3 مرداد 1390

مشکلات و دغدغه های روزنامه نگاران زن

3 مرداد 1390

خبرنگاران ایران-نیکی رهجو:

«اين روزها مشكلات روزنامه نگاران زن ايراني جداي از مشكلات همه روزنامه نگاران نيست اين روزها اين ها درهم تنيده اند و روزنامه نگاري ما پر از مشكل و بدبختي است .»

اينها حرفهاي يك روزنامه نگار زن در ايران است . روزنامه نگارجواني كه سالها است در تحريريه روزنامه ها كار مي كند و وقتي از اومي خواهم به عنوان يك روزنامه نگار زن از مشكلاتش برايم تعريف كند ترجيح مي دهد ، از تجربياتش برايم بگويد تا مشكلاتش .

چون به قول او اين روزها مشكلات روزنامه نگاران در ايران زن و مرد نمي شناسد :«مي داني ، سانسور ، نبود آزادي ، خط قرمزهاي رنگ و وارنگ ، كمي حقوق ، دستمزد و نبود امكانات رفاهي و حتي عدم حضور روزنامه نگاران با تجربه در تحريريه روزنامه ها از مشكلات همه ماست چه زن و چه مرد . حتي درموج بازداشتهاي پس از انتخابات دهم زنان و مردان روزنامه نگار هر دو طعم زندان را چشيدند و بازداشت شدند و هر چند برخي مدعي اند كه روزنامه نگاران زن مانند روزنامه نگاران مرد حكم هاي طولاني مدت نگرفتند اما تعدادي از آنان واقعا هزينه دادند .»

او ادامه مي دهد :« آنچه كار من را به عنوان يك روزنامه نگار زن حوزه اجتماعي از مردان حوزه ام جدا مي كند ،برخي از محدوديتها در ورود به حوزه هاي خاص است . بيشتر اوقات وقتي پاي تقسيم حوزهاي خبري به ميان مي آيد حوزه هاي قضايي و انتظامي به مردان مي رسد و هر چند اين عموميت ندارد اما خيلي اوقات در سرويس هاي روزنامه هايي كه من كار كرده ام اين گونه بوده است و دبير سرويس و يا سردبير معتقدند مردان در اين حوزه ها راحتتر از پس مشكلات بر مي آيند . »

او از تجربياتش سخن مي گويد :«راستش چند باري در روزنامه هايي كه كار كرده ام حوزه ام نيروي انتظامي بوده است و از نزديك نگاه مرد سالارانه مسوولان اين حوزه ها را ديده ام ، آنها به يك روزنامه نگار زن سخت تر مي گيرند. گاهي اصلا به برخي برنامه های خبری دعوتشان نمي كنند و گاهي هم در اين حوزه ها نگاه هاي تحقير آميز به زنان دارند. چند سال پيش حوزه خبري ام نيروي انتظامي بود و همان وقت هم طرح جمع آوري اراذل و اوباش نيروي انتظامي اجرا مي شد همان طرحي كه شبها ماموران نيروي انتظامي را به محله هاي شهر مي كشاند تا افراد به اصطلاح شرور را دستگير كنند و به زندان كهريزك بفرستند تا اصلاح شوند ، طرحي كه با حرف و حديث زياد و انتقادهاي ما روزنامه نگاران همراه بود . زنان خبرنگار را هنگام اجراي اين طرح با خود نمي بردند . يك روز از مسوول روابط عمومي اين حوزه پرسيدم اين چه تبعيضي است كه ميان ما قايل مي شويد؟من مي خواهم از نزديك حوادث حوزه خبري ام را دنبال كنم ، كه پاسخ داد اين طرح آخر شب اجرا مي شود و درست نيست خانم ها تا دير وقت بيرون از منزل باشند، يادم است دبير سرويس از من خواست كه اجازه بدهم براي پوشش اين اخبار كه آن زمان از نظر خبري هم جايگاه ويژه اي داشت يكي از همكاران مرد در برنامه ها حضور پيدا كند و من با اينكه اصلا اين درخواست را حرفه اي نمي دانستم به خاطر از دست ندادن اخبار آن را پذيرفتم .»

حق التحرير زنان گاه ديرتر پرداخت مي شود

او درباره تفاوت دستمزد خبرنگاران زن و مرد هم برايم توضيح مي دهد :«راستش هيچ وقت دستمزد كمتري از مردان همكارم نداشته ام، منظورم به شكل حقوق ثابت است اما در ميان همكاران حق التحريري گاه شاهد بوده ام كه دستمزد مردان را زودتر از زنان پرداخت مي كنند. به خاطر اينكه معتقدند مردان نان آور خانواده هستند ، يا برخي روزنامه ها براي مردان حق عائله مندي در نظر مي گيرند كه زنان از آن محرومند .»

او تعريف مي كند هميشه پرداخت دستمزد روزنامه نگاران حق التحريري قصه تلخي داشته و وقتي زنان از آن هم محروم مي شوند و يا ديرتر از بقيه دستمزدشان را دريافت مي كنند باز هم اين موضوع دردناك تر مي شود زنان كمتر سردبيرو مدير مسوول هستند

اين روزها وقتي سراغ هر روزنامه نگار زني را در تحريريه روزنامه ها مي گيري تا از مشكلاتش برايت بگويد چند دقيقه اي به سوالاتت فكر مي كند و همان جوابي را مي دهد كه انتظارش را داري . بيشتر روزنامه نگاران اين روزها نگران همكاران زنداني شان ، نگران سانسور و نبود آزادي هستند . از نبود رسانه هاي مستقل و آزاد حرف مي زنند و از كمبود حرفه اي ها در مطبوعات ناراحتند، حرفه ايهايي كه يا اكنون در زندان اند يا محروم از كار و يا در تبعيد .اما وقتي چند دقيقه اي وقت مي كنند به خودشان فكر مي كنند سر درد دل شان باز مي شود .

يكي از اين روزنامه نگاران درباره مهم نبودن مسووليت زنان در روزنامه ها مي گويد : «هميشه اين موضوع ناراحتم كرده، زنان روزنامه نگار بيشتر خبرنگارند تا دبير سرويس و يا سردبير . نمي خواهم بگويم خبرنگار بودن كار بي ارزش يا كم ارزشي است نه، اتفاقا با ارزش ترين كار روزنامه نگاري همين است . اما مثل اينكه كارفرماها نظر ديگري دارند و هر بار با اكراه يك يا دو روزنامه نگار را هر بار در سمت دبير سرويس قرار مي دهند، كه معمولا هم حوزه اجتماعي اين امتياز را دارد كه زني مسووليتش را بر عهده داشته باشد .در روزنامه هايي كه من كار كرده ام اگر از استثناهاي دنياي روزنامه نگاري در ايران بگذريم ، زنان هيچگاه سردبير و يا عضو شوراي سردبيري نبوده اند در حالي كه بسياري از زناني كه همين الان در تحريريه روزنامه ها كار مي كنند از نظر حرفه اي از مردان هيچ چيزي كم ندارند و در موضعي كاملا برابرند .»

مي پرسم هيچ وقت اين موضوع مورد اعتراض او و يا ديگر خبرنگاران زن قرار گرفته است كه پاسخ مي دهد : «بارها خودم به اين موضوع اعتراض كرده ام اما جوابها كليشه اي است مسوولان روزنامه ها معمولا با خنده و شوخي از اين موضوع مي گذرند و مي گويند دبير سرويسي براي زنان دردسر دارد به ويژه درباره سرويس هاي سياسي چنين عقيده اي دارند ومي گويند که دبير سرويس بايد تا ساعتها بالاي سر صفحه بماند و اين براي زنان خسته كننده است يا اينكه بهانه مي آورند كه زنان معمولا به دليل نقش هاي مادري و همسري شان نمي توانند ساعتهاي متمادي را به عنوان سردبير و يا عضو شوراي سردبيري در روزنامه بمانند . اين بهانه ها دست كم براي من پذيرفته شده نيست چرا كه معتقدم اگر زني اين مسووليتها را مي پذيرد حتما توان و انرژي خود را محك زده است .»

از مشكلات اين زن روزنامه نگار در حوزه هاي خبري اش مي پرسم. مكثي مي كند: «معمولا در ايران كار در حوزه هاي خبري براي زنان سخت تر از مردان است در حوزه هاي خبري معمولا بارها براي زنان خبرنگار خط و نشان مي كشند اين خط و نشانها از نوع سوالات تا برخوردها و نوع پوشش را در بر مي گيرد. خبرنگاران پارلماني و يا حوزه هاي قضايي را بارها مجبور كرده اند كه از نوع پوشش خاصي پيروي كنند اما با اين همه زنان در اين حوزه ها هم همچنان فعالند واين محدوديتها موجب نشده از كارشان دست بردارند .»

يكي از خبرنگاران جواني كه سالها تجربه كار در حوزه شهري را دارد هم از وجود تبعيض هايي برايم مي گويد كه موجب مي شود زنان كمتردر كارهايشان پيشرفت كنند :«من در طول دوره كارم هميشه مي دانستم سطح پیشرفت من در جایی که کار می كنم در نهایت رسیدن به دبیري گروه است و نه بيش از آن ، در جاهايي كه من خبرنگار بودم كه بيشتر هم خبرگزاري ها بودند اصلا سمتهاي ديگر را محال بود به خانم ها بدهند .»

او به دوره كاري اش در زمان شهرداری محمود احمدی نژاد اشاره مي كند و اينكه حضور و كار كردن زنان در آن محیط ها خیلی سخت و بسته بوده است .

از او مي خواهم در اين باره بيشتر توضيح بدهد : «منظورم اين نيست كه نمي شد در آن دوره كار كرد یا سوژه ها را پیگیری کرد اما در هر حال با خبرنگارهای مرد هميشه برخورد بهتري می شد.»

به گفته اين روزنامه نگار در شورای دوم شهر و روستاي تهران هم وقتي گروه آبادگران روي كار آمدند حساسیت ها روي خانم هاي خبرنگار خيلي بيشتر شد . به طوري كه همكاران زن درباره حجابشان با اينكه مشكل خاصي نداشتند در حوزه خبري اذيت مي شدند و رييس شورا بارها مسوول روابط عمومي را صدا مي زد تا از اين طريق به خانم هاي خبرنگار درباره پوششان تذكر بدهد .اما اين خبرنگار تاكيد مي كند كه به خاطر جنسيتش هرگز مورد يا سوژه خبري را در حوزه كاري اش از دست نداده است .

او به برخوردهاي نامتعارفي كه در برخي حوزه ها با زنان خبرنگار از سوي مسوولان مي شد هم اشاره مي كند : «هميشه افرادي بودند كه مي خواستند به يك خبرنگار زن بيشتر از حدود كاري كه براي شان تعريف شده بود نزديك شوند كه با برخوردهاي خودم معمولا مقابل اين رفتارها مي ايستادم .»

يكي ديگر از روزنامه نگاران زني كه سالها تجربه كار روزنامه نگاري دارد اما اين روزها در تحريريه هيچ روزنامه اي كار نمي كند و فعاليتهاي رسانه اي اش را به شيوه ديگري دنبال مي كند از تجربياتش مي گويد :«گاهي اوقات مثل همكاران مرد ، تا دير وقت در تحريريه روزنامه مي ماندم تا به كارهايم برسم اما خيلي اوقات سردبير و يا اعضاي شوراي سردبيري با نگاه هاي عجيب و غريبي نگاهم مي كردند و گاهي مي پرسيدند چرا اين همه وقتم را در روزنامه مي گذرانم و به خانواده ام نمي رسم . مثل اينكه وقت و انرژي كه در روزنامه ها مي گذاشتم آزارشان مي داد و ترجيح مي دادند مثل يك كارمند روزنامه را به موقع ترك كنم .»

او ادامه مي دهد :« در روزنامه هاي آن دوره كه روزنامه هاي وابسته به دولت و گاهي نيمه دولتي بودند به روزنامه نگاران هميشه تسهيلات مناسبي ارائه مي دادند از وام مسكن گرفته تا انواع و اقسام امكانات چون خريد اتومبيل و ... اما من به دليل زن بودنم از آنها محروم بودم و اين امكانات به زنان تعلق نمي گرفت . من و همكاران زنم بارها به اين تبعيض ها اعتراض كرديم اما انگار بي فايده بود امكانات براي مردان بود و بس .»

اين روزنامه نگار هم معتقد است كه در حوزه هايي مثل ارتش ،سپاه ،قوه قضاييه و نيروي انتظامي معمولا زنان حضور كمرنگ تري در حوزه هاي خبري دارند و برخي از مسوولان اين حوز ها ترجيح مي دهند روزنامه نگاران زن را نپذيرند :«هر وقت به سقوط هواپيماي سي 130 كه تعداد زيادي از همكارانم را كه به دليل پوشش خبري يك مانورنظامي عازم چابهار بودند و همگي كشته شدند از ياد نمي برم در آن هواپيما هيچ روزنامه نگار زني حضور نداشت. نه به اين خاطر كه زنان داوطلب نبودند به خاطر اينكه حوزه هاي خبري حاضر نبودند زنان را با خود براي پوشش يك مانور نظامي همراه ببرند و در اين حادثه تلخ هيچ خبرنگار زني به همين دليل كشته نشد !که البته در این باره باید بگویم خوشبختانه هیچ زنی را با خودشان به این سفر نبردند»

اخبار زنان ناديده گرفته مي شود

اما يكي از روزنامه نگار زني كه با او صحبت مي كنم خبرنگاري است كه سالها حوزه خبري اش در روزنامه ها ، حوزه زنان بوده است. او از مشكلات ديگرش مي گذرد و به حوزه زنان مي پردازد : «راستش زياد به خودم به عنوان يك روزنامه نگار زن فكر نكرده ام من هم مثل همه روزنامه نگاران در ايران مشكلاتي دارم مشكلاتي كه حكومت برايم ايجاد كرده است محدوديتهايي كه باعث شده صبح تا شب براي خودم سانسور ذهني ايجاد كنم. اما مساله من چيز ديگري است اينكه زنان و اخبارشان در روزنامه ها هميشه مورد غفلت واقع مي شوند حتي اگر اين روزنامه به اصطلاح آزاد انديش و اصلاح طلب باشند كه اين روزها تعدادشان در كشور ما روز به روز كمتر مي شود .»

او از مشکلات انعکاس اخبار زنان در روزنامه ها مي گويد : «حاکمیت گفتمان مردانه در حوزه زنان خودش را بيشتر نشان مي دهد و نقد این گفتمان را بر نمی تابد.»

به گفته او خبر نگاران و روزنامه نگاران حوزه زنان بیش از حوزه های خبری دیگر طعم سانسور و حتی نگاه تمسخر آمیز اطرافیان را حس می کنند .اما به خاطر عشق به کارشان نا امید نمي شوند ،كافي است درباره يك موضوع روز زنان چند گزارش را پشت سر هم كار كني آن وقت است كه از دبير سرويس تا سردبير همه معترضت مي شوند كه چه خبر است همه روزنامه را فمينيسم و زنان پر کرده است. در حاليكه مي بيني مشكلي كه تو به آن مي پردازي و درباره اش گزارش مي نويسي و پيگري اش مي كني از بسياري از موضوعات جاري كه در روز نامه ها كار مي شود ارزش خبري بيشتري داري . اين اتهامات تا جايي پيش مي رود كه تو به تند رو بودن متهم مي شوي و اينكه ضد مرد هستي .»

اين روزنامه نگار زن از جاي خالي اخبار زنان در روزنامه ها شكايت دارد اخباري كه بايد بيش از اينها در روزنامه ها به آنها بها داد اما به خاطر ذهنيت مردسالار مديران ناديده گرفته مي شوند .

يك روزنامه نگار زن هم كه در يك روزنامه محلي مطلب مي نويسد در وبلاگش با نام بيرمي از همين مشكلات نوشته است : «انگار يافتن روزنامه نگار زن درحوزه زنان در ایران گوهر نایابی شده است.این در حالی است كه خیل بزرگی از لشکر خبرنگاران زن را داریم که شده اند خبر آور دنیای مردان از اقتصاد گرفته تا سیاست و ورزش .زنان بسیارسخت به امورمتولی گری نشریات یا همان شورای سردبیری آنها راه می یابند .بنابراین تحلیلهای مهم مطبوعات نیز از آنجا که به شورای سردبیری منتهی می شود در دست مدیر مسئول باقی می ماند و جای خالی قلم زنان محسوس مي شود .از زنان تنها کارخبر خواسته می شود و گزارش ،بنابراین سر مقاله ها و تحلیلهای روز اعم از اقتصادی، سیاسی ،صنعتی و یا حتی ورزشی نشریات در دست مردان باقی می ماند.»

او در وبلاگش تاكيد مي كند :« مشکل زنان تنها داشتن ستون ویژه و ویژه نامه جداگانه نیست .اخبار زنان به دلایلی خط قرمز بسیاری از مطبوعات است و درست منتشر نمی شود و مسایلي مانند خشونت علیه زنان ،آزارهای جنسی و... در حد کلیشه مطرح می شود و واژه های تخصصی حقوق زنان چون دیه،ارث ، حضانت و... گرچه بررسی می شود ولی باز هم در حد یک واژه باقی می مانند آمارها واقعیت را نمی گوید، حرکت های زنان حتی در روزی مانند ۸ مارس (روز جهانی زن ) که متعلق به خودشان است ،درست منعکس نمی شود و یا در حد یک خبر کوتاه منتشر می شود . سخنرانی های حوزه زنان بدون سانسور منتشر نمی شود و یا با محافظه کاری تمام ،کوتاه و مختصر انعکاس می یابند .»

روزنامه نگاران زن از خودشان مي گويند و از تجربيات شان. اما كمتر كسي بين آنان هست كه وقتي با او سخن مي گويي از مشكلات "جامعه روزنامه نگاري ايران" نگويد و تنها به خودش فكر كند . همه آنها از روزهاي سختي مي گويند كه اين روزها بر روزنامه نگاران مي گذرد وهيچ كدام از آنها يادشان نمي رود از روزنامه نگاران زنداني ياد كنند و انگار اين موضوع با ذهن و روح شان تنيده شده است، بيشتر روزنامه نگاران زن تاكيد مي كنند كه اين روزها مشكلات زنان و مردان روزنامه نگار هر دو به يك اندازه اند .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.