7 بهمن 1392

بدون روزنامه‌ نگاری تحقیقی، ما تنها عروسک‌ های قدرت هستیم

روزنامه‌نگاری تحقیقی از زبان برنده جایزه پولیتزر: بدون دیده‌بان‌ها دموکراسی به خطر می‌افتد

7 بهمن 1392

نوشته: راکوئل راتلج

ترجمه:خبرنگاران ایران/ انوشه جاوید

توضیح: «راکوئل راتلج»، یکی از زنان سرشناس دنیای روزنامه نگاری در آمریکا به شمار می آید که در آوریل سال ۲۰۱۰ میلادی و در سن ۴۲ سالگی، به خاطر مجموعه گزارش های تحقیقی اش موفق به کسب جایزه پولیتزر در بخش گزارش های محلی شد. وی در همان سال جایزه «گلداسمیت » را برای یک سری از گزارش های تحقیقی اش از آن خود کرد. کارنامه کاری راکوئل و شیوه کاری او که متمرکز بر نگارش گزارش های تحقیقی است موجب شده تا وی با دریافت جایزه های متنوعی همچون جایزه «ورث بینگهام » و «جورج پولک » (سال ۲۰۰۹ میلادی) به عنوان یکی از الگوهای موفق روزنامه نگاری تحقیقی در آمریکا مطرح باشد. راتلج از سال ۲۰۱۲ میلادی به عضویت Nieman (بنیاد روزنامه نگاری نیمن) درآمده و یکی از چند خبرنگار تحقیقی است که از سال ۲۰۰۴ میلادی در روزنامه «میلواکی ژورنال سِنتینل » مشغول به فعالیت است. وی همچنین با روزنامه های «واکیشا فریمن » و «کلورادو اسپرینگز گازت » همکاری جدی دارد.

یک روز صبح نامه ‌ی تندی به سردبیرم در روزنامه ‌ی میلواکی ژورنال سِنتینل نوشتم و به انتشار مطلبی که مدعی بود آمار نشان می دهد در نیمه ‌ی اول سال ۲۰۱۳ میلادی، میزان قتل ها ۲۱ درصد کاهش داشته است، به شدت اعتراض کردم. این مقاله در واقع نقل ‌قولی از رئیس پلیس و دستیارانش بود که به خود بابت تاکتیک‌ های بی نظیرشان در کنترل وقوع جرم و جنایت تبریک گفته بودند و به اصطلاح برای خودشان نوشابه بازکرده بودند. در این مقاله عکسی هم از پلیس ‌های گشت خیابان به چشم می خورد که به شدت توجه مخاطب را به سوی این خبر جلب می‌ کرد.

روزنامه ‌ای (میلواکی ژورنال سِنتینل) که من در آن فعالیت می کنم، در عرض شش- هفت سال گذشته بابت تحقیقات باکیفیت خود شهرت خوبی به دست آورده است. ما یک تیم ۱۰ نفره متشکل از روزنامه نگاران تحقیقی- دیده ‌بان هستیم که روی هر موضوعی که جای تعمق داشته باشد متمرکز می شویم.

استراتژی ما برای نگارش گزارش و مقاله، تحقیق عمقی و کامل است و در راه رسیدن به هدف از هیچ تلاشی فرار نمی کنیم. از رسوایی ‌های مالی گرفته تا کلاهبرداری ‌های عمومی، فعالیت قاچاقچیان اسلحه، لابی ‌های متعدد میان پزشکان و شرکت‌ های داروسازی، کودک آزاری، سوء استفاده جنسی، پولشویی و... همه و همه موضوعاتی هستند که ما به دقت روی آنها کار می کنیم و برای نوشتن در موردشان وقت زیادی صرف می کنیم. وقتی مساله ‌ی بررسی دولت و اثرات کارهای روزمره ‌ی آن در میان باشد، ما به هیچ عنوان کوتاه نمی‌ آییم. توجه ما به اداره ‌ی پلیس میلواکی هم از این امر مستثنی نیست.

به همین دلیل است که وقتی خبرها را زیر و رو می‌ کردم و به دنبال موضوعی برای تحلیل و بررسی های بیشتر و عمیق تر می‌ گشتم و چیزی ندیدم جز خبری که اساس آن بر پایه دروغ بنا شده بود، حسابی از کوره در رفتم و حتی بدون دلیل سر پسرم که از من چیزی می خواست، داد زدم.

نتیجه جست و جوها و زیر و رو کردن های من هیچ بود! و البته در کمال تعجب می دیدم که در گزارش عملکرد پلیس هم هیچ کلمه ‌ای در مورد آمارهایی که باید افزایش خشونت را گزارش می دادند، دیده نمی‌ شد. متاسفانه همین موجب شده بود تا متخصصین امور متفق ‌القول بر این باور باشند که اوضاع بسیار خوب است و مدعی شوند که میزان جرم و جنایت و قتل کاهش یافته است.

اما سوال اینجا بود: «خشونتی که همین سال گذشته ۳۳ درصد افزایش یافته بود چگونه اکنون کاهش یافته است و خبری از بروز و وقوع آن به گوش نمی رسد!؟»

یک نکته جالب دیگر این بود؛ هیچ اثری از تحقیق یک ساله ‌ی همکاران من در روزنامه درمورد عملکرد پلیس در برابر بروز قتل ها به چشم نمی خورد. همان گزارش تحقیقی که نشان می‌ داد چطور اداره ‌ی پلیس داده‌ ها را دستکاری و خشونت ‌های جدی و شدید را تحت عنوان خشونت ‌های ساده و خانگی ثبت کرده تا ارقام و آمارها فعالیت آنها را تحت تاثیر قرار ندهد و عملکردشان زیر سوال نرود!

اگر بخواهم خیلی دقیق باشم باید بگویم اگرچه رقم ۲۱ درصد کاهش به نوعی عدد صحیحی است؛ اما از نظر حقیقت آماری و تحلیل درست اطاعات عدد مسخره ای است. ما برای بررسی صحت و سقم این عدد دو دوره سه ماه را با هم مقایسه کردیم. در سه ماهه دوم (۱۵ مورد) تعداد قتل ها ۴ مورد کمتر از سه ماهه اول (۱۹ مورد) بود، ولی حقیقت این است که این کاهش آماری ناشی از خطای نشانه ‌گیری حین تیراندازی و پیشرفت های پزشکی بوده است تا هر چیز دیگر (عملکرد پلیس). با این حال، آمار و ارقام بزهکاری مهم هستند.

این ‌چنین گزارش ها تنها خاصیتی که دارند این است که استراتژی‌ های پلیسی را به پیش می‌ رانند و نه تنها بر درک جامعه از امنیت محله ‌ی خود، بلکه بر امنیت حقیقی جامعه هم تاثیر دارند و می‌ توانند موجب رشد جایگاه و موقعیت یا سقوط یک شهردار شوند. وظیفه ‌ی ما این است که مطمئن شویم جامعه تصویر کلی و حقیقی را دریافت می‌ کند، نه این که به عنوان توزیع کننده ‌ی شبه ‌اطلاعات وارد عمل شویم. پس متاسفانه باید اعلام کنم که با همه تلاشی که برای آگاه کردن جامعه کرده ایم در این مورد شکست خورده ایم. ما با انتشار چنین مطلب و عکسی به اداره ‌ی پلیسی که در ماه ‌های گذشته بارها مورد تحقیق و افشاگری قرار داده بودیم، اجازه داده ایم ارقام دروغینی منتشر کند و حواس‌ ها را از مسایل واقعی پرت کند و باعث شود خوانندگان فکر کنند جرایم کاهش یافته است که متاسفانه در حقیقت چنین نیست.

این مساله تقصیر هیچ ‌کس نیست. از فکر تا اجرا، کل این مقاله روی صفحه ‌های نمایشگر چندین خبرنگار باران دیده ظاهر شده است. چنین اتفاقاتی رخ می‌ دهد، گرچه در سال ‌های اخیر این مسایل در ژورنال سِنتینل کاهش یافته است. همسرم که او هم یکی از روزنامه‌ نگاران این ‌روزنامه است، می‌ گوید؛ قدرت چرخاندن و تغییر دادن و عوض کردن چهره ‌ی تاریخ تمامی ندارد. این کار آن ‌هاست. آن ‌ها باید از خود حمایت کنند. این قدرت ‌ها صبور و آماده ‌اند و چالش ما در مقابل آن‌ ها ادامه دارد.

با وجود کوچک شدن اندازه ‌ی بسیاری از اتاق ‌های خبر، ادیتورهای باتجربه روز به روز بیشتر منابع خود را وقف روزنامه‌ نگاری دیده‌ بان می‌ کنند – و کار درستی هم می‌ کنند. این نیاز جوامع ماست و چیزی نیست که یک خروجی خبری دیگر از عهده ‌ی انجام آن، خصوصاً در سطح منطقه‌ ای بر بیاید. ما می‌ توانیم همچنان با خبرهای داغ از تیراندازی، خونریزی و آتش‌ سوزی نفر اول باشیم، اما اگر این موارد واقعاً خاص نباشند، می‌ توانیم به شکل خلاصه آن‌ ها را گزارش داده و به شرکای تلویزیونی خود در مورد خبرها لینک دهیم. یا می‌ توانیم خودمان ویدیو پست کنیم. در آن‌ صورت می‌ توانیم در باقی فضای روزنامه توجه خود را متمرکز کرده، به صاحبین قدرت نزدیک شده و معماهای خاصی را حل کنیم و حقایق پنهان ‌تر را آشکار سازیم.

بدون روزنامه‌ نگاری تحقیقی، ما تنها عروسک‌ های قدرتی هستیم که آزادی و دموکراسی خودمان را به خطر می‌ اندازند. بنابراین چه در مورد اسلحه ‌های اتمی بنویسم یا قتل در میلواکی، مهم ترین چیز عیان کردن حقیقت است، و روزنامه‌ نگاران و ادیتورها در ژورنال سِنتینل هم این را به خوبی می‌ دانند. به همین دلیل است که از بیان اشتباهات خود باکی نداریم. چون می‌ دانیم تنها با این کار می‌ توانیم پیشرفت کنیم.

این یکی از بهترین چیزهایی است که کار در این روزنامه برای من ممکن کرده است. سردبیرم جوابی به ایمیل من نداد تا از خودش دفاع کند یا بخواهد در مورد خبر منتشر شده سکوت کنم. او در واقع مسئولیت را پذیرفت و با نظرم موافقت کرد که ما باید بسیار بهتر از این ‌ها عمل کنیم. و همین کار را هم خواهیم کرد.

منبع: بنیاد روزنامه نگاری نیمن، بهار ۲۰۱۳

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.