7 مرداد 1390

سیامک قادری، روزنامه نگار همیشه منتقد

روزنامه نگاري كه به خاطر عشق به حرفه اش در زندان است

7 مرداد 1390

خبرنگاران ایران -نیکی آزاد:خودش بارها نوشت و گفت كه علاقه مندي و سرگرمي اش را در زندگي سه چيز تشكيل مي دهد خبر، گزارش و مطالعه و انگار همين علاقه مند يها بود كه سيامك قادري، روزنامه نگار را راهي زندان كرد .

سيامك ، روزنامه نگار و وبلاگ نويس 43 ساله از مرداد ماه سال 89 راهي زندان شده است و تاكنون بدون استفاده از يك روز مرخصي در زندانبه سر برده است .

اين روزها اين روزنامه نگار در بند 350 زندان اوين به سر مي برد، مثل تعدادي ديگراز همكارانش . سيامك قادري را همه به عنوان یکی از روزنامه نگاران منتقد به دولت مي شناسند .روزنامه نگاري كه در وبلاگش به نام «ايرناي ما»به عنوان يكي از خبرنگاران رسمي اين رسانه نه تنها بارها شيوه اداره اين خبرگزاري را به چالش كشاند كه پس از انتخابات رياست جمهوري دهم در همين وبلاگ بارها به دولت و سياستهايش هم انتقاد كرد و مواضع رهبران جنبش سبز را در اين وبلاگ تحليل و بررسي كرد، انتقاداتي كه موجب شد اين روزنامه نگار با وجود 18 سال سابقه كار از ايرنا اخراج و سپس راهي زندان شود . با حكم چهار سال حبس، جریمه نقدی و ۶۰ ضربه شلاق .

در يكي از پستهاي وبلاگي اش مي نويسد :« براي خبرنگار در كشور ما قالب هاي مختلفي ترسيم شده ، از سخنگوي مردم ، بلند گوي قدرت يا ميرزا بنويس و دهها تعريف ديگر. اما يكي از ویژگی هایی مهم يك خبرنگار كه خيلي ها از آن غافلند ، ناظر بودن آنان است.خبرنگاران ناظراني هستند كه پشت پرده خبر و وقايع را نظاره مي كنند و اين ويژگي از جمله برجستگي هاي اين شغل است كه تاريخ نويسان ازآن غافلند .»

سيامك قادري به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب ماه ها راهي بند 209 امنيتي زندان اوين شد و ساعتهاي متمادي بازجويي و سلول انفرادي را پشت سر گذاشت .او همچنين بعد از سخنرانی محمود احمدی نژاد، در دانشگاه کلمبیا مبنی بر اینکه "ما در ایران همجنس گرا نداریم"، با تعدادي از همجنس گرایان ایران مصاحبه كرد كه اين موضوع هم به اتهامات او افزوده شد . ده ماه تجربه زندان در بند امنيتي 209 وزارت اطلاعات و سپس انتقال به بند 350 از جمله تجربه هاي اين روزنامه نگار در طول يك سال زندانش بوده است.

اين روزها همسر سيامك و علي تنها فرزندش كه 14 ساله است روزهاي سختي را بدون او مي گذرانند .هر چند همسر و فرزندش اين روزها به همان ملاقاتهاي كابيني كوتاه و از پشت شيشه دل خوش كرده اند و هفته ها را به اميد دوشنبه ها يعني روز ملاقات سپري مي كنند، دوشنبه هايي كه سيامك را مي بينند و از عشقش سيراب مي شوند او كه با روحيه بالا دوران حبسش را سپري مي كند .

وزارت اطلاعات ايران قبل از دستگیری بارها به سيامك اخطار داده بود که وبلاگ" ایرنای ما "نبايد به كارش ادامه دهد اما او در پاسخ به اين درخواستهاي غير قانوني همواره پاسخ مي داد كه دليلي براي اين كار نمي بيند و او تنها وظيفه حرفه اي اش را انجام مي دهد .

شاکی پرونده این خبرنگار، خبرگزاری ایرنا بوده است خبرگزاري که باید مدافع حقوق صنفی خبرنگارانش و باشد .

همسر سيامك كه دبير زبان انگليسي در مدارس شهر تهران است و اين روزها به شدت دلتنگ همسرش است مي گويد :«گناه سيامك عشقش به كار اطلاع رساني بوده است وگرنه او هيچ گناه ديگري ندارد .همسرم هرگز حرفي جز حقيقت نزده است وقتي در دادگاه به همسرم گفتند كه بارها در اعتراضات پس از انتخابات شركت كرده او پاسخ داد كه تنها وظيفه خود را انجام داده است و اگر يك خبرنگار در اين اعتراض ها شركت نكند چه كسي بايد در آنها شركت كند.او به عنوان یک خبرنگار و برای تهیه گزارش در تظاهرات ها حضور می یافت.»

به گفته او خبرگزاري ایرنا شاكي اصلی پرونده آقاي قادري است. خبرگزاری كه بعد از انتخابات پرمناقشه رياست جمهوري دهم تلاش كرد آقای قادری را گوشه نشین و از محل كارش دور کنند و با اينكه سيامك مشاور خبري ايرنا بود سمت او راتا حد بايگان تنزل داد و سپس هم اورا اخراج و راهي زندان كردند .

همسر سيامك تعريف مي كند : «تنزل رتبه ايشان کاملا غیرقانونی بود و نمی توانستند چنین کاری بکنند. براي همين همسرم به دیوان عدالت اداری شکایت کرد و به کار اصلی اش بازگشت اما باز هم او را به خبرگزاری راه ندادند و یک بار هم حکم بازخرید اجباری برايش صادر كردند . قبل از اینکه حکم دادگاه درباره تخلفات سیاسی آقای قادری صادر شود، خود ایرنا هم دادگاهی برای رسیدگی به تخلفات اداری آقای قادری برگزار و ایشان را اخراج کردند و این خیلی عجيب است که ایشان را دو بار برای یک تخلف فرضی محاکمه کردند.»

همسر سيامك كه سابقه 15 سال زندگي مشترك با او را دارد درباره روحيه سرسخت همسرش سخن مي گويد، از روزهايي كه وزارت اطلاعات با او تماس مي گرفت و از او مي خواست تا فعاليت اش را در وبلاگش متوقف كند اما او نمي پذيرفت :«همسرم هميشه معتقد بود خط قرمز ها و قانون را رعایت مي كند .آقای قادری با قانون آشنا بود و درباره نگرانی من هم می گفت که هیچ کار غیر قانونی در وبلاگم انجام نمی دهم که نگران نتیجه اش باشم. به هر حال با توجه به اینکه سيامك همیشه یک خبرنگار فعال بود و کارهای مثبت ایشان نیازی به گفتن ندارد و همکارانش می دانند که در ایرنا و سایت های مختلف خبری پیشینه درخشانی دارند او نمی توانست گوشه نشین باشند . او عاشق كارش بود و حتي اگر به زندان مي رفت از عشقش دست نمي كشيد .».

اين روزها سيامك قادري ،روزنامه نگار در حالي در بند 350 نگهداري مي شود كه هنوز حكم دادگاه تجديد نظرش به او ابلاغ نشده اما به صورت غير رسمي همسرش مي داند كه حكم چهار سال زندان او تاييد شده است . اين روزنامه نگار هنوز با قرار بازداشت اوليه و به صورت غير قانوني در زندان به سر مي برد بدون اينكه بتواند از حق ازادی موقت و یا مرخصی استفاده كند . اما عشق او به كارش تنها گناهش است ، گناهي كه او سر افرازانه آن را پذيرفته و زندان را تحمل مي كند .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.