17 مرداد 1390

به بهانه روز خبرنگار

خبرنگاری با طعم تلخ فقدان امنیت شغلی، زندان و تبعید

17 مرداد 1390

خبرنگاران ایران -سارا محسني :این روزها اگر در تحریریه رسانه هاي ايران باشی و خواهان نوشتن از دردهای جامعه و کشور، باید واقعیت را سانسور کنی ضمن اینکه توقع امنیت شغلی هم نباید داشته باشی، اگر بخواهی مستقل بنویسی و فعالیت های حرفه اي ات را گسترش دهی باید سایه زندان را دنبال خود احساس کنی و اگر هیچ کدام از این‌ها را نخواهی باید به دنبال مهاجرات و تبعید ناخواسته باشی.

امروز در تقویم کشور با نام «خبرنگار» ثبت شده است اما درد جامعه خبرنگاری کشور کم از دردهای جامعه ندارد و با آن‌ها آمیخته است حتی گاهی خبرنگار مجبور است درد جامعه را فریاد زند اما درد خود را فراموش کند.

فقدان امنیت شغلی، دغدغه نخست

يكي از دغدغه هاي اصلي تمامي خبرنگاران و روزنامه نگاران ايراني اين روزها نبود امنيت شغلي است كه به شدت آنان را آزار مي دهد. مشكلات معيشتي و اقتصادي خبرنگاران مانع بزرگي در مسير عملكرد حرفه‌اي رسانه‌ها و خبرنگاران است.‏

خبرنگاران در ايران هيچ اعتمادي به عمر رسانه‌اي كه در آن مشغول به كار هستند، ندارند و اين امر ممكن است به دليل مشكلاتي باشد كه براي رسانه‌ها ايجاد مي‌شود، اعم از توقيف يا بحث‌هاي مديريتي رسانه‌ها. ناامني شغلي در حرفه خبرنگاري بر كاركرد، وظيفه و رسالت مطبوعاتي كه خبرنگاران بر عهده دارند، تأثيرات مخربي به‌جا مي‌گذارد و در بسياري از موارد باعث كوتاه آمدن خبرنگاران و محافظه‌كاري آنها مي‌شود.

یک خبرنگار حوزه اجتماعی که نزدیک به پنج سال هم سابقه کار دارد، مشکل فقدان امنیت شغلی در عرصه مطبوعات را از مهم‌ترین مشکلات این حرفه می‌داند و می‌گوید: «متاسفانه احساس و اضطراب حاصل از نبود امنیت شغلی در خبرنگارانی که در مطبوعات مستقل از دولت کار می‌کنند، بیشتر احساس می‌شود. »

او نبود امنیت شغلی را با رسالت خبرنگاری متضاد می‌داند و ادامه می‌دهد: «وقتی امنیت شغلی در این حرفه زیر سئوال است، گروه زیادی از خبرنگاران به سمت استفاده ابزاری از قلم می‌روند و قلم خود را به راحتی و بدون کمترین منفعتی می‌فروشند و یا حقایق را نادیده گرفته و برخلاف عقاید خود در رسانه دیگری می‌نویسند.»

یکی دیگر از خبرنگاران کشور که هم اکنون در روزنامه های اصلاح طلب مشغول کار است قلم را مقدس می‌داند و می‌گوید: «گرچه مشکلات روزنامه‌نگاران همیشه وجود داشته و اتفاق تازه‌ای نیست اما خبرنگاران طی دو سال اخیر به طور ملموس‌تر ي با مشکلات دست به گریبان هستند.»

او مشکل صنفی روزنامه‌نگارن را مثال زدنی و مهم تلقی می‌کند : «وقتی صنفی فاقد یک تشکل باشد به طور حتم هویت و قدرت صنفی‌اش زیر سوال می‌رود؛ متاسفانه بیش از دو سال است که روزنامه‌نگاران ما انجمن صنفی را از دست داده‌اند‏‏‏، به همین دلیل کسی نمی‌تواند به طور مشخص از مشکلات مجموعه روزنامه‌نگاران سخنی بگوید و در واقع اهالی مطبوعات فاقد سندیکایی هستند که از آنها دفاع و حمایت و یا حتی نمایندگی شان را عهده دار شوند ؛ در عین حال با نداشتن یک انجمن صنفی برای روزنامه‌نگاران امکان متمرکز شدن بر مشکلات آنها امکان‌پذیر نیست.»

این روزنامه نگار که تجربه توقیف رسانه هایی را که در آن فعالیت کرده است، دارد می گوید : «توقیف روزنامه، مجله، سایت یا هر نشریه‌ای مانند این است‌ که در یک جزیره سونامی آمده است. تبعات توقیف آن‌چنان سهمگین است که حتی فارغ از رسانه، زندگی شخصی تک‌تک خبرنگاران را دستخوش تحول می‌کند، تحولی از جنس اجبار. »

سایه زندان و محرومیت های شغلی

با توجه به اتفاق های رخ داده بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و بازداشت های گسترده ای که صورت گرفت ایران را مي توان یکی از بزرگترین زندان ها برای خبرنگاران به حساب آورد.

طبق آمار در دوسال اخیر بیش از 100 خبرنگار بازداشت شده اند که هم اکنون حدود 40 نفر از آنها برای گذراندن دوران محکومیت های سنگین خود در زندان به سر می برند.

پس ازانتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران در ۲۲ خرداد ۸۸ بسیاری از خبرنگاران حداقل یک یا چند بار دستگیر و زندانی شده اند و براساس همین روایت است که سازمان گزارشگران بدون مرز بار‌ها نسبت به شرایط روزنامه نگاری در ایران ابراز نگرانی کرده و کمیته ی حمایت از روزنامه‌نگاران نیز اعلام کرده است که ایران و چین بزرگ ‌ترین زندان روزنامه ‌نگاران در جهان هستند.

گرچه مسئولان حکومتی با کتمان حقیقت بارها عنوان کرده اند که هیچ خبرنگاری به خاطر ابراز عقیده اش در

زندان نیست اما آمار روزنامه نگاران زندانی که تنها به خاطر نوشته ها و اظهاراتشان در زندان به سر می برند هر روز رو به افزایش است.

از سوی دیگر طولانی ترین حکم محرومیت ها و تبعیدها نصیب خبرنگارانی شده است که تنها می خواستند خبرنگار باقی بمانند.

«احمد زیدآبادی» یکی از روزنامه نگارانی است که با حکم سنگین 6 سال زندان، 5 سال تبعید و محرومیت مادام العمر از فعالیت حزبی و رسانه ای محکوم شده است و از سوی دیگر «ژیلا بنی یعقوب» نیز با حکم یک سال زندان و 30 سال محرومیت از فعالیت روزنامه نگاری روبرو شده است. «بدرالسادات مفیدی» هم با حکم سنگین 6 سال حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت های رسانه ای مواجه شد. محرومیت هایی که بنا به گفته حقوقدان ها هیج توجیه قانونی ندارد.

بهمن دارایی زاده ، حقوقدان نیز در مطلبی که با هدف بررسی دلیل سی سال محرومیت ژیلا بنی یعقوب از روزنامه نگاری نوشته، این موضوع را از جنبه حقوقی بررسی می کند: «صدور احکام زندان برای روزنامه نگاران ایرانی و فعالان اجتماعی امر تازه ای نیست. اما صدور حکم محرومیت از فعالیت های اجتماعی و روزنامه نگاری که پیش تر نیز در پرونده ی احمد زید آبادی ديده شده بوده، تا حدودی برخورد و رویه ی تازه ای است که شاید نمونه های مشابه آن در کشورهای دیگر به سختی یافت می شود .»

به گفته این حقوقدان هویت کاری سازنده ی هویت اجتماعی فرد است و نابودی آن به مثابه نابودی هویت اجتماعی فرد است . هیچ یک از رژیم های کیفری مدرن به گونه ای تنظیم نشده اند که هویت حرفه ای و کاری مجرم را برای همیشه از میان ببرند. آزادی انتخاب نوع شغل یکی از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی افرد است. جدای از اسناد و کنوانسیون های بین المللی، قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز در اصل ۲۸ خود به آن اذعان کرده است.

همچنین به عقیده وی “محرومیت از حقوق اجتماعی” یک مجازات تبعی و عرفی است که تنها در برخی از جرایم بسیار سنگین به موجب قانون و آن نیز تنها برای مدت محدودی ( پنج سال یا سه سال )قابل اجرا ست.

تبعید و مهاجرت گام آخر

در دو سال اخیر موجی از مهاجرت خبرنگاران از ايران شکل گرفت که هنوز هم این موج ادامه دارد به طوریکه آمارهای رسمی تایید می کند ایران بیشترین تعداد خبرنگار تبعیدی را دارد.

«کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران» در گزارش سال 2011 خود که دو ماه پیش منتشر شد اعلام کرد: «ایران و کوبا در یک سال گذشته هرکدام با ۱۸ مورد دارای بیشترین تعداد روزنامه نگار تبعیدی در جهان بوده اند. «کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران» که مقر آن در نیویورک قرار دارد، تعداد روزنامه نگاران ایرانی تبعیدی در سال ۲۰۱۰، را هم 29 نفر اعلام کرده بود.»

این گزارش تاکید دارد که آماری که ارائه می کند، موارد «گزارش و ثبت شده» خروج اجباری روزنامه نگاران از کشورها را در بر می گیرد و تعداد واقعی روزنامه نگاران تبعیدی ممکن است بیشتر باشد.

یکی از خبرنگاران مهاجر درباره مشکلاتی که یک روزنامه نگار ترک وطن کرده با آن روبرو است سخن ميگوید:« پشتیبانی نشدن از جانب نهادهای بین المللی مدافع روزنامه نگاران، فقدان امنیت شغلی و کم شماری رسانه های فارسی زبان برای فعالیت حرفه ای در آنها، پایین بودن سطح درآمد به نسبت هزینه های جاری زندگی و نا آشنایی با زبان های خارجی و در آخر سوءاستفاده برخی افراد غیر محق از عنوان روزنامه نگار ایرانی، اصلی ترین موانع و مشکلات پیش روی فعالیت حرفه ای و موثر روزنامه نگاران ایرانی در خارج از کشور هستند.»

اما خبرنگار مهاجر دیگری که در مالزی ساکن است مهمترین مشکل خبرنگاری در تبعید را نداشتن ارتباط مستقیم با سوژه های خبری عنوان مي كند. او در این زمینه می گوید:« بزرگترین مشکلم اين روزها نیاز به ارتباط مستقیم با سوژه‌ها ي خبري ام است. به جای اینکه از افراد بخواهم روایتگر باشند دوست دارم خود در صحنه باشم و بتوانم گزارش کنم و این نقصان را همیشه حس می‌کنم.»

این روزنامه‌نگار همچنین موج مهاجرت روزنامه‌نگاران حرفه‌ای از کشور را یک فاجعه می‌داند و خواستار آسیب‌شناسی این مسئله است.

وی یادآور می‌شود: هر روزنامه‌نگار سرمایه اجتماعی یک جامعه به شمار می‌آید و خروج یک روزنامه‌نگار از کشور تبعاتی به مراتب بیشتر از تبعات فرار مغزها دارد. وقتی روزنامه‌نگاران رکن چهارم دموکراسی در کشور هستند، مهاجرت آنها شرایط تحقق دموکراسی را سخت‌تر می‌کند.

امروز روزی نمادین برای آنهایی است که دانستن را حق مردم می دانند، روزی که دولت هميشه در آن از بیان مشکلات اين قشر گذشته است و به تبريك هاي بي محتوا بسنده كرده است .اما روز خبرنگار در اين سالها براي خبرنگران ايراني معنايي ديگر دارد . آنها مي خواهند همه بدانندخبرنگاري در اينجا معنايي ديگر يافته است .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.