1 شهریور 1390

روزنامه نگاری با امكانات محدود و شرايط سخت

روزنامه نگار ماندن در ایران دشوار است

1 شهریور 1390

خبرنگاران ایران -نيكي رهجو:بايد براي تهيه گزارش هر چه زودتر خودش را به آن سوي شهر برساند ، آفتاب داغ تابستان بر سرش مي تابد و او تند و تند طول خيابان را طي مي كند بايد هر چه زودتر ماشيني كرايه كند و خودش را به محل حادثه برساند.مي گويند در قسمتي از تهران زمين فرونشسته است، لازم است در محل حادثه حضور پيدا كند و خودش از نزديك همه چيز را ببيند . با عابران و شاهدان ماجرا گفتگو كند. محل روزنامه اش در شمال تهران است و او بايد خيلي زود براي حضور در محل حادثه به جنوب تهران برود . مدام به ساعتش نگاه مي كند عقربه ها زود مي دوند و ماشين ها بي توجه به او از مقابلش عبور مي كنند ، دست آخر به بهترين وسيله ممكن متوسل مي شود و موتوري كرايه مي كند در گرماي تابستان به سوي محل حادثه مي شتابد .

اين تنها بخش كوچكي از مشكلات يك روزنامه نگار ايراني است. براي اينكه خود را براي تهيه يك گزارش به محل حادثه برساند. روزنامه اي كه او در آن كار مي كند امكانات محدودي دارد و از ماشين و آژانس براي استفاده هاي كاري خبري نيست . چندين بار براي رفتن به حوزه هاي خبري و رسيدن به سوژه هايش از آژانس استفاده كرد، اما كارفرما در نهايت حاضر نشد پول قبض هاي آژانس اش را بپردازد .حالا سعي مي كند با توجه به دستمزد كمي كه دارد براي رفتن به حوزه هاي خبري و يا براي تهيه گزارش هايش چند ساعتي زودتر اقدام كند و خودش را با وسايل حمل و نقل عمومي به محل كارش برساند .

او مي گويد :« الان ده سال است كه روزنامه نگارم و بيشتر عمر كاري ام را هم در روزنامه هاي اصلاح طلب سر كرده ام و به جز مدت كوتاهي كه در يك روزنامه وابسته به دولت كار مي كردم و آنجا امكانات مناسبي براي خبرنگاران فراهم بود هيچ وقت در تحريريه روزنامه ها بدون مشكل نبوده ام . هميشه در تحريريه ها كمبود تلفن و كامپيوتر وجود داشته ، البته در سالهاي اخير چون خيلي از روزنامه نگاران از در آمد شخصي شان لپ تاب تهيه كرده اند مشكل كامپيوتر تا حدودي حل شده است ولي همچنان كمبود امكانات براي ما وجود دارد ، گاهي آنقدر اين موضوع پررنگ مي شود كه حتي ميز و صندلي هم براي نشستن پيدا نمي كنيم .اما انگار همه به آن عادت كرده ايم »

كارفرما و امكانات روزنامه ها

اما چرا كارفرماي روزنامه ها اين مشكلات را حل نمي كنند؟ آيا خبرنگاران مشكلات شان را در اين باره با آنها مطرح نمي كنند يا آنها توجهي به اين موضوع ندارند و يا امكان تهيه چنين امكاناتي از اساس براي كارفرما وجو د ندارد ؟

يك روزنامه نگار در پاسخ اين سوال مي گويد : «گاهي اوقات كارفرماي روزنامه سعي مي كنند اين مشكلات را بر طرف كند و تلاش اش را هم مي كند اما در برخي ديگر از موارد آنها خيلي صریح به ما مي گويند اوضاع همين است كه هست و ما نمي توانيم براي تان كاري كنيم اگر مي توانيد با شرايط كنار بياييد و بمانيد اگر نه هم مي توانيد روزنامه را ترك كنيد ،خيلي از آنها به صراحت به ما مي گويند كه فعلا اوضاع و احوال همين است .»

امكان سفر براي روزنامه نگاران وجود ندارد

يكي از امكاناتي كه خيلي از روزنامه نگاران در جاهای مختلف دنيا دارند و روزنامه هايشان براي آنها فراهم می کنند امکان سفر به ديگر شهرها و يا در مواردي كشورهاي ديگر برای تهیه گزارش هاي مهم و جذاب فراهم است ؟ آيا اين امكان در روزناهه هاي ايران هم وجود دارد ؟

روزنامه نگار 27 ساله اي كه اكنون در يك روزنامه نيمه دولتي كار مي كند در اين باره و امكانات روزنامه اش توضيح مي دهد :«از وقتي به اين روزنامه ی نيمه دولتي آمده ام امكانات مناسبتري در اختيار دارم. يعني مجبور نيستم بدون اتومبيل به اين ور و آن ور بروم حتي روزنامه براي اطراف شهر كه فاصله نسبتا زيادي با تهران دارند هم به من اتومبيل مي دهند هر چند بايد تاييد سردبير را بگيرم و كلي امضا و نامه نگاري كنم اما به هر حال در اين زمينه مشكلي ندارم اما تا به حال براي سفرهاي خارج از شهر چنين امكاني برايم به وجود نياورده اند .»

او ادامه مي دهد : «بارها براي دبير سرويس و سردبيرم توضيح داده ام كه آنچه در تهران اتفاق مي افتد همه اتفاقات كشور نيست و تعداد زيادي سوژه هاي مهم و جذاب در شهرهاي ديگر وجود دارد كه جاي كار دارد و حالا که ما در شهرهای دیگر خبرنگار نداریم، پس باید خبرنگارانی از مرکز برای تهیه گزارش به این مناطق دیگر اعزام شوند اما آنها مي گويند فعلا توان به وجود آوردن اين امكانات را براي سفر به اين مكان ها ندارند .من با توجه به تجربه روزنامه نگاري ام در روزنامه هاي خصوصي فعلا به همين امكانات حداقلي هم راضي ام. »

ميز و صندلي داشتن هم براي ما غنميت بود

يكي از روزنامه نگاران كه اين روزها در هيچ روزنامه اي كار نمي كند و ترجيح داده تا فعلا شغل ديگري را انتخاب كند از مشكلاتي كه در زمان كارش داشت سخن مي گويد: «راستش را بخواهيد من هميشه در روزنامه هاي اصلاح طلب كار مي كردم .داشتن تعداد كافي ميز و صندلي وخط تلفن و اينترنت پر سرعت براي ما كافي بود كه بگوييم در يك روزنامه ی با امكانات كار مي كنيم . آنقدر اين مساله براي ما اساسي بود كه وقتي سر كار مي رفتيم فكر مان به اين مشغول بود كه آيا آن روز خط تلفن براي گرفتن مصاحبه به ما هم مي رسد يا نه ؟»

او كه سيزده سال سابقه كار دارد، ادامه مي دهد : «البته در طول عمر كاري ام در روزنامه هايي هم كار كرده ام كه امكانات نسبتا مناسبي براي خبرنگاران تدارك مي ديدند اما بيشتر اوقات با امكانات كم و حقوق اندك كار كرده ام.»

وي كه علاقه زيادي براي تهيه گزارش از نقاطي به جز شهر تهران داشته تاكيد مي كند : «چندين بار براي نوشتن گزارش به شهرهاي ديگر كشور سفر كردم در مواردي كارفرماي روزنامه پول بليط و هزينه هاي سفر را به من پرداخت كرد اما در بيشتر موارد با ارتباطاتي كه در حوزه هاي خبري پيدا كرده بودم از امكانات حوزه ها استفاده مي كردم و با پرداخت بقيه هزينه هاي سفر به صورت شخصي به سفر مي رفتم . البته اين سفرها خيلي زياد نبودند اما تجربه هاي بسيار خوبي برايم داشتند .»

در شهرستانها اصلا تحريريه اي وجود ندارد

"در شهرستانها اصلا تحريريه اي وجود ندارد كه من بخواهم درباره امكاناتش براي شما بگويم ". اين مطلب را يك روزنامه نگار شهرستاني با خنده اي بر لب مي گويد و توضيح مي دهد كه روزنامه نگاران حتي در روزنامه هاي محلي حقوق ثابت هم ندارند چه برسد به اينكه كارفرما برايشان امكانات ديگري از جمله امكان سفر فراهم كند .

او كه سالهاست در استان گلستان روزنامه نگار است مي گويد :« در گرگان مديران مطبوعات چندان به سفر خبرنگاران و حتي در صحنه حضور داشتن روزنامه نگاران اعتقادي ندارند، بيشتر خبرنگاران گزارش نويسان تلفني هستند و اصلا امكانات در شهر ما اجازه نمي دهد كه براي هر سوژه امكانات اخصاصي به ويژه سفرهاي شهري و خارج از شهري در نظر بگيرند .»

او از امكانات تحريريه روزنامه محلي كه در آن كار مي كند تعريف مي كند :«آن جايي كه ما اسمش را تحريريه روزنامه گذاشته ايم جايي است حدود 15 تا 25 متر كه با فضاي فني در مجموع به حدود 50-60 متر مي رسد اين محيط براي همه روزنامه نگاران در نظر گرفته شده است .سه كامپيوتر،يك خط اينترنت پر سرعت ، يك خط تلفن و يك دوربين از ديگر امكانات تحريريه ماست .البته اين دوربين اگر در روزنامه عكاس اختصاصي وجود نداشته باشد مدام دست به دست مي چرخد و هر كس براي كار خودش از آن استفاده مي كند .»

او همچنين تاكيد مي كند كه خبرنگاران در روزنامه هاي محلي حقوقي دريافت نمي كنند و بايد از محل پورسانت آگهي ها مبلغي را براي خوشان بردارند . معمولا براي روزنامه نگاران آن هم در شرايط مطلوب حقوق 50 - 60 هزار توماني در نظر گرفته مي شود و اگر اين خبرنگار موفق به گرفتن پورسانت از محل دريافت آگهي ها شد حقوقش به 150 تا 170 هزار تومان در ماه مي رسد .بنابراين در چنين شرايطي شايد صحبت از امكانات روزنا مه هاي محلي حتی براي ما خنده دار باشد . راستش را بخواهيد از روزنامه هاي محلي تنها نامي باقي مانده است ولي در عمل همه آنها تعطيل شده اند و روزنامه نگاراني كه در آن كار مي كردند هم در شرايط بسيار سخت و ناگواري روزگار مي گذرانند .

رفتار برخي كارفرماها با روزنامه نگاران مثل كارگران فصلي است

يكي ديگر از روزنامه نگاراني كه مدتي است در روزنامه هاي مستقل كار مي كند مي گويد : « اين روزها چند نفر خاص اداره روزنامه هاي غير دولتي در ايران را برعهده دارند و با امكانات محدودي اين روزنامه ها را اداره مي كنند، نمي دانم چرا كسي نيست كه از آنها بپرسد چرا در اين شرايط روزنامه منتشر مي كنيد هر چند برخي از همكاران من به همين شرايط هم راضي هستند و مي گويند همين كه بيكار نيستند هم خوب است .»

او با گلايه ادامه مي دهد :« اما من واقعا نمي فهمم چرا بايد كارفرما به خود اجازه دهد هر چند ماه يك بار به ما دستمزد دهد و با شرايط نامناسب رفاهي روزنامه اش را اداره كند. من هميشه به اين وضع معترض بوده ام اما مثل اين مي ماند كه خيلي از همكارانم به اين وضعيت عادت كرده اند و ديگر اعتراضي هم نمي كنند .»

اين روزنامه نگار توضيح مي دهد :« تعدادي از روزنامه نگاران به خاطر اين شرايط نامناسب براي هميشه كار روزنامه نگاري را كنار گذاشته اند و تعداد ديگري به خاطر عشق و علاقه به محيط تحريريه ها يا براي اينكه چاره ديگري ندارند به اين شرايط تن داده اند .»

روزنامه نگاري ايران به عقيده او اين روزها شرايط سخت و دشواري دارد و ماندن در اين شرايط بسيار دشوارتر .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.