29 مرداد 1390

مشكلات و دغدغه هاي روزنامه نگاران دور از پایتخت

29 مرداد 1390

خبرنگاران ایران -نيكي رهجو:«صحبت از روزنامه نگاري محلي را اصلا درست نمي دانم ، وقتي همه خبرها در تهران است و خبرنگارها هم در شهرستان هيچ حق و حقوقي نداردچرا بايد از روزنامه نگاري محلي صحبت كنيم .»

اين گفته يكي از خبرنگاران محلي آذربايجان است درباره روزنامه نگاري در شهرستان ها ي ايران .او نمي داند از كدام بخش از مشكلات روزنامه نگاري محلي صحبت كند و معتقد است كه روزنامه نگاري محلي اين روزها ديگر وجود ندارد .

مي گويد : «وقتی تمامی حوزه های مهم خبری و اتفاقات مهم كشور ، در پایتخت جمع شده اند.روزنامه نگاران در شهرستان چه مي خواهند بكنند؟ اصلا مي دانيد مردم هم اقبالي به اين نشريات ندارند، نشرياتي كه بايد با پول آگهي اداره شوند. چراكه مدير مسوول هيچ پولي به سردبير پرداخت نمي كند و اين نشريات بايد با پول آگهي بگردند آن وقت چه كسي به كار حرفه اي فكر مي كند .»

تعدادي از روزنامه نگاران محلی كه با آنها صحبت مي كنم هم درباره اين نشريات همين عقيده را دارند و معتقدند آنگونه که در کشورهای پیشرفته نشريات محلي توسعه یافته اند در کشور ما رشد نكرده اند و همین نکته باعث شده است تا بسیاری از خبرنگاران محلي برای گذران زندگی و ارتقای موقعیت حرفه اي شان راهي پايتخت شوند.

دربرخي از شهرهاي ايران هنوز دو یا سه روزنامه و در برخی ديگر یک يا دو هفته نامه منتشر محلي مي شود روزنامه ها و نشرياتي كه چندان مطالب حرفه اي منتشر نمي كنند و همه آنها با مشكلات شديد مالي دست و پنجه نرم مي كنند و بيشتر از مطلب آرشيوي و آگهي پر شده اند و به جاي آنكه درباره مسايل همان شهرها گزارش بنويسند مطالبي را درباره خبرهاي مهم پايتخت منتشر مي كنند. اما روزنامه نگاراني هستند كه هنوز دلخوش به اين نشريات تلاش مي كنند. نتیجه یک پژوهش درباره بررسی "چالشها و فرصتهای روزنامه نگاری محلی " در مناطقی مثل آذربایجان ، همدان ، سیستان و بلوچستان و... نشان می دهد که تمام اين نشريات یک وجه مشترک دارند و آن این است که روزنامه نگاری محلی نه از حیث فرهنگی و نه از لحاظ سازمانی و قانونی و حتی از نظر حرفه ای نتوانسته است جایگاه مناسبی را کسب کند. چرا كه صاحبان اين نشريات بايد براي امرار معاش آگهي بگيرند و اين موضوع آنها را به صاحبان اگهي وابسته و از جايگاه حرفه اي شان دور مي كند .

نبود نيروهاي متخصص در روزنامه هاي محلي

يك روزنامه نگار آذري توضيح مي دهد :« وقتي همه فكر و ذكر روزنامه نگار محلي گرفتن آگهي و پورسانت است تا بتواند حقوقش را تامين كند، ديگر چه چيز از روزنامه نگاري حرفه اي برايش باقي مي ماند .»

او براي روزنامه هاي پايتخت مطلب مي نويسد و فكر مي كند اين گونه تا حدي توانسته روزنامه نگاري حرفه اي را بياموزد .

به گفته او وقتي مرز بین خبرنگاران و آگهی بگیران در استان ها مخلوط شده و وقتي فعالیتهای بازرگانی با روزنامه نگاري يكي تلقي شده از روزنامه نگاري ديگر چيزي باقي نمي ماند .

او معتقد است در شهرستان ها اصلا كار حرفه اي روزنامه نگاري معنايي ندارد يا بايد براي آگهي بدوي و يا اينكه خبرهاي روابط عمومي ها را منتشر كني حتي درباره مسايل شهرستان هم اگر بنويسي در اين نشريات ديده نميشوند، گاه گزارشي درباره مسايل شهرم نوشته ام اما ترجيح داده ام آن را به يكي از روزنامه هاي سراسري تهران براي چاپ بسپرم .

اما يكي ديگر از همكاران اين روزنامه نگار مثل او اين موضوع را بررسي نمي كند :« به دليل حساسيت كمتر بر اين نشريات مي توان مطالب خوب و مفيدي در آنها نوشت اما مي پذيرم كه اين روزنامه ها كمترين امكانات را براي خبرنگاران شان فراهم مي كنند و تنها عشق زياد به اين حرفه است كه آنها را در شغل شان نگه مي دارد .»

او مي گويد :« واقعا زندگي روزنامه نگاران محلي كفاف تامين زندگي شان را نمي دهد و بيشتر آنها معمولا شغل ديگري دارند چون ممكن است ماه ها در يكي از اين نشريات كار كني اما پولي به دستت نرسد ، اگر تمام وقت و انرژي ات را هم در اين روزنامه ها بگذاري باز انقدر در آمدت ناچيز است كه حتي كفاف كرايه خانه ات را هم ندهد .»

وي تاكيد مي كند : «نمي دانيد چقدر روزنامه نگار اطرافم مي شناسم كه عشق به فراگيري اين حرفه دارند تا بتوانند يك خبر محلي خوب را براي روزنامه شان بياورند، شايد برخي از آنها حتي به در آمدش هم فكر نكنند اما نمي دانند بايد از كجا بياموزند. آشنايي با صفحه بندی ، خبرنویسی و گزارش نويسي حرفه اي و ...براي آنها يك نياز است شهرستانها مثل پایتخت محل رخدادهای بزرگ نیست و بنابر این یکی از رویکردهای روزنامه نگاری محلی بايد پرداختن به اخبار محلی باشد.»

خبرنگاراني بدون مزد و روزنامه هايي نيمه تعطيل

يكي از روزنامه نگاران استان گلستان نيز در اين باره مي گويد :«اصلا خبرنگاران در شهرستان هيچ حقوقي دريافت نمي كنند. اين موضوع در كجاي دنيا مي تواند يك روزنامه نگار را در حرفه اش نگه دارد .آنها بايد از محل دريافت پورسانت آگهي ها زندگي شان را بگذرانند ، كه اين روزها حتي روند گرفتن آگهي هم از سوي وزارت ارشاد به شدت كنترل مي شود و به روزنامه هاي منتقد اصلا تعلق نمي گيرد به همين خاطر مي گويم كه روزنامه هاي محلي اكثرا مرده اند و يا تنها اسمي از آنها باقي مانده است .»

خبرنگاران محلي مجبورند از محل دريافت پورسانت آگهي هاي بازرگاني زندگي شان را تامين كنند كه حداكثر اين مبلغ هم در شهرستان هاي مختلف به طور ميانگين به حدود 150 هزار تومان در ماه مي رسد. اين روزنامه نگاران در تحريريه هايي كوچك و بدون امكانات كار مي كنند .دو يا سه كامپيوتر ، يك خط اينترنت پر سرعت و گاه يك دوربين عكاسي و چند ميز و صندلي همه امكانات اين روزنامه ها را تشكيل مي دهد .

اين روزنامه نگار گرگاني از وضعيت بيمه روزنامه نگاران در اين استان برايم مي گويد :«در دوران رياست جمهوري محمد خاتمي ( رييس جمهور قبلي ايران ) و تلاش انجمن صنفي روزنامه نگاران استان گلستان و انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران حدود 60 روزنامه نگار در استان گلستان بيمه شدند .در همان دوره مديران هم تعدادي از روزنامه نگاران رابيمه كردند .اما الان به خاطر شرايط بد مالي بيمه تعدادي از خبرنگاران هم قطع شده است .»

او همچنين تاكيد مي كند كه در دولت گذشته به مطبوعات محلي يارانه تعلق مي گرفت كه اين يارانه ها كمكي براي حل مشكلات اين روزنامه ها بود اما در دولت فعلي اين يارانه ها قطع شده يا آن قدر ناچيز است كه باعث خنده است ، او از روزنامه محلي "سليم "در اين استان ياد مي كند كه براي شش ماه حدود 15 هزارتومان يارانه دريافت كرد ، به همين خاطر همه اين روزنامه ها به حالت تعطيل ونيمه تعطيل در آمده اند .

او مي گويد :« مديران به هيچ عنوان به خاطر اين شرايط حاضر نيستند امكانات تهيه يك گزارش خوب را براي يك خبرنگار فراهم كنند و فقط زمان دريافت رپرتاژ آگهي است كه ممكن است شرايطي را براي سفر يك خبرنگار ايجاد كنند براي همين خبرنگار هيچ وقت در حرفه اش رشد نمي كند .»

اينها تنها بخش كوچكي از مشكلات خبرنگاران روزنامه هاي محلي و اين نشريات است و با وجود برخورداری از نیروهای توانمند در اين مجموعه ها امکانات محدودی در این حوزه وجود دارد .خبرنگاران محلي می گویند كه مهمترين نياز آنان آشنايي با همان روزنامه نگاري حرفه اي است و شايد وجود كارگاه هاي آموزشي آنها را بيش از هر چيز ديگر در اين راه كمك كند . خبرنگاران محلي خواهان يادگيري روزنامه نگاري واقعي اند نه آنچه تحت عنوان آگهي بگيري اين روزها به آنها تحميل شده است .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.