16 آبان 1392

پوشش اخبار زندان در آمریکا؛ خبرنگاران قضایی مازاد تحریریه

16 آبان 1392

نوشته: دن فرومکین

ترجمه و خلاصه: انوشه جاوید

خبرنگاران ایران- زندان ها مکان های گسترده و تحت پوشش و بسیار مهمی هستند؛ با این وجود این سوال همواره ذهن را مشغول می کند که چرا به پوشش خبری اجرای عدالت قضایی نیاز داریم؟

به گفته ی «اریک هولدر»(۱)، دادستان عمومی ایالات متحده، ، این توافق رو به رشد جهانی وجود دارد که: «تعداد قابل توجهی از مردم آمریکا برای مدت های زیادی و به دلیل اجرای بیش از اندازه بد قوانین بیش از حد به زندان می‌ روند.»

وقتی هولدر به دادستان های فدرال دستور داد تا برای جرایم مواد مخدر ناچیز حداقل اجباری زندان را در نظر نگیرند، ماجرا خیلی بزرگ جلوه کرد.

این یک چرخه ی آشنا و تکراری است. با وجود ضررهای فراوان حبس های گسترده برای جوامع، خانواده ها و خود زندانیان آمریکایی، این مساله توجه و پوشش اندکی را در رسانه های اجتماعی به خود جلب کرده است.

«تد گست »(۲)، موسس بنیاد «خبرنگاران قضایی»(۳)، که بر یک نشریه ی خبری روزانه با عنوان «گزارش جنایی»(۴) هم نظارت دارد، می‌ گوید: «به شکل سنتی، پوشش این مساله در زمان بحران انجام شده است.»

اخیراً یک اعتصاب غذا در کالیفرنیا و اعتراض های مشابه، توجه را به حبس انفرادی به عنوان یک مساله ی ناقض حقوق بشر جلب کرده است. در ماه آوریل هم چهار زندانبان به دلیل کمک به یک خلافکار ارشد در زندان -که با چهار نفر آنها رابطه ی جنسی داشت- تا عملیات پول شویی و قاچاق خود را از زندان ادامه دهد، مورد محاکمه قرار گرفتند و این مساله به شکل جزئی سوال در مورد نظارت را به وجود آورد.

«دیوید فاتی»(۵)، مدیر «پروژه ی زندان های ملی» در اتحادیه ی آزادی های مدنی آمریکا می‌ گوید با وجود این که کشور روز به روز بیشتر به حبس های عمومی برای همه روی می‌ آورد، اما رشد اندکی را در پوشش خبری مربوط به این مسایل شاهد بوده است. او می‌ گوید: «من از سال ۱۹۹۰ میلادی در این کار بوده ‌ام و هیچ ‌وقت اوضاع به اندازه ی الان برای اصلاح سیستم قضایی خوب و مثبت به نظر نرسیده است.»

بحث قوانین هم اخیراً به دلایل دیگری داغ شده است. به طوری که کتاب «جیم کروی جدید: حبس انبوه در عصر کور رنگی»(۶) را که در سال ۲۰۱۲ میلادی منتشر شد و به طرح مساله ی اصلی نژاد می پرداخت، تبدیل به یکی از پرفروش ترین کتاب های سال شده است. به گفته ی «مایکل آلکساندر»(۷)، نویسنده این کتاب، این مساله در سیستمی برقرار است که به شکل سیستماتیک رنگین ‌پوستان فقیر را مورد سرکوب قرار داده است. رشد زندان های خصوصی هم سوالات مشکل‌ داری را در مورد احتمال سودجویی از مساله ی عدالت به وجود آورده است.

ارقام این مساله، طبق استانداردها نجومی هستند: ۲.۳ میلیون آمریکایی، یا یک نفر از هر ۱۴۰ نفر آمریکایی در هر لحظه تحت بازداشت قرار دارند که بالاترین نرخ حبس در جهان است – یعنی شش مرتبه بالاتر از کانادا، یا چین یا حتی عراق! اگر افرادی که تحت قید ضمانت یا آزادی مشروط قرار دارند را به حساب بیاوریم، تعداد کل آمریکای های تحت کنترل اصلاحی ۷ میلیون نفر است – یعنی بیش از یک در هر ۵۰ نفر. این مقدار یعنی بیشتر از کل ساکنین ایالت ماساچوست.

تقریباً نیمی از تمامی زندانیان فدرال – حدود۱۰۰ هزار نفر که جمعیت کافی برای یک شهر کوچک است- به دلیل جرایم غیر مواد مخدر در زندان هستند. کافی است زندانیان ایالتی را هم به آن ها بیافزاییم تا به رقم نیم میلیون، یعنی کافی برای یک شهر بزرگ برسیم. گست می‌ گوید: «با در نظر گرفتن این رقم عظیم، به ندرت کسی را متوجه این مساله می‌ بینید.»

خبرنگاران قضایی هنوز مازاد تحریریه ها محسوب می‌ شوند و اغلب هم نقش خود را پس از پایان محاکمه، تمام شده تلقی می‌ کنند. تعداد خبرنگارانی که برای پوشش زندان ها و عدالت قضایی تعیین می‌ شوند، حتی به شکل پاره‌ وقت، به دلیل چندین دهه تعدیل و تثبیت این شرایط – همچنین بی ‌علاقگی خبرنگاران، کاهش یافته است.

«پل رایت»(۸)، یک زندانی سابق در ایالت واشنگتن که در سال ۱۹۹۰ میلادی مجله ی مشهور Prison Legal News را در زندان به راه انداخت، می‌ گوید: «به نظر بقیه این مساله اهمیتی ندارد؛ اما سازمان های خبری برای این که به درستی این مساله را پوشش دهند، باید خبرنگارانی با پشتوانه و منابع کافی در اختیار بگیرند. معمولاً خبرنگاران توجیه شده یا سخت‌ کوش هم حرف مسئولین زندان یا مسئولین دولتی را بلافاصله قبول می‌ کنند و ناباوری انتقادی در آن ها وجود ندارد.»

او می‌ گوید: «معمولاً از کسی که حقوق دولتی نمی‌ گیرد، نقل قولی در مخالفت با حبس انبوه نمی‌ آورند. پس بدون منابع آگاه در این زمینه، حتی در صورت بروز یک خبر، آن ها تنها با دفتر سخنگوی اداره ی اصلاح و تربیت تماس می‌ گیرند و بس.»

رایت بیش از همه از این مساله ناراحت است که نیویورک تایمز هیچ خبرنگاری را برای این مساله تعیین نکرده است. «ما دو میلیون و نیم زندانی داریم. این تعداد لیاقت یک خبرنگار را ندارد؟ آخرین خبر مهم تایمز در مورد مسایل زندان، یک مطلب سه بخشی در اوایل امسال بود که کار مقاله ‌نویس مجله ی ساینس تایمز(۹) ، جان تیرنی(۱۰) ، بود.»

«آیلین مورفی »(۱۱) –سخنگوی تایمز- در پاسخ به این که چرا تایمز یک خبرنگار برای مسایل زندان ندارد؟ در ایمیلی پاسخ داد: «ما معمولاً خبرهای مهم در مورد زندان و عدالت قضایی را از بخش های مختلف ملی، خارجی، شهری یا علمی خود – مثل همان خبر جان تیرنی- دریافت می‌ کنیم.»

ولی به گفته ی رایت، سازمان های خبری بدون خبرنگار برای مساله ی زندان، خبرهای مهمی را از دست خواهند داد. «چیزی که همیشه به خبرنگاران می‌ گویم این است که زندان ها یک منبع پوشش داده نشده هستند و آن ‌جا پر از خبر است. چرا که زندان غیرشفاف ‌ترین بنیاد آمریکایی است.»

شکاف هم‌ دلی

نمونه های مجزایی از گزارش‌ دهی عالی از زندان ها در رسانه های آمریکایی به چشم می‌ خورد. ولی وقتی مساله ی بازتاب تمامیت مساله ی حبس انبوه به میان می‌ آید –از جمله واقعیت های روزمره و اثرات آن بر زندانیان و خانواده های آنان- رسانه های جریان اصلی هنوز خیلی باید تلاش کنند.

آن چیزی که اگر هم در رسانه های خبری ظاهر شود بسیار نادر خواهد بود، حس بی‌ آبرویی برای انسان های زندانی است که در اکثر موارد چندان فرقی با انسان ها آزاد ندارند.

«دبورا گلدن»(۱۲)، مدیر اجرایی پروژه ی زندانیان DC –گرهی که از سوی زندانیان دست به حمایت و پیگرد قانونی می‌ زند، می‌ گوید: «انسانیت آن گروه از افرادی که با آن ها کار می‌ کنم، ظاهراً به ذهن عامه مردم خطور نمی‌ کند. آن چیزی که در کار خود می‌ بینم؛ اما در رسانه ها به روشنی بازتاب نمی‌ شود این است که بیشتر زندانیان قاتل سریالی یا متجاوزین به کودکان نیستند. بیشتر افرادی که با آن ها سر و کار دارم، انسان های جذاب و جالبی هستند که فقط در زندگی بدشانسی آورده‌ اند. برخی از آن ها فقط اشتباه های بدی کرده ‌اند. برخی همان اشتباهاتی را کرده ‌اند که در اطرافیان دور و بر خود زیاد می‌ بینم؛ فقط نتیجه برای این ها بد از آب در آمده، چرا که گیر افتاده ‌اند.»

در حال حاضر جامعه از طریق فرهنگ عامه ‌پسند در معرض این پیام ها قرار می‌ گیرد. برنامه ی عروسکی «خیابان سِسامی» امسال تابستان شخصیتی را معرفی کرد که پدرش در زندان است و این شروع یک سری مجموعه خواهد بود که در آن عروسک ها به همراه کودکان به زندان رفته و با والدین آن ها دیدار می‌ کنند. و یکی از پرسر و صداترین برنامه های تلویزیونی حال حاضر، سریال «نارنجی همان مشکی جدید است» با حضور زنان زندانی است که همگی به شکلی جلب نظر کننده و برانگیزاننده ی همدردی بینندگان شده ‌اند.

مجموعه بر اساس کتاب خودنگاری «پایپر کرمن»(۱۳) ساخته شده و او می‌ گوید که بیشتر افرادی که در طول مدت حبس در زندان ملاقات کرده به ندرت به دلایلی که عامه ی مردم فکر می‌ کنند، در زندان حضور داشتند. کرمن می‌ گوید از میان صدها زنی که در زندان با آن ها برخورد داشته فقط تعداد انگشت ‌شماری بودند که با خودم فکر می‌ کردم، بله، جای این شخص در زندان است؛ اکثریت این زنان جرایم بی‌ اهمیتی داشتند که خشونتی در آن ها وجود نداشت.

کرمن می‌ گوید سوال مهمی که به وجود می‌ آید، این است که: «فایده‌ اش چیست؟ نگهداری زندان هم گران است، هم غیرانسانی است، و هم بر خلاف بهره‌ وری عمل می‌ کند. حبس فقط انسان ها را از فعالیت باز می‌ دارد و به ندرت فایده ی دیگری دارد.»

«جودی اوونز »(۱۴)، مدیر شعبه ی می‌.سی.‌سی.‌پی در مرکز قانون فقر جنوبی(۱۵) ، می‌ گوید که خبرنگاران لزوماً نسبت به مشکلات و رنج های روزمره ی زندانیان آگاه و حساس نیستند و این حقیقت را نمی‌ دانند که زندانیان بسیاری هر روز با ترس از زندگی به سر می‌ برند.

رایت می‌ گوید: «چیزی که مردم متوجه نیستند، این است که این روش کاملاً خشونت ‌بار، وحشیانه و غیرانسانی است. طوری که هر جنبه و خوشی زندگی آمریکایی از فرد سلب می‌ شود.»

«جان ماکی»(۱۶)، مدیر اجرایی انجمن جان هاوارد در ایلینویز که یک موسسه ی دیده ‌بان زندان ها است، معتقد است که حتا کوچک ‌ترین خبرها در مورد زندان می‌ تواند تاثیرات بزرگ داشته باشد. وی اعتقاد دارد: «به نظر من وقتی به دیدار زندان بروید و از دیوار رد شوید، با کارکنان آن ‌جا و زندانیان حرف بزنید، چیزی که خواهید فهمید این است که این کار بدترین بلایی است که می‌ توان سر یک نفر در آورد. حتی اگر آن یک نفر حقش چیزی جز این نباشد.»

به گفته ی او زندانیان هنوز دارای حقوق اولیه هستند و باید با احترام با آن ها برخورد شود. چیزهای مشخصی وجود دارند که انسان های یک جامعه ی عادل نمی‌ توانند از آن ها صرف نظر کنند.

مساله شفافیت نداشتن

یکی از دلایل این که پوشش خبری زندان ها بسیار کم است، این است که نوشتن در مورد آن ها اغلب یک کار چالش‌ برانگیز محسوب می‌ شود.

مهم ‌ترین مساله این است: دسترسی.

«فاتی »(۱۷) در ACLU می گوید: «زندان ها موسسات بسته ‌ای هستند. ولی این مساله مهم‌ ترین بهانه برای پشتکار به خرج دادن هم محسوب می‌ شود. به نظر من بیشترین مشکلاتی که در زندان ها در مورد شرایط، غفلت و سوء استفاده داریم، ناشی از همین مساله است که آن ها موسسات بسته‌ ای هستند.»

«بث شوارتافل»(۱۸)، یک روزنامه ‌نگار مستقل که در مورد زندان ها مطلب می‌ نویسد، در ماه مارس مقاله ‌ای در Columbia Journalism Review نوشت و در آن به مساله ی دسترسی پرداخت. سوال مقاله ی او این بود: «خبرنگاران اگر نتوانند از دروازه ی زندان رد شوند، چطور می‌ توانند در مورد آن گزارش تهیه کنند؟»

«کارا تاباشنیک»(۱۹)، معاون مرکز رسانه، جرایم و قضا در دانشگاه عدالت قضایی جان جی، می‌ گوید: «ادیتورها و مدیران خبری مایل به پوشش این چنین مقالاتی هستند. خبرنگاران طبیعتاً به سوی افرادی جلب می‌ شوند که صدایشان به گوش دیگران نمی‌ رسد. یک تعهد نهادینه به این مساله وجود دارد. ولی دسترسی به فضا و تعهد مشخص و زمان برای چنین کاری، یک چالش محسوب می‌ شود.»

«ماریسا لاگوس»(۲۰) که سه سال برای San Francisco Chronicle از زندان خبر تهیه می‌ کرد و اکنون خبرنگار سیاست های مدنی است، می‌ گوید: «این نوع خبرنگاری با هر کار دیگری فرق دارد، چون قوانین و سیستم زندان دست و پای فرد را می‌ بندند. و وقتی اوضاع این ‌قدر برای خبرنگاران سخت است، برای عکاسان و فیلمبرداران بسیار مشکل ‌تر است.» مساله ی اعتبار و صحت هم وجود دارد و تنها از سوی زندانیان مطرح نمی‌ شود. «فرانک گرین »(۲۱) که برای بیش از ۱۰ سال خبرهای زندان را برای ریچموند تایمز تهیه می‌ کرد و اکنون پوشش خبری از دادگاه ارائه می‌ دهد، می‌ گوید: «باید نسبت به حرف مردم در هر دو طرف میله ها، خیلی دقت به خرج داد. گاهی اوقات منطقی ‌ترین مطالب ارائه شده چرند از آب در می‌ آیند و عجیب و غریب ‌ترین ادعاها اثبات می‌ شوند. کلاً این مساله یکی از موضوعات سخت برای خبرنگاری است.»

روش های انجام

افشاگری های خارق ‌العاده ی «جوی لوکاچیک »(۲۲) در مورد بی‌ کفایتی و سوء استفاده در زندان ایالتی هایز در جورجیا، با خلاصه ‌ای سه اینچی در رسانه ی آزاد چاتانوگا تایمز در مورد مرگ یکی از زندانیان آن شروع شد. او می‌ گوید که مدتی بعد از انتشار این مطلب، اولین منبع اطلاعاتی ‌اش را پیدا کرد: «یک زندانبان بازنشسته به سراغم آمد و تمامی مدارک را در اختیارم قرار داد و گفت: قفل های این زندان کار نمی‌ کنند. و من جواب دادم: حتماً شوخی‌ ات گرفته است.»

سپس گزارش های لوکاچیک منجر به افشای یک مساله ی بزرگ تر شد: «زندانیان با استفاده از تلفن های همراهی که به داخل قاچاق شده بود، از افراد بیرون از زندان درخواست پول می‌ کردند و تهدید می‌ کردند در صورت عدم دریافت پول، اعضای خانواده ‌شان را که آن ‌جا زندانی هستند آزار خواهند داد و ظاهراً اولین زندانی کشته شده به همین دلیل جان خود را از دست داد.»

او می‌ گوید: «وقتی مشغول کار روی این موضوع بودم، یک زندانی دیگر هم کشته شد. بعد دروازه های اطلاعات به رویم باز شدند. فکر می‌ کنم حدود ۲۰ مسئول دولتی با من تماس گرفتند.» مهم‌ تر از همه چیز، این مسئولین به او یاد دادند با استفاده از قانون مدارک آزاد جورجیا، چطور درخواست یک سری اسناد خاص را بکند. و او متوجه شد که ممیزی های سه سال گذشته ی ایالت هر سه گزارش داده بودند که درهای سلول ها با استفاده از دستمال توالت قابل باز شدن هستند. ولی مسئولین زندان مساله را جدی نگرفته بودند. خود زندانیان هم دور از دسترس خبرنگاران هشیار نیستند. آن ها اجازه دارند تماس تلفنی داشته باشند – و نامه بنویسند.

گرین می‌ گوید: «اگر می‌ خواهید در مورد زندان ها مطلبی بنویسید، چند تا مقاله چاپ کنید تا برایتان نامه بنویسند و آن وقت موضوعات جدیدی را کشف خواهید کرد. در حقیقت، من احتمالاً آخرین نفر در یک اتاق خبر هستم که هنوز نامه های دست‌ نویس دریافت می‌ کند.» زندانیان سابق هم اغلب داستان هایی برای بازگو کردن دارند. ماکی می‌ گوید: «افرادی که از زندان بیرون آمده ‌اند، افرادی که مدت زیادی در زندان بوده اند، مثل کتاب های تاریخ متحرک می‌ مانند.»

«ارنست دراکر »(۲۳)، یک محقق بهداشت عمومی، می‌ گوید: «به نظر من داستان بازگو نشده، مربوط به اثرات جانبی و باقی مانده بر خانواده و کودکان می‌ شود.» به گفته ی او «به گوش رساندن» همین مساله، چالش اصلی خبرنگاران است و برای هر موضوع منفرد تحت عنوان حبس انبوه –چه به حبس های غیرمنطقی برای استفاده از کراک، حداقل های ضروری بیش از حد طولانی یا حبس ابد برای جوانان مربوط باشد- حقیقت تلخ این است که انسان های واقعی بسیاری باید با نتایج آن ها کنار بیایند. فاتی می‌ گوید: «متاسفانه اصلاً عجیب نیست اگر با افرادی روبرو شویم که به دلیل جرایم سبک و پیش پا افتاده، به حبس های طولانی و غیرمنطقی محکوم شده ‌اند.»

«برت دیگنام »(۲۴) که در کلینیک حبس انبوه در دانشکده ی حقوق کلمبیا تدریس می‌ کند، به دانشجویان حقوق این فرصت را می‌ دهد تا به دیدار زندانیان بروند و پرونده ی آن ها را بپذیرند. او می‌ گوید کلینیک های حقوقی و گروه های تبلیغات غیرانتفاعی اغلب مایل هستند به درک بهتر حقایق حبس و زندان به خبرنگاران کمک کنند. او می‌ گوید: «افرادی هستند که از جنبه های مختلف به این مساله می‌ پردازند؛ مسایلی چون بازگشت به جامعه، شرایط حبس، محکومیت، نژاد. در هر شهر گروهی وجود دارد که به این مسایل می‌ پردازند.» دیگنام پیشنهاد می‌ دهد که خبرنگاران در مورد بازگشت زندانیان به جامعه مطلب بنویسند. وی بر این باور است که این مساله ‌ای است که خیلی ها می‌ توانند با آن هم‌ ذات‌پنداری کنند.

بسیاری از برنامه های بازگشت به جامعه از سوی زندانیان سابق اداره می‌ شوند. و مشکلاتی که زندانیان سابق می‌ توانند با آن ها روبه رو شوند، خارق‌العاده و غیرقابل باور هستند.

گرین می‌ گوید: «من در مورد خروج از زندان افراد زیادی تحقیق کرده‌ ام. فرد از زندان آزاد می‌ شود و بار هزینه های دادگاه، جریمه ها، حمایت از کودک و غیره سرش آوار می‌ شود؛ باید به جلسه ی مشاوره برود، گواهینامه ندارد، نمی‌ تواند در مسکن های دولتی زندگی کند. به نظر من این مساله ی مهمی است. بیرون آمدن، خصوصاً اگر مدت زیادی آن تو بوده باشی، خیلی سخت است.»

برخی از داستان های خاص مستقیماً از پیگردها ناشی می‌ شوند. در ماه ژوئن، نیویورک تایمز شرایطی را بر شمرد که در مرکز اصلاح شرق می‌.سی.‌سی‌.پی، «وجدان زندانیان را دچار شوک می‌ سازد». این خبر بر پایه ی شکایت مرکز قانون فقر جنوبی و اتحادیه ی آزادی های مدنی آمریکا قرار داشت. خبرهای جذاب «اندرو کوهن » (۲۵)در مورد زندان «سوپر» فدرال در فلورانس کلرادو هم بیشتر بر پایه ی شکایت هایی قرار داشت که علیه این زندان ثبت شده بودند.

«اوونز »(۲۶) در SPLC، خبرنگاران را تشویق می‌ کند تا نگاهی به دفاتر حقوقی مربوط به شکایت از زندان ها بیندازند و درخواست‌ مدارک آزاد خود را برای کسب اطلاعات مربوط و دست‌اول ثبت کنند. او می‌ گوید: «بسیاری از آژانس ها دست به بررسی و بازرسی مداوم زندان ها می‌ زنند.»

وفور فرصت های خبری

یکی از راحت ‌ترین و جهانی‌ ترین، و در عین حال موثرترین روش ها برای جلب توجه به مساله ی حبس انبوه، نوشتن در مورد هزینه های آن است.

«تاباچنیک »(۲۷) می‌ گوید: «هزینه ها یک راه واقعی برای خبرنگاران است تا مسایل را به هم مرتبط سازند. و این معمولاً همان موردی است که هر دو طرف به دنبال پر کردن شکاف های آن هستند.»

مسئولین بودجه ی ایالت گزارش می‌ دهند که ۷.۵ درصد از هزینه های کلی آن ها، صرف عملیات اصلاح و بازپروری می‌ شود. تنها هزینه های آموزش و بهداشت و درمان بالاتر از این مقدار قرار می‌ گیرند. به طور کلی، هزینه های دولتی برای اصلاح و بازپروری در سال مالی ۲۰۱۱ میلادی به ۵۰ میلیارد دلار می‌ رسید.

اداره ی اصلاح و زندان های هر ایالت معمولاً یکی از بخش هایی است که بیشترین کارمندان را دارد. مثلاً در ویسکانسین، این اداره ششمین بخش پرکارمند محسوب می‌ شود. لوکاچیک می‌ گوید: «فکر می‌ کنم مردم میزان پول درگیر این ماجرا را نمی‌ دانند. حتا اگر به دیگران هم اهمیتی ندهید –در حالی که باید به همه اهمیت داد- باز هم مساله ی میلیاردها دلار پول مالیات در میان است.»

فلوریدا در حال خصوصی‌ سازی قسمت اعظم بهداشت و درمان زندان هایش است که به گفته ی Columbia Journalism Review در ماه جولای، فرصت خوبی برای خبرنگاران به وجود می‌ آورد تا نگاه نزدیک‌ تری به شرکت هایی بیندازند که قراردادهای بزرگ را دریافت می‌ کنند. تراکم زیاد یکی از مسایل بسیاری از ایالت ها است – و تنها مشکل کالیفرنیا نیست که دادگاه عالی آن حکم عملیات ویژه برای حل این مساله را داده است.

فاتی در ACLU می‌ گوید: «وقتی مشکل تراکم پیش می‌ آید، همه چیز از هم می‌ پاشد. دادگاه های کالیفرنیا این ‌طور نتیجه‌ گیری کرده‌ اند که تراکم فراهم آوردن یک سطح قانونی از بهداشت و درمان را غیرممکن کرده است.»

وی می‌ گوید این مساله پیامدهای دیگری از جمله خشونت هم دارد. او خبرنگاران را به سوی یافتن بدترین زندان ها در ایالت می‌.سی‌.سی.‌پی هدایت می‌ کند. «می‌ سی‌سی‌پی از جمله بدترین شرایطی را دارد که تا به حال دیده‌ایم.» برای مثال، در موسسه ی اصلاح خصوصی ویلکینسون کانتی، یک زندانی در طی شورش ماه آوریل با ضربات چاقو به قتل رسید. این یعنی زندانی که از کنترل خارج شده است. ولی شرایط بد زندان ها تنها محدود به جنوب کشور نیست. برای مثال آریزونا از نظر حبس های انفرادی طولانی ‌مدت، بعد از کالیفرنیا در مقام دوم قرار می‌ گیرد. شکایت صریح ACLU علیه مسئولین اصلاح و زندان های آریزونا حاکی از این است که زندانیان در این نقاط به دلیل حبس های انفرادی طولانی و غفلت جان خود را از دست می‌ دهند.»

عفو بین‌ الملل اعلام کرده است: «بیش از ۱۰۰۰ زندانی در آریزونا محدود به سلول های انفرادی بدون پنجره برای ۲۲ تا ۲۴ ساعت در روز هستند که در آن محرک های حسی اندک، دسترسی کم به نور طبیعی و مشغولیت، آموزش و بازپروری وجود دارد.»

پایگاه داده ‌ای زندان های ملی می‌ تواند محل خوبی برای یافتن خبرهای محلی جذاب باشد – و شاید هیچ‌ کدام به اندازه ی گزارش سالانه ی بخش قضایی در مورد مشکلات جنسی زندان ها چشمگیرتر نباشد.

آخرین گزارش این مورد نشان می‌ دهد که حدود ۴ درصد از زندانیان فدرال و ایالتی –و ۳.۲ درصد از محبوسین در زندان های محلی- گزارش یک یا چند مورد آزار جنسی را در سال گذشته‌ داده‌اند. این مقدار یعنی چیزی بیش از ۸۰۰ هزار انسان بالغ که سالانه گزارش سوء استفاده ی جنسی از سوی مسئولین زندان یا هم‌ بندان را می‌ دهند. ولی این میزان در موسسه های بازپروری شوکه کننده‌ تر است. در برخی از این موسسات، این نرخ حدود صفر است. اما در برخی دیگر، نرخ آزار جنسی افراد تنها از سوی هم‌ بندان ۱۵.۳ درصد –مثل مرکز باپروری میبل باست در اوکلاهما- یا ۹.۳ درصد –در مرکز پذیرش شمال‌ غرب فلوریدا- است و محکومیت ها برای همین جرایم از نقطه ‌ای به نقطه ی دیگر متفاوت است.

مرکز بررسی اسناد تعاملی در دانشگاه سیراکیوز اطلاعات مربوط به محکومیت ها را بررسی کرده و به شکل مداوم با «تفاوت های گسترده و غیرقابل توضیح در تعیین میزان حبس از سوی قضات دادگاه های فدرال» رو به رو شده است.

در ماه آگوست، مارک بنت که یک قاضی منطقه‌ ای در آیووای شمالی است، «کاربرد دلبخواهی قانون در دادگاه ها» برای تعیین تمدید حبس برای مجرمین سابقه ‌دار را زیر سوال برد. اگر قوانین جدید هولدر تصویب شوند، به گفته ی بنت چنین مشکلاتی با تداوم و ثبات کمتری رخ خواهند داد. ولی تاکنون، «چرخه ی بدشانسی» منجر به این مساله شده که خلافکاران در منطقه ی شرقی تنسی چهار هزار بار بیشتر نسبت به منطقه ی غربی همین ایالت، با احتمال تمدید حبس خود رو به رو باشند.

لازم نیست همه ی خبرها در مورد اصلاحات زندان ناراحت کننده باشند. همان ‌طور که دراکر در کتاب خود «طاعون زندان ها: اپیدمی حبس های انبوه در آمریکا» توضیح می‌ دهد، نیویورک امروزه یک مثال خوب برای سایر ایالت ها است. حداقل های لازم و خشن برای خلافکاران مواد مخدر که از سوی فرماندار نلسون راکفلر در ۱۹۷۳ تصویب شدند، این روند را در کشور همه‌گیر کردند. ولی در عرض یک دهه ی گذشته، این ایالت سیستم زندان های خود را کوچک کرده است. در سال ۲۰۰۹ میلادی، این ایالت یک سری اصلاحات در قانون مواد مخدر خود وارد آورد که شامل کاهش میزان حداقل حبس برای بسیاری از خلافکاران غیرموادی، حق انتخاب دادن به صلاحیت و کفایت قاضی، به وجود آوردن گزینه ی آموزش و بازپروری به جای زندان برای خلافکاران مواد مخدر و غیره می‌ شود. از جمعیت زندان ها کاسته شده، اما نرخ جرایم بالا نرفته است.

گام های بعدی

مدافعین حقوق زندانیان بر این نکته توافق نظر دارند که باید گزارش ها و خبرهای بیشتری در مورد حبس های انبوه ارائه شود. تاباچنیک می‌ گوید: «ضرباهنگ این مساله صحیح نیست و همین یعنی مشکل. باید جلوی این مساله را بگیریم.»

ماکی می‌ گوید: «به نظرم وقتی ماهیت حبس روشن شود، استفاده از آن مشکل‌ تر شود.» رایت می‌ گوید: «هیچ‌ کس از مسئولین زندان ها توقع کار خوب را ندارد.»

دارکر هم می‌ گوید که خبرنگاران باید آماده ی مرحله ی بعدی بحث، یعنی بیان واضحات باشند.

هیچ‌ کدام از معیارهایی که هولدر و سایر مسئولین اعلام کرده ‌اند، عطف به ماسبق نیستند و صدها هزار زندانی را که در حال حاضر مشغول پشت سر گذاشتن محکومیت های بیش از حد طولانی هستند، در نظر نمی‌ گیرند. بیشتر این زندانیان جوانان رنگین ‌پوست هستند که بیشترشان فرزند دارند و از فقیرترین جوامع شهری کشور بیرون آمده‌ اند.

دراکر می‌ گوید: «جلوگیری از پیشروی این مساله خود خیلی مهم است. ولی کسانی که همین حالا هم در زندان هستند، چه می‌ شوند؟ یک راهکار احتمالی این است که از روش نیویورک استفاده شود و خلافکاران مواد مخدری را که خشونت به خرج نداده‌اند، دوباره به دادگاه برد و محکومیتشان را تغییر داد.»

ولی دراکر فکر می‌ کند که کار باید بیشتر از این ها باشد. او می‌ گوید: «به نظرم ما به این افراد یک عذرخواهی بدهکار هستیم و اگر جامعه آماده ی اعتراف به اشتباه خود باشد و قبول کند که این فرآیند چقدر برای خانواده ها مضر و زیان ‌آور بوده است، بعد آن چیزی که ضروری می‌ شود، «راهی برای بریدن گره دائمی میان این ها و سیستم قضایی برای همیشه است. به نظرم گام مهم بعدی، عفو خواهد بود.»

منبع: ویژه نامه بنیاد روزنامه نگاری نیمن، سپتامبر ۲۰۱۳ در بخش پروژه دیده بانی نیمن


پی نوشت:

۱ Eric Holder

۲ Ted Gest

۳ Criminal Justice Journalists

۴ The Crime Report

۵ David Fathi

۶ “The New Jim Crow: Mass Incarceration in the Age of Colorblindness”

۷ Michele Alexander

۸ Paul Wright

۹ Science Times

۱۰ John Tierney

۱۱ Eileen Murphy

۱۲ Deborah Golden

۱۳ Piper Kerman

۱۴ Jody Owens

۱۵ the Southern Poverty Law Center

۱۶ John Maki

۱۷ Fathi

۱۸ Beth Schwartapfel

۱۹ Cara Tabachnick

۲۰ Marisa Lagos

۲۱ Frank Green

۲۲ Joy Lukachick

۲۳ Ernest Drucker

۲۴ Brett Dignam

۲۵ Andrew Cohen

۲۶ Owens

۲۷ Tabachnick

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.