12 آبان 1392

نگاهی به دستمزد روزنامه نگاران ایران و برخی از کشورهای جهان؛

مزد ارزان و روزگار گران خبرنگاران ایران

12 آبان 1392

خبرنگاران ایران-صبا اعتماد: چقدر عبارت "ارزان کاری روزنامه نگاران در ایران" درست است؟ ارزان کاری روزنامه نگاران در کدام دسته از مطبوعات بیشتر دیده می شود و آیا منتسب بودن یک مطبوعه به جریان اصلاح طلبی یا اصولگرایی، تاثیری در پرداخت کمتر یا بیشتر دستمزد به روزنامه نگاران دارد؟ با توجه به افزایش محسوس قیمت ها، چقدر دستمزد روزنامه نگاران همپای نرخ تورم افزایش داشته است؟ یک روزنامه نگار با سابقه ی ده سال کار مطبوعاتی آیا می تواند هزینه های زندگی اش را از طریق کار در روزنامه ها تامین کند؟

خیلی از فعالان رسانه ای وقتی دربرابر این نوع سوال ها قرار می گیرند؛ بدون مکث واکنش نشان می دهند؛ واکنشی از جنس تایید، اینکه دستمزد روزنامه نگارانی که برای مطبوعات داخلی می نویسند در سطحی بسیار پایین قرار دارد و فاصله درآمدشان با روزنامه نگاران دیگر کشورها قابل قیاس نیست.

دستمزد روزنامه نگاران مطابق قانون کار و هم سطح حداقل حقوق کارگری است؛ میانگین درآمد آنها بسته به سابقه کار و نوع روزنامه ای (دولتی یا غیر دولتی) که در آن مشغول به کارند از ۵۰۰ هزارتومان تا یک میلیون تومان در ماه است(۱۶۶ تا ۳۳۳ دلار). مدیران روزنامه ها به سختی حاضر به افزایش دستمزد آنها هستند؛ صاحبان رسانه ها برای جبران تورم ، گرانی کاغذ و زینک و غیره از دستمزد روزنامه نگاران کم می کنند؛ پیگیری قانونی روزنامه نگاران برای رسیدن به حداقل های قانونی در این باره معمولا نتیجه ای ندارد و خلاصه اینکه به گفته فعالان رسانه ای، هنوز روزنامه نگاران ایرانی دستمزد پایینی دریافت می کنند.

ایرج جمشیدی، روزنامه نگار باسابقه مطبوعات ایران، پژمان موسوی ، روزنامه نگاری که تخصصش را حوزه رسانه قرار داده، مریم روزنامه نگاری که این روزها در فرانسه به سر می برد و در این گزارش از نام مستعار مریم استفاده می کند و یکی از روزنامه نگاران روزنامه بهارکه به تازگی به علت توقیف این روزنامه، بیکار شده است ؛ هر کدام روایت های خود را از وضعیت معیشت و دستمزدشان به تصویر می کشند. همچنین بهار ماکویی خبرنگاری که برای چند رسانه ی فرانسوی به صورت خبرنگار آزاد فعالیت می کند؛ در این گزارش درباره میزان دستمزدش بابت هر مطلب می گوید.

حرف زدن از دستمزدها و عبور از خط قرمزها

"وقتي موضوع حقوق و مزايا پيش كشيده مي شود، انگار كه خط قرمز را شكسته ايم و مرتكب گناه نابخشودني شده ايم." این یکی از گفته های ایرج جمشیدی است که سالها به عنوان خبرنگار پارلمانی فعالیت داشته است.

اما چرا وقتی از حقوق و دستمزد روزنامه نگاران حرف زده می شود؛ اما و اگر زیاد است؟ ایرج جمشیدی در جواب این سوال می گوید:" پرداخت حقوق و دستمزد روزنامه نگاران در ايران تابعي از عرف موجود در روزنامه ها و نيز قانون كار است كه حداقل دستمزد را تعيين مي كند. متاسفانه در ايران روزنامه نگاران هميشه حداقل حقوق كارگر را دريافت مي كنند و مديران روزنامه كه در واقع كارفرما محسوب مي شوند، به سختي حاضر به افزايش حقوق و دستمزد روزنامه نگاران هستند. حتي در پايان سال هم عيدي و پاداش روزنامه نگاران را بر مبناي حداقل ها پرداخت مي كنند و موارد زيادي ديده شده است كه همين حداقل ها هم پرداخت نمي شود. طبيعي است در چنين شرايطي وقتي از ترميم اساسي حقوق و دستمزد روزنامه نگاران سخن مي گوييم، به نوعي غير طبيعي جلوه كند و حتي با همراهي قشر روزنامه نگار هم مواجه نشود. "

به باور جمشیدی با شكستن تابوهاي خودساخته درباره اينكه روزنامه نگار جماعت بايد حقوق و دستمزدش زياد نباشد، مي توان زمينه را بهبود اساسي دارد .

روزنامه نگار سابق بهار هم با گلایه حرف هایش را می زند:" ما به عنوان روزنامه نگار در درجه اول باید از حقوق صنفی خود دفاع کنیم . اما انگار واقعیت چیز دیگری است ما حق دفاع از دیگران را داریم اما تا نوبت به خودمان می رسد باید سکوت کنیم ."

این روزنامه نگار که تجربه انتشار مطلب به صورت حق التحریری نیز دارد می گوید:" مدیران رسانه ها به ویژه رسانه های اصلاح طلب و مستقل نیروی حق التحریر را همیشه نادیده می گیرند و گویی این خبرنگار برای اندیشه ای که تولید کرده و مطلبی که نوشته اصلا انرژی نگذاشته است. و این یعنی بی حرمتی به قلم و اندیشه."

مدیریت مطبوعات در دست غیر مطبوعاتی ها

اما و اگر ها کدامند و بهانه های صاحبان رسانه ها برای پرداخت نکردن دستمزد شایسته به روزنامه نگاران چیست؟ جمشیدی اما و اگرها را به شرايط اقتصادي كشور مرتبط می داند:" صاحبان رسانه ها دائما از گراني كاغذ و فيلم و زينك و هزينه چاپ و سایر هزينه هاي جانبي مانند اجاره ساختمان و آب و برق و تلفن مي نالند و چون امكان كاهش اين هزينه ها وجود ندارد لذا ساده ترين راه يعني كم كردن از حقوق روزنامه نگاران را انتخاب مي كنند. اين در حالي است كه طبق محاسبات، حقوق روزنامه نگاران بين ۱۰ تا ۱۵ درصد هزينه انتشار يك مجله را شامل مي شود و كم كردن يا زياد كردن حقوق و دستمزد روزنامه نگاران تاثير مهمي در هزينه نهايي انتشار مجله ندارد. اما همين كم يا زياد كردن حقوق و مزاياي روزنامه نگاران تاثير بسيار مهمي بر وضعيت معيشتي روزنامه نگاران بر جاي مي گذارد. "

اصلا این صاحبان رسانه ها چه کسانی هستند؟ آیا می توان آماری داد که چند درصد روزنامه ها دست مطبوعاتی هاست و چند درصد سرمایه گذاران و غیر مطبوعاتی ها؟

پژمان موسوی غیر مطبوعاتی بودن صاحبان رسانه ها را ریشه اصلی مشکلات قلمداد می کند:"مي توان به جرات گفت مديريت بالاي ۸۰ درصد مطبوعات امروز ايران در دستان غير مطبوعاتي هاست و همين موضوع هم ريشه اصلي بيشتر مشكلات امروز روزنامه نگاري در ايران است.زيرا اينان بيشتر دنبال منافع خود هستند و با مديريت يك رسانه معمولا بيگانه از همين رو هم هست كه درك روشني از اداره يك روزنامه ندارند و معمولا اولين قرباني در سيستم تحت امر آنها روزنامه نگاران هستند نه نيروهاي فني يا بازرگاني يا اداري."

وقتی از ایرج جمشیدی درباره تسخیر رسانه ها توسط غیرمطبوعاتی ها می پرسم می گوید:" آمار رسمي در دست نيست تا دريابيم چند درصد نشريات در مالكيت مطبوعاتي ها است. اما نشانه ها و قرائن حاكي از اين است كه تقريبا صدرصد مالكيت نشريات در اختيار كساني است كه هيچ سابقه مطبوعاتي ندارند و عمدتا از اعضاي گروههاي سياسي و حزبي هستند يا بر اثر نفوذي كه داشته اند توانسته اند امتياز يك نشريه را بدست آورند."

روزنامه نگار بهار هم این گفته ها را با مصداق توضیح می دهد:" سرمایه داران روزنامه ها کسانی اند که هیچ از روزنامه نمی دانند . آنها یا سبقه تجاری دارند یا سیاسی. مثل همین روزنامه ای که تا همین چند روز پیش برایش مطلب می نوشتم و از توقیفش هم بسیار ناراحتم .حتی در بررسی تیتر های یک این روزنامه، طرفداری از یک چهره مشخص، هویدا بود."

به گفته او حضور چهره های سیاسی در راس یک روزنامه آفت هایی دارد از جمله موقتی بودن روزنامه و فعالیت بر حسب شرایط روز و در نتیجه موقتی بودن وضعیت معیشتی روزنامه نگاران .

حق التحریرها حقشان خورده می شود

"روزنامه ای که تا چند وقت پیش با آن همکاری داشتم میانگین دستمزدهایش برای خبرنگاران عادی ۶۰۰ تا 700هزار تومان در ماه بود(۲۰۰ دلار هر ماه) و به هیچ یک از کسانی که بیرون از تحریریه مطلب می دادنند پولی به عنوان حق التحریر نمی دادند." این ها را روزنامه نگار بهار می گوید و باور دارد که نیروهای حق التحریر جز روزنامه نگارانی هستند که بیش از هر قشر دیگری حق شان خورده می شود. روزنامه ای که توقیف می شود به همراهش حق و حقوق روزنامه نگاران حق التحریری نادیده گرفته می شود.

مریم ،روزنامه نگاری که در فرانسه زندگی می کند و به عنوان خبرنگار آزاد فعالیت دارد می گوید:" اینجا اگر برای سایت فارسی زبان رادیو فرانسه یک یادداشت یا مقاله بنویسی کف دستمزد ۸۰ یورو (۱۰۸ دلار برای هر مطلب) است. من یک رسانه بین المللی چند زبانه را می شناسم که برای هر یادداشت کوتاه در حد هزار کلمه، ۱۰۰ دلار پرداخت می کند و برای گزارش های بلند بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ دلار پرداخت می کند."

به گفته او رقم هایی را که روزنامه نگاران آزاد در فرانسه می گیرند ؛ حتی سر سوزنی نمی توانید با شرایط یک روزنامه نگار حق التحریری در ایران مقایسه کنید. در اروپا کار روزنامه نگار ارزش دارد. هم ارزش معنوی و هم در قبال این کار فکری ارزش مالی هم برای آن تعیین کرده اند.

اما در ایران بابت هر یک صفحه مطلب حداکثر مبلغی که به روزنامه نگاران حق التحریر پرداخت می شود حدود ۷۰ هزار تومان است. ۷۰ هزار تومان بابت ۳۵۰۰ کلمه (۲۳ دلار).البته فقط برخی روزنامه ها همین مبلغ را می پردازند و برخی هم نه .

شاید به همین دلیل باشد که ایرج جمشیدی تاکید می کند که شیوه ی حق التحریری باید برچیده شود:" حق التحريري نوعي اجحاف به روزنامه نگاران است. تجربه ثابت كرده است حق التحريري را اصولا نبايد به عنوان كار حساب كرد. نيروهاي حق التحريري حتي از حداقل حقوق و دستمزد هم محرومند. چنين شيوه اي بايد از مطبوعات برچيده شود."

میانگین دستمزدها از ۵۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان

جمشیدی درباره آمار میانگین دستمزد روزنامه نگاران، دبیر سرویس ها و سر دبیران می گوید:" آمار روشني وجود ندارد. چون روزنامه نگاران در حال حاضر انجمن صنفي ندارند تا درباره ميزان پرداختيها كاري انجام بدهد يا آماري را بدست آورد. بنابراين باز هم بايد به قرائن و شواهد مراجعه كرد. قرائن نشان مي دهد در مجموع ميزان پرداختي در نشرياتي كه به دولت يا شهرداري تهران وابسته هستند؛ بسيار بهتر از نشرياتي است كه در اختيار بخش خصوصي و بخش غير دولتي قرار دارند. معمولا در روزنامه هاي بخش خصوصي پرداختيها بر مدار حداقل ها مي چرخد و هچ مزاياي جانبي ديگري هم براي روزنامه نگاران شاغل در نظر گرفته نمي شود."

روزنامه نگار بهار هم از تجربه اش می گوید زمانی که برای انجام مصاحبه ای به یکی از سازمان های وابسته به شهرداری رفته بود:" به هر بخش از معاونت های شهرداری که سر بزنی قطعا اتاق هایی رامی یابید که مملو از نشریات و بولتن هایی است که مخاطبی جز پرسنل داخلی خود شهرداری ندارند. معاونت اجتماعی و فرهنگی یکی از مناطق جنوبی شهرداری تهران طبقه ای را برای انبار مجلات داخلی اش اختصاص داده است. مجلاتی با کیفیت بالای کاغذ. بیشتر مجلات مربوط به جشنواره شمسه است جشنواره ای که در ابعاد مختلف هنری و فرهنگی و دینی و مذهبی و غیره در تهران فعال بوده است و نشریات دیگری که همگی مایه های دینی و مذهبی دارند اما به دلیل بی مخاطبی در طبقه دوم این ساختمان انبار شده اند.کاغذ گران است اما نه برای شهرداری و جاهایی مثل آن بلکه برای ما روزنامه نگاران مستقل. "

اما بررسی ها نشان می دهد که حقوق پيشنهادي مشخصي به روزنامه نگاران وجود ندارد و عمدتا توافقي است. اما در عين حال مي توان گفت روزنامه نگاران ارقامي بين ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان دريافت مي كنند. حقوق دبيران هم ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان بيشتر است.

پژمان موسوی هم درباره نرخ دستمزدهای روزنامه نگاران می گوید:" اين عدد چيزي است بين ۵۰۰ تا يك ميليون براي خبرنگاران(۱۶۶ تا ۳۳۳ دلار)،۸۰۰ هزار تا يك ميليون و ۴۰۰ هزار براي دبيران(۲۶۶ تا ۴۶۶ دلار) و ۲ تا ۳ ميليون(۶۶۶ تا هزار دلار) براي سردبيران."

جمشیدی هم می گوید:" بيشتر حداقل دستمزد مطرح است چرا كه حداكثر دستمزدها توافقي است كه البته كمتر كارفرمايي حاضر به افزايش قابل توجه حقوق و دستمزد روزنامه نگاران است. مگر اينكه مواردي استثنايي در كار باشد."

کاسه کوزه ی مشکلات اقتصادی را بر سر روزنامه نگاران می شکنند

چرا روزنامه نگاران ایرانی در چنین شرایطی هستند؟ پژمان موسوی در بررسی این موضوع می گوید:" دلايل متعددي دارد كه مهم ترينش البته در سطح رسانه هاي مستقل و غير دولتي،احساس نوعي تعهد و مسئوليت اجتماعي از طرف روزنامه نگاران است؛اينكه آنها شغل خود را داراي رسالت و هدف مي دانند و براي رسيدن به اين هدف حاضرند با مخاطراتش كه يكي هم همين بحث حقوق و مزاياست كنار بيايند تا بتوانند رسالت آگاهي بخشي خودشان را درشرايط حداقلي به انجام برسانند.البته در اينكه اين نگاه درست است يا نه ترديد وجود دارد اما اين مسئله اي است كه به واقع وجود دارد.از سوي ديگر محدود بودن فضاهاي كار منتقدانه و اصلاح طلبانه،روزنامه نگاران را با شرايط حداقلي وفق مي دهد زيرا به طور مثال اگر به دليل حقوق كم، روزنامه نگاري از كار استعفا دهد يا فضاي مشابهي برايش وجود ندارد يا آنجا هم شرايطي مشابه شرايط روزنامه گذشته اش دارد."

جمشیدی هم تعداد موانع را زياد می داند:" از يكسو شرايط اقتصادي كشور بسيار سخت است. هزينه انتشار رسانه بسيار بالا است و همين شرايط اقتصادي هم راه را براي افزايش مطالبات تا حدي بسته است. ليكن نمي شود كاسه كوزه تمام مشكلات اقتصادي را بر سر حقوق و دستمزد روزنامه نگاران شكست. روزنامه نگاران بايد به تدريج زمينه را براي افزايش سطح حقوق و دستمزدشان فراهم كنند. همين طرح موضوع مي تواند نخستين گام براي شكستن تابوي عدم امكان پذيري افزايش حقوق و دستمزدها باشد."

روزنامه نگارانی که توان دفاع ندارند

آیا قانونی برای پیگیری احقاق حقوق روزنامه نگاران وجود دارد؟ جمشیدی می گوید:" عمدتا از طریق قانون كار امكان پيگيري حقوق روزنامه نگاران وجود دارد. اگر روزنامه نگاري در رسانه اي استخدام قانوني شده باشد و تحت پوشش بيمه تامين اجتماعي باشد، مي تواند پيگير حداقل حقوق و مزايايش باشد. اما اينكه صنفي وجود داشته باشد تا بصورت اختصاصي پيگير حقوق روزنامه نگاران باشد، خير در حال حاضر چنين نهادي وجود ندارد."

موسوی می گوید:" البته اين موضوع در رسانه هاي مختلف متفاوت است؛اصولا در روزنامه هاي اصولگرا يا وابسته به دولت،يا مشكل خاصي وجود ندارد و يا اگر هم مشكلي به وجود بيايد،سعي مي شود در درون آن نهاد آن مشكل حل و فصل شود و كار به شكايت و پيگيري هاي حقوقي نكشد اما در رسانه هاي مستقل و اصلاح طلب گاه و بيگاه اين اتفاق مي افتد و معدودند آنهايي كه اساسا حوصله پيگيري هاي حقوقي را دارند زيرا اين پيگيري ها يا نتيجه نمي دهد يا اگر هم نتيجه بدهد بايد به اندازه مبلغ مورد مطالبه وقت و هزينه صرف شود تا اين مطالبه دريافت شود.معمولا هم مهم ترين مشكل نداشتن قرارداد يا سستي پايه هاي آن استكه دست روزنامه نگاران را از پيگيري هاي حقوقي كوتاه مي كند."

موسوی جای خالی انجمن صنفی روزنامه نگاران را در اینجا متذکر می شود:" در نبود انجمن صنفي روزنامه نگاران و صنفي فعال و پويا براي احقاق حقوق روزنامه نگاران،هيچ مرجع غيردولتي براي اين موضوع وجود ندارد و تنها وزارت كار است كه آن هم اولا تنها به شكايت آناني رسيدگي مي كند كه قرارداد رسمي دارند و دوما هم اين نهاد هم عموما حامي كارفرمايان و مديران مطبوعاتي است تا خبرنگاران و روزنامه نگاران مگر درموارد خاص و استثنايي."

برخی ادعا می کنند روزنامه های نزدیک به جریان اصلاح طلب بیشتر از روزنامه های اصولگرا حق و حقوق روزنامه نگاران را پرداخت نمی کنند. ایرج جمشیدی در واکنش به این ادعا می گوید:"روزنامه هاي اصلاح طلب به دليل اينكه امكان استفاده از بيت المال را ندارند با فشار مالي بيشتري مواجه هستند به همين دليل وضعيت پرداختي در اين روزنامه ها و رسانه ها پايين تر از رسانه هاي اصولگرا است. در مجموع ميزان پرداختي در روزنامه هاي خصوصي كمتر از رسانه هاي دولتي و شهرداري و ميزان پرداختي در رسانه هاي اصلاح طلب كمتر از رسانه هاي اصولگرا است."

موسوی نظری مشابه دارد:" روزنامه هاي دولتي ونزديك به جريان اصولگرا هم به دليل دسترسي به منابع مالي و هم به دليل جنس كار در آنها كه بيشتر اداري و غير انتقادي است،با مشكلات كمتري روبرو هستند و مشكل بيشتر در روزنامه هاي مستقل و اصلاح طلب نمود دارد زيرا آنها نه به منابع مالي مهم دسترسي دارند و نه روزنامه نگارانش حاضرند آبروي اين جريان و كار خود را با شكايت و ... به خطر اندازند."

جای خالی انجمنی برای دفاع از حقوق صنفی روزنامه نگاران

اما چه باید کرد که وقتی روزنامه نگاران از دستمزد و حقوق شان حرف می زنند ؛ عبور از خط قرمزها محسوب نشود؟ چه باید کرد وقتی نرخ کاغذ بالا می رود صاحبان رسانه ها دستمزد روزنامه نگاران را کم نکنند؟ چه باید کرد وقتی روزنامه ای توقیف می شود حق التحریرها به حق و حقوق شان برسند؟

جمشیدی پیشنهادش را اینگونه طرح می کند:" اول اينكه بايد انجمن صنفي روزنامه نگاران فعال شود. تا انجمني وجود نداشته باشد امكان تعيين نرم هايي براي نحوه تعيين و پرداخت حقوق و دستمزد روزنامه نگاران وجود ندارد. دوم اينكه بايد جامعه روزنامه نگاري به اين نتيجه برسد كه كارش ارزش دارد. در حال حاضر در اروپا و آمريكا و شرق و جنوب شرق آسيا، خبرنگاران يكي از بالاترين دريافتي هاي حقوق و مزايا را دارند. اما ايران دقيقا معكوس است و روزنامه نگاران به همراه كارگران و معلمان برخي كارمندان ادارت ضعيف دولتي پايين ترين دريافتي ها را دارند. بر اين وضعيت ناامني کار را هم اضافه کنید . برخي روزنامه نگاران حقوق و دستمزدي را كه دريافت مي كنند حتي كفاف كرايه تاكسي و هزينه هاي شخصي شان را پوشش نمي دهد. جامعه روزنامه نگاري براي خروج از اين وضعيت بايد به اين باور برسد كه وضعيت فعلي قابل تغيير است."

موسوی هم پیشنهادی دارد:" پيشنهاد عيني و عملي اولا اطمينان از قرارداد حقوقي،دقت در مفاد آن،تلاش براي حل مشكل انجمن صنفي و تشكيل يك نهاد قدرتمند صنفي غير دولتي براي پيگيري مطالبات روزنامه نگاران و نگاه حرفه اي به روزنامه نگاري به عنوان يك شغل و «راه» و دوري از شعارزدگي هاي معمول است.

نگاهی گذرا به دستمزدهای روزنامه نگاران جهان

میانگین دستمزد روزنامه نگاران در کشوری مانند انگلیس طبق اعلام سایتprospectsدر سال ۲۰۱۱ میلادی ۲۴ هزار پوند(۳۸ هزار دلار) هست. اما این رقم بر اساس منطقه ای و ملی و بین المللی بودن روزنامه فرق می کند. این دستمزد بر اساس سابقه کار روزنامه نگار هم فرق می کند. روزنامه نگارانی که بین یک تا چهار سال سابقه کار دارند بین ۱۴ هزار تا ۲۴ هزار پوند(۲۲ تا ۳۸ هزار دلار) در سال درآمد دارند. بین ۵ تا ۹ سال سابقه دستمزد سالانه ۲۱ تا ۳۵ هزار پوند(۳۳ تا ۵۶ هزار دلار) پیش بینی شده است. برای روزنامه نگارانی که بالای ده سال سابقه کار دارند دستمزد بین ۲۲ تا ۳۹ هزار پوند(۳۵ تا ۶۲ هزار دلار) در سال است. برای سردبیران بین ۵۰ تا ۸۵ هزار پوند (۸۰ تا ۱۳۶ هزار دلار) درآمد استخراج شده است. در روزنامه های ملی درآمد بیشتر است. البته یکسری مزایا، بن ها و ... هم در کنار درآمد ثابت تعلق می گیرد.

بهار ماکویی،روزنامه نگار ایرانی- فرانسوی ساکن فرانسه این روزها برای چندین نشریه فرانسوی زبان کار می کند. اسلت نشریه ای اینترنتی است که بهار برای آن مطلب می نویسد. مسئولان سایت بابت هر مطلب ۱۵۰۰ کلمه ای یکصد یورو (۱۳۵ دلار) می پردازند. اما نشریه زنان گرازیا در ازای مطالب ۱۵۰۰ کلمه ای بهار ماکویی ۱۵۰ یورو (۲۰۲ دلار) حق التحریر می دهد.

وی درباره پرداختی رسانه های دیگر می گوید:" روزنامه لیبراسیون به عنوان یکی از روزنامه های معروف فرانسه به ازای مطالب ۱۵۰۰ کلمه ای، ۶۰ یورو (۸۱ دلار) می پردازد."

این روزنامه نگار همچنین در رادیو فرانسه برنامه می سازد. او به ازای هفت روز کاری که نتیجه اش یک گزارش ۲۶ دقیقه ای می شود؛ ۳۵۰ یورو (۴۷۲ دلار) دریافت می کند.

او می گوید: " خبرنگاران در فرانسه به طور میانگین ۳۲۱۸ یورو (۴۳۴۱ دلار) درآمد ماهانه دارند و در مجموع ۳۱ درصد خبرنگاران ماهیانه درآمدی بین سه تا چهار هزار یورو دارند. هفت درصد خبرنگاران هم درآمدی پایین تر یعنی حدود ۱۳۰۰(هزار و ۷۵۳ دلار) تا دو هزار یورو(۲ هزار و ۷۰۰ دلار) در ماه درامد دارند که من هم جزو این دسته از خبرنگاران هستم. معمولا خبرنگاران تلویزیون درآمد بیشتری نسبت به خبرنگاران رادیو و سایت ها دارند."

او در ادامه می افزاید:" در مجموع ۱۷ درصد خبرنگاران آزاد هستند که میانگین درآمدشان در ماه برای زنان و مردان متفاوت است. زنانی که به صورت خبرنگار آزاد مشغول به کارند ماهیانه ۲۰۰۵ یورو (۲ هزار و ۷۰۴ دلار) دستمزد دارند و مردان کمی بیشتر معادل ۲۲۵۸ یورو (۳ هزار و ۴۶ دلار) در ماه دستمزد می گیرند."

اما در آمریکا طبق آماری که سایت سی ان انمنتشر کرده است میانگین درآمد روزنامه نگاران در سال ۲۰۱۲ سالانه ۴۲ هزار دلار است که این رقم با توجه به سابقه فعالیت و رده فعالیت تغییر می کند.

در این گزارش بخشی از دستمزدهای خبرنگاران در ایران و جهان طرح شده و با مقایسه ای ساده و در نظر گرفتن نرخ صعودی قیمت ها در ایران، چندان سخت نیست که دریابیم روزنامه نگاران این روزهای ایران، در روزگار دشوار مزدهایشان آنقدر ارزان است که در تامین حداقل های زندگی شان هم درمانده اند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.