22 دی 1392

آیا ستون پیام‌های مردمی در روزنامه‌ها همچنان تاثیرگذار است

از الو سلام تا نظرات مردمی در وب‌سایت‌های خبری

22 دی 1392

خبرنگاران ایران – علی‌رضا بهجت :

روزنامه‌ها عملاً همیشه به عنوان فرستنده پیام و اخبارند اما برخی از روزنامه‌ها رویکردهایی دارند که گیرنده پیام‌ها نیز باشند و این امر را با برپایی ستونی با عنوان پیام‌های مردمی محقق می‌سازند. این ستون‌ها بازتابنده مشکلات مردم‌اند و همچون اهرمی عمل می‌کنند که دهان مردم را به گوش مسئولان می‌چسبانند . اما امروزه این ستون‌ها چه وضعیتی در مطبوعات دارند ؟ آیا وجود شبکه‌های اجتماعی مجازی نقش این ستون‌ها در روزنامه‌ها را کمرنگ نساخته است ؟ آیا در این صورت باز هم می‌توان نقش مثبت این ستون‌ها را نادیده انگاشت ؟ کدام نوع روزنامه‌ها محل مناسبی برای این ستون‌ها هستند ؟ در این گزارش این مسائل را با تنی چند از روزنامه‌نگاران مطرح کرده‌ام .

الو سلام، جایی برای شنیده شدن صدای مخاطب

بی‌شک با مرور روزنامه‌ها طی چند دهه گذشته، وقتی در میان اصحاب رسانه صحبت از ستون پیام‌های مردمی می‌شود ، ذهن بسیاری به سمت ستون «الو سلام» روزنامه سلام می رود . روزنامه‌ای که در اواخر سال 69 پا به عرصه مطبوعات گذاشت و تا سال 78 برقرار بود . این ستون لوگوی خاص خود را داشت و به اندازه نصف کاغذ آ چهار بود که با رنگ سبز بالای آن نوشته شده بود «الو سلام». این ستون همانی است که الان در بسیاری از روزنامه‌ها وجود دارد و پیام‌ها و خواسته‌های مردمی در آن منتشر می‌شود. به همین جهت به سراغ یکی از اعضای تحریریه روزنامه سلام در آن سال‌ها رفتم و از او پرسیدم که چه عواملی باعث می‌شد که روزگاری ستون پیام‌های مردمی روزنامه سلام وجهی یکه و مشخص داشته باشد ؟

او می‌گوید : « در آن زمان روزنامه‌های منتقد خیلی کم بودند و شاید عددشان به 3 هم نمی‌رسید . برای همین هم روزنامه‌ای مثل سلام که تقریباً تمام جناح چپ(چپ مذهبی) آن زمان را نمایندگی می‌کرد تأثیرگذاری بسیار زیادی داشت و برای همین هم هر صدایی که از این روزنامه برمی خواست مورد توجه مردم و مسئولین قرار می‌گرفت تا جایی که برخی از خبرنگاران و مسئولین روزنامه‌های دیگر گاهی که می‌خواستند مطلبشان مورد توجه قرار گیرد حتی اگر شده از طریق همین ستون « الو سلام» پیام می‌گذاشتند، عامل دیگر اینکه ستون الو سلام فقط به مسایل شهری و حاشیه ای نمی پرداخت بلکه گاهی مهمترین مسایل از طریق همین ستون انتشار می یافت .نکته دیگر اینکه خود روزنامه هم به این ستون توجه ویژه ای داشت و بهترین جای صفحه و بیشترین جا و در بعد داخلی هم امکانات و نیروی لازم را در اختیار می گذاشت و این بود که مجموع مسایل این ستون را محل توجه همگان کرده بود . یادم می آید گاهی حتی برخی از شخصیت ها مسایل خود مثلا حتی مسایل شهری را که مورد توجه شان قرار گرفته بود از این طریق به گوش همه می رساندند ، مثلا یک روز یکی از اعضا شورای انقلاب فرهنگی که هنوز هم عضو آنجاست و روحانی هم هست زنگ زد و از صدای بلند مسجد محلشان گلایه کرد .»

از او که رابطه ی بسیار تنگاتنگی با این ستون داشته می‌پرسم که آیا ستون پیام‌های مردمی کارکرد گذشته را دارند ؟

به نظرم بله کارکرد گذشته را دارند و شاید با امکانات جدید بهتر هم بتوان به این مهم دست یافت ،علتش هم روشن است مردم می خواهند حرف بزنند ،نمی خواهند فقط شنونده باشند ، افزون یر آن می خواهند مشکلات خودشان رو بازگو کنند ودر مواردی مصادیق آن را به گوش همه برسانند.»

آیا انتشار ستون پیام‌های مردمی سیاستی پوپولیستی است ؟

اما چرا برخی رسانه‌ها برای این ستون ارزشی قائل نیستند ؟ عضو تحریریه روزنامه سلام می‌گوید : « متاسفانه برخی از سردبیران جوان این کارها را نوعی پوپولیسم می دانند و از این کارهای بسیار اساسی و پر ثمر اجتناب می کنند ، آنها واقعا پشت این اجتناب بی معنا می خواهند متکلم وحده باشند ،اتفاقا همین جوانان که دستی در مطبوعات پیدا کرده اند بر مردم خرده می گیرند و حتی به نوعی توده ها را تحقیر می کنند و از همین زاویه از مردم دور می شوند و بعد گلایه می کنند که چرا جامعه از روشنفکران جدا هستند !؟ما در این زمینه ها واقعا مشکلات اساسی داریم ما نمی خواهیم بپذیریم که مردم عاقل و بالغ هستند و اگر مشکلات معیشتی در صدر اولویتشان است واقعا حق دارند . همین ها وقتی خود دچار مشکلی می شوند همه چیز دیگر را فراموش می کنند ویادشان می رود که چگونه توده های مردم را به سبب دویدن دنبال لقمه ای نان سرزنش می کرده اند !؟- اگر به این بخش هم چنان توجه خاص بشود و مثل روزنامه سلام به آن بها بدهند واقعا چه بسا ستون های مردمی نسبت به آن زمان بیشتر هم گل کنند و تاثیر های بیشتری در جامعه داشته باشند - اتفاقا اینجا یک نکته مهم وجود دارد ، چرا روزنامه‌های ما تیراژ پایین دارند و اکثریت مردم روزنامه خوان نیستند ،ما راه خودمان را می رویم و به دغدغه های مردم چندان توجه نداریم ،اگر مردم احساس کنند که در روزنامه‌ها صدایشان انعکاس دارد قطعا اقبال بسیار بیشتری نسبت به روزنامه‌ها خواهند داشت - بطور مشخص عرض کنم در روزنامه سلام چهار کارمند و خبرنگار به تمهید و سامان ستون الو سلام می پرداختند ولی الان حتی یک مدیر مسوول اصلاح طلب حاضر نیست یک نفر مختص این کار بگذارد ، یادم می آید در زمان سلام چون به سخنان مردم توجه فوق العاده نشان داده می شد یک نفر خبرنگار مامور پیگیری اخباری بود که از طریق مردم به سلام گفته می شد و مثلا موضوع اختلاس 123 میلیارد تومانی از طریق همین اطلاع مردمی پیگیری شد و آن همه ماجرا به دنبال داشت .»

از فرهاد رجبعلی، روزنامه‌نگار و معاون سابق سردبیر روزنامه مردم‌سالاری می‌پرسم آیا ستون پیام‌های مردمی مناسب هر روزنامه‌ای است ؟ « ستون پیام‌های مردمی با تیراژ روزنامه کاملا نسبت مستقیم دارد . اگر روزنامه مخاطب داشته باشد و تعداد تک فروشی آن زیاد باشد قطعا این ستونها به اصطلاح زنگ خور دارد ولی الان خیلی از روزنانه ها نظرات خودشان را در قالب یک تلفن وارده و از قول یک شهروند خیالی می نویسند و این متاسفانه یک روند عادی شده است . البته پیشتر هم چنین مواردی بود اما در مواقع تنگ شدن قافیه ولی الان دیگر روزنامه‌های ضعیف تر تقریبا چنین می کنند چونکه تک فروشی ندارند و در واقع مخاطب ندارند.»

کم فروغی ستون‌های مردمی با آمدن فیس بوک

از فرهاد رجبعلی می‌پرسم آیا بر این اعتقاد است که استقبال این ستون‌ها فروکش کرده‌اند و آیا شبکه‌های اجتماعی مجازی در این موضوع تأثیر داشته‌اند ؟ « شبکه های مجازی اساسا در فروش روزنامه‌ها تاثیر گذاشته اند و وقتی کسی روزنامه نمی خرد، چه واکنشی به مطلبی داشته باشد ؟ در نتیجه تلفن مردمی هم نیست . تلفن مردمی با تک فروشی ارتباط کامل دارد. زمانی که اینترنت به تعریف کنونی نبود و اطلاع رسانی هنوز رنگ و بوی چاپی داشت ، انتقال پیام و مشکلات مردم به مسئولان یا نظراتشان درباره ی موضوعات مختلف از طریق روزنامه‌ها بود ؛ وقتی که روزنامه چه نزد جامعه و چه نزد قدرت مورد توجه بود ولی الان شبکه های اجتماعی جایگزین خوبی شده اند و انتقال پیام خیلی سریع تر و حتی عریان تر و کمتر سانسور شده به گوش صاحبان قدرت و مسئولان می رسد ، نمونه اش ستون نظرات سایت های خبرآنلاین و بازتاب است .بیشترین بازتابها از ستون نظرات همین سایت ها شده است . خیلی از ستونها نظرات چنین سایت هایی را دنبال می کنند و در پای مطالب منتشر شده نامی غیر حقیقی را ذکر می کنند.»

از حامد زارع روزنامه‌نگار حوزه فلسفه و الهیات و دبیر اندیشه ماهنامه مهر نامه نیز پرسیدم آیا ستون پیام‌های مردمی در روزنامه‌ها هنوز مثل گذشته موثر است ؟

« این را در دو سطح باید بررسی کرد . سطح نخست ناظر بر تجربه های سایبری است؛ وقتی مشارکت در صفحات فیسبوک برای یک نشریه فراهم است حتی اگر غیررسمی باشد جای جذاب تری برای به اشتراک قراردادن نظرات مخاطبان آن نشریه است اما عده ای هم هستند که روزنامه به دست می گیرند و می خوانند و گوشی تلفن را برمی دارند و پیام می دهند و یا ایمیل می زنند .» اما او درعین‌حال می‌گوید : « من تصوری از تاثیر گذاری آن ندارم .»

حامد زارع هم معتقد است که شبکه‌های اجتماعی مجازی باعث شده که این ستون‌ها کم فروغ شوند و در پاسخ من که می‌پرسم آیا میزان تک فروشی روزنامه هم بر این ستون‌ها تأثیر می‌گذارد ؟ می‌گوید : « در ایران روزنامه‌های واقعی که با توده در ارتباط باشند بسیار اندک هستند . شاید تنها کیهان و همشهری و جام جم باشند که روزنامه واقعی باشند از نظر گستردگی مخاطب به دلیل فراگیری مخاطبان آنها ، بسیاری از مخاطبان رویکردهای سنتی دارند و ممکن است همانند گذشته برای روزنامه خود پیام بگذارند . اما روزنامه‌های جریان اصلاح طلب در مقامی نیستند که مورد پسند مردم به معنای گسترده آن قرار گیرد . آنها مرجع اقناع قشر نخبه جامعه هستند که بیشترشان سرخورده هستند و با دسترسی هایی که به شبکه های اجتماعی دارند نیازی به پیام گذاشتن برای روزنامه نمی بینند»

از اردوان روزبه روزنامه‌نگار و سردبیر رادیو کوچه پرسیدم آیا این ستون‌ها مثل گذشته کارکرد مثبت دارند ؟ « کارکردشان مثبت است اما کاردکرد قوی ندارند و حوزه وسیعی را شامل نمی شوند . امروزه امکانات دسترسی به انتشار اطلاعات عوض شده است . این دست ستونها مال وقتی بود که پیدا کردن مسئول کار سختی بود . الان همه ایمیل و فیسبوک دارند . الان چه نیازی به ستون است ؟ سرویس های رسانه شهروندی و گسترش اجتماع های مجازی این ستونها را بسیار کم رنگ و یا شاید بی رنگ کرده است و می توان گفت ضرورتش از میان رفته است.»

از مجید تفرشی تاریخ‌نگار و پژوهشگر مسائل ایران پرسیدم چه زمانی ستون پیام‌های مردمی کارکرد موثری دارند ؟

«معمولا هر وقت دولتها و دیگر دستگاههای ذی ربط به وظایف خود عمل نمی کنند مثلا قوای سه گانه ، این صفحه کارکرد دارد و گرنه در جوامعی که سازو کار پی گیری مطالبات مردم از طریق راههای متعارف و قانونی هست نیازی به عارض شدن به این صفحات نیست .» و نیز پرسیدم که آیا هم اکنون این ستون‌ها مثمر ثمر هستند؟ «بله ولی کمتر از سابق، آن هم به چند دلیل اولا روزنامه‌ها در ایران ارج و قرب قدیم را ندارند، ثانیا مردم از تاثیرگذاری این صفحات مطمئن نیستند و ثالثا مسئولان توجهی به مطالبات مطرح شده در این صفحات ندارند چون در رسانه های دیگر به خصوص رسانه های اینترنتی و ماهواره ای مسائل مهمتری با سرعت و تاثیرگذاری بیشتری مطرح می‌شود .»

آنچه را که می‌توان به عنوان برآیند این گپ و گفت با در خاتمه این گزارش طرح کرد این است که سرعت بالا و نبودن تیغ سانسور در شبکه‌های اجتماعی مجازی، شمار پایین روزنامه‌ها و امکانات تازه و سریع دسترسی به مسئولین از عوامل کاهش تأثیرات ستون پیام‌های مردمی در روزنامه‌هاست.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.