29 بهمن 1392

روایت یک روزنامه‌نگار همدانی از وضعیت مطبوعات شهرش

روزنامه‌نگارانی که بازاریاب شده اند

29 بهمن 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: حسین زندی، روزنامه‌نگار همدانی که علاوه بر همکاری با روزنامه‌های تهران، عمدتاً فعالیت خود را در شهر خود متمرکز کرده؛ تجربیاتش را از فعالیت و حضور در شهرستان و دور بودن از رسانه‌های پایتخت می‌گوید و نیز مشکلاتی را بازگو می‌کند که به باورش روی مطبوعات همدان اثر منفی گذاشته و کیفیت روزنامه‌نگاری در این شهر را تنزل داده است.

"رپرتاژ" کلمه‌ای است که این روزنامه‌نگار جوان آن را آفت مطبوعات همدان و به عبارت خود پدیده شوم مطبوعات همدان می‌نامد: "رپرتاژ و نوشتن گزارش‌ها و مطالب تبلیغی در قالب گزارش روزنامه‌نگاری در مطبوعات همدان به عرف تبدیل شده است. در مطبوعات همدان "رپرتاژ آگهی" عادی شده که هم خبرنگار و هم شخصیت مورد تبلیغ به عنوان عرف و پدیده ای مثبت با آن برخورد می‌کنند. یکی از عواملی که موجب جلوگیری از شکل‌گیری روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در شهرستان شده همین مسئله است."

از او می‌خواهم دراین‌باره مصداقی تر سخن بگوید؛ می‌گوید: "به طور مثال نهادی با رسانه‌ای تماس می‌گیرد و یا خبرنگاری با نهادی تماس می‌گیرد و یک صفحه در مدح آن نهاد و یا مدیر آن می‌نویسد و پس از انتشار، صورت حسابی به فرد مورد نظر ارائه می‌شود که مبلغ قابل‌توجهی است و باید پرداخت شود. خلاصه، نتیجه این است که رسالت روزنامه‌نگاری زیر سؤال می رود، روحیه پرسشگری و انتقادی روزنامه‌نگار دیگر وجود ندارد و روزنامه‌نگار به یک بازاریاب وابسته تبدیل می‌شود. از دیگر سو چون انتقادی صورت نمی‌گیرد در نتیجه پاسخگویی نیز مغفول است و یا وجود ندارد. افکار عمومی به رسانه بدبین می‌شود؛ روزنامه‌ فروش نمی‌کند؛ شمارگان پایین می‌آید و نتیجه می‌شود وضعیت روزنامه‌نگاری همدان."

یعنی این قدر این موضوع رواج دارد که آن را به عنوان یک مسئله در مطبوعات همدان یاد می‌کنی؟ در پاسخم می‌گوید: "حداقل در ارتباط‌هایی که با نهادها و نیز برخی از مطبوعات و دوستان روزنامه‌نگار همدانی دارم این مسئله به وضوح دیده می‌شود و همان طور که گفتم به نوعی عرف تبدیل‌شده و انجامش قبحی ندارد."

روزنامه‌نگاران حرفه‌ای به پایتخت مهاجرت می‌کنند

چندی پیش یکی از روزنامه‌نگار عکاس به دست زمین‌خواران همدان مضروب شد. چرا رسانه‌های این شهرستان به این موضوع چندان توجهی نشان ندادند؟

حسین زندی گلایه مندانه می‌گوید:"اتفاقاً مشکل صنفی روزنامه‌نگاران همدانی، نداشتن صنف و اتحادیه و انجمن صنفی مستقل است. سرای روزنامه‌نگاران و خانه مطبوعات هر دو وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که از فعالیت و کارکرد آن بی‌خبرم. هیچ نهادی برای پیگیری مطالبات صنفی و قانونی فعالان رسانه‌ها دیده نمی‌شود. به همین دلیل وقتی یک روزنامه‌نگار عکاس به دست زمین خواران مضروب می‌شود کمتر اعتراضی و صدایی از طرف همکاران شنیده می‌شود."

او ادامه می‌دهد:" روزنامه‌نگاری و روش روزنامه‌نگاری همدان وابسته است. بیشتر کسانی که در این عرصه فعال هستند با حقوق خود چندان آشنایی ندارند وبا این سیستم کنار آمده‌اند و ظاهراً لزومی نمی‌بینند در جهت حرفه‌ای شدن و بازیابی شأن و منزلت روزنامه‌نگاری تلاش کنند."

این روزنامه‌نگار به برخی از مشاهداتش در این زمینه اشاره می‌کند و از همکاران روزنامه‌نگارش می‌گوید که روزنامه‌نگاری مقدمه‌ای است برای آنان برای کسب فرصت‌های شغلی دیگر:" از آنجا که در بیشتر موارد انتخاب شغل روزنامه‌نگاری بر اساس علاقه نیست روزنامه‌نگاران به محض پیشنهاد شغل جدید، روزنامه‌نگاری را رها می‌کنند. برای بیشتر دوستان تفاوتی ندارد در چه زمینه‌ای بنویسند هر آنچه سفارش می‌گیرند همان را تولید می‌کنند و به صورت بازاریاب کار می‌کنند در این میان کسانی که جدی تر به این مقوله می‌نگرند و تخصصی تر قلم می‌زنند که تعدادشان هم کم نیست،در این فضا نمی‌توانند دوام بیاورند و مجبور به مهاجرت می‌شوند با نگاهی به آمار شاغلینی که ریشه همدانی دارند و اتفاقاً روزنامه‌نگاران موفقی هم هستند و در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های مرکز مشغول به فعالیت هستند می‌توان به این مسئله پی برد."

از مهاجرت و ترجیح روزنامه‌نگاران علاقمند برای کار در روزنامه‌های پایتخت سخن می‌گوید و من از او می‌پرسم که ارتباط روزنامه‌نگاران شهرش با رسانه‌هایی که در پایتخت منتشر می‌شوند چگونه است؟

می گوید:" ارتباط روشمند و صنفی بین روزنامه‌نگاران شهرستانی و روزنامه‌نگاران تهرانی وجود ندارد اگر ارتباطی هست به صورت فردی و شخصی است. من ارتباط بسیار خوبی با همکاران تهرانی در حوزه‌های محیط‌ زیست و میراث فرهنگی و گردشگری دارم، یکی از دلایلش هم فعالیت‌های مدنی بوده که در کنار روزنامه‌نگاری داشته‌ام و این فعالیت مدنی را یک فرصت بسیار مثبت تلقی می‌کنم با این حال باید به این نکته اشاره‌ کنم که در رابطه بین روزنامه‌نگاران تهرانی و شهرستانی یک مشکل وجود دارد آن هم نگاه از بالا به پایین فعالان پایتحت نشین است و گاهی آنچنان مشهود است که به یک پدیده آزاردهنده تبدیل می‌شود. هرچه بهتر و حرفه‌ای تر از همکاری که در تهران زندگی می‌کند کارکنی و قلم بزنی،باز هم به عنوان یک شهرستانی با تو برخورد می‌شود."

و ادامه می‌دهد:"معتقدم اگر کسی به صورت جدی در یک حرفه‌ای فعال است و به دنبال موفقیت است باید روش خودش را داشته باشد.در هشت سال گذشته وضعیت کار در شهرستان‌ها هم سخت تر از تهران بود،با محدودیت‌هایی مواجه بودم در این مدت به دنبال ارتباط مستقیم با مخاطب بودم و کارها و اخبار و گزارش‌های حوزه فعالیتم را در کنار وبلاگ از طریق ایمیل به دست مخاطبان رساندم و بازخورد بسیار خوبی داشت."

زندی سال‌هاست حوزه‌ای میراث فرهنگی و محیط‌ زیست را به عنوان حوزه‌های تخصصی در روزنامه‌نگاری انتخاب کرده است. از او می‌پرسم در این دو حوزه وضعیت روزنامه‌نگاران همدانی چگونه است:" متأسفانه کمتر کسی در همدان فعالیت می‌کند و اگر خبری یا گزارشی کار می‌شود در تمجید و مدح مدیران نهادهای دولتی است و حمایت از مسئولان و مقابله و پاسخگویی به مواضع من. بارها شاهد بوده‌ام که همکار روزنامه‌نگارم نمی‌تواند بپذیرد که مثلاً مدیر کل میراث فرهنگی اشتباه کرده و باعث تخریب یک بنا شده است."

مروری بر تاریخ مطبوعات همدان و تیراژ آنها

او در این گفتگو بخشی از تاریخ مطبوعات همدان را هم مرور می‌کند:" پیشینه روزنامه و روزنامه‌نگاری همدان به اواخر قاجاریه و دوره صدارت ظهیرالدوله در همدان بازمی‌گردد؛ که روزنامه‌ای تک برگی منتشر می کرده و بیشتر در بازار پخش می شده است. اما روزنامه‌هایی همچون گلگون، مبارز همدان، اتحاد، کمالی و ده‌ها روزنامه و نشریه دیگر در دوره پهلوی (اول و دوم) در این شهر منتشر می شده و خوراک فرهنگی مردم را در کنار نشریات سراسری فراهم می کرده است. از زمان حکومت ظهیرالدوله تا امروز رسانه‌های مکتوب بسیاری در همدان پا به عرصه مطبوعات گذاشتند اما با اینکه جمعیت ۱۵۰ هزار نفری شهر همدان به بیش از ۵۰۰ هزار نفر رسیده اما شمارگان روزنامه‌ها و نشریه‌ها رشد چندانی نداشته است. متوسط تیراژ روزنامه‌ها در دهه ۳۰ و ۴۰،۱۵۰۰، نسخه بوده و اکنون نیز همین آمار است و تغییری مشاهده نمی‌شود."

اما در حال حاضر در همدان چه تعداد نشریه منتشر می‌شود؟ زندی دراین‌باره می‌گوید:" آمار صدور مجوز نیز با آنچه منتشر می‌شود یکسان نیست،گاهی روزنامه‌ای به صورت هفتگی منتشر می‌شود و یا هفته‌نامه‌ای ماهیانه یک یا دو بار به روی دکه می‌آید، به دلیل همین بی‌نظمی تنها در مورد آنچه بر روی دکه‌ها دیده می‌شود می‌توان سخن گفت، در استان همدان دو روزنامه منتشر می‌شود که امتیاز یکی از آن دو متعلق به بخش خصوصی است و یکی دیگر متعلق به شهرداری همدان است روزنامه همشهری نیز پنج روز اول هفته در 4 صفحه به صورت "لایی" در داخل روزنامه همشهری در اختیار خوانندگان می‌گیرد. اگر چه در طول یک ماه نشریات گوناگونی را می‌توان در دکه‌های روزنامه‌فروشی دید اما به سبب همان بی‌نظمی که اشاره شد تعداد هفته‌نامه‌های منتشره حدود ۱۰ عنوان است. برخی روزنامه‌ها مانند جام جم هر هفته یک ضمیمه ۴ صفحه‌ای منتشر می‌کنند که بخش بزرگی از آن تبلیغات است. بیشتر هفته‌نامه‌ها جنبه تبلیغاتی دارد و به نظر یک بولتن می‌آید تا نشریه تأثیرگذار، اما در این استان چاپخانه‌های خوبی فعال هستند و تعداد قابل‌توجهی از روزنامه‌های غرب و شمال غرب کشور در این چاپخانه‌ها چاپ می‌شود."

به گفته وی خبرگزاری‌هایی همچون مهر، ایسنا، ایرنا، فارس و باشگاه خبرنگاران جوان فعال تر از دیگران‌اند و تعداد قابل‌توجهی از فعالان مطبوعات را جذب کرده‌اند.

شمار هفته‌نامه‌ها و روزنامه‌ها در همدان بین ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نسخه است تعدادی را اداره‌ها و نهادهای دولتی به صورت آبونمان و اشتراک سالانه خریداری می‌کنند، تعدادی در گیشه‌ها فروش می رود و بخشی نیز پس از بازگشت به مرکز پخش به صورت کیلویی به فروش می رود. آمار مخاطب‌ها هم قابل دفاع نیست. گستره توزیع مطبوعات در همدان تقریباً به همه شهرستان‌ها می‌رسد وقتی می‌خواهیم این آمار را با دهه ۳۰ مقایسه کنیم باید توجه داشته باشیم که درست است که تیراژ نشریات تفاوت چندانی نکرده است اما تعداد باسوادها ده چندان شده، تعداد کیوسک‌ها چندین برابر شده و جمعیت به شدت افزایش پیدا کرده است. پس می‌توان گفت روزنامه‌خوانی به جای پیشرفت، پسرفت خوبی داشته است."

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

  • روزنامه‌نگارانی که بازاریاب شده اند 22 فوريه 2014 17:28, بوسيله ى عبدخدا

    جناب حسن آقای زندی دقت نفرموده اند که در جهان متمدن هم روزنامه و رسانه باید از طریق آگهی ارتزاق کند. نفس گرفتن رپرتاژ آگهی که بد نیست. نان خوردن و اینکه بعضی از روزنامه نگاران با این کار دکانی برای خود باز کرده اند، بد و زشت است. پس لطفا با عجله تحلیل نفرمایید

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.