22 بهمن 1392

واکاوی رسانه ای یک ماجرای سیاسی

رییس جمهور حق داشت خبرنگار انتخاب کند یا نه

22 بهمن 1392

خبرنگاران ایران -سوگند صرافت :

مصاحبه تلویزیون جمهوری اسلامی ایران با حسن روحانی که به تازگی انجام شد با حاشیه‌ها و بحث‌های فراوانی همراه بود.ماجرا از آنجا آغاز شد که مصاحبه سر ساعت از پیش اعلام‌شده پخش نشد. از سوی رسانه‌های حامی دولت و همین طور رسانه‌های مخالف او اعلام شد که بروز یک اختلاف میان صدا و سیما و تیم رسانه‌ای رییس‌جمهوری منجر به این تأخیر شده است.رییس‌جمهور اصرار داشته که خانم سونیا پوریامین به عنوان مصاحبه‌کننده در کنار دیگر خبرنگار صدا و سیما یعنی روحانی نژاد حضور داشته باشد.آقای ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما به طور جدی با این درخواست روحانی رییس‌جمهور مخالفت می‌کند و می‌گوید این رییس‌جمهور نیست که باید مصاحبه‌کننده با خودش را تعیین کند، این ما هستیم که خبرنگارمان را انتخاب می‌کنیم.

از سوی دیگر رییس‌جمهور نیز از خواسته خودش کوتاه نمی‌آید و می‌گوید در صورت برآورده نشدن خواسته‌اش اصلاً مصاحبه ای در کار نخواهد بود. ختم ماجرا این بود که ضرغامی، رییس صداوسیما پذیرفت که سونیا پوریامین به عنوان یکی از مصاحبه کننده ها روبروی رییس‌جمهور بنشیند.خانم پوریامین روبروی حسن روحانی نشست و رییس‌جمهوری خطاب به او گفت که خوشحالیم که شما را در برنامه داریم.برداشت خیلی ها از این جمله ی رییس‌جمهور این بود که به مخالفانش به ویژه ضرغامی با این جمله پیام داده است که من دست بالا را دارم و من برنده این ماجرا هستم.

سونیا پوریامین سونیا پوریامین

البته کمتر دیده شدن خانم سونیا پوریامین در طول مصاحبه از صفحه تلویزیون شاید یکی از واکنش‌های ضرغامی بوده باشد که دوربین در نهایت دست ماست و شما پیروز واقعی نیستید.

اهالی رسانه نسبت به این ماجرا واکنش‌های متفاوت داشتند.برخی موضوع را بی‌اهمیت دانستند، برخی حاشیه‌ای و فرعی، برخی گفتند موضوع اصلاً رسانه‌ای نبود و سیاسی بود.برخی حق را به ضرغامی رییس صدا و سیما دادند و برخی نیز حق را به رییس‌جمهور.

محمد حیدری، روزنامه‌نگار قدیمی که قبل از انقلاب معاون غلامحسین صالحیار سردبیر روزنامه اطلاعات بوده، یکی از افرادی است که دعوای میان ضرغامی و روحانی را کاملاً سیاسی می‌داند و به خبرنگاران ایران می‌گوید:

"در این ماجرا ما با یک بازی کاملاً سیاسی مواجه بودیم . حق هر مصاحبه شونده است که بگوید من اهل مصاحبه با فلانی نیستم . مثلاً من می‌توانم و حق دارم بگویم من با خانم ایکس در سایت خبرنگاران ایران مصاحبه نمی‌کنم . اما همان‌گونه که گفتم بار سیاسی این ماجرا فراتر از بار رسانه‌ای آن است . سخنان و شایعات گوناگونی در مورد پیش آمدن این رویداد مطرح است که نمی‌توانم روی هیچ‌کدام به عنوان واقعیت انگشت بگذارم ، اما تحلیل و برداشت شخصی من این است که بن مایه ماجرا نوعی زور ازمائی سیاسی بوده است . رئیس جمهور خواسته بگوید دست کم حق دارم مصاحبه کننده را خودم انتخاب کنم و آقای ضرغامی هم خواسته نشان دهد فاعل مایشاء صدا و سیما است و جز از رهبری از کسی دستور نمی گیرد . در هر حال از نظر من هر شخص ( چه یک فرد عادی یا یک مقام عالی رتبه) حق دارد از مصاحبه با فردی که به دلیلی او را صالح یا بی طرف یا غیرمتعهد به رعایت امانت در نقل قول و یا داشتن سواد کافی و.... نمی داند عذر بخواهد . البته این نظر در مورد رسانه‌های مستقل و حرفه ای صدق می‌کند ، نه در مورد رسانه‌ای کاملاً حکومتی مانند صدا و سیمای ایران."

رییس جمهور حق دارد خبرنگار را انتخاب کند یا نه

موضوعی که در این مدت زیاد مورد بحث قرار گرفت این بود که آیا اصولاً مصاحبه شونده که در اینجا رییس دولت بود حق دارد که خبرنگاری را که با او مصاحبه می‌کند، انتخاب کند؟کسانی گفتند اگر قرار باشد رییس‌جمهور یا هر مقام دیگری خبرنگار را انتخاب کند، پس استقلال رسانه و خبرنگاران چه می شود؟کسانی در پاسخ این افراد گفتند که اصلاً مگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی مستقل است که از به خطر افتادن استقلال خبرنگار سخن می گویید؟و باز کسانی گفتند شیوه ای را باب نکنیم که اگر نوبت خودمان شد نتوانیم از آن دفاع کنیم.یعنی اگر در جایی دیگر و مقام دیگری هم خواست خودش خبرنگار را انتخاب کند، در آن صورت حق اعتراض نخواهیم داشت که این مقام در کار رسانه دخالت می‌کند و این گونه است که امروز از روشی دفاع می‌کنیم که فردا استقلال ما را به عنوان خبرنگار به خطر می‌اندازد و کسانی هم گفتند وقتی خبرنگاران به طور کلی فاقد استقلال عمل هستند و نمی‌توانند هر سؤالی را مطرح کنند، اصلاً این بحث‌ها چه اهمیتی دارد.

روزبه بوالهری ، خبرنگار رادیو فردا یکی از همین افراد است که اهمیتی برای این بحث‌ها قائل نیست.او گوید :"ماجرای انتخاب مصاحبه‌کننده توسط حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، و مخالفت اولیه رئیس رادیو و تلویزیون، موجی از بحث را در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت. در این بحث‌ها گفته می‌شد که اقدام حسن روحانی، استقلال رسانه‌ای را خدشه‌دار کرد و برخی دیگر بر این عقیده بودند که این حق او بوده است که شخص مورد نظرش را برای مصاحبه تلویزیونی‌اش برگزیند. اما آیا واقعاً مشکل رسانه‌های ایران این موضوع بوده است؟ آیا رسانه‌های ایران آن اندازه دارای استقلال عمل بوده‌اند و هستند که اختلاف رئیس‌جمهور و رئیس رادیو و تلویزیون بتواند آن را خدشه‌دار کند؟ شواهد و گزارش‌های سازمان‌های مدافع روزنامه‌نگاران و حقوق بشری نشان‌دهنده آن است که رسانه‌ها در ایران از جنبه‌های گوناگون دارای استقلال عمل نیستند. به همین خاطر، انتخاب این یا آن شخص برای پرسیدن پرسش‌هایی از رئیس قوه مجریه را دارای اهمیت درجه یک نمی‌دانم زیرا عقیده دارم در نهایت امر، همه پرسش‌هایی که مورد نظر افکار عمومی باشد امکان مطرح‌شدن ندارد. برای مثال، آیا مصاحبه‌کنندگان آزادی عمل دارند تا از رئیس‌جمهور و یا هر مسئول دیگری در مورد نحوه حضور ایران در بحران سوریه پرس و جو کنند؟ آیا مصاحبه‌کنندگان مجازند تا با نام بردن از تشکل‌های غیردولتی کارگری در مورد تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی با کارگران بپرسند؟ و ... . هنگامی که چنین امکانی وجود نداشته باشد، در نتیجه می‌توان ماجرای روی‌داده در جریان مصاحبه تلویزیونی آقای روحانی را فاقد آن اهمیتی دانست که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به آن داده شد".

قواعد متفاوت در کشورهای مختلف

برخی به قواعد و قوانین دیگر کشورها پناه بردند که در کشورهای غربی این رییس‌جمهور و دیگر مقامات ارشد هستند که خبرنگار را انتخاب می‌کند و طبق پروتکل های مختلف این حق رییس جمهورها محسوب می شود که مصاحبه کننده ی خود را برگزینند.اماکسانی هم گفتند نه!آن‌ها حداکثر حق دارند بگویند که با فلان خبرنگار مصاحبه نمی‌کنیم اما حق ندارند بگویند حتماً باید فلان خبرنگار در برابر ما بنشیند و پرسش‌هایش را مطرح کند.یعنی حسن روحانی حق نداشت بگوید که باید خانم پوریامین به عنوان مصاحبه کننده در برابر من قرار بگیرد.

محمد حیدری دراین‌باره نیز می‌گوید: "من حق دارم بگویم با فلان کس مصاحبه نمی‌کنم ، اما حق ندارم برای رسانه مستقل خط مشی مشخص و نظریاتم را دیکته کنم . اما توجه دارید که در جریان مورد بحث نه بحث یک مصاحبه واقعی در میان است و نه ما با رسانه‌ای سروکار داریم که مشمول حداقل‌های تعاریف رسانه حرفه‌ای باشد . البته این خوب است که شما چنین رویدادی را بهانه قرار داده‌اید تا حدود و حقوق رسانه‌ها را مورد واکاوی و ارزیابی قرار دهید ، اما ماجرای آقایان روحانی و ضرغامی بیش از آن که یک چالش رسانه‌ای باشد ، یک چالش سیاسی بوده است."

نیک آهنگ کوثر، کارتونیست و سردبیر وب سایت خودنویس نیز در باره قواعد سایر کشورها دراین‌باره می‌گوید:

"در باره گفتگو با مقام‌ها، در کشورهای مختلف، قواعد متفاوتی جاری است. در آمریکا، شبکه فاکس که عملاً مخالف دموکرات‌ها، لیبرال‌ها و طبیعتاً رئیس‌جمهوری است، خبرنگارش بیل او’رایلی را می‌فرستد و آب و آب تکان نمی‌خورد.

یا ممکن است فلان شبکه دولتی انگلیسی، خبرنگاری را به سراغ نخست‌وزیر بفرستد که بسیار هم گیر می‌دهد، با وجود آنکه رسانه‌اش هم از دولت ارتزاق می‌کند. اما در کشوری با مختصات ایران که رسانه‌اش سازوکار رسانه‌های مستقل و حرفه‌ای را ندارد، چارچوب‌های متفاوتی داریم. اگر رابطه دولت با سیما خوب باشد، خود رسانه، خبرنگاری سراغ رئیس دولت می‌فرستد که مورد پسند باشد، و بالعکس، وقتی اختلاف‌هایی وجود داشته باشد، خبرنگاری می‌فرستد که احتمالاً با رئیس دولت، لبه هم دارد. اما مسئله اینجا رئیس دولت و تیم رسانه‌ای و مدیریت روابط عمومی او است که باید آن قدر روحانی را برای گفتگو آماده کند و اطلاعات در اختیارش بگذارد تا حتی سرسخت‌ترین خبرنگار هم فرد اول قوه مجریه را نترساند.

فرض کنید سیما، خبرنگاری را بفرستد که سوابق روحانی را خوب بشناسد، او می‌تواند بر اساس هر ادعای جدید رئیس‌جمهوری، مثالی بیاورد که با ادعاهای قدیمی او متفاوت است و نقض منطقی روحانی را به چشم بیننده خواهد آورد. روحانی از چنین خبرنگاری قطعاً می‌ترسد، چرا؟ چون در برنامه زنده با سوال‌هایی از پیش تعیین نشده روبرو خواهد شد. اتفاقی که میان سیمای جمهوری اسلامی و دولت افتاد، نشان از ضعف شدید رئیس‌جمهوری در مقابل نگاه معترض و یا مخالف دارد. مسئله مهم‌تر این است که بسیاری از سران فعلی و قدیم جمهوری اسلامی مقابل خبرنگاران قدر قرار نگرفته‌اند و اگر کسی به آنان گیر سه پیچ بدهد، قافیه را می‌بازند. همین آقای ظریف که از زبان‌آورترین سیاسیون جمهوری اسلامی است، مقابل یک مقاله کمردرد می‌گیرد و در پاسخ به سؤال مجری ای.بی.سی. قاطی می‌کند."

مینو بدیعی، روزنامه‌نگار باسابقه‌ای گه سال‌ها در روزنامه‌های مشهور از جمله روزنامه کیهان قبل از انقلاب قلم زده است، دراین‌باره به خبرنگار سایت خبرنگاران ایران گفته است: "به نظر من ، دریک مصاحبه غیر خبری که از دیدگاه روزنامه‌نگاری مصاحبه چالشی یا عمقی نامیده می‌شود مصاحبه شونده از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است اما مصاحبه‌کننده هم باید در حد و اندازه مصاحبه شونده باشد . به عبارت دیگر مصاحبه شونده باید یک روزنامه‌نگار برجسته و حتی روزنامه‌نگاری در حد سردبیر باشد که بتواند فرضاً با یک رئیس‌جمهور ، رئیس یک پارلمان و سایر مقام‌های بالای حکومتی بتواند به چالش برخیزد . ما در ایران برای مصاحبه با مثلاً رئیس‌جمهور روحانی ، روزنامه‌نگاران طراز اولی داریم که هرچند تعداد آن‌ها محدود است اما آنان باید برای مصاحبه با مقامات حکومتی انتخاب شوند و یا اساساً ، امتیاز انتخاب برای مصاحبه‌کننده و یا رسانه محفوظ باشد . به عبارت دیگر مقام حکومتی نباید خودش نیاز به انجام مصاحبه پیدا کند بلکه این رسانه در درجه اول و سپس مصاحبه کننده است که در این زمینه باید پیش‌قدم شود . اساساً در همه رسانه‌های جهان ، مصاحبه ، خبر ، رویداد و ... همچنین گزارش و ...را خود رسانه‌ها تهیه می‌کنند نه اینکه مقام دولتی اعلام کند من می‌خواهم مصاحبه کنم و به رسانه اعلام کند و خودم هم مصاحبه‌کننده معرفی می‌کنم . !! از این غیرمتعارف تر نمی‌شود !"

در ایران ، رسانه دیداری یعنی همان تلویزیون اساساً رسانه به معنای علمی آن نیست ، تریبونی تبلیغاتی است که مقامات حرف‌های خودشان را بزنند. کسانی هم این نقد را به رییس‌جمهور وارد کردند حالا که می‌خواست بر انتخاب یک خبرنگار اصرار کند، لااقل یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای و شناخته‌شده را انتخاب می‌کرد، شاید که این اصرار در نزد افکار عمومی موجه و قابل دفاع می‌شد.شاید این ضعف ناشی از ضعف کارشناسی تیم حسن روحانی ناشی شده باشد که سونیا پوریامین را کاندیدای مصاحبه با رییس‌جمهور کرده آند، کسی که هیچ کارنامه مشخصی به عنوان خبرنگار در عرصه رسانه‌ای ایران نداشته است و بیش‌ترین سابقه‌اش در زمینه تهیه‌کنندگی و یا مجری‌گری برنامه‌های خانوادگی تلویزیون بوده است.

روحانی یک خانم مجری را در حد خودش می بیند اما یک روزنامه نگار واقعی را نه!

مینو بدیعی می‌گوید:

"من فکر می‌کنم اصرار دکتر روحانی برای اینکه خانم پوریامین در مصاحبه حضور داشته باشد این بوده که می خواسته جریانات راست و اصولگرا او را در افکار عمومی مردم به شدت نکوبند و این از بی اعتمادیش نسبت به تلویزیون یا به قول خودشان رسانه ملی !! حکایت دارد

در حقیقت بهتر بود آقای روحانی یک روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب را به جای خانم پوریامین به تلویزیون معرفی می‌کرد و از او دفاع می‌کرد که در برنامه حضور داشته باشد . اساساً آقای روحانی در این برخورد نشان داد که با روزنامه‌نگاران واقعی سر سازشی ندارد وگرنه چه اشکالی داشت که مثلاً سردبیر یکی از روزنامه‌های مشهور و منسوب به اصلاح‌طلبان در مصاحبه حضور می‌یافت او یک خانم مجری تلویزیونی را در حد خودش می‌بیند اما یک روزنامه‌نگار واقعی را نه ! من فکر می‌کنم با این برخورد آقای روحانی نشان داده است که به روزنامه‌نگاران واقعی اعتماد ندارد و اساساً در جهت پشتیبانی از آن‌ها حرکت نمی‌کند و نمی‌خواهد سؤالات مردم را از زبان این روزنامه‌نگاران بشنود.

همچنین من فکر می‌کنم اگر یک روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب در این برنامه حضور می‌یافت آقای روحانی با پرسش‌های بیشماری که سؤالات مردم هم بود روبه رو می‌شد و شاید نمی‌خواست به این سؤالات جواب بدهد . البته یک نکته را هم اضافه کنم که واقعاً برخورد آقای ضرغامی بسیار دیکتاتور وار و از موضع بالا بود و یک مقام رسانه‌ای هرگز با یک مصاحبه این‌گونه برخورد نمی‌کند. در حقیقت برخورد آقای ضرغامی بسیار بدتر بود و خود را در نزد افکار عمومی بسیار بد نشان داد."

نظر دو روزنامه نگار نروژی

آیا در همه کشورهای جهان که ساختاری دمکراتیک دارند، این قابل پذیرش است که رییس‌جمهور خبرنگاری را که می‌خواهد با او مصاحبه کند انتخاب کند؟

روگر رین، سردبیر روزنامه نروژی لوانگر آویسا در پاسخ به این سؤال خبرنگاران ایران می‌گوید:" در اغلب کشورهای دمکراتیک هیچ‌کدام از مقامات حتی رییس‌جمهور و نخست‌وزیر هم اگر بخواهند با تلویزیون یا رادیو مصاحبه کنند و با مردم حرف بزنند، نمی‌توانند خبرنگار را تعیین کنند. در همین نروژ اگر تلویزیون بخواهد با نخست وزیر مصاحبه کند، نخست وزیر فقط می‌تواند بپرسد که خبرنگار چه کسی کی است؟ و خبرنگار فقط توسط سردبیر آن برنامه تعیین می‌شود نه توسط نخست‌وزیر."

تریک الیسبTariq Alisubh که خبرنگار تلویزیون نروژ NRK است نیز دراین‌باره به همکار ما می‌گوید: "مقاماتی که بخواهند با تلویزیون یا رادیو در نروژ مصاحبه داشته باشند نمی توانند خبرنگار را تعیین کنند و حتی نمی‌توانند از تک تک سؤالات هم باخبر بشوند . حتی نمی‌توانند از پیش ، سؤالات را داشته باشند. اما گاهی ممکن است بخواهند که از محتوای کلی مصاحبه باخبر بشوند و از ما تقاضا می‌کنند که مثلاً به آن‌ها بگوییم که موضوع و محور مصاحبه چه خواهد بود. "

رییس جمهور می توانست موضوع مهمتری را برای رویارویی انتخاب کند

روزبه بوالهری با اشاره به اینکه کسانی این اتفاق و مجادله میان رییس‌جمهور و رییس صدا و سیما را یک نوع هماوردی سیاسی دانسته‌اند، می‌گوید:" شاید ماجرای انتخاب مصاحبه‌کننده از آن رو مهم بوده است که نوعی رویارویی سیاسی میان حسن روحانی و مخالفانش به شمار می رود. اما به نظرم، عرصه‌های مهم‌تری وجود دارند که می‌توانست از سوی رئیس‌جمهوری ایران برای این رویارویی انتخاب شوند. ضمن اینکه این پرسش نیز مطرح می‌شود که آیا چنین موضوعی به تغییر سیاست‌های کلان رادیو و تلویزیون ایران انجامیده است یا منجر خواهد شد؟"

این اتفاق در ساختار سیاسی ایران مهم باشد یا نباشد، در روند کار رسانه‌ای ایران تأثیرگذار باشد یا نباشد، بحث‌های زیادی را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به ویژه میان اهالی رسانه دامن زد، بحث‌هایی که ممکن است همچنان نیز ادامه داشته باشد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.