13 شهریور 1390

كپي- پيست كردن آفت روزنامه نگاري يا ويژگي روزنامه نگاري مدرن

روزنامه نگاران نشسته

13 شهریور 1390

خبرنگاران ایران_نیکی آزاد:-كپي پيست كردن ، چسب و قيچي ، گزارش هاي مونتاژي ،گزارشگر اينترنتي و خبرنگاران پشت ميز نشين همگي جملاتي اند كه اين روزها در روزنامه ها زياد مي شنويم .جملاتي كه همه مفهموم واحدي دارند و به اين معنا هستند كه خبرنگاران اين روزها كمتر كار توليدي مي كنند و بيشتر از هر چيز به اينترنت وابسته هستند تا گزارش هايي را كه مي خواهند بنويسند .

اين مشكل يا همان كپي پيست كاري كه خيلي از كارشناسان رشته روزنامه نگاري و رسانه از آن به عنوان" آفت مطبوعات" ياد مي كنند اما فقط مختص ايران نيست و گفته مي شود در همه جاي دنيا گسترش دستيابي به اينترنت چنين پديده اي را به وجود آورده است.

اينترنت كه زمينه دستيابي آسان به هر گونه داده اي را فراهم كرده در حوزه مطبوعات هم ورود پيدا كرده و موجب توليد گزارش هاي تكراري شده است. همانطور كه در متون دانشگاهي و پايان نامه ها هم اين مشكل ديده مي شود . در روزنامه نگاري اين مساله موجب شده ، بسياري از خوانندگان مدام گزارش هايي را در صفحات مورد علاقه شان ببيند كه تنها با تغيير لحن و فرم بازتوليد مي شوند و در عمل هيچ اطلاعات جديدي به خواننده ارايه نمي دهند .

اما چه عاملي موجب بروز اين پديده شده است ؟آيا خبرنگاران اين روزها تنبل تر از گذشته شده اند يا دنياي جديد و عصر ارتباطات همه چيز را آسان كرده و اين موضوع طبيعي است ؟يا شايد مشكلات ريز و درشت روزنامه نگاران به ويژه در ايران آنها را از روزنامه نگاري حرفه اي دور كرده و به روزنامه نگاراني پشت ميز نشين تبديل كرده است؟

روزنامه هايي وابسته به اينترنت

يكي از روزنامه نگاراني كه چند سالي است در روزنامه هاي ايران مشغول به كار است درباره همين مشكل مي گويد :«روزهايي در سال پيش مي آيد كه اينترنت در روزنامه مان قطع مي شود آن موقع اغلب خبرنگاران اصلا نمي دانند چه بايد بكنند؟ گاهي با خودم فكر مي كنم حتما كارمان را درست بلد نيستيم كه قطع شدن اينترنت اين همه به آن لطمه مي زند . دبير گروه مان در اين روزها با طعنه به ما مي گويد ببينيد ما خبرنگاران حرفه اي بوديم و نه شما . آن زمان نه اينترنتي بود و نه جستجو در اينترنت.نمي دانم اين مشكل از ماست يا مقتضيات اين طور است و كاري بدون اينترنت از پيش نمي رود ؟

يكي ديگر از روزنامه نگاراني كه سابقه ده سال كار در حوزه هاي خبري را دارد معتقد است :«من با روزنامه نگاري به اين سبك كاملا مخالفم و هيچگاه هم در سالهاي كاري ام متكي به اينترنت نبوده ام و هميشه سعي كرده ام موقع گزارش نويسي از زاويه اي متفاوت به گزارشم نگاه كنم . به همين خاطر وقتي قصد نوشتن يك گزارش را دارم اصلا درباره آن موضوع جستجوي اينترنتي نمي كنم تا داده هاي قبلي بر ذهنم اثر نگذارد ،مصاحبه هايم را به صورت اختصاصي تهيه مي كنم و اگر در آخر هم گزارشم شباهتي به گزارش هاي قبلي پيدا كرد ،حداقل ناراحت نمي شوم و معتقدم كه من تلاشم را انجام داده ام .»

اين روزنامه نگار كه سابقه دبير سرويسي در مطبوعات ايران را نيز دارد از تجربه هايش مي گويد : «مدت كوتاهي دبير اجتماعي يكي از روزنامه ها بودم .باور نكردني بود تقريبا هيچ روزنامه نگاري حاضر نبود بدون استفاده از اينترنت و به نوعي كپي -پیست كردن از آن گزارش بنويسد هر خبرنگاري كه گزارشش را به من تحويل مي داد با جستجو كردن پاراگرافي از متنش خيلي زود پي مي بردم كه او بيشتر اطلاعات گزارشش را كپي-پیست كرده است. من نمي گويم كه نبايد از اينترنت استفاده كرد اما كپي كردن اطلاعات قديمي و گزارش هاي ديگران كه معلوم نيست بر چه اساسي تهيه شده اند چه فيده اي دارد ؟ اگر قرار باشد همه ما از دست هم كپي كنيم و صفحات روزنامه مان را اين گونه پر كنيم اصلا چرا روزنامه در مي آوريم ؟»

محمد مهدي فرقاني، استاد دانشگاه در اين باره به ايسنا گفته است:« کپی- پیست‌کاری، مشکل بزرگ زمانه ماست، نه فقط در ایران و نه فقط در مطبوعات ما بلکه در جهان و حتی در حوزه کتاب و پایان نامه‌های دانشگاهی ديده مي شود . اینترنت امکان دسترسی به اطلاعات را زیاد کرده و در عین حال امکان دستبرد‌ زدن را هم افزایش داده است. در نتیجه تولید محتوا از طریق کپی- پیست خیلی زیاد شده است.این معضل در کشور ما که قانون کپی‌رایت در آن وجود ندارد خیلی رایج و متداول است.»

اين استاد دانشگاه این موضوع را درد بزرگ زمانه ما مي داند که اگر روابط و معیارهای اخلاقی در آن نهادینه نشود می‌تواند نوعی انحطاط اخلاقی را به‌دنبال داشته باشد .

او مي گويد :«نتیجه اين كار آن است که امروز اصلا نمی‌توان به محتواهایی که منتشر می‌شود به‌عنوان محصول نویسنده رسمی اعتماد کرد و این در درازمدت به اصالت، فکر، فرهنگ و اخلاق لطمه خواهد زد.»

دزدي هاي رسانه اي رايج شده است

يك روزنامه نگار ديگر از موضوع كپي -پيست با نام دزدي رسانه اي نام مي برد و ادامه مي دهد :« من مدتهاست دبير گروه تعدادي از روزنامه ها بوده ام متاسفانه اين روزها انگار خبرنگارها دوست ندارند از جاي شان تكان بخورند ، آنها پشت ميزها و كامپيوترهايشان مي نشينند و با جستجو در اينترنت گزارش مي نويسند و نه تنها زحمت تحقيق و مصاحبه را به خود نمي دهند كه حتي به خود اجازه مي دهند مطالب را بدون ذكر منبع و به اسم خود چاپ كنند گاهي اين موضوع مشكلات جدي براي رسانه اي كه در آن كار كرده ام ايجاد كرده است .من به اين كار دزدي رسانه اي مي گويم .»

اين روزنامه نگار تاكيد مي كند :«اين روزها هيچ مطلبي را بدون اينكه پاراگرف و يا جملات اصلي اش را در اينترنت جستجو نكنم چاپ نمي كنم چرا كه معتقدم اگر اين كار را نكنم فردا براي روزنامه ام مشكلات بدتري به وجود مي آيد، همكارانم با طعنه مي گويند كه به كارشان اعتماد ندارم و من پاسخ مي دهم كه متاسفانه اين چنين است . وقتي مي بينم خبرنگاران از صبح تا شب پاي كامپيوتر نشسته اند و در پايان هر روز كاري هم گزارشي را به من تحويل مي دهند چطور مي توانم به كار آنها اعتماد كنم . قبلا از خبرنگاران تلفني نام مي برديم آنهايي كه وابسته به تلفن و مصاحبه تلفني بودند اما اين روزها اغلب خبرنگاران زحمت اين كار را هم به خود نمي دهند و همه اطلاعات را با فشار دادن چند دگمه روی کیبرد به دست مي آورند ولي اين گزارش ها چقدر براي خود روزنامه نگار است مشخص نيست؟در واقع این نوع روزنامه نگاران اطلاعات جدیدی را به مخاطب نمی دهند و مدام اطلاعات قبلی را باز تولید می کنند.»

يكي ديگر از روزنامه نگاراني كه خودش بارها از شیوه كپي -پيست کردن در مطالبش استفاده كرده شرايط و امكانات روزنامه ها را در اين ميان مقصر مي داند :« وقتي با حقوقي اندك و نامرتب ما را به استخدام يك روزنامه در آورده اند و انتظار دارند تمام وقت هم براي آن نشريه كار كنيم چه انتظاري از ما دارند ؟ براي توليد يك صفحه در روز تنها دو يا سه خبرنگار مشغول به كارند آيا مسوولان روزنامه و ديگران از ما در چنين شرايطي انتظار كار توليدي دارند .»

او توضيح مي دهد :«صفحات خبري ما ساعت سه و نيم بعد از ظهر بايد آماده صفحه بندي باشد مگر ما چند ساعت وقت داريم كه با اين امكانات محدود صفحه را با گزارش هاي توليدي پر كنيم معلوم است كه مجبور مي شويم از منابع اينترنتي براي نوشتن گزارش هايمان استفاده كنيم هر چند من هميشه نكته جديدي را به گزارش هايم اضافه مي كنم اما چاره ديگري وجود ندارد .»

اين روزنامه نگار معتقداست كه هيچ روزنامه نگاري بدش نمي آيد كه گزارشي خوب و با دقت كامل براي روزنامه اش تهيه كند كه هم خودش و هم خوانندگانش از آن لذت ببرند اما وقتي با روزنامه هايي با امكانات محدود كار مي كنيد فكر كردن به اين موضوع هم خنده دار است .

او مي گويد : «وقتي هر روز مجبوري براي صفحات خبري و مياني روزنامه ات گزارش بنويسي چطور ممكن است وقت و يا حتي انگيزه اين را داشته باشي كه براي هر گزارش دست به تحقيق و مصاحبه بزني . اگر هر خبر نگار هفته اي دو گزارش مي نوشت و هر سرويس خبري ده ها خبرنگار داشت آن وقت هيچ روزنامه نگاري دست به كپي كاري نمي زد اما با اين امكانات و در آمد فكر مي كنم همين قدر كه روزنامه نگاران در روزنامه ها باقي مانده اند ، باز هم جاي شكرش باقي است .»

سيد فريد قاسمي ، پژوهشگر مطبوعات ايران نيز در كتاب مطبوعات ايراني* از معضل روزنامه نگاران نشسته سخن مي گويد :«شايد اين روزها اگر كسي وارد تحريريه روزنامه اي شود ،با خودش بگويد .عجب تحريريه خوبي ، همه نشسته اند و كار مي كنند اما در واقع چنين نيست و «روزنامه نگاري نشسته » از مضرات روزنامه نگاري است . اين روزنامه نگاران تابع روابط عمومي ها و افرادي هستند كه مايل به حضور مستمر در روزنامه ها هستند . در اين نوع روزنامه نگاري روزنام نگا رجهت تعيين نمي كند ،بلكه ديگران از بيرون بر او اثر مي گذراند و روزنامه ها هر روز به كوشش افرادي كه مطالبي شسته و رفته براي روزنامه ها مي فرستند حروفچيني و منتشر مي شوند .»

قاسمي براي بررسي اين موضوع به منسوخ شدن نظام تشويقي و تنبيهي در مطبوعات ايران اشاره مي كند :«سابقا خبر خوردن در روزنامه ها تبعاتي در پي داشت و همين طور اگر روزنامه نگاركار ويژه اي انجام مي داد و خبري اختصاصي توليد مي كرد پاداش مي گرفت . منسوخ شدن اين نظام موجب شده بسياري از مطالب تحميلي شود و چون زمان هم در كار روزنامه نگاري بسيار مهم است برخي اين شيوه را مي پذيرند .»

وي همچنين به روزنامه نگاران بدون برنامه و دبيران گروهي كه برنامه خاصي براي گروه خود ندارند هم در اين زمينه اشاره مي كند و نتيجه مي گيرد كه همه اينها مطالبي تكراري را در روزنامه ها باز توليد مي كند .

البته او تاكيد مي كند كه هميشه مقصر روزنامه نگاران نيستند و عوامل مختلفي باعث مي شوند كه روزنامه نگاران بي انگيزه شوند و به كار تكراري روي بياورند . وي عوامل مديريتي،منابع مالي روزنامه ، نبود موسسات مطبوعاتي ، عوامل داخل و خارج از تحريريه ...را در رشد روزنامه نگاران تحريريه نشين مقصر مي داند .

پی نویس :

*قاسمي ، سيد فريد ، مطبوعات ايراني ، تهران، علم 1388

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.