30 آذر 1392

کوتاه بنویسید تا خوانده شود

خلاصه نویسی،استاندارد مطبوعاتی و منطق سوژه

30 آذر 1392

خبرنگاران ایران - نیکی آزاد: آیا استاندارد مطبوعاتی خاصی برای انتخاب تعداد کلمات یا واژه های یک گزارش خبری، یادداشت و گفتگو... وجود دارد ؟یا هر رسانه بنا بر نیازهایش تعداد کلمات و استاندارهای واژه ای اش را تعریف می کند ؟آیا رسانه ها در دنیا از الگوی خاصی در این باره پیروی می کنند؟

آیا روزنامه ها ی معروف و معتبر دنیا مجبورند مطالب، گزارش و یادداشت هایشان را در قالب واژه های معین ارائه و چاپ کنند یا چنین محدودیتهایی برای شان وجود ندارد ؟

برخی پژوهش ها در این باره نشان می دهد که مطالبی مانند گزارش های خبری تنها تا 500 یا 1000 کلمه اول خواننده دارند و بعد از آن مخاطب میل چندانی به خواندن ادامه مطلب نشان نمی دهد ؟ آیا در این صورت گزارش های خبری خیلی طولانی ویا گفتگوهای چند هزار کلمه ای که گاهی در روزنامه های ایران هم دیده می شوند خوانده می شوند؟آیا بهانه استفاده از نرم نویسی و لیدهای طولانی می توانند این استاندارها را تغییر دهد ؟ اگر استاندارد خاصی برای انتخاب تعداد واژه ها وجود دارد آنها کدامند ؟ و در نهایت آیا خلاصه نویسی هنر است یا نه ؟

خوانندگان مطبوعات ترجیح می‌دهند کپسول مصرف کنند تا سرم

استراتژی کیس (بوسه) یکی از اصول طراحی های ساده و دور از پیچیدگی است. اصلKISS مخفف عبارت 1«Keep It Short, and Say» به معنی «کوتاهش کن و بگو!» است.

این اصل عنوان می‌کند که اکثر سیستم‌ها وقتی ساده و دور از پیچیدگی باشند، عملکرد بهتری خواهند داشت. بنابراین سادگی باید هدف اصلی و کلیدی در طراحی سیستم‌ها باشد و از پیچیدگی‌های بیهوده در آنها اجتناب کرد.

یکی از کاربردهای این اصل را می توان در رسانه نیز یافت. بسیاری از کارشناسان و مدرسان اصول خبرنویسی با تکیه بر همین اصل (KISS) ، بر مختصر و مفید بودن عبارت ها و جمله هایی که قرار است خبری را گزارش دهد، تاکید می کنند(2)

احسان صفاپور، روزنامه نگار و پژوهشگر رسانه در گفتگو با خبرنگاران ایران در این باره می گوید :« در استاندارد نویسی مطبوعاتی به موضوع تعداد واژه‌ها پرداخته می‌شود. البته این به آن معنا نیست که اگر حد فاصل تعداد واژه‌های معین شده در استانداردها رعایت نشود، فرم رسانه‌ای تغییر ماهیت داده و به عنوان مثال گزارش تبدیل به خبرمی شود یا برعکس. در کل تعداد یا حد فاصل تعداد واژه‌ها در فرم‌های رسانه‌ای نه در یک شکل عام، بلکه در خود رسانه تعریف می‌شود.»

به گفته این روزنامه نگار این استانداردها کلی نیست و بیشتر در دنیای مطبوعات و رسانه‌های چاپی مرسوم بوده است و سه پیش‌فرض قطع روزنامه یا مجله، ذائقه مخاطبان ثابت و عرف های مطبوعاتی بر آنها موثرند که در اغلب موارد این استانداردها نه در یک دایره وسیع و همه شمول بلکه در محدوده خود رسانه مشخص می‌شوند.

او گفته هایش را این گونه ادامه می دهد :« به عنوان نمونه استاندارد گزارش در نیویورک تایمز بین 1000 تا 1200 واژه و مقاله مطبوعاتی (یادداشت) حدود 600 تا 800 واژه است. این استانداردها به فراخور قطع روزنامه، نظرسنجی از مخاطبان و عرف مطبوعاتی در یک رسانه خاص تعیین می‌شود. برخی نظریه‌پردازان رسانه‌ای معتقدند تعیین حد فاصل واژه‌ها برای یک فرم نوشتاری مطبوعاتی چندان علمی نیست و بیشتر به عصر سلطه‌ی رسانه‌های نوشتاری – چاپی بازمی‌گردد. با این همه کیست که نداند ذائقه‌ی مخاطبان در عصر جدید رو به اختصار و منفعت محتوا سیر کرده و خوانندگان مطبوعاتی ترجیح می‌دهند به جای سرم، کپسول مصرف کنند.»

کوتاه نویسی تاثیر بیشتری بر خواننده دارد

اگر خبر و به ویژه گزارشهای خبری مان را کوتاه وخلاصه بنویسیم آیا آنها تاثیر بیشتری بر مخاطب خواهند گذاشت ؟ یا نوع پزدازش مطلب مهم است ؟ آیا یک خبر ساده، خلاصه، موجز و کامل، دربرگیرنده همه واقعیت هست ؟یا در خلاصه نویسی گاهی واقعیت قربانی خواهد شد .

حمید رضا طهماسبی پور، روزنامه نگار اما در گفتگو با خبرنگاران ایران با تاکید بر اینکه هنر یک روزنامه نگار کوتاه نویسی است معتقد است این شیوه نگارش تاثیر بیشتری بر خواننده مطالب می گذارد:« دیگر عصر دادن اطلاعات فراوان و نا منظم در یک گزارش به خواننده تمام شده و هر روزنامه نگاری باید هنر تاثیر گذاری بر مخاطب با کمترین تعداد کلمات را به دست آورد .»

او به قالبهای مختلف خبری همچون گزارش خبری و تحلیلی اشاره می کند:« اسم این قالبها بر خودشان است و در روزنامه نیز محل چاپ متفاوت دارند . پس طبیعی است که گزارش های خبری ها کوتاه نوشته شوند و مطالب پژوهشی مانند مقاله که تعریف متفاوت دارند با تعداد کلمات بیشتر ارائه شوند .»

به گفته این روزنامه نگار گفت و گوهای طولانی و مطالب بلند در روزنامه ها دیگر خواننده ای ندارند و تنها برخی گفتگوها آن هم با چهره های بسیار ویژه وجذاب با حرفهای مهم قابلیت خوانده شدن دارند که آن هم تا حد 3 هزار کلمه منطقی است و گرنه سایر مصاحبه ها را می توان کوتاه کرد و به خواننده ارائه داد .

به اعتقاد این روزنامه نگار سبک کوتاه نویسی زحمت بیشتری دارد و تعدادی از خبرنگاران ازسر بی حوصلگی ترجیح می دهند از آن بگذرند .

حجم مطلب را منطق سوژه معین می‌کند

صفاپور اما برای بهتر توضیح دادن صحبتهایش در این باره مثالی می آورد:« شاید بد نباشد در این باره سری به سینما بزنیم. مشهور است که فیلم کوتاه، به واسطه ایجاز، هنر خود را بروز داده و مخاطب را منتفع می‌کند. اما این الزامی برای مخاطب پسند بودن نیست. چه بسا فیلم‌های داستانی بلند و از حیث روایت پرحجم که خواهان بیشتری از فیلم کوتاه دارند. رابطه حجم مطالب با کشش آن را سوژه مشخص می‌کند. باید دید مطالبه سوژه از فرم مطبوعاتی چقدر است. اگر سوژه‌ای در اختصار و ایجاز وجوه مختلف رخداد را نشان دهد ، چه بهتر، اگر نه الزامی برای کوتاه نویسی از این حیث وجود ندارد. در نقد ادبیات داستانی استاندارد نانوشته‌ای وجود دارد به این مضمون که منطق هر اثر داستانی را روایت و خود داستان مشخص می‌کند و نویسنده تنها مقید است تا همان منطق را رعایت کند.»

او با اشاره به اینکه شاید این روند را بتوان به روزنامه‌نگاری هم تعمیم داد ادامه می دهد: «حجم مطلب را منطق سوژه معین می‌کند و خبرنگار و گزارشگر ملزم است تا منطق سوژه را رعایت کند.»

بلند نویسی در مطبوعات ایران

در تعدادی از روزنامه هایی که در ایران منتشر می شود مطالبی را می توان دید که چندان کوتاه و خلاصه نیستند . گفتگو های بلند، گزارش های طولانی که اغلب مقدمه های طولانی دارند و به عنوان نرم خبر معرفی می شوند . آیا این شیوه مورد پسند خوانندگان در ایران است یا دلایل دیگری برای بلند نویسی وجود دارد ؟

یکی از روزنامه نگارانی که با اوگفت و گو می کنم از ما می خواهد نامی از او در این گزارش نبریم او صحبت هایش را با این جمله آلبرت انیتشتن آغاز می کند :« اگر نتوانید چیزی را به سادگی توضیح دهید، نمی توانید آن را به خوبی درک کنید، من نمی گویم حتما باید خلاصه و کوتاه نوشت اما تاکید می کنم که مطلب باید برای خواننده قابل درک و مشخص باشد .گاه مطالبی را در روزنامه ها میخوانم که کاملا برایم نامفهوم هستند. لیدهای طولانی و بلند و پر از گزافه گویی دارند که درک مطلب را برای خواننده دشوار می کنند .

گاه تا انتهای مطلب می خوانم اما نمی فهمم منظور نویسنده چه بوده است این یعنی آنکه از تعداد کلمات و جملات زیادی استفاده شده اما نویسنده نتوانسته منظورش را ارائه کند .

آیا نرم خبرها نامفهموم اند و روزنامه نگاران ایرانی به خاطر استفاده از این سبک گاه خبرهایشان طولانی و نامفهموم می شود ؟ این روزنامه نگار در این باره می گوید : « راستش را بخواهید من معنای نرم خبر را در روزنامه های ایران نفهمیده ام هر چه بیشتر درباره این سبک مطالعه کردم کمتر فهمیدم چرا که منابع آکادمیک یک تعریف از نرم خبر دارند و روزنامه نگاران ما تعریف دیگری. آنها فکر می کنند اگر خبر و گزارش را با نظر شخصی شان آغاز کنند و بعد چند پاراگرافی خواننده را معطل کنند و بعد به سراغ خبر اصلی بروند این نرم خبر است در حالیکه تعریف نرم خبر این نیست و نباید خلاصه نویسی را فدای نرم خبر و واژه های شبیه آن کرد .»

صفاپور هم می گوید :«در ایران جا افتاده که یکی از ویژگی‌های مطلب حرفه‌ای بلند بودن آن است. یعنی این نوع نوشته ها نوعی تشخص برای روزنامه‌نگار به حساب می‌آید. در حالی که اشتباه است.»

او ادامه می دهد :«در مطبوعات ایران مشکلات بنیادین کم نیست و این هم یکی از آنهاست. مشکل در این نوع مطالب الزاما اطاله کلام نیست، بلکه اطاله مبحث است. به عبارت دیگر مثلا در مصاحبه ،مصاحبه کننده به دلیل آنکه خود فهم دقیقی از سوژه مورد بحث ندارد، بیشتر اوقات ماجرا را کش می‌دهد. در مقابل البته مصاحبه‌های بلند و خواندنی هم در سال‌های اخیر کم نبوده اند. فی‌المثل «زیر رادیکال» های سروش فرهادیان در روزنامه بهار هم طولانی بودند هم خواندنی. اما همین زیررادیکال وقتی به خانه «صادق زیباکلام» رسید، به دلیل اشراف و تیزهوشی مصاحبه شونده، و اصرار مصاحبه کننده بر سیاق قبلی خود (یعنی همان تکنیک‌های چالشی که قبلا با افراد دیگر آزمایش شده و جواب داده بود) منجر به شکست خبرنگار و تسلط مصاحبه شونده بر مصاحبه کننده شد.»

او تاکید می کند :« بنابراین در اینجا هم با یک حکم کلی نمی‌توان راه مقصود جست. بهتر آن است که نخست بنا را بر روشن شدن موضوع مورد بحث بگذاریم و سپس از تکرار بحث خودداری کنیم و درباره سبک مصاحبه، گفتگوکنیم و نه محاکمه ،اغراض شخصی را به جای اهداف سوژه قرار ندهیم وپرسش‌ها را دقیق، واضح و کوتاه مطرح کنیم. صد البته اگر تمام این مراحل رعایت شوند، احتمال اطاله کلام و اطاله مبحث (هر دو) رو به کاهش می‌گذارد.»

عوامل بلند نویسی در تحریریه روزنامه های ایرانی

آیا کمبود نیرو در بخش های مختلف روزنامه های ایران موجب بلند نویسی شده است ؟ یا روزنامه نگاران ، دبیران سرویس و سردبیران روزنامه ها چنین سبکی را بیشتر می پسندند .

حمید رضا طمهماسبی پور دلیل بلند نویسی در مطبوعات ایران را این گونه بر می شمارد :« متاسفانه تصور غلطی وجود دارد که باید مطالب مفصل باشند اما نکته اینجاست که همه مطالب حرف های مهم و خواندنی ندارند . کمبود نیرو، خواست سردبیران، پر کردن صفحات، کمبود حقوق و تنبلی کاری هم مزید بر علت شده است و در مجموع اصل خلاصه نویسی رعایت نمی شود .»

به گفته وی صفحات روزنامه ها با مطالب بلند تعریف شده اند و سوژه گذاری و طرح خاصی برای پر کردن صفحات وجود ندارد. بنابراین معمولا صفحات بر مبنای خبرهای خبرگزاری ها پر می شوند .هر چند روزنامه نگارانی هم هستند که تلاش می کنند این سبک و سیاق را تغییر دهند . خلاصه نویسی نیازمند آموزش و نیروهای متخصص است که اکنون این دانش بین خبرنگاران ایرانی وجود ندارد .

احسان صفا پور نیز در پاسخ به این سوال که آیا کمبود نیرو در تحریریه ها موجب گرایش به بلند نویسی شده است می گوید :« من در این باره اطلاع دقیقی ندارم که کمبود نیرو باعث پدید آمدن چنین اتفاقی شده یا نه اما همین قدر می‌دانم که این نوع نوشته‌ها در روزنامه‌ای چون شرق که از قضا تعداد نیروی ثابت کافی (ثابت و حق‌التحریر) دارد هم به وفور پیدا می‌شود.

به گفته وی روزنامه‌نگار نیز همچون یک هنرمند باید در عین ارائه خدمات به مخاطب، در پالایش و ارتقا سلیقه او هم بکوشد. برای مثال اگر رویه این است که مخاطب مطلب کوتاه بخواند و سوژه بر بسط موضوع حکم کند، باید به حکم سوژه گردن گذاشت اما تلاش کرد مخاطب را نیز با خود همراه کرد. حتی به حکم سوژه نیز نباید به مخاطب گفت: «مامورم و معذور» بلکه باید نهایت تلاش را برای احترام به مخاطب خرج کرد. در این مسیر تسلط بر ادبیات راهگشاست.

او ادامه می دهد :« برآوردها نشان می‌دهد در هنگامه‌ی خلاصه پسندی، همچنان رمان از داستان کوتاه طرفدار بیشتری دارد. اما رمان نوشتن کار هر کس نیست. طبیعی است وقتی با نثر مسجع و از هم گسیخته دست به کار تولید آثار مطبوعاتی شویم، با دست خود مخاطب را تارانده‌ایم. خاصه که اطاله کلام هم بدهیم. در مقابل آراستن قلم به شکوه کلمات و پالایش واژه‌ها ولو در مطالب طولانی مخاطب را همگام با سوژه و نگارنده پیش می‌برد. هر چند دیگر عصر «کلیدر» و «ابله» و «در جست و جوی زمان از دست رفته» گذشته است.»

تغییر دنیای ارتباطات و تغییر سبک های نوشتن

آیا در دنیای ارتباطات و تغییر رسانه ها و به ویژه استفاده از امکانات چند رسانه ای همچنان خلاصه نویسی مهم است ؟یا این مشکلات با تکنولوژی جدید اساسا حل شده اند ؟ همان روزنامه نگاری که از ما می خواهد نامی از او در این گزارش نبریم می گوید :«روزنامه نگار در هر شرایطی باید خبرش را کوتاه، ساده و مهم تر از همه اینها مفهوم و گویا یعنی کامل ( با سرعت کافی ) برای انتشار آماده کند و امکانات جدید به کمک روزنامه نگار آمده اند مثلا به جای دادن ارقام متعدد در گزارش می توان از یک جدول استفاده کرد .چرا که با هر امکاناتی که گزارش می نویسم و تهیه می کنیم باید برای مخاطب مان جذاب ،خواننی و شنیدنی باشد .

احسان صفا پور هم تاکید می کند : «در دنیای ارتباطات تغییر رسانه‌ها به تغییر فرم‌ها نیز منجر شده است. به این معنا که امکانات چندرسانه‌ای تا حدودی بر مشکلات طولانی نویسی فائق آمده است. آنها که در علم ارتباطات پیشگام بوده‌اند، به جای دعوا بر سر کوتاه و بلند کردن جملات، به نحوه ارائه فکر کرده‌اند. از این روست که سوژه‌های نیازمند به تشریح و تفصیل با اینفوگرافی و هایپرتکست و نیوزباکس آنچنان خوش خوراک شده‌اند که هم حکم سوژه را اجرا و هم مخاطب را با خود همراه می کنند . ما در این عرصه و در رسانه‌هایمان کمال بدسلیقگی، کج‌فهمی و کم‌سوادی را به خرج داده‌ایم.»


Keep It Short and Simple-1

2-http://journalism.about.com/od/writ... http://journalism.about.com/od/writ...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

4 پيامهاى سخنگاه

  • خلاصه نویسی،استاندارد مطبوعاتی و منطق سوژه 22 دسامبر 2013 21:39, بوسيله ى خبرنگار

    به نظر من مطلب خوبی بود.یعنی باز کردن این سوژه خوب است هرچند که کسانی که با انان مصاحبه شده اطلاعت دقیقی از خلاصه نویسی نداشتند.در واقع بیشتر نظر شخصی دادند. مثلا
    امانکته ای که نظر من را در این مطلب جلب کرد انجاست که اقایی به نام صفارپور- که متاسفانه با ایشان اشنایی ندارم- ابتدا از گفت و گوهای هاردتاکی زیررادیکال سروش فرهادیان در روزنامه بهار که در واقع ادامه گفت و گوهای او با نام اتاق 01 در روزنامه شرق بود تعریف می کنند و انر ا نمونه موفقی از یک گفت و گوی طولانی می دانند اما می گویند در گفت و گوی اقای سروش فرهادیان با اقای زیبا کلام مصاحبه کننده بازی را به مصاحبه شوند می بازد و ....جالب است برایم این اختلاف نظر.تا انجا که من به عنوان یک عضو تحریریه روزنامه بهار یادم هست که اقای زیبا کلام در حین گفت و گویی که با صدای بلند در طبقه سوم روزنامه برگزار شد چندین بار خطاب به اقای فرهادیان گفت من از پس شما بر نمی ایم و...بعد هم در زمان خداحافظی مقابل چشم تقریبا 10 خبرنگار و سه عضو شورای سردبیری خطاب به اقای کسری نوری و گرانپایه به عنوان سردبیر گفت قدر این خبرنگار را بدانید و...و گفت در تمام دوران زندکی سیاسی اش تا الان انقدر انرژی در یک گفت و گو صرف نکرده و در نهایت هم بازی را واگذار نکرده....
    برایم جالب وبد کهب رداشت اقای صفارپور با برداشت اقای زیبا للام در تضاد بود و...

    پاسخ به اين پيام

  • خلاصه نویسی،استاندارد مطبوعاتی و منطق سوژه 23 دسامبر 2013 12:07, بوسيله ى مسعود

    گزارش خوبی بود ممنون

    پاسخ به اين پيام

  • خلاصه نویسی،استاندارد مطبوعاتی و منطق سوژه 4 ژانويه 2014 13:47, بوسيله ى خبرنگار

    اینا دیگه کی هستند که باهاشون مصاحبه کردید.خانم خبرنکار خودتون اول می رفتید ببینید با کی باید مصاحبه کنید نه اینکه کلی وقت ما را بگیرید بعد ببینیم دو سه تا ادم در جه چندم راجع به کیا و چیا حرف می زنند.خود شما درست سوزه ها را انتخاب نکردی اینجا مثلا سایت تخصصی روزنامه نگالری است؟؟!!
    اخه اقای صفاپور یا طهماسبی کجای رونامه نمگاری هستند.اسمشان را سرچ کنید ببینید چند تا گزارش نوشتند که حالا و بلند و کوتاه نوشتان گزارش را تعیین کنند
    واقعا که

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.