18 اسفند 1392

پوشش خبری اعدام از نمایش بی پرده خشونت تا گزارش های تحلیلی

گزارش اعدام در رسانه ها چگونه باید باشد

18 اسفند 1392

خبرنگاران ایران-صبا اعتماد:

گزارش از صحنه ی اعدام چگونه باید باشد؟ خبرنگاری که گزارش یک اعدام را می نویسد؛ باید چه نکاتی را رعایت کند؟ چقدر تشریح صحنه اعدام ضرورت دارد؟ یک رسانه تا کجا می‌تواند اخبار اعدام را پوشش دهد و اساسا اطلاع رسانی درباره اعدام ها چگونه باید باشد؟ آیا رسانه های ایران اعم از روزنامه های چاپی و سایت های خبری در انعکاس اخبار اعدام یک رویه را پیش گرفته اند؟ درباره چگونگی انتشار عکس ها و گزارش های مربوط به صحنه‌های اعدام بحث ها فراوان است. برخی معتقدند با انتشار گزارش ها و به ویژه عکس ها و فیلم های مربوط به صحنه اعدام، رسانه در ورطه بازتولید خشونت می افتد و از وظیفه ی خود دور می شود. گروهی نیز معتقدند انتشار عکس های فرد اعدام شده و فیلم های مربوط به صحنه‌های اعدام بازی و عملیات روانی حکومت است و خبرنگاران و اهل رسانه باید توان تشخیص میان عملیات روانی و خبر را داشته باشند. در مقابل هم عده ای از اهالی رسانه می گویند وظیفه خبرنگار اطلاع رسانی است و فرقی نمی کند موضوع چه باشد اعدام باشد یا زلزله. باید اطلاع رسانی کرد اما درباره چگونگی انتشار آن حرف و حدیث دارند. این بجث ها را با سه روزنامه نگار در میان گذاشته ام. مهرداد خلیلی، علی کدخدازاده و مسعود سفیری.

در ماههای گذشته در رسانه ها شاهد گزارش های متعدد اعدام ها در قالب نوشتار، عکس و حتی ویدئو بودیم. گزارش هایی که صحنه اعدام و حالت های فرد در انتظار مرگ را به تصویر می کشند؛ عکس هایی از لحظه به لحظه فرد در انتظار مرگ در سایت های رسمی و غیر رسمی ثبت می شود. آیا انتشار عکسی که جوانی با طناب حلق آویز شده، نفس بریده و زبان بیرون آمده است و یا فیلم هایی که التماس جوانی دیگرچقدر در حیطه ی کاری رسانه ها می گنجد؟

پوشش خبری اعدام، وظیفه خبرنگار است

علی کدخدازاده، روزنامه نگار همشهری آنلاین، می‌گوید:"پوشش خبري اعدام به مانند پوشش هر خبري اعم از اجتماعي- اقتصادي- سياسي- هنري و نظاير آن وظيفه يك خبرنگار و رسانه است. استثنا در پوشش خبري خيلي محدود و استثنا ست و آن هم منوط به امنيت ملي است مثلا در دوران جنگ خبرنگاران اجازه ندارند محل و زمان يك عمليات و نظاير آن را بگويند. از اين روي نفس خبر دادن نه تنها بد نيست بلكه وظيفه خبر نگار است." به باور او مخالفت يا موافقت با اين اقدام مثل اينكه آيا آن فرد سزاوار اعدام بود يا نه و اينكه اصلا ايا اعدام اقدامي بازدارنده است يا نه و نظاير آن را یک رسانه مي تواند در قالب مصاحبه گزارش و تفسير منعكس كند.

او می‌گوید:" ارائه خبر درباره اينكه مثلا در ايران گروهي مشتاقانه به تماشاي اعدام مي ايستند و اينكه عكس مي گيرند و انواع عكس‌العمل ها نيز وظيفه يك خبر نگار است چرا كه او يك واقعيت عمومي را كه در ملا عام محقق شده است منعكس مي كند تا خوانندگاني كه آنجا نبودند از آن آگاه شوند مثل گزارش از يك دادگاه، يك كنفرانس در خارج از كشور، بحث هاي مجلس فستيوال فيلم و نظاير آن."

اما او تاکید می کند که برای بررسی اينكه رفتار مردم درست است يا نه و آيا اعدام در محيط عمومي درست است يا نه منوط به مصاحبه و تفسير و يادداشت و غیره است. کدخدازاده معتقد است تنها موضوع، مسئله نمايش دادن تصويري مرحله اعدام است:" اين بحث هميشه ادامه دارد كه بايد اين واقعيت را نشان داد يا نه؟ مثلا اگر من در حال تماشاي دريده شدن يك انسان از سوي يك شير هستم بايد به او كمك كنم يا به عنوان يك عكاس خبرنگار وظيفه من ثبت آن لحظه است؟ بايد به مجروحان حين جنگ كمك كنم يا از آنها عكس بگيرم؟ این بحث هميشه وجود دارد اما به گمان من اخلاق و انسانيت بالاتر از هر شغلي است و از اين روي من مخالف به نمايش گذاشتن آن هستم."

او ادامه می دهد:"من سالها در همشهري مكتوب- چاپي كار كردم و حدود 21 سال است كه كار مطبوعاتي مي كنم و در نشريات مختلفي كار كردم هر گز موافق به تماشا گذاشتن اين گونه تصوير ها نبودم. اكنون هم كه حدود شش سال است در عرصه روزنامه نگاري آنلاين به صورت جدي در همشهري آنلاين كار مي‌كنم من و همكارانم هرگز موافق به تصوير گذاشتن لحظات دلخراش و منفي نيستيم. مگر استثناها كه نمي‌دانم آن استثنا چيست و چه وقت به سراغ ما مي آيد. به عبارتي قاعده من اين است كه نه. مگر استثنايي كه آن را شرايط تحميل خواهد كرد مثل پاره‌اي از عكسها در خصوص زلزله و نظاير آن."

خبرهای اعدام با تحلیل و نظرات کارشناسی منتشر شوند

مسعود سفیری، روزنامه نگار که با شبکه صدای امریکا همکاری دارد؛ قاطعانه به نمایش صحنه‌های اعدام در رسانه ها نه می‌گوید و مخالفتش را اعلام می کند:"من قطعا هم مخالف اعدام هستم و هم مخالف نمایش آن در رسانه ها."

وقتی از او می پرسم که یک رسانه تا کجا حق دارد تصاویر مربوط به اعدام را منتشر کند؛ می‌گوید:" دولت ایران با توجه به نگاه دینی به مقوله قانون همه را گناهکار تلقی می کند. به همین دلیل مجازات اعدام را وضع و تبلیغ می کند. تاکید می کنم تبلیغ! برای اینکه آن را روشی برای مبارزه می داند و تماشا کننده هم در حال تجربه مجازات است."

به باور او رسانه ها به دو دلیل این کار انجام می دهند:"حکومتی ها به عنوان برگ برنده و رسانه های مستقل برای هشدار به افکار عمومی داخلی و خارجی."

رسانه های مستقل ها برای هشدار به افکار عمومی چنین اقدامی می کنند؛یعنی چه؟ در جوابم می‌گوید:" شاید به این دلیل که ضد انسانی بودن آن را نشان دهد." می‌گوید:" رسانه یعنی کلمه. تصویر برای انتقال پیام به کار گرفته می شود. به همین دلیل تاکید می کنم باید بین این دو نگاه تفکیک قائل شد."

او یکی از تجربیاتش را در همین باره بیان می کند:" در ماجرای اعدام دسته جمعی در خاک سفید، من از چاپ تصاویر جلوی گیری کردم. به نظر من ترویج خشونت وزارت اطلاعات بود. از نظر من آنها قربانی بودند و آن تصاویر وحشت زا بود. من نمی توانستم به خودم اجازه انتشار آنها را بدهم."

گفته می شود انتشار صحنه‌های اعدام یک نوع عملیات روانی از سوی حکومت است و خبرنگار باید بین عملیات روانی و خبر را تشخیص دهد. خبرنگار چطور می‌تواند این تشخیص را به درستی انجام بدهد؟ سفیری در جوابم می‌گوید:" روزنامه نگار ی یعنی زندگی با واقعیت. ما حق نداریم تسلیم رویا و تصورشویم. هزاران نفر از سال ۵۷ اعدام شده اند آیا از دامنه جرائم کاسته شده؟ به همین دلیل دولت ایران با وحشت حکومت می کند." در این شرایط خبرنگار چه کند؟ جواب می دهد:" باید خبر را کار کند اما با حاشیه ها و با تحلیل و با نظر کارشناسی. به دلیل جو سانسور نمی توان پیشنهاد داد که همه خبر ها را سانسور کنند."

رسانه ای که در آن کار می کنید؛ خط قرمزها برای نشان دادن یا ندادن تصاویر مربوط به اعدام تا کجاست؟ این روزنامه نگار صدای امریکا می‌گوید:"نمایش صحنه‌های اعدام ترویج خشونت تلقی می شود. پس ممنوع است. بنابراین خبر مربوط به اعدام با تحلیل و کارشناسی باید به مخاطب برسد."

روزنامه های اصلاح طلب تمایلی به نشان دادن بی پرده خشونتی مثل اعدام ندارند

مهرداد خلیلی، مدرس روزنامه نگاری در ایران نیز در این باره می‌گوید:"واقعيت اين است كه در ميان صاحب نظران هم در اين باره اختلاف نظر فراوان است. برخي معتقدند كه انتشار چنين تصاويري باعث خدشه دار شدن افكار عمومي می‌شود و حتي ممكن است سلامت رواني برخي مخاطبان را به خطر بياندازد. از سوي ديگر برخي صاحب نظران معتقدند كه اين كار همانند اشكال ديگر خبررساني است كه در آن كليه اجزاي وقوع يك حادثه تشريح می‌شود. با اين وجود به نظر مي رسد كه انتشار تصاوير اجراي احكام اين چنين در كشور ما تابع هيچ منطقي نيست."

به اعتقاد این روزنامه نگار اين تصاوير بيشتر بر اساس نظريه اي منتشر مي شوند كه باور دارد نمايش تنبيه متخلفان مي تواند مانع از جري شدن و ترويج خلاف و جرم شود. اگر چه ميزان موفقيت و تأثیر گذاري اين نظريه هيچگاه از سوي نهاد ها و پژوهشگران سنجيده نشده و باور عمومي آگاهان و صاحب نظران خلاف اين نظر است.

وی ادامه می دهد:" اما متاسفانه عاملان انتشار اين نوع تصاوير به اين حرف ها توجهي ندارند و در رسانه هاي همسوي خود به راحتي اقدام به اين كار مي كنند. ناگفته نماند كه خوشبختانه هنوز رسانه هاي رسمي و جدي ايران از انتشار اين تصاوير خودداري مي كنند." کدام رسانه ها در ایران از انتشار تصاویر مربوط به اعدام خودداری می کنند و کدام ها نه؟ چرا که بارها حتی تلویزیون صحنه‌های اعدام را به نمایش گذاشته است. در جوابم مهرداد خلیلی می‌گوید:" بله همينطور است اما با بروز مخالفت هاي متعدد خوشبختانه صدا و سيما نيز اين رويه را كنار گذاشت. منظور من از رسانه هاي رسمي و جدي بيشتر روزنامه هاي اصلاح طلب و برخي از رسانه هاي منسوب به اصولگرايان است كه تلاش دارند حداقل هاي حرفه اي كار رسانه را رعايت كنند."

به گفته او در حال حاضر سپهر رسانه‌ای ايران به چند بخش تقسيم شده است. رسانه هاي داراي مجوز مكتوب مانند روزنامه ها كه خود داراي تنوع گوناگوني هستند. در اين طيف روزنامه هاي اصلاح طلب هيچ تمايلي به نمايش بي پرده خشونت آن هم از نوع اعدام از خود نشان نمي دهند. روزنامه هاي طيف اصولگرا نيز تنها در برخي مواقع كه بيشتر موضوع جنبه حمايت از مسايل حاكميتي دارد به اين موضوع توجه مي كنند.

این مدرس روزنامه نگاری بیشتر عکس ها و فیلم های منتشره را منسوب به سایت هایی می داند که در پی جذب مخاطب هستند:" در ميان رسانه هاي مجازي ما شاهد خبرگزاري ها و انبوه سایت‌هاي بي نام و نشان هستيم. در اين بخش واقعا هيچ ضابطه اي وجود ندارد و از آن جايي كه بيشتر اين سایت‌ها نقش شبنامه نويسان مدرن را بر عهده دارند براي كسب مخاطب بيشتر به هر كاري دست مي زنند. منظور من اين است كه مثلا انتشار تصاوير اعدام در يك خبرگزاري وابسته به يك نهاد نظامي بيشتر نشان دهنده خط فكري حاكم بر اين گروه است. اما انتشار اين تصاوير در بسياري از فضاهاي مجازي تنها براي كسب مخاطب است همان كاري كه نشريات زرد براي افزايش تيراژ پي مي گيرند."

برخی از روزنامه‌نگاران هم معتقدند که انتشار این مطالب و صحنه‌ها عملیات روانی است و این وظیفه خبرنگار است که باید بتواند بین خبر و عملیات روانی را تشخیص دهد. وقتی اصول و ضوابطی وجود ندارد؛ یک خبرنگار چطور می‌تواند بین عملیات روانی و یا خبر رو تشخیص دهد؟ خلیلی در پاسخ می‌گوید:" در واقع در شرايط فعلي اين امر از حوزه تشخيص و اختيار خبرنگاران خارج است. يكي اينكه تصميم اصلي انتشار اين تصاوير از سوي مديران مسئول و سردبيراني اتخاذ می‌شود كه با ضوابط خاص به كار مشغول هستند و خيلي از آن‌ها حتي سابقه چنداني در كار رسانه‌ای ندارند. ديگر اينكه بسياري از اين سایت‌ها، رسانه‌هایی هستند كه برخي گروه‌های سياسي يا فشار براي پيشبرد اهدافشان راه‌اندازی کرده‌اند و به همين دليل نیازمند آن هستند كه تيراژ يا بازدیدکننده فراوان داشته باشند تا در زمان مورد نياز اخبارشان تأثیر گذاري و دامنه انتشار بيشتري پيدا كند."

به باور او انتشار اين تصاوير يك خطاي بزرگ است چرا که كشور ايران در وضعيت بحراني از نظر فشارهای اقتصادي و اجتماعي است و بنابراين دليلي وجود ندارد كه بخواهيم با انتشار اين تصاوير بر ميزان تنش و ناامني رواني آن بیفزاییم.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.