15 فروردین 1393

مصائب روزنامه‎نگاری محلی

روزنامه‎ نگاری محلی سینه خیز رفتن میان سیم‎خاردارهای معابر جنگی است

15 فروردین 1393

حمید مافی*

خبرنگاران ایران

یکم - روزنامه‎نگاری در قزوین سرنوشت و وضعیتی مشابه با روزنامه‎نگاری در ایران دارد؛ با این تفاوت که کار کردن در رسانه‎های محلی و جریان اطلاع رسانی محلی دشواری‎ها و محدودیت‎های بیشتری دارد. روزنامه‎نگاری در ایران را می‎توان یک سیستم دانست با چهار جزء دولت، رسانه‎دار( صاحب رسانه )، روزنامه‎نگار و شهروند به عنوان مخاطب و سوژه.

حیات رسانه در ایران به اراده دولت وابسته است. نظام صدور پروانه انتشار محدود کننده و در اختیار دولت است. با توجه به این‎که دولت برای صدور مجوز نشریه شرایط ویژه‎ای دارد، همگان از این حق برخوردار نیستند. معمولا صاحبان رسانه در ایران افراد نزدیک به قدرت و یا نهادها و جریان‎های سیاسی نزدیک به قدرت و مورد اعتماد نظام هستند. در واقع صدور پروانه نشریه در ایران خودی و غیر‎خودی است. هیات نظارت بر مطبوعات بیش از این که مدافع حقوق رسانه‎ها و آزادی بیان باشد، محدود کننده و در خدمت نظام حاکم است. دولت توزیع کننده یارانه و رانت است. همچنین دولت یکی از منابع اصلی تامین هزینه و درآمد نشریات سراسری و محلی از محل توزیع آگهی‎های دولتی است. طبیعی است که در شهرهای کوچک، حوزه نفوذ و دخالت دولت بیشتر است.

دوم - فرایند صدور مجوز انتشار و خطوط قرمز اصلی و فرعی سبب شده است که رسانه‎داران و صاحبان امتیاز حتی اگر از صاحبان قدرت نباشند، رویکردی محافظه‎کارانه در پیش بگیرند. به این معنا که جزء دوم نظام روزنامه‎نگاری ایران بیش از این که به روزنامه‎نگاران و شهروندان نزدیک باشد تلاش دارد که در سایه و حاشیه قدرت زیست کند تا از مواهب و رانت دولت بهره ببرد.

بر اساس اعلام معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استان قزوین دارای 55 نشریه دارای مجو و 25 نشریه در حال انتشار است که مجوز انتشار تنها روزنامه قزوین به نام نخستین فرماندار بعد از انقلاب است. دو هفته‎نامه تاک و تابان هم متعلق به نمایندگان فعلی و پیشین شهرهای تاکستان و بوئین زهرا در مجلس شورای اسلامی اند. صاحب امتیاز نشریه فروردین امروز به نام رئیس پیشین هیات کشتی قزوین است. نشریه رایحه مهر نام شهردار منطقه دو قزوین را به عنوان صاحب امتیاز دارد. صاحب امتیاز پیام شهر، شهرداری قزوین است.

همچنین استفاده از مطبوعات محلی به عنوان یک بنگاه اقتصادی و سیاسی در قزوین تقریبا متداول است. در سال‎های گذشته برخی از صاحبان امتیاز، نشریه خود را به دیگران اجاره داده‎اند و یا آن را به یک حزب سیاسی انتخاباتی تقلیل داده‎اند. در نخستین انتخابات شورای های شهر، هفته نامه مینودر چنین رویکردی را در پیش گرفت و محور یک ائتلاف سیاسی با عنوان جبهه مردمی دوم خرداد شد. در دومین دوره انتخابات شورای شهر، هفته نامه حدیث قزوین تلاش کرد تا نقش یک حزب سیاسی با عنوان ائتلاف روزنامه‎نگاران اصلاح‎طلب را بازی کند. در سومین دوره انتخابات شوراها هم هفته نامه نامه قزوین محور ائتلاف انتخاباتی با عنوان شهریاران شد.

نگاه رسانه به عنوان یک بنگاه اقتصادی نیز سبب شده است که صاحبان رسانه گاهی اوقات چشمشان را روی واقعیت ببندند. برای نمونه در سال 85، پس از این‎که یک هفته نامه محلی اسناد فساد اقتصادی در شهرداری قزوین را منتشر کرد، شهرداری‎های استان قزوین آگهی‎های خود در این نشریه را قطع کردند. در نهایت نیز این نشریه بود که به خواسته شهرداری برای عدم پیگیری موضوع تن داد. همچنین در سال 82 پس از انتشار یک گزارش از آلودگی‎های ناشی از فاضلاب شرکت الکل بیدستان در یک هفته نامه محلی، مدیران شرکت با یک آگهی دو صفحه‎ای مانع از پیگیری موضوع شدند. در این کشاکش میان رسانه‎داران و منابع قدرت و ثروت در جامعه، دو جزء دیگر این سیستم – روزنامه‎نگاران و شهروندان - زیان دیده‎اند.

سوم – روزنامه‎نگاران به عنوان سومین جزء این سیستم در کنار مشکلاتی که همه روزنامه‎نگاران در سراسر ایران با آن درگیرند، در حوزه محلی مشکلات ویژه‎ ای نیز دارند. رسانه‎های محلی به دلیل این‎که در شرایط عادی سودآور نیستند، سعی می‎کنند که از هزینه نیروی انسانی بکاهند. بسیاری از روزنامه‎نگاران محلی فاقد قرارداد کاری هستند. رسانه ها معمولا هیات تحریریه ندارند. سطح دستمزدها پائین است و روزنامه‎نگاران امنیت شغلی ندارند. متوسط اعضای ثابت هیات تحریریه نشریات در قزوین پنج نفر است. دستمزد روزنامه‎نگاران کمتر از حداقل دستمزد است و بسیاری از روزنامه‎نگاران بیمه نیستند.

در چنین شرایطی، روزنامه‎نگاران برای تامین امرار معاش ناچارند به کار کردن در چند رسانه و یا اشتغال در حوزه دیگری غیر از روزنامه‎نگاری روی بیاورند. همچنین روی آوردن به بازاریابی و جذب رپرتاژ های تبلیغاتی روزنامه نگاران محلی را به ویزیتور-خبرنگار تبدیل می‎کند. مدیران رسانه‎ای نیز معمولا از خبرنگارانی که می‎توانند هزینه خود را تامین کنند و برای رسانه نیز سودآور باشند، استقبال بیشتری می‎کنند.

فقدان نیروی متخصص و روزنامه‎نگاران آموزش دیده در رسانه‎های محلی از دیگر مشکلات درونی خبرنگاران محلی است. قزوین فاقد نهاد آموزشی برای اهالی رسانه است. دوره‎های کوتاه مدت و فشرده آموزش روزنامه‎نگاری در قزوین کمتر از انگشتان یک دست است. به دلیل نزدیکی قزوین به مرکز، بسیاری از روزنامه‎نگاران محلی که برای دوره‎های آموزشی راهی تهران شده‎اند، معمولا جذب رسانه‎های سراسری شده‎اند.

همچنین صاحبان رسانه نیز به دلیل پرداخت دستمزد کمتر سعی می‎کنند که از نیروهای بی‎تجربه و آموزش ندیده استفاده کنند. در چنین شرایطی، پرداختن به سوژه‎های محلی به صورت کارشناسی کمتر در دستور کار رسانه‎ها قرار می‎گیرد. کمتر رسانه محلی در قزوین را می‎توان دید که بودجه سالانه شهرداری و برنامه‎های توسعه و محدودیت‎های استانی را مورد بررسی قرار دهد.

چهارم – در چنین سیستمی شهروندان به عنوان مخاطب و سوژه رسانه‎ها فراموش شده ی اصلی هستند. مطبوعات محلی نیز بیش از آن‎که به شهروندان گرایش داشته و صدای شهروندان باشند، دولت محور، سیاست محور و شخصیت محور هستند. نشریات محلی علاقه زیادی دارند که شبیه نشریات سراسری شوند و معمولا تحت تاثیر رویدادهایی هستند که در مرکز و تهران رخ می‎دهد. رسانه‎های محلی پاسخگوی نیازهای شهروندان نیستند و برای همین هم توان جذب مخاطب محلی را ندارند. بخش زیادی از محتوای رسانه‎های محلی قزوین،اخبار ارسال شده توسط روابط عمومی نهادهای دولتی است و یا مقاله‎هایی که اطلاعات تازه‎ای به مخاطب نمی‎دهد و نقطه تاریکی را روشن نمی‎کند.

پنجم –اگر روزنامه‎نگاری در ایران را به راه رفتن در میدان مین تشبیه می‎کنند، روزنامه‎نگاری محلی سینه خیز رفتن در میان سیم‎خاردارهای معابر جنگی است. در حوزه محلی به دلیل کوچک بودن فضا، دایره نفوذ نهادهای دولتی و امنیتی گسترده‎تر است و تهدیدهای امنیتی بیشتر. نهادهای ذی‎نفوذ کنترل بیشتری بر فضای سیاسی و اجتماعی و به تبع آن رسانه‎ای دارند. خطوط قرمز فرعی بیشتری وجود دارد و همین خطوط قرمز فرعی حداقل در یک و نیم دهه فعالیت مطبوعاتی من در قزوین، بارها گریبان‎گیر رسانه‎ها و روزنامه نگاران شده است.

حضور پررنگ نهادهای دولتی و نیروهای مخالف آزادی مطبوعات در فضای رسانه‎ای قزوین کاملا پیدا است. در یک دهه گذشته به صورت مشخص وب‎سایت‎ها و وبلاگ‎های بسیاری از سوی نیروهای مخالف جریان آزاد اطلاعات راه‎اندازی شده است و این جریان فضای رسانه‎ای قزوین را تسخیر کرده است. به گونه‎ای که در انتخابات خانه مطبوعات قزوین که یک نهاد دولت ساخته است، این جریان حضور پررنگ تری دارد. ضمن این که خانه مطبوعات بیش از آن‎که مدافع آزادی بیان و حقوق صنفی روزنامه‎نگاران باشد، در نقش یک مرکز برای چگونگی توزیع سهمیه کاغذ دولتی تبدیل شده است. غم‎انگیز آن‎که رئیس این نهاد در سال گذشته خواستار لغو مجوز برخی از نشریات شده است.

خبرنگاران قزوین مثل همکارانشان در سراسر ایران از داشتن یک نهاد که مدافع حقوق صنفی آنان باشد و پروژه آموزش و توانمندسازی روزنامه‎نگاران را پیگیری کند، محروم‎اند. کانون روزنامه‎نگاران هلال که در دهه 70 خورشیدی برای دوره‎ای کوتاه فعال شد، سال‎هاست که تعطیل شده و دست‎اندرکاران آن نهادهای تبلیغاتی تاسیس کرده‎اند.

با همه این‎ها و محدودیت‎های امنیتی که در دو دهه گذشته گریبان تعدادی از روزنامه‎نگاران محلی در قزوین را گرفته است، چراغ روزنامه‎نگاری در قزوین روشن مانده و نسل جدید روزنامه‎نگاران در رسانه‎های محلی نشان می‎دهد که هنوز هم روزنامه‎نگاری محلی جذاب است. من امیدوارم که نسل جدید روزنامه‎نگاران در قزوین از خطاهای نسل‎های پیشتر درس گرفته باشند و روزنامه‎نگاری محلی به معنای واقعی را تحقق ببخشند.

*روزنامه نگار و روزنامه نگار سابق محلی در قزوین

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

پاسخ به اين مقاله

  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.