کند حرف‌هایش را بزند.

شما رسانه و روزنامه‌ای به اسم جوان را ببینید. این روزنامه وابسته به کجاست؟ بالاخره وابسته به دستگاهی است بدون اینکه بخواهم درباره این دستگاه صحبت کنم. این روزنامه که نماینده یک جریان سیاسی است، نمی‌تواند آن جریان سیاسی را خیلی رو مطرح کند. بالاخره در ایران دستگاه‌های نظامی نمی‌توانند در سیاست به طور روشن دخالت کنند. خب این جریان خودش را از طریق یک روزنامه نشان می‌دهد.

می‌خواهم بگویم که مسئله استبداد و حزب گریزی به گسترش ابهام‌هایی که در روزنامه نگاری ایران وجود دارد کمک می‌کند و بار روزنامه نگاری را سنگین‌تر می‌کند و آن را به سمتی سوق می‌دهد که ما به آن روزنامه نگاری سیاسی یا حزبی یا موضع گرایانه می‌بینیم.

- آقای لیلاز پس آموزه‌های حرفه‌ای روزنامه نگاری در این شرایط کجا می‌روند؟ رسالت روزنامه نگار به عنوان چشم و گوش مردم و مدافع افکار عمومی چه می‌شود؟ با این حرفهای شما می‌توان نتیجه گرفت که روزنامه نگاران حزبی یا با گرایش خاص سیاسی در ایران اگر مثلا خطایی هم از سوی یک جریان سیاسی رخ دهد به خاطر همین نگاه باز هم بی‌تفاوت از کنار ماجرا می‌گذرند؟

اولا اینکه باید از حزبی شدن هر آدمی استقبال کنیم چراکه در این صورت مواضع آن طرف شفاف‌تر است. طرف به جای اینکه شناسنامه‌اش را در جیبش بگذارد، آمده است و آن را روی کتش آویزان کرده است. این موضوع به این معنی نیست که هویت خودش را مخفی کرده است بلکه دارد هویت خود را افشا می‌کند و از نظر من این بسیار خوب است. این عیب جامعه ایران است و به همین دلیل هم ایران کمتر توسعه یافته شناخته می‌شود. هیچ برادری، برادر خود را نمی‌شناسد. این اسمش ریاکاری است. من معتقدم که اگر هویت‌ها و شناسنامه از درون مغز آدم‌ها روی پیشانی آن‌ها قرار گیرد موضوعی است که باید مورد استقبال ما قرار گیرد.

این ماجرا هم همین است. اگر اعلام می‌شود که مثلا روزنامه نگارانی به شورای مرکزی یک حزب راه یافته‌اند به این معناست که به طور شفاف شناسنامه‌اش را دارد نشان می‌دهد و روی پیشانی خود قرار داده است.

در این بین بسیاری از روزنامه نگاران هستند که باوجود اینکه گرایش‌های حزبی و سیاسی چنین کاری نکرده‌اند.. اینجا قدرت تشخیص به مخاطب و مردم داده می‌شود که مثلا اگر لیلاز حرف می‌زند یادتان باشد که عضو حزب کارگزاران هم هست. یعنی تمام حرف‌ها را با این ملاحظه در نظر بگیرید.

- اما در دنیا و مدرسه‌های روزنامه نگاری تعریفی دیگر از روزنامه نگاری مستقل وحتی حزبی ارائه می‌شود. ما که نمی‌توانیم تمام این اصول علمی را زیر سوال ببریم؟ مثلا اصل بی‌طرفی یکی از همین اصول است یعنی اگر روزنامه نگار مشکلی در جناح‌های مختلف دید باید آن را با رعایت اصول بی‌طرفی عنوان کند. این را هم قبول ندارید؟

من قبلا هم گفتم که ما در ‌‌نهایت همه روزنامه نگار حزبی هستیم چه اعلام کنیم چه اعلام نکنیم. بعد این نکته‌ای که شما می‌گویید بحثی درباره آزادی افکار و اندیشه‌ها است. شما فرض کنید کشوری داریم که افکار و اندیشه‌ها آزاد است و روزنامه‌ها در رقابت با یکدیگر قرار دارند. در این بین هیچ فردی هم از هیچ رانتی بهره نمی‌برد یعنی نه روزنامه جوانی وجود دارد، نه روزنامه کیهانی، نه روزنامه جام جمی منتشر می‌شود، نه روزنامه ایرانی است و نه روزنامه همشهری. در این بین همه ناگزیر هستند که مخاطب خود را جذب کنند و بفروشند. در این حالت شما اگر بخواهید روزنامه نگاری حزبی به معنای حزبی آن انجام دهید در واقع این را قبول می‌کنید که شاید روزنامه فروش نرود ولی اگر خواستید در این شرایط بیشتر فروش داشته باشید، استقلال بیشتری را رعایت می‌کنید. بی‌طرفی بیشتری دارید. یا اینقدر زرنگ هستید که بی‌طرف نبودن خود را پشت هاله‌ای از بی‌طرفی پنهان کنید مثل کاری که نیویورک تایمز و واشینگتن پست انجام می‌دهند. بنابراین اگر شرایط ایران را در نظر بگیریم اصلا روزنامه نگاری مستقل باقی نمی‌ماند.

- آخرین سوالم درباره روزنامه کارگزاران است. آیا شما اطلاع دارید با فعال‌تر شدن حزب کارگزاران، روزنامه این حزب هم منتشر می‌شود؟ آیا رفع توقیف انجام گرفته است؟

من در این زمینه هیچ اطلاعی ندارم. اما تحلیلم این است که حزب کارگزاران از داشتن یک روزنامه شدیدا استقبال می‌کند و تجربه روزنامه کارگزاران در گذشته هم تجربهٔ تلخ و منفی نبوده است. در‌‌ همان تجربه هم روزنامه کارگزاران، آن الگوهای حزبی جاری که در ایران وجود دارد را خیلی رعایت نمی‌کرد چراکه قاعده حزب کارگزاران با توجه به طبقه اجتماعی که نمایندگی می‌کند ساختار متصلبی نیست یعنی دستگاه حزبی کارگزاران دستگاه حزبی منضبطی به معنای جبهه مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیست و بیشتر شبیه یک جبهه سیاسی است. من حزب کارگزاران را به احزاب آمریکایی بیشتر شبیه می‌دانم تا به احزاب اروپایی و فکر می‌کنم روزنامه این حزب هم مانند شورای مرکزی آن مجموعه‌ای از تساهل و مدارا را داشته باشد ضمن اینکه خود شما می‌بینید که در هشت سال گذشته یا حتی شانزده سال گذشته در ایران حوادثی رخ داده است که ما را نسبت به گذشته عاقل‌تر کرده است. چه چپ چه راست. اعم از حکومت و ملت. و همین عقلانیت بیشتر بود که تبلور آن در انتخاب آقای روحانی تجسم پیدا کرد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.