25 آبان 1392

غفلت رسانه ها از اخبار شهرستان ها

دلایل بی توجهی رسانه ها به اخبار هرمزگان و کارون

25 آبان 1392

خبرنگاران ایران - نیکی آزاد :آیا منعی برای پوشش اخبار،گزارش ها و رویدادهای مهم در شهرستانها وجود دارد؟ آیا رسانه های داخل ایران از پوشش برخی اخبار شهرستان ها منع شده اند ؟ اگر این گونه است چرا رسانه های فارسی زبان خارج از ایران هم کمتر به این موضوع ها می پردازند ؟آیا آنها دنباله رو اخبار رسانه های داخل ایران هستند ؟

در یکی -دو ماه گذشته و حتی روزهای قبل از آن اتفاقات مهمی در شهرهای مختلف ایران رخ داده است . اما بازتاب مناسبی در رسانه های داخل و خارج نیافته است. رخدادهایی همچون اعتراض ها و تجمع های مردم در استان هرمزگان و به دنبال آن سرکوب و بازداشت گسترده مردم، زنجیره انسانی در حمایت از رود کارون و در گذشته اعتراض کشاورزان اصفهانی نسبت به عدم تامین آب و... رخدادهایی که همه شان هم الزاما سیاسی و امنیتی نیستند و جزو خطوط قرمز رسانه ها قلمداد نمی شوند اما معمولا کمتر در مرکز توجه رسانه ها و حتی وب سایتهای خبری قرار می گیرند.

دلایل بی توجهی رسانه ها به اخبار خارج از پایتخت کدام است ؟سانسور، سرکوب، نبود روزنامه های محلی تاثیر گذار یا خبرنگاران زبده محلی ؟ بی اهمیت انگاشتن اخبار خارج از مرکز ؟ این پرسش ها را با برخی از روزنامه نگاران و از جمله یک روزنامه نگار محلی در میان گذاشتیم .

رویدادها در مرکز و شمال ایران شانس بیشتری برای بازتاب دارند

پرسش و جستجوی ما درباره عدم پوشش مناسب برخی اخبار مهم شهرستانها که در ماه های اخیر اتفاق افتاده همچون اعتراض های مردم در استان هرمزگان به جدایی بخش هایی از این استان(جداسازی مناطقی از شهرستان «پارسیان» استان هرمزگان و الحاق آن به استان فارس) نشان داد اعمال محدودیتهای ویژه ای از سوی دولت ایران در این باره به روزنامه ها ابلاغ نشده است .بدین معنا که شورای امنیت ملی در این باره دستور العمل جدیدی را به روزنامه ها ابلاغ نکرده است و روزنامه ها می توانستند درباره این موضوع با همان اصول قبلی اطلاع رسانی کنند .

سکوت رسانه ها درباره پوشش این موضوع تا حدی بود که سازمان گزارش‌گران بدون مرز در این باره اطلاعیه ای صادر کرد .

اما چرا روزنامه ها و سایتهای خبری نسبت به این موضوع و سایر اتفاقات در شهرستانها بی تفاوت هستند ؟

یک خبرنگار محلی در حالی که می خواهد نامش نزد ما محفوظ باشد می گوید :«بخشی از این ماجرا یعنی کم توجهی به پوشش اخبار در شهرهایی غیر از پایتخت به دلیل سانسور و دستور شورای تامین در شهرستانها یا شورای امنیت کشور است که باعث می شود خبرنگاران از ورود به برخی حوزه ها خودداری کنند. اما بخش دیگری از عدم توجه رسانه ها دلیلی غیر از سانسور دارد. من گمان می کنم رویدادها هر چه در مرکز ایران و یا از مرکز به سمت شمال ایران رخ بدهند، بیشتر شانس دیده شدن یا رسانه ای شدن را دارند اما به همان اندازه هر چه این دامنه جغرافیایی رویدادها از مرکز به سمت جنوب می رود، بی توجهی به رویدادها نیز بیشتر می شود، مگر آنکه یک رویداد با ابعاد انسانی گسترده رخ دهد که خود را به رسانه ها تحمیل می کند مثل زلزله بم در استان کرمان.»

به گفته این خبرنگار محلی در مجموع بی توجهی رسانه های داخلی و حتی خارج از ایران به مسائل و رویدادهای شهرستانی واقعیت تلخی است که وجود دارد .

او با اشاره به رخدادهای هرمزگان می گوید :«شک ندارم اگر این اتفاق در تهران رخ می داد،شمار زیادی از رسانه ها مهمترین بخش های خبری خود را به این موضوع اختصاص می دادند. این واقعیت تلخ متاسفانه وجود دارد که حتی اغلب رسانه ها خواسته یا ناخواسته، ایران را عمدتا تهران می دانند.»

معترضان هرمزگانی حتی مقابل صدا و سیمای استان تجمع و خواستار آن شدند تا مخالفت آن‌ها با این طرح در این رسانه منعکس شود.

اما چرا این بی توجهی به اخبار مرکز و جنوب کشور وجود دارد این خبرنگار در پاسخ به این سوال توضیح می دهد :«به دو دلیل می‌توان اشاره کرد یکی اینکه رسانه‌های کشوری کمتر به اخبار خارج از مرکز و به ویژه جنوب توجه می‌کنند. مثلا اگر رخدادی در شمال یا غرب کشور رخ دهد بیشتر شانس دیده‌شدن دارد تا جنوب و شرق .دیگری هم به ضعف خود خبرنگاران و رسانه‌های محلی بر می‌گردد که از محلی بودن فاصله گرفته‌اند. به گونه‌ای که اگر رسانه‌های محلی را مرور کنید، عمدتا اخبار ملی فضای بیشتری را در این رسانه‌ها به خود اختصاص داده‌اند. وقتی یک خبرنگار یا رسانه محلی به جای پرداختن به موضوعات شهر و منطقه خود بیشتر به مسائل غیرمحلی می‌پردازد، مشخص است که پیامد آن کمک به دیده‌نشدن وقایع و رویداده ای محلی در رسانه‌های کشوری است.».

او ادامه می دهد :« همچنین متاسفانه خبرنگاران و رسانه‌های محلی به دلیل ضعیف شدید بنیان‌های مالی، ناچار هستند با منابع خبری و روابط عمومی‌ها زد و بند مالی داشته باشند و این وضعیت را سخت‌تر می‌کند. چون اولین نتیجه این وضعیت، تبدیل رسانه‌ها به بولتن اداری و خبرنگار به رپرتاژگیر است.بارها مشاهده کرده‌ام که خبرنگار با مسئول روابط عمومی یک ارگان دولتی توافق می‌کند که در ازای نقد نکردن آن ارگان، آگهی دریافت کند و خبرهای مثبت را پوشش دهد. علاوه بر این خبرنگار متعهد می‌شود از آگهی‌های که مسئول روابط عمومی چنین ارگان‌هایی به او و رسانه می‌دهند، مثلا 10 درصد از پول آگهی را به جیب شخصی مسئول یا کارمند روابط عمومی برگرداند در این شرایط دیگر جایی برای روزنامه‌نگاری باقی نمی ماند.»

تبعیض خبری بین تهران و شهرستانها

مینو بدیعی، روزنامه نگار با تجربه نیز در گفتگو با ما ضمن تایید اینکه رسانه ها به اخبار تهران بسیار بیشتر از اخبار شهرستانها اهمیت می دهند می گوید:« این تهران نگری خاص رسانه های داخلی هم نیست و رسانه های خارجی نیز چنین نگاهی دارند . متاسفانه این نوع نگرش سبب می شود که نوعی تبعیض خبری همیشه و همواره بین تهران و شهرستانها و جود داشته باشد یادم می آید در انقلاب 22 بهمن سال 57 بسیاری از شهرها شلوغ شده بود اما همه می گفتند تا تظاهرات به تهران نرسد اهمیتی ندارد باید به تهران برسد تا ساختار حکومت تغییر بکند یک دلیل این مساله سانترالیسم در کشور ماست اینکه همه چیز در تهران تمرکز یافته است.»

او با اشاره به رخدادهای اخیر در شهرستانها تاکید می کند:«اگر چنین اتفاقهایی مانند موضوع هرمزگان در تهران اتفاق می افتاد قطعا مثل بمب می ترکید . اما چون هرمزگان است کمتر کسی به آن اهمیت می دهد . تقریبا دو سال گذشته کشاورزان اصفهانی نسبت به عدم تامین آب کشاورزی خود دست به اعتصاب زدند و تظاهرات و راه پیمایی کردند در مورد این خبر هم روزنامه ها و هم مقامات ساکت ماندند. کشاورزان آنقدر به این کار ادامه دادند تا دولت مجبور شد آب رودخانه زاینده رود را که به جهتی دیگر هدایت می شود باز کند و مجددا کشاورزان به کارشان مشغول شوند. »

به گفته این روزنامه نگار این گونه نگاه تبعیض آمیز به پوشش اخبار مهم کشور بیانگر آن است که هنوز ارزشهای خبری در جامعه خبری ما نادیده گرفته می شوند .

بدیعی فوری اضافه می کند :«در برخی موارد ارزشهای خبری بیشتر تابع همان ارزش شهرت مثبت است و نه ارزش مهم دربرگیری .این روزها توجه به چالش ها و تضادها ،فراوانی ، استثنا و شگفتی که نیازهای اصلی خبری مخاطبان است اساسا در رسانه ها فراموش شده است.»

رویداد مداری است و نه فرایند مداری نکته دیگری است که این روزنامه نگار در پوشش اخبار این روزهای رسانه ها به آنها اشاره می کند :« جالب اینجاست نشریاتی که در سطح ملی در تهران منتشر می شوند بیشتر نشریاتی با بعد محلی تهران هستند نه نشریات ملی که اخبار شهرستانها و استانها برای آنها اهمیت دارند .»

او همچنین با اشاره به اینکه این روزها روزنامه نگاران مقهور دولت شده و برای پوشش اخبار مصلحت سنجی می کنند و گاه برخی خبرها را به دلیل لطمه ندیدن دولت پوشش نمی دهند یادآور می شود:« اطلاع رسانی جزو اصلی ترین کار یک رسانه است حتی اگر دولت روی کار مورد تایید عموم مردم هم باشد وقتی دچار مساله و اشکالی می شود رسانه ها باید موضع خودشان را داشته باشند . بارها گفته ام اگر مطبوعات رکن چهارم در کنار سه رکن دیگر هستند بنابراین باید همواره قدرت مانور در برابر سه قوه مقننه ، قضاییه و مجریه را داشته باشند نه اینکه مقهور قدرت باشند . این روزها رسانه ها هرجا احساس می کنند جایی در ساختار قدرت لطمه می بیند از ارائه خبر و نقد خودداری می کنند.»

محافظه کاری، غیر حرفه ای بودن و فضای سرکوب در شهرستان ها

وقتی چند روز قبل گروهی از دوستداران محیط زیست در خوزستان با تجمع در ساحل غربی رود کارون اهواز نسبت به انتقال آب سرشاخه‌های کارون به استان‌های مرکزی ایران از جمله حوزه آبی زاینده‌رود اعتراض کردند. برخی روزنامه نگاران به کم توجهی روزنامه نگاران به این رویداد خبری اشاره کرده و بازتاب آن را مناسب ندیدند.

روزنامه نگاری که در تهران زندگی می کند در گفتگو با ما در این باره توضیح می دهد:« بی اعتنایی به این خبر هم مانند مساله هرمزگان آن قدر زیاد بود که گاه تعجب می کردم .پوشش این خبر برای روزنامه ها با ممنوعیت و سانسور همراه نبود. اما با این همه روزنامه ها چندان به آن نپرداختند. خبرهای شهرستان ها و نقاط دور افتاده کشور در روزنامه های سراسری کشور معمولا بازتاب زیادی ندارند و باید بازتابش را در نشریات شهرستانی جستجو کرد، اما اینکه چرا نشریات شهرستانی هم به برخی رخدادهای مهم مانند موضوع هرمزگان و کارون نپرداختند را باید با ترس وعدم امنیت و غیر حرفه ای بودن روزنامه نگاران در این شهرها مرتبط دانست .یک دلیل هم آنکه با وجود مشکلات فراوان اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی به طور مثال در استان هرمزگان به طور کل روزنامه قابل اتکایی وجود ندارد به همین دلیل اطلاعات کمی از اتفاقات اخیر این استان در رسانه های کشور منتشر شد. نقش شهروند-خبرنگاران هم در پوشش این اخبار چندان مورد قبول نبود و تنها چند تصویر از اعتراض های این استان به رسانه های خارج از ایران مخابره شد .»

او با اشاره به اینکه تبیین این موضوع پیچیده و یک دور بسته است می گوید :« حتی تلویزیون دولتی ایران هم از این موضوع مستثنی نیست و نسبت به پوشش اخبار شهرستانها بی توجه است. تلویزیون ایران معمولا وقتی می خواهد خبری از هرمزگان ،خراسان ،کردستان یا سیستان و بلوچستان مخابره کنند به خبرهایی مانند کشته شدن اشرارو مسائل مربوط به مواد مخدر اکتفا می کند و نسبت به سایر اخبار بی توجه است . »

همه روزنامه برای تهران، یک صفحه برای شهرستان ها

این روزنامه نگار معتقد است روزنامه های تهران هم در واقع روزنامه هایی محلی اند که فقط انتشار سراسری دارند:«این روزنامه ها از سویی به دلیل کمبود امکانات نمی توانند خبرنگار به شهرستانها بفرستند و شاید هم حق دارند چون امکان تبدیل شدن به نهاد را ندارند،نهادهای مطبوعاتی می توانند شعباتی در سایر شهرها داشته باشند . بیشتر روزنامه های تهران فقط یک صفحه برای شهرستان ها دارند .یعنی همه روزنامه برای تهران و یک صفحه برای شهرستان ها .»

وی انتشار نشریات محلی قوی را بسیار مهم می داند : «اگر نخست خبرهای مهم هر شهر را نشریات محلی پوشش دهند رسانه های سراسری حتما بهترمی توانند آن اخبار را انعکاس دهند. »

موضوع دیگری که این روزنامه نگار به آن اشاره می کند غیر حرفه ای بودن خبرنگاران محلی است :«خبرنگاران محلی اغلب آموزش ندیده و غیر حرفه ای هستند بیشتر آنها عادت کرده اند خبرهای رسمی و تشریفاتی را پوشش دهند مثل اخبارمربوط به استانداران و فرمانداران تا جایی که برخی از آنها درست مانند روابط عمومی این افراد عمل می کنند .یعنی حتی تشخیص نمی دهند چه خبرهایی مهم هستند و دربرگیری دارند . البته مشکل از خبرنگاران نیست و آنها آموزش کافی ندیده اند . وقتی خیلی از روزنامه نگاران تهرانی هم این مسائل را نمی دانند در شهرستان ها که فضای سرکوب هم بسیار قوی تر است، انتظار زیادی از خبرنگاران نمی توان داشت. روزنامه نگاران محلی معمولا دست به عصاتر راه می روند و به روزنامه نگاری به عنوان شغل چندم شان نگاه می کنند بنابراین بیشتر آنها کارمندانی هستند محافظه کار .هر چند حضور خبرگاران شجاع را نمی توان در برخی شهرستان ها انکار کرد هر چند تعداد شان انگشت شمار باشد و محدود . »

دلایل کمرنگ بودن انعکاس اخبار خارج از مرکز هر چه باشد از جمله سانسور،سرکوب و یا نبود روزنامه های محلی مهم یا خبرنگاران حرفه ای، بی اهمیت انگاشتن اخبار خارج از پایتخت این روزها بیش از هر وقت دیگری به چشم می خورد و نیازمند بررسی های دقیق تر است .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.