19 مرداد 1390

خبرنگاری دور از وطن؛ از «دهخدا» تا موج جدید خبرنگاران مهاجر

19 مرداد 1390

خبرنگاران ایران -سارا محسنی: شاید زمانی‌که «علی اکبر دهخدا» صد سال پیش توسط «محمد علی شاه» به «پاریس» تبعید شد و در آنجا تصمیم به ادامه انتشار «صوراسرافیل» گرفت هیچ گاه در تصورش نمی گنجید که روزی برسد که گروه گروه خبرنگار هموطنش مجبور به ترک کشور شوند و خبرنگاری در تبعید را به مانند او تجربه کنند.

شاید بتوان گفت «دهخدا» جزو نخستین افرادی بود که با انتشار «صوراسرافیل» در خارج از وطن نشان داد که می توان در تبعید بود اما دغدغه های روزنامه نگاری را داشت تا جایی که مطالب و مقالات سری جدید روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود.

اگرچه سابقه روزنامه نگاری در تبعید به یکصد سال پیش برمی گردد اما در دو سال اخیر و بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ،ایران رکورد دار خروج خبرنگارانش از کشور است همانگونه که رکوردار خبرنگاران زندانی است.

رتبه نخست ایران در میزان خبرنگاران مهاجر

«کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران» در گزارش سال 2011 خود که دو ماه پیش منتشر شد اعلام کرد: «ایران و کوبا در یک سال گذشته هرکدام با ۱۸ مورد دارای بیشترین تعداد روزنامه نگار تبعیدی در جهان بوده اند. «کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران» که مقر آن در نیویورک قرار دارد، تعداد روزنامه نگاران ایرانی تبعیدی در سال ۲۰۱۰، را هم 29 نفر اعلام کرده بود.»

این گزارش تاکید دارد که آماری که ارائه می کند، موارد «گزارش و ثبت شده» خروج اجباری روزنامه نگاران از کشورها را در بر می گیرد و تعداد واقعی روزنامه نگاران تبعیدی ممکن است بیشتر باشد.

در یک دهه گذشته ۶۴۹ روزنامه‌نگار مجبور به ترک کشورهای خود شده اند که تنها ۲۲ درصد آنها توانسته ‌اند در حرفه ای مرتبط با روزنامه‌نگاری به ادامه فعالیت بپردازند.

خبرنگارانی که در فقدان شرایط مناسب کاری و امنیتی ترجیح دادن از وطنشان با تمام سختی ها مهاجرت کنند و گرچه برخی از کار رسانه دست کشیدن اما هستند بسیاری که فعالیت رسانه ای خود را دور از وطن دنبال می کنند.

خبرنگاران مهاجری که دور از وطن، خبرنگاری می کنند در این زمینه تجربه های قابل ملاحظه ای دارند.

«محمدرضا یزدان پناه» یکی از این خبرنگاران مهاجر است. او که تا قبل از انتخابات در روزنامه های اصلاح طلب خبرنگاری می کرد مدتی را هم بعد از انتخابات در زندان گذراند تا اینکه تصمیم به مهاجرت گرفت. او مدتی است که در پاریس ساکن است و با سایت «روز آنلاین» همکاری می کند.

تلاش برای روزنامه نگار ماندن

وقتی پای صحبت های محمدرضا یزدان پناه می نشینیم با عبارت «روزنامه نگار تبعیدی» برای روزنامه نگاران ایرانی خارج از کشور موافق نیست و می گوید: «شاید روزنامه نگاران دور از خانه یا روزنامه نگاران مهاجر توصیف مناسب تری باشد.»

وقتی از «یزدان پناه» می خواهیم تا در یک جمله روزنامه نگاری در تبعید یا روزنامه نگاری دور از وطن را تعریف کند می گوید: «تلاش برای روزنامه نگار باقی ماندن»

او در توضیحی که درباره «تلاش برای روزنامه نگار باقی ماندن» می دهد، می گوید: «این مسئله اصلی ترین و مهمترین عملی است که روزنامه نگاران ایرانی در خارج از کشور باید آن را سرلوحه تمام فعالیت های خود قرار بدهند. ادامه فعالیت حرفه ای و انجام رسالت اطلاع رسانی آزاد و مستقل بر مبنای حقیقت و به خصوص انعکاس دقیق اخبار وقایع در ایران چه به مردمی که در داخل کشور زیر تیغ سانسور سازمان یافته اطلاعات توسط دولت قرار دارند و چه به افکار عمومی خارجی و رسانه های بین المللی مهمترین کارکردها در این روند هستند.»

اما بخش دیگر سخنان این روزنامه نگار درباره مشکلاتی است که یک روزنامه نگار مهاجر با آن روبرو است:« پشتیبانی نشدن از جانب نهادهای بین المللی مدافع روزنامه نگاران، فقدان امنیت شغلی و کم شماری رسانه های فارسی زبان برای فعالیت حرفه ای در آنها، پایین بودن سطح درآمد به نسبت هزینه های جاری زندگی و نا آشنایی با زبان های خارجی و در آخر سوءاستفاده برخی افراد غیر محق از عنوان روزنامه نگار ایرانی، اصلی ترین موانع و مشکلات پیش روی فعالیت حرفه ای و موثر روزنامه نگاران ایرانی در خارج از کشور هستند.»

از سوی دیگر کارشناسان حوزه رسانه معتقدند که خبرنگاری در مکان سوژه به واقعیت نزدیک تر است. یعنی می گویند خبرنگار باید از پشت میزهای تحریریه بلند شود و در جایی که سوژه هست حضور یابد. اما حال خبرنگاری که هزاران کیلومتر با وطنش دور است اما می خواهد روزنامه نگار بماند باید چه راهکاری را در پیش بگیرد؟ به اعتقاد «یزدان پناه» این موضوع بی شک یک تهدید فراگیر و خطرناک است.

او می گوید:«هر روزنامه نگاری که ناچار شده برای ادامه فعالیت حرفه ای خود از کشورش خارج شود، باید برای آگاهی از واقعیات داخل کشور و دچار نشدن به بیماری رویت سراب و فضای متوهمانه و غیر واقعی از داخل، نخست ارتباط خود را با همکاران، دوستان، خانواده و اقوام خویش در داخل کشور حفظ کند و همزمان با رصد کردن مداوم رسانه های داخل کشور، از معدل فضای خبری – رسانه ای و سیاسی ایران مطلع باشد.»

با مرور دقیق تر گزارش «کمیته حمایت از روزنامه نگاران» متوجه می شویم که این نهاد در گزارش خود به دلایل مهاجرت خبرنگاران هم اشاره می کند. به طوریکه زندانی شدن و یا تهدید به حبس با تخصیص 82 درصد از موارد به خود، از عللِ اصلی خروج روزنامه نگاران از کشورهایشان بود. 15 درصد دیگر، پس از حملات فیزیکی یا تهدید به خشونت از کشور خود خارج شده اند. آزار و اذیت طولانی مدت، از جمله بازجویی های مکرر و یا تحت نظر گرفتن افراد باعث خروج 3 درصد از روزنامه نگارانِ بررسی شده از کشورهایشان شد.

خبرنگاری که در تحریریه یا در خانه احساس امنیت نمی کند و هر لحظه حس می کند با به صدا در آمدن زنگ احتمال بازداشتش هم هست نمی تواند در این جو به خوبی از عهده وظایف رسانه ای خود برآید. شاید نخستین موضوعی که خبرنگار مهاجر پس از خروج از کشور با آن روبرو می شود برداشته شدن یک حجمی از فشار روانی باشد.

«یزدان پناه» هم به این موضوع اشاره می کند و می گوید: « مهمترین تفاوت روزنامه نگاری در داخل و خارج از ایران برای من در احساس امنیت است. احساسی که لازمه و پیش شرط فعالیت مستقل و آزادانه به شمار می آید اما به علت انواع و اقسام مشکلات ایجاد شده از سوی حکومت ایران برای خود در حوزه های مختلف و به خصوص امنیتی، از آن بی بهره بودم.»

او معتقد است که شاید این احساس امنیت برای فعالیت آزادانه و فارغ از نگرانی برای سانسور و خودسانسوری مهمترین دستاورد خروج از کشور باشد.

جریان سازی و تاثیر گذاری یکی از مهمترین خواسته های هر خبرنگاری در زمینه کاری خود است. خبرنگار چه در داخل کشور و چه بیرون از وطن خواستار شنیده شدن پیام و نوشته اش است. اما آیا واقعا خبرنگار خارج از کشور می تواند تاثیرگذاری ای برابر با خبرنگار داخلی داشته باشد و آیا می تواند در تعامل با همکاران داخل کشور خود باشد؟

«یزدان پناه» در این زمینه می گوید: «روزنامه نگارانی که به ویژه در دو سال گذشته از کشور خارج شده اند، اغلب از نسلی هستند که همراه با دیگر همکاران خود، در حفظ جریان اطلاع رسانی مستقل در داخل ایران در سال های گذشته نقش پررنگی داشته اند.»

وی به کارنامه قابل قبول خبرنگاران مهاجر در جریان اطلاع رسانی مسائل ایران اشاره می کند و می گوید: «با وجود فضای امنیتی سنگین داخل کشور برای رسانه ها و فشار و سانسوری که از ناحیه حکومت بر روزنامه نگاران مستقل وارد می شود، روزنامه نگاران خارج از کشور وظیفه سنگینی برای اطلاع رسانی درباره این تضییقات و محدودیت ها بر عهده دارند و به گمان من در مجموع می توان گفت که در این زمینه کارنامه قابل قبولی ارائه داده اند.»

او از واژه «صدای همکار» برای توصیف یکی از وظایف خبرنگاران مهاجر استفاده می کند: «شاید یکی از اصلی ترین وظایف ما در جهان آزاد و بدون سانسور این است که صدای همکارانی باشیم که در زیر شدیدترین فشارها در ایران کماکان جریان روزنامه نگاری غیر وابسته به قدرت را زنده باقی نگاه داشته اند.» روایتگر روایت دیگران بودن به جای لذت بودن در صحنه

«پویان فخرایی» خبرنگار دیگری است با هزاران کیلومتر فاصله از ایران در کشور مالزی درباره ایران فعالیت رسانه ای انجام می دهد.

او که هم اکنون سردبیر سایت «میزان خبر» وابسته به نهضت آزادی است و تحصیلات خود را در رشته ارتباطات و رسانه با گرایش روزنامه نگاری سپری کرده است درباره روزنامه نگاران مهاجر می گوید: «تبعید یک انتخاب است. انتخابی مابین کار نکردن و ماندن یا کارکردن و رفتن . انتخاب شجاعانه ای است.»

او به آیه ای در قرآن اشاره می کند و با ارتباط دادن آن به ماجرای امروز خبرنگاران مهاجر می گوید:«داستانی در قرآن هست که جدای از بحث مذهبی بودن فراخور این مبحث است که در روز قیامت افرادی به خداوند می‌گویند که ما به تو ایمان نیاوردیم چون قدرتمندان قوم به ما ظلم می‌کردند و خداوند در جوابشون می‌گوید من راه هجرت را برای شما باز گذاشته بودم. »

فخرایی در این زمینه ادامه می دهد: «روزنامه نگاری در تبعید حس مسئولیتی است که برای پاسخ به آن افرادی هجرت را بر‌می گزینند.»

اما از دید «فخرایی» مهمترین مشکل خبرنگاری در تبعید نداشتن ارتباط مستقیم با سوژه های خبری است. او در این زمینه می گوید:« بزرگترین مشکل نیاز به ارتباط مستقیم داشتن با سوژه‌ها است. به جای اینکه از افراد بخواهم روایتگر باشند دوست دارم خود در صحنه باشم و بتوانم گزارش کنم و این نقصان را همیشه حس می‌کنم.»

او معتقد است گزارش روزنامه نگار مهاجر سرد است:« اینکه در صحنه نباشی و واقعیت صحنه رو نبینی و حسش را درک نکنی شاید نتوانی حس واقعی را انتقال دهی. بنابراین به نظر من گزارش روزنامه نگارتبعیدی سرد است.»

از «فخرایی» هم به مانند «یزدان پناه» درباره کمکی که روزنامه نگاران مهاجر به روزنامه نگاران داخلی می توانند بکنند می پرسم و همچنین از او می پرسم که آیا خبرنگاران مهاجر توانسته اند تاثیر گذار باشند؟ او به این پرسش اینگونه پاسخ می دهد که کمک ها دو طرفه بوده است.

«فخرایی» معتقد است که خبرنگارهای خارج از ایران بسیار به خبرنگارهای داخل ایران وابسته بودند و در برخی از موارد این خبرنگارهای داخلی بودند که روایت را از طریق خارج نشین ها گزارش کردندو اما خبرنگارهای خارج نشین هم حوزه های اختصاصی خودشون را داشتند.

او به خبرنگاری بعد از انتخابات ایران و اخبار زندانیان سیاسی و یا کشته های بعد از انتخابات اشاره می کند و می گیود: «برای مثال خانم فرشته قاضی به عنوان خبرنگاری که در طول مدت این دوسال وضعیت روزنامه نگارها و کشته شدگان را پیگیری کرده است به نظر می رسد توانسته جریان سازی خوبی را انجام دهد.»

نقل است که زندگی دهخدا در تبعید با سختی های زیادی همراه بود و گرچه او علاوه بر فعالیت رسانه ای خود در «صوراسرافیل» فعالیت های سیاسی اش را هم دنبال می کرد اما دچار افسردگی شد. روایت زندگی و کار خبرنگاران در تبعید امروزی هم روایت سختی هایی است که با آرزوی بازگشت به تحریریه های وطن تحمل می شود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.