23 اسفند 1392

یادداشت های شفاهی، واقعا یادداشت مطبوعاتی محسوب می شوند

یادداشت شفاهی، تحفه روزنامه های ایران

23 اسفند 1392

خبرنگاران ایران - نیکی آزاد: آیا هر نوشته‌ای را که حاوی نظرات شخصی نویسنده است می‌توان یک یادداشت مطبوعاتی دانست؟ یک یادداشت مطبوعاتی چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا برای نوشتن یک یادداشت هم مانند گزارش و گفت و گو باید قواعد خاصی را رعایت کرد؟ آیا یادداشت های شفاهی که این روز‌ها در مطبوعات ایران باب شده‌اند نیز یادداشت مطبوعاتی قلمداد می‌شوند؟ آیا می‌توان آن‌ها را شیوه جدیدی از یادداشت نویسی در روزنامه نگاری محسوب کرد؟ آیا این شیوه نوشتن یادداشت فقط ویژه مطبوعات ایران است یا روزنامه‌ها در دیگر نقاط دنیا هم از این روش استفاده می‌کنند؟ و در ‌‌نهایت اینکه آیا روزنامه نگار و خبرنگار هم می‌تواند یادداشت نویس باشد یا یادداشت نویسان و تحلیلگران ویژگی‌ها و شرایط حرفه‌ای متفاوتی دارند؟

تحریریه‌ای جداگانه برای یادداشت نویسان

یادداشت یکی از قالب های مهم مطبوعاتی است. «جان برترام اوکز» دبیر بخش یادداشت و سرمقاله روزنامه نیویورک تایمزدر سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۶ کسی که دوبار به خاطر نوشتن یادداشت برنده جایزه پولیتزر روزنامه نگاری شده است در تعریف یادداشت مطبوعاتی می‌گوید: «اگر روزنامه را به عنوان موجود زنده‌ای در نظر بگیریم خبر مثل خون این موجود زنده است و صفحه اول مثل صورتش است و یادداشت‌ها و نقد‌ها و سرمقاله‌ها مثل روح آن می‌مانند وقتی نظر‌ها و یادداشت‌ها خام باشند به این می‌ماند که روزنامه کاراکتر و روح خود را از دست داده است.»

احسان صفا‌پور یکی از روزنامه نگارانی است که در گفت و گو با ما به شرح ویژگی‌های یادداشت مطبوعاتی می‌پردازد: «به طور حتم و دست کم در عرف و سنت بین‌المللی روزنامه‌نگاری، یادداشت ویژگی‌های مشخصی دارد تا آنجا که دربرخی روزنامه‌ها تحریریه‌ای جداگانه برای آن تدارک می‌بینند.»

این پژوهشگر حوزه مطبوعات تاکید می‌کند: «به صورت عمومی آنچه ما به عنوان یادداشت در مطبوعات و رسانه‌های خبری آنلاین می‌شناسیم، قالبی از روزنامه‌نگاری است که اطلاعات و تحلیل مورد نیاز مخاطب را فرا‌تر از آنچه در خبر محض وجود دارد، تامین می‌کند یا به عبارت دیگر و در قاموس آکادمیک به «چرایی» و «چگونگی» که عناصر پنجم و ششم خبر هستند می‌پردازد. در نشریات غربی به ویژه در سبک روزنامه‌نگاری آمریکایی، یادداشت در دو شکل (Opinionو Letter) مدنظر است و در بیشتر روزنامه‌ها تحریریه بخش یادداشت یا (Editorial and Opinion) از تحریریه خبر مجزاست.

او با اشاره به اینکه نوشتن یادداشت، فرآیندی تخصصی و قاعده‌مند در روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های خبری است اما به طور عمده این قواعد در رسانه‌های مختلف، تفاوت‌هایی جزئی با یکدیگر دارند می‌گوید: «این تفاوت‌ها نه در ماهیت و ساختار بلکه در مواردی همچون تعداد کلمات، نحوه رویکرد نویسنده با رویداد و شیوه‌های ارسال مطلب است.

به عنوان مثال تعداد کلمات یادداشت‌های معروف به Opinion در روزنامه یو اس‌ای تودی باید بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ کلمه باشد و به طور خاص رویداد یا واقعه‌ای را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. اما در این روزنامه تعداد کلمات استاندارد یادداشت های معروف به Letter دویست و پنجاه کمتر از آن است. در همین حال روزنامه‌ای مانند شیکاگو تریبیون برای یادداشت‌هایش محدودیت‌های نظیر یواس‌ای تودی یا وال استریت ژورنال را ندارد.

خبرنگاران بیشتر گزارشگر هستند تا تحلیلگر

«یادداشت مطبوعاتی، به نوشته‌ای کوتاه و گویا گفته می‌شود که برای ابراز نظر در مطبوعات رایج است.» این تعریف ساسان آقایی، دیگر روزنامه نگاری است که با ما در این باره گفت و گو می‌کند.

او در ادامه با اشاره به تفاوت های جدی گزارش و خبر نویسی با این قالب مطبوعاتی تاکید می‌کند: «یادداشت نویسی هم بنا بر سلیقه و نثر نویسنده و موضوع، بیان متفاوتی دارد اما باید تفاوت‌های جدی با گزارش که «روایت یک اتفاق» و خبر که «شرح یک ماجرا» ست را در تعریف آن قائل شد.»

او معتقد است: «خبرنگاران به دلیل این ‌که راوی خبر هستند، بیشتر گزارش‌گران خوبی هستند تا تحلیل‌گران متبحری و یادداشت نویسی بیشتر به حوزهٔ روزنامه‌نگاری تا خبرنگاری بازمی‌گردد و این دو حوزه از هم متفاوت هستند.»

روزنامه نگاری، داستان نویسی و یادداشت مطبوعاتی

احسان صفاپور اما ویژگی‌های یک یادداشت خوب را با پیوندی که میان روزنامه نگاری و داستان نویسی برقرار می‌کند توضیح می‌دهد: «من همیشه مایل بوده‌ام نسبتی میان روزنامه‌نگاری و داستان‌نویسی برقرار کنم. بنابراین آنچه در این بخش می‌گویم نه استانداردی جهان شمول، بلکه تطبیق معقولاتی میان رشته‌ای است. در پژوهش‌های داستان نویسی همواره به این نکته برخورده‌ام که نویسندگان در سه مورد، تشخص خود را قوام داده‌اند. پرسپکتیو شخصی یا‌‌ همان نقطه نظری که نویسنده نسبت به جهان پیرامون خود دارد، کمپوزیسیون یا ترکیب بندی (چیدمان بیان) ودر آخر زبان. نویسندگان تراز اول همواره در این سه مورد تشخص خود را نسبت به هم‌تباران خود حفظ کرده‌اند. به نظرم یادداشت نویس نیز باید هر سه این موارد را به تکنیک‌های نگارشی و حرفه‌ای خود بیافزاید. در این مسیر سوای دانش‌افزایی آکادمیک و غور در منابع تخصصی، مطالعه زندگینامه‌ها، یادداشت‌های روزانه و جستارنویسی‌های نویسندگان بزرگ برای روزنامه‌نگاران علاقه‌مند به یادداشت‌نویسی راهگشاست. برای نمونه کتاب «نوت بوک» ژوزه ساراماگو را به همکارانم پیشنهاد می‌کنم.»

ستون نویسان چه کسانی هستند؟

اما جدا از شگرد‌ها و تکنیک‌های یادداشت‌نویسی یادداشت نویسان یا ستون نویسان چه کسانی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟

صفاپور در پاسخ به این سوال می‌گوید: «پاسخ به این سئوال تا حدود مشخصی، تمایز میان یادداشت‌نویس و خبرنگار را عیان می‌کند. واقعیت آن است که از دیرباز فرم‌های مکمل روزنامه‌نگاری مورد نظر نظر اداره کنندگان بنگاه‌های مطبوعاتی، روزنامه‌نگاران و خوانندگان بوده است چرا که مخاطب همواره و به طور ذاتی پس از «اطلاعات» به «آگاهی» نیز نیاز داشته است. بنابراین پس از مطالعه خبر (رویداد) علاقه دارد از جوهرهٔ رویداد نیز مطلع باشد. به این ترتیب روزنامه‌ها همواره افرادی را در استخدام داشته‌اند که ماموریتشان ارضای این نیاز مخاطبان بوده است. افرادی که در دایرهٔ روزنامه‌نگاری به آن‌ها ستون نویس اطلاق می‌شود. ستون نویسان یا‌‌ همان یادداشت‌نویسان به طور عمده روزنامه‌نگارانی هستند که با تکیه بر قوهٔ تحلیل و تفسیر، تلاش می‌کنند دیدگاه و رای شخصی خود را دربارهٔ رویداد به مخاطب ارائه کنند تا مخاطب درک، دریافت و ذهنیت واضح‌تری نسبت به رویداد پیدا کند.

به گفته وی این نویسندگان متبحر و کارآزموده هستند که نه تنها قدرت تحلیل وقایع و اخبار دارند، بلکه می‌توانند اطلاعات و محتوای اخبار را به منظور هیافتی نو پایش کنند و چشم‌اندازی روشن از آن‌چه به وقوع پیوسته است را پیش چشم مخاطب بگذارند.

او سردبیران روزنامه‌ها را از جمله این افراد می‌داند: «وقتی می‌گوییم سردبیر، مشخص است از فردی یاد می‌کنیم که تمام مدارج حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را طی کرده و در تراز کار‌شناسی صاحب‌نظر در مقام تفسیر و تحلیل قرار گرفته است. به جز این دسته از افراد، سایر یادداشت‌نویسان شاغل در تحریریه‌ها نیز چنین مشخصه‌ای دارند. آن‌ها ممکن است همچون خبرنگاران برای نگارش و تدوین متن خود مصاحبه کنند، به آمار و ارقام ارجاع دهند و حتی ممکن است در متن رویداد حاضر شوند، اما آنجا از خبرنگاران متمایز می‌شوند که محصول نهایی کارشان تنها روایت بی‌طرفانه، زمانمند و مکانمند رویداد نیست. بلکه آمیخته به تحلیل شخصی، استنباط، نتیجه‌گرایی و حتی پیش‌بینی است.

گروه دیگری که این روزنامه نگار آن‌ها را یادداشت نویس می‌داند افراد شناخته شده، کار‌شناسان، مفسران و نخبگان بیرون از تحریریه‌ها هستند: «دایره‌ای وسیع، از سیاستمداران و دولتمردان گرفته تا آکادمیسین‌ها و تکنسین‌های علوم مختلف، این گروه را در بر گرفته است. البته متن نهایی نوشته شده توسط این افراد از سوی دبیران بخش مقالات و یادداشت‌های روزنامه مورد بازبینی و ویرایش قرار می‌گیرد تا به استانداردهای مشخص روزنامه یا وب‌سایتی خاص برسند. پس از اعمال این جرح و تعدیل‌ها که البته با مشورت‌های پیاپی با خود نویسنده انجام می‌شود، یادداشت‌های بیرون تحریریه‌ای آماده انتشار می‌شوند. در این‌جا باید به این نکته نیز توجه داشت که پرستیژ و عنوان شغلی نویسنده الزامی برای انتشار مطلب او فراهم نمی‌کند. مثال روشن‌اش رد شدن یادداشت سناتور مک‌کین در هنگامهٔ مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۰۸ در روزنامه نیویورک تایمز است.»

روزنامه نگاری و یادداشت نویسی

آیا روزنامه نگاران و خبرنگاران بعد از مدت‌ها کار کردن در حوزه خبریشان می‌توانند یاداشت نویسان موفقی باشند؟ آن گونه که در مطبوعات ایران‌گاه سردبیران و دبیران سرویس توقع دارند روزنامه نگاران بعد از تخصص یافتن در حوزه خبریشان یادداشت نویسان خوبی هم باشند؟

آقایی در پاسخ به این سوال تاکید می‌کند: «نوشتن یادداشت، نیازمند توانمندی‌های متفاوت‌تری نسبت به کار خبری‌است. هم‌چنان که ممکن است یک تحلیل‌گر خوب، از نوشتن یک گزارش خبری خوب ناتوان باشد، یک خبرنگار خوب هم ممکن است از نوشتن یک یادداشت خوب در حوزهٔ خود ناتوان باشد. در این باره قاعدهٔ کلی وجود ندارد. البته بی‌شک، نوشتن یادداشت دربارهٔ هر موضوعی نیازمند آشنایی کامل با آن حوزه هست. به همین جهت، خبرنگارانی که سال‌ها در یک حوزه خبری کار کرده‌اند، به مرور می‌توانند دربارهٔ حوزه‌ی خود تحلیل ارایه دهند و صاحب‌نظر شوند. این قاعده در روزنامه‌های دنیا هم مرسوم است که البته در درجهٔ نخست به توانایی و علاقهٔ خبرنگار بستگی دارد و در درجهٔ دوم به آشنایی کامل خبرنگار خبرنگار با حوزه‌اش، منظورم ازتجربهٔ کاری بسیار زیاد در حوزه خبری، نه یکی و دو سال که تجربهٔ کاری بالای ده سال است.»

به گفته صفاپور اما مانعی برای یادداشت‌نویس شدن خبرنگاران وجود ندارد و خبرنگاران بنا به استعداد، گرایش و علاقه خود می‌توانند وارد گود یادداشت‌نویسی حرفه‌ای شوند به این معنا که پس از گذراندن مبانی و اصول حرفه‌ای خبرنگاری قادر خواهند بود در قامت یادداشت نویس در نشریه خود و یا نشریات دیگر فعالیت کنند.

او تاکید می‌کند: «اما سنت روزنامه‌نگاری در غرب می‌گوید برای ورود به جرگهٔ یادداشت نویسی باید اتاق خبر را بدرود گویید، مگر در موارد خاص. واقعیت آن است که هم خبرنگار و هم یادداشت‌نویس روزنامه‌نگارند. مثل متخصص کاردیوگرافی و متخصص جراحی قلب که هر دو پزشک هستند و هر دو در حوزه قلب تخصص دارند. اما یکی شناساگر است و دیگری کالبدشکاف. تفاوت خبرنگار و یادداشت‌نویس هم چیزی شبیه به این مورد پزشکی است. تسلط به حوزه تخصص الزامی برای ورود به حیطهٔ تخصص همکار نیست. این‌ها دو پادشاهند که از قضا در یک اقلیم حکم می‌رانند.»

یادداشت‌های شفاهی تحفهٔ ژورنالیزم ایرانی

این روز‌ها در روزنامه‌های ایران قالبی از یادداشت نویسی به نام یادداشت نویسی شفاهی هم رایج شده است به این معنا که روزنامه نگار با متخصصان حوزه‌اش و یا سیاستمداران تماس می‌گیرد چند دقیقه‌ای با آن‌ها گفتگو می‌کند و بعد این گفتگوی شفاهی را تبدیل به یادداشت و در کنار مطالب اصلی صفحه‌اش منتشرمی کند. آیا این شیوه‌ای قابل قبول در یادداشت نویسی است؟

ساسان آقایی، روزنامه نگار در این باره می‌گوید: «یادداشت‌های شفاهی، دارای خاصیت روزنامه‌نگارانه نیستند اما ویژگی تحلیلی دارند که می‌تواند به شکل آنی خوراک تحلیلی را برای مخاطبان ایجاد کنند و از این بابت طرفدار پیدا کرده‌اند. در روزنامه‌های جهان نیز یادداشت‌های شفاهی کم و بیش وجود دارد اما یک قاعده نیست. آفتی که روزنامه‌نگاری ایران به آن مبتلاست، تبدیل این یادداشت‌های شفاهی به یک قاعده و انتشار آن‌ها به جای سرمقاله و یادداشت‌های یک روزنامه‌هاست که روندی فاجعه‌بارمحسوب می‌شود.»

احسان صفاپور اما یادداشت‌های شفاهی را تحفهٔ ژورنالیزم ایرانی برمی شمارد: «اگر هم در جای دیگری چنین شیوه‌ای رایج باشد من به آن برنخورده‌ام. در بررسی‌های شخصی متوجه شده‌ام که نه تنها در اروپا و آمریکا بلکه در کشورهایی نظیر آفریقای جنوبی، ترکیه و مالزی هم چنین یادداشت‌هایی مرسوم نیست. از سه مورد وام گرفته از داستان نویسی که پیش‌تر گفتم بگذریم، ویژگی ملموس یادداشت مطبوعاتی تعمق در سوژه‌ها و رویدادهاست و تعمق به طور حتم به تامل و تفکر نیازمند است. مواردی که قطعا زمانی بیشتر از یک مکالمه تلفنی و شفاهی نیاز دارد. فرد متخصصی که درباره یک رویداد به شکل شفاهی تعمق، تفکر، اشراف آنی، حضور ذهن و زبان نوشتاری توامان داشته باشد، نبوغی خاص دارد اما دست کم من چنین نابغه‌ای نمی‌شناسم.»

او در ادامه با تمایز قائل شدن میان یادداشت و سخنرانی می‌گوید: «برای پی بردن به این تمایز باید آرای فلاسفه، نظریه‌پردازان و زبان‌شناسانی نظیر بارت، سوسور و فوکو را مطالعه کرد تا فهمید آسیب در چه حد بغرنج است. اما چه کنیم که روزنامه‌نگاری در ایران تابع شرایطی است که‌گاه به طرفه‌العینی قادر خواهیم بود حاصل یک عمر دستاوردهای نظری و عملی فلاسفه و اندیشمندان را روی طاقچه گذاشته، تلفن را برداریم و با نابغه دوران تماس بگیریم تا ستون یادداشت روزنامه‌مان را با درهای غلتان کلامش پر کند. نوابغی که بوالعجب یکی دوتا هم نیستند.»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.