10 شهریور 1390

فاصله دستمزد روزنامه نگاران ایرانی با روزنامه نگاران غربی

مقایسه درآمد خبرنگاران نشریات اصلاح طلب و اصولگرا در ایران

10 شهریور 1390

خبرنگاران ایران -سارا محسنی: حتما زمانی که در تحریریه های رسانه های مختلف مشغول فعالیت بودید این را شنیده اید که خبرنگاران می گویند :« برای ثروتمند شدن خبرنگار نشو. هیچ وقت ثروتمند نمی شوی.»

این تعریف یکی از رسانه های آمریکایی برای شغل خبرنگاری است، در حالیکه در این رسانه ها حداقل دستمزد یک خبرنگار تازه کار سالانه 30 هزار دلار است و در مقابل یک خبرنگار حرفه ای در ایران در روزنامه های منسوب به دیدگاه های اصلاح طلبی بین 4 هزار و 500 تا شش هزار دلار در سال درآمد دارد، تازه اگر شانس با وی همراهی کند و روزنامه اش در وسط راه توقیف نشود.

نگاهی به میزان درآمد روزنامه‌نگاران اروپایی نیز با وجود اینکه آنها در مقایسه با روزنامه‌نگاران آمریکایی حقوق کمتری دریافت می کنند نیز نشان دهنده فاصله معنادار حقوق دریافتی آنها با روزنامه‌نگاران ایرانی است. حداقل دستمزد برای یک روزنامه‌نگار کارآموز در اروپا 10 هزار دلار در سال است .

از سوی دیگر، هم میزان تجربه کاری و هم نوع حوزه کاری می تواند این رقم ها را دستخوش تغییر کند به طوریکه خبرنگاران حوزه اقتصادی در آمریکا طبق آخرین آماری که منتشر شده است در طول یکسال دستمزدی بین 56 هزار و 220 دلار برای رسانه های متنی تا 78 هزار و 438 دلار برای خبرگزاری ها داشتند.

دستمزد خبرنگاران ایرانی جامانده از خبرنگاران دنیا

اما وضعیت در ایران بسیار متفاوت است. هم صحبت شدن با یکی از خبرنگاران ایرانی که حدود ده سال سابقه فعالیت دارد نشان می دهد که در ایران بر اساس سابقه فعالیت دستمزدی تعلق نمی گیرد و بیشتر خط و ربط رسانه است که تعیین کننده حق و حقوق خبرنگار می شود. در این بین باز هم به نسبت دنیا وضعیت دستمزد خبرنگاران در ایران بسیار نامناسب است به طوریکه در بهترین شرایط یک خبرنگار در ایران سالی 22 هزار دلار درآمد دارد که این میزان درآمد در رسانه های حکومتی مانند صدا و سیما مشاهده شده است.

وقتی از خبرنگاری که در حوزه مجلس فعالیت می کند درباره دستمزد خبرنگاران ایرانی می پرسم مکثی می کند و سپس در این باره می گوید: «خبرنگاران حوزه مجلس در رسانه های اصولگرا یا نزدیک به دولت قطعا زیر ماهی یک میلیون حقوق نمی گیرند و دستمزد آنها بین یک میلیون تا یک میلیون و نیم در نوسان است.»

وی می گوید: «به طور مثال خبرآنلاین (وابسته به اصولگراها) یک میلیون و 200 هزار تومان دستمزده می دهد و یا روزنامه همشهری (وابسته به شهردار اصولگرای تهران) یک میلیون تومان. حتی روزنامه تهران امروز رسانه ای که هم جهت با فعالیت های شهرداری تهران حرکت می کند و به عنوان روزنامه اصولگرا مدافع نظام جمهوری اسلامی شناخته می شود به خبرنگار مجلس خود بالای یک میلیون تومان دستمزد می دهد.»

این خبرنگار در مقابل به رسانه های اصلاح طلب هم اشاره می کند و می گوید: «روزنامه ای مانند اعتماد یا شرق به خبرنگار مجلس خود حقوقی بین 500 هزار تومان تا 600 هزار تومان در ماه می دهد که در مقایسه با رسانه های اصولگرا تقریبا نصف است.»

حکایت تلخ دستمزد خبرنگاران حق التحریری در ایران

در این میان، حکایت خبرنگاران حق‌التحریری حکایت تلخی است در حالیکه در دنیا خبرنگاران آزاد که تقریبا تعریفی مشابه خبرنگاران حق التحریری در ایران را دارند دستمزد بالایی را به خود اختصاص می دهند.

بررسی آماری که یکی از رسانه های آمریکایی منتشر کرده است نشان می دهد که خبرنگاران آزاد در این کشور سالانه 100 هزار دلار درآمد دارند. یعنی حدود ماهی 8 هزار و 300 دلار درآمد که از درآمد سالانه بسیاری از خبرنگاران ایرانی بیشتر است.

در ایران خبرنگاران حق التحریری برای دریافت دستمزد، با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند. بسیار مشاهده شده که در پرداخت دستمزد این نوع خبرنگاران، کم کاری‌هایی از جانب صاحبان برخی نشریات به عمل آمده و خبرنگاران به دلایل گوناگونی نظیر نبود مراجعی برای احقاق حقوق خود یا به خاطر مواجه شدن با فرایندهای طاقت‌فرسای قانون، از حقوق خود منصرف شده‌اند.

یکی از خبرنگارانی که برای سال ها به عنوان خبرنگار آزاد در رسانه های اصلاح طلب کار کرده است در این باره می گوید:« اگر کل حق خوری هایی را که در طی پنج سال بر من رفته است ، حساب کتاب کنم شاید سالی یک میلیون تومان رسانه هایی که با آنها کار کردم حق و حقوق من را ندادند. هر چقدر پیگیر بودم نتیجه ای در برنداشته است.»

وی معتقد است خبرنگار حق التحریری در ایران باید یک کفش آهنین به پا کند و دنبال حق و حقوق و دستمزدش بدود ضمن اینکه رسانه هایی که حق التحریرشان هم پرداخت می کنند با فاصله 4 تا 6 ماه این پول را می پردازند.

خبرنگاران تلویزیون دولتی ایران در صدر دریافت بیشترین دستمزدها

اما در مقابل خبرنگاران رسانه های تصویری در ایران مانند رادیو و تلویزیون دولتی وضع بهتری دارند . گرچه این آمار در دنیا هم همینگونه است به طوریکه خبرنگاران رادیو و تلویزیون در آمریکا سالانه 71 هزار دلار درآمد دارند این درآمد در ایران 22 هزار دلار در سال است.

یکی از خبرنگاران شبکه بین المللی پرس تی وی که یک سال پیش از این رسانه جدا شده در این باره می گوید:

«من در پرس تی وی شیفتی حقوق می گرفتم. همین هم باعث شده بود تا همیشه بچه ها بخواهند شیفت های بیشتری بگیرن. هر شیفتی که می ماندم ۷۹ هزار تومان حقوق می گرفتم.»

شیف های رسانه ای مانند پرس تی وی 8 ساعت در روز است که 7 ساعت آن کار و یک ساعت استراحت بین کار است.

این خبرنگار سابق پرس تی وی در عین حال توضیح می دهد :«کم پیش می آمد که ۷۹ هزار تومان برای هر شیف را کامل بدهند. آخر ماه ارزیابی می شدیم (توسط سردبیر و ویراستار) بعد رتبه بندی می شدیم و دریافتی بر این اساس تعیین می شد. مثلا من۲۰ درصد این ۴ سال که آنجا کار کردم ۱۰۰ درصد دریافتی داشتم. البته ۵ درصد مالیات رو هم درنظر باید گرفت. یعنی ۹۵ درصد. خیلی وقت ها ۸۵ درصد می گرفتم.»

وی در عین حال می گوید گرچه دستمزدها در پرس تی وی خوب بود اما امنیت شغلی و بیمه نداشتیم و به راحتی در طول این 4 سالی که آنجا بودم خبرنگاران را اخراج می کردند.

مدیرانی که حقوق خبرنگاران را نادیده می گیرند

حال در شرایطی که اکثر خبرنگاران ایرانی با مشکلات مالی بسیاری دست به گریبان هستند در این بین مدیران برخی از مطبوعات نیز از این وضعیت نهایت بهره را می برند و خواسته‌های مشروع و نامشروع خود را بر كارمندان خود تحمیل كنند.

اوج این مساله سه سال پیش روی داد و سبب شد كه تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب با انتشار بیانیه‌ای از این وضع گلایه كنند.

در بخشی از این بیانیه آمده بود: « متاسفانه باید بپذیریم که امروز اهالی مطبوعات و در راس آنها روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب در جهت پیکانی دووجهی قرار دارند و آن چه بیش از هر چیز کام را بر روزنامه‌نگاری تلخ می‌کند رفتار غیرحرفه‌ای و غیرصنفی برخی از مدیرانی است که بر مشکلات اجتماعی روزنامه‌نگاران می‌افزایند. اخراج خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به بهانه‌های مختلف از جمله اعتراض نسبت به نادیده گرفتن قانون کار از سوی مدیران و اجحاف صنفی به کارکنان تحریریه و یا بهانه‌های سیاسی و عقیدتی می‌تواند بهترین مثال برای این ماجرا باشد.»

با بررسی دستمزد ها در رسانه های کشور به این نتیجه می رسیم که به دلیل نبود نظام جامعی در خصوص پرداخت دستمزد روزنامه‌نگاران، هر نشریه‌ای بنا به سلیقه خود در این زمینه اقدام کرده و در واقع، قاعده منظمی برآن حاکم نیست. در شرایط فعلی وضعیت به صورتی است که روزنامه‌نگار امنیت شغلی نداشته و هر روز می‌تواند احتمال دهد آخرین روز کاری‌اش در موسسه مطبوعاتی باشد.

محمد مهدی فرقانی، مدرس علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفت و گویی که چند ماه پیش با روزنامه «همشهری» داشت از زاویه‌ای دیگر به مسئله دستمزد روزنامه‌نگاران می‌نگرد. به اعتقاد وی، روزنامه‌نگاری پیش از آنکه به عنوان یک شغل اقتصادی در نظر گرفته شود، یک وظیفه و مسئولیت اجتماعی است.بنابراین بعد اقتصادی حرفه روزنامه‌نگاری نسبت به مسئولیت اجتماعی آن در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد و کسانی که به این حرفه وارد می‌شوند، در وهله اول، باید دغدغه منافع عامه را داشته باشند.

وی می‌افزاید: «از اینکه بگذریم اما، در تامین حقوق روزنامه‌نگاران باید حداقل‌هایی فراهم باشد تا آنها به وادی فساد، زد و بند و ایجاد روابط نامشروع با منابع خبری گرفتار نشوند.چرا که شغل روزنامه‌نگاری همانند قضاوت است که چنانچه فاسد شود می‌تواند حقوق مردم را به راحتی زیر پا گذاشته و به منافع شخصی خود بیندیشد.»

فرقانی اهمیت حرفه روزنامه‌نگاری را از حرفه قضاوت مهمتر می‌داند چرا که به اعتقاد وی، قاضی با حقوق فردی سروکار دارد، اما روزنامه‌نگار با حقوق اجتماعی. وی تصریح می‌کند:« اگر روزنامه‌نگار یک نارسایی را در جایی لاپوشانی کند، نقدی را مطرح نکند یا از افشای سوء استفاده و فسادی چشم‌پوشی کند، به منافع جامعه خیانت کرده است. بنابراین برای اینکه روزنامه‌نگاری سالمی داشته باشیم ضروری است تضمین‌های حداقلی به لحاظ معیشت و حقوق برای شاغلان این حرفه فراهم کنیم.»

به اعتقاد وی، در این صورت است که می‌توان نسبت به شکل‌گیری روزنامه‌نگاری حرفه‌ای با دوام و مسئولیت‌پذیر امیدوار بود. چون مسئولیت را کسانی می‌پذیرند که قصد دارند برای یک عمر در حرفه‌ای فعالیت کنند، زندگی خود را با درآمد آن حرفه تنظیم کرده و در واقع، سرنوشت خود را با آن گره بزنند.

در ایران خبرنگار بودن و خبرنگار ماندن کار بسیار دشواری است. در سال های اخیر که جمعیت زیادی از خبرنگاران به دلیل کم بودن دستمزد یا تعطیلی رسانه اشان مجبور به خانه نشینی شده اند ترجیح می دهند سابقه کاری خود در این رشته را نادیده بگیرند و رشته و حوزه فعالیت جدیدی را تجربه کنند تا شاید بتوانند زندگی ساده ای را اداره کنند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.