6 اردیبهشت 1393

روزنامه نگاری حزبی و سرنوشت روزنامه نگاری در ایران

6 اردیبهشت 1393

خبرنگاران ایران - نیکی آزاد: مدتی قبل خبر انتخاب دو روزنامه نگار سر‌شناس ایرانی به عنوان اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران دوباره فضای بحث و گفت‌و‌گو در حوزه‌ای را باز کرد که سالهاست مورد نقد و بررسی جامعه روزنامه نگاری ایران قرار گرفته است. روزنامه نگاری حزبی و روزنامه نگاری مستقل از قدرت.

اما روزنامه نگاری حزبی چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا یک روزنامه نگار حزبی فقط برای حزب و منافع حزبش کار می‌کند یا منافع عمومی جامعه نیز برایش اهمیت دارد؟ آیا یک روزنامه نگار حزبی می‌تواند اصول حرفه‌ای روزنامه نگاری مانند بی‌طرف ماندن، دوری از قدرت و موضع انتقادی را رعایت کند یا همواره و همیشه منافع حزبی برایش ارجحیت دارد؟ روزنامه نگاری حزبی در ایران چه تفاوتی با این شیوه از روزنامه نگاری در دنیا دارد؟ این سوالات و دیگر سوالاتمان را با دو روزنامه نگار ایرانی در میان نهادیم.

سرنوشت روزنامه‌ها و فراز و فرود احزاب

اسماعیل آزادی سردبیر نشریه مهندس مشاور و نشریه اقلیم چهارم در گفتگوبا خبرنگاران ایران ترجیح می‌دهد سخنانش در این باره را با تعریف حزب در ایران آغاز کند: «در ایران به دلایل مختلف احزاب کلاسیک با تعریف علوم سیاسی آن وجود ندارند و آنچه امروز در ایران از آن به عنوان حزب یاد می‌شود همفکری و فعالیت مجموعه آدم‌هایی است که با یک سازماندهی شبه حزبی وغالبا با تکیه بر هژمونی یک شخصیت سیاسی و به گونه‌ای محفلی در جهت اهداف سیاسی برای به دست گرفتن قدرت و یا ماندن در قدرت عمل می‌کنند. مهم‌ترین ویژگی این جریان‌های سیاسی این است که دارای بدنه اجتماعی سازماندهی شده نیستند و در شورایی به نام شورای مرکزی خلاصه می‌شوند که به باور من این جریان هارا باید شبه حزب نامید تا حزب.»

عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در ادامه سخنانش می‌گوید: «این شبه احزاب معمولا به فعالیت‌های خود در زمان انتخابات سرعت می‌دهند و غالبا تا انتخابات بعدی به گونه‌ای به محاق می‌روند و حداکثر فعالیت آن‌ها در دوران خواب زمستانی پس از انتخابات، انتشار یک روزنامه است تا از این طریق بتوانند رویکرد‌های سیاسی خود را رسانه‌ای کرده وخلاء فعالیت حزبی خود را بپوشانند و به زبان دیگر به ترویج تفکر، اهداف و جریان سازی‌های سیاسی اجتماعی خود در انتخابات بعدی بپردازند. در اینجاست که سرنوشت روزنامه‌ها در ایران همواره با فراز و فرود این شبه احزاب گره می‌خورد.»

به گفته وی مطبوعات سیاسی در ایران به ویژه روزنامه‌ها نیز در جایگاه کلاسیک خود قرار ندارند و کارکرد سیاسی شان بر کارکرد رسانه‌ای آن‌ها برتری دارد و ما کمتر می‌توانیم شاهد انتشار روزنامه مستقلی باشیم که به یکی از جریان‌ها سیاسی وابسته نباشد. این روند حتی در صدور مجوزبرای مطبوعات همسو در دوره‌های مختلف نیزکاملا آشکار است.

روزنامه نگار حزبی نه، روزنامه نگار با گرایش سیاسی آری

«روزنامه نگار حزبی نداریم. ولی روزنامه نگارانی که دارای گرایش سیاسی معین یا عضو در یک حزب معین باشند داریم. به نظرم موضوع را باید اینطور نگاه کرد.»

مهدی جامی دیگر روزنامه نگاری است که به این موضوع نظری متفاوت دارد و به سوالات ما پاسخ می‌دهد.

این کار‌شناس رسانه ادامه می‌دهد: «همه روزنامه نگاران نظر و گرایش دارند اما در برخی از کشور‌ها یا سازمان های رسانه‌ای قوانینی وجود دارد که روزنامه نگاران نمی‌توانند گرایش و نظر خود را علنی کنند. اما این قوانین در همه جا یکسان نیست و با توجه به بافت سیاسی کشور‌ها و نیز سازمان‌ها متفاوت است.»

او تاکید می‌کند: «اگر همه روزنامه نگاران نوعی گرایش سیاسی دارند طبعا این نمی تواند ضدارزش باشد. آن چیزی که ضدارزش است این است که روزنامه نگار مخاطب را به نفع گرایش سیاسی خود گمراه کند. به عبارت دیگر این که کسی گرایش داشته باشد را نمی شود مانع شد – گرچه می شود علنی شدن اش را محدود کرد و مثلا خواست در میتینگ ها و تظاهرات آن حزب شرکت نکند و فعالیت رسمی نداشته باشد – اما می شود روش کارش را نظارت کرد و از او خواستار انصاف و تعادل بود و طبعا صحت اطلاعاتی که مطرح می کند.»

به گفته جامی همه روزنامه نگاران گرایش سیاسی دارند اما فقط از آن‌ها خواسته شده گرایششان را پنهان کنند: «معمولا سازمانهای رسانه‌ای بزرگ مایل‌اند روزنامه نگاران با اعلام گرایش‌هایشان رسانه را به دردسر نیندازند. ولی این واقعیتی است که وجود دارد در هر رسانه عمومی مثلا بی. بی. سی هم گرایش های راست، چپ، لیبرال و مذهبی و... وجود دارد. در بخش فارسی بی. بی. سی افراد از مذاهب و گرایش های سیاسی متنوعی کار می‌کنند.»

آیا یک روزنامه نگار می‌تواند گرایش های سیاسی‌اش را علنی کند و به صورت آزادانه از افکار و گرایش های سیاسی و حزبی‌اش سخن بگوید؟

جامی با بیان اینکه پاسخ به این پرسش دشوار است می‌گوید: «یک چیز مسلم است. روزنامه نگاران باید از هر گرایشی که هستند در شیوه کار خود بی‌طرفی را رعایت کنند. یعنی به طرف های مختلف مجال عرض اندام و ابراز نظر بدهند. روش کار اگر حرفه‌ای باشد مساله گرایش نقش پررنگی پیدا نمی‌کند. برای همین است که بی‌بی سی مثلا با وجود تنوع گرایش‌ها از نظر سبک کار تقریبا یکدست است.»

«روزنامه نگاران زبان گویای سیاستمداران و احزاب»

آیا روزنامه نگارانی هم هستند که فارغ از گرایش‌های سیاسی و تنها با دغدغه‌های رسانه‌ای و اطلاع رسانی در رسانه‌ها مشغول به کار شده‌اند، بدون اینکه حزب یا گرایش سیاسی خاصی برایشان اولویت داشته باشد یعنی ممکن است منافع عمومی برای روزنامه نگاران مقدم بر هر خواسته دیگری باشد؟

اسماعیل آزادی در این باره تاکید می‌کند: «هیچ روزنامه نگاری در ایران با رویکرد رسانه‌ای محض وارد روزنامه سیاسی و حتی غیر سیاسی نمی‌شود و روزنامه نگاران ایران به ویژه در سرویس‌های سیاسی روزنامه‌ها، زبان گویای جریان‌های سیاسی وشبه احزاب موجود هستند.»

او ادامه می‌دهد: «در روزنامه‌های ایران جذب واستخدام روزنامه نگاران برای انتشار یک روزنامه غالبا به صورت یارگیری وبا رویکری کاملا سیاسی و نه رسانه‌ای صورت می‌گیرد و روزنامه نگاران نیز به این فرایند تن داده‌اند و به ضرس قاطع می‌توان گفت هیچ روزنامه نگاری با رویکرد رسانه‌ای محض وارد هیچ روزنامه سیاسی و حتی غیر سیاسی نمی‌شود و روزنامه نگاران ایران به ویژه در سرویس‌های سیاسی روزنامه‌ها، زبان گویای جریان‌های سیاسی وشبه احزاب موجود به شمار می‌روند.»

مهدی جامی اما دراین باره نظر متفاوتی دارد: «در آمریکا دو حزب وجود دارد. اگر من دموکرات یا جمهوریخواه باشم به این معنا نیست که به منافع ملی فکر نمی‌کنم. چون منطقا اگر این افراد را کنار بگذاریم نتیجه این می‌شود که تنها کسانی به منافع ملی فکر می‌کنند که عضو این دو حزب نباشند و روشن است که این منعکس کننده واقعیت نیست. تحقیقات هم نشان می‌دهد که بسیاری از روزنامه نگاران به این یا آن حزب گرایش دارند اما از این موضوع نمی‌شود نتیجه گرفت که همه این روزنامه نگاران از منافع ملی فارغ‌اند. منافع ملی چارچوب‌های سیاسی معینی دارند. بنابرین ممکن است شما با تعلق به یک حزب یا بدون تعلق به یک حزب درباره فرضا خودمختاری کرد‌ها در ایران یا دیگر اقوام نظر موافق یا مخالف داشته باشید و همچنین از منظر ملی هم موضوع را بررسی کرده باشید. منظر ملی در این باره لزوما مثبت یا منفی نیست. قابل بحث است و در این بحث آنچه مهم است استدلال و اقناع افکار عمومی است نه وابستگی حزبی.»

«حزبی بودن به خودی خود اسباب بی‌اعتباری یا نه»

آیا این وظیفه روزنامه نگار و سازمان رسانه ای‌اش نیست که گرایش سیاسی‌اش را به مردم اعلام کند تا مخاطب تکلیفش را با رسانه‌ای که از آن اخبار دریافت می‌کند مشخص کند؟ یا حتی بهتر نیست مخاطب بداند، روزنامه نگاری که تحلیل‌هایش را دنبال می‌کند به کدام گروه فکری تعلق دارد؟ آیا پنهانکاری گرایش‌های رسانه‌ای خود گمراه کردن افکار عمومی نیست؟

جامی در این باره تاکید می‌کند: «به نظر من این درست است که بگوییم پنهان کردن لزوما اعتبار نمی آورد. آشکارسازی گرایش از یک جهت شفافیت به شمار می رود و دارای ارزش است. نه فقط گرایش سیاسی بلکه مثلا اگر همسر من در سازمانی کار می کند که من دارم از آن گزارش تهیه می کنم خوب و درست و اخلاقی است و گاه خواسته قانون و حقوق است که این رابطه روشن گفته شود تا مخاطب بتواند مراقبت کند که من به سود آن سازمان یا موقعیت همسرم گزارش نکرده باشم. بنابرین، حزبی بودن به خودی خود اسباب بی اعتباری نیست. اما می فهمم که "حزبی بودن" در بافت زبان سیاسی فارسی با نوعی منفی نگری همراه است. این لزوما امری عمومی نیست. از نظر من حزبی بودن یا نبودن نه اسباب اعتبار است نه بی اعتباری. روش کار روزنامه نگار است که مهم است.»

اسماعیل آزادی اما با تاکید بر اینکه روزنامه نگار می‌تواند در حوزه‌های متفاوت بنویسد اما نباید وارد قدرت سیاسی شود می‌گوید: «هر‌گاه روزنامه نگار وارد قدرت سیاسی شد دیگر نمی‌توان او را روزنامه نگار نامید. هر چند که در روزنامه‌ها بنویسد. چرا که روزنامه نگار به معنای واقعی، برای مردم و در راستای منافع ملی می‌نویسد اما پای حزب و قدرت سیاسی که به میان بیاید طبقه و طیف اجتماعی خاص و منافع حزبی است که در الویت قرار می‌گیرد.»

روزنامه نگاران ایرانی عضو شورای مرکزی یک حزب سیاسی

انتخاب دو روزنامه نگار صاحب نام ایران و اعلام عضویت آن‌ها در یک حزب سیاسی آیا اتفاق جدیدی در روز نامه نگاری ایران محسوب می‌شود؟ آیا این انتخاب به افزایش روند فعالیت روزنامه نگاران در حزب‌های سیاسی منجر خواهد شد؟

مهدی جامی در این باره می‌گوید: «امیدوارم توانسته باشم روشن کنم که حزبی بودن یا نبودن ملاک خاصی برای اعتبارسنجی نیست. حزبی بودن از یک طرف می‌تواند اسباب شفافیت باشد و از طرف دیگر نمی‌تواند اسباب بی‌اعتباری شود. شما اگر به مجلات و روزنامه‌های ایران مثلا در دهه ۲۰ و ۳۰ نگاه کنید تقریبا همه آن‌ها را سردبیران و روزنامه نگارانی اداره می‌کردند که به این یا آن حزب وابسته بودند. بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی ما مثلا عضو حزب توده بوده‌اند و آشکارا گرایشهای طرفدار شوروی داشته‌اند و یا پنهانی این گرایش‌ها را تقویت می‌کرده‌اند. این‌ها اصلا جدید نیست.»

او ادامه می‌دهد: «اما آنچه جدید است این است که ما معیارهایی داریم که اکنون بر اساس آن‌ها می‌توانیم اعتبار کار افراد را فارغ از وابستگیشان بسنجیم و گرنه در کشوری که مدیر یک روزنامه نماینده رهبر است و مدیران دیگر، نمایندگان رئیس جمهور، شهردار و یا رئیس مجلس و قوه قضاییه و آن‌ها هم که نماینده نیستند منافع احزاب و جناح‌های خاصی را نمایندگی می‌کنند خیلی عجیب نیست که دو روزنامه نگار وارد یک حزب سیاسی شوند یا گرایش سیاسی خود را علنی کنند. به جای تاکید بر این بخش ماجرا بهتر است بر گسترش معیارهای دیدبانی رسانه‌ای کار کنیم تا هر کسی در هر موقعیتی و با هر گرایشی قابل سنجش باشد. »

اسماعیل آزادی اما با اشاره به پیوستن این دوروزنامه نگار به حزب کارگزاران سازندگی عقیده دیگری دارد: «این دوستان تا کنون نیز با رویکرد سیاسی کارگزاران همسو بوده وغالبا در این راستا و در روزنامه‌های آن‌ها و یا روزنامه‌های وابسته و یا هوادار آن‌ها قلم می‌زده‌اند واکنون از نظر عملکرد، اتفاق جدیدی نیفتاده و اتفاق جدید تنها اعلان رسمی پیوستن آن‌ها به شورای مرکزی کارگزاران است که به باور من این عضویت به هویت مطبوعاتی آن‌ها آسیب زده و آن‌ها را در زمره مردان سیاسی تشکل کارگزاران در می‌آورد. هر چند در ایران بسیاری از روزنامه نگاران به منظور ورود به قدرت سیاسی به احزاب پیوسته‌اند اما در یک فرایند تاریخ نگاری دیگرنمی توان آن‌ها را به مفهوم کلاسیک روزنامه نگار نامید.»

روزنامه نگار حزبی یا غیر حزبی؟ آنچه مسلم است مردم انتظار دارند روزنامه نگار گزارشگر حقیقت باشد، فارغ از گرایش‌های سیاسی‌اش. کار‌شناسان رسانه نیز تقریبا بر این نکته هم عقیده‌اند که جامعه مطبوعاتی هیچ کشوری نباید حیاط خلوت و یا بخش روابط عمومی سیاستمداران باشد صرف نظر از هر دیدگاه و گرایشی.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.