29 مهر 1392

آیا رسانه های افغانستان بدون حمایت غرب باقی می مانند

29 مهر 1392

نوشته: سابرا آیرس (۱)

ترجمه و خلاصه: انوشه جاوید

خبرنگاران ایران -در تابستان سال ۲۰۱۲ میلادی، همه محصول هندوانه ‌ی افغانستان در ولایت شمالی کوندوز (۲) بر اثر شیوع نوعی بیماری باکتریایی، تقریباً به شکل کامل از بین رفت. نود درصد از کشاورزان این منطقه دچار خسارت مالی شدند. یک گزارشگر محلی از رادیو «سلام وطن ‌دار»(۳) این خبر را گزارش داد و این مساله بعدا در برنامه ‌ی ملی فارم تاک (Farm Talk) هم منعکس شد؛ یک برنامه ‌ی هفتگی و زنده که شبیه نسخه ‌کار تاک (Car Talk) از شبکه ‌ی رادیویی NPR در آمریکاست و فقط به جای موتور و ترمزهای مشکل ‌دار، بر آفت ‌کش و آبیاری تمرکز دارد.

در کابل، وزیر کشاورزی، آبیاری و دام وقتی این خبر را شنید شوکه شد. این اداره مسئول بخشی است که تقریباً ۲۷ درصد از تولید ناخالص ملی (GDP) را تولید می‌ کند، اما این نخستین باری بود که دولت نابودی محصولات این ایالت شمالی را می‌ شنید. وزارتخانه به سرعت برای محصول سال بعد، آفت‌ کش در اختیار کشاورزان کوندوز قرار داد و حالا انتظار می‌ رود این محصول به زودی آماده ‌ی برداشت شود.

یک مخاطب آمریکایی ممکن است با مطالعه‌ در مورد این گزارش رسانه‌ ها، شانه ‌ای بالا بیندازد. ولی نقش «سلام وطن‌ دار» در رساندن صدای کشاورزان خسارت دیده به گوش مسئولین در کابل، نشان دهنده ‌ی رشد رسانه‌ های افغان در شرایط پرهیاهوی سیاسی و اجتماعی این کشور است.

یک دهه قبل، طالبان تنها شبکه ‌ی رادیویی کشور را در اختیار داشت و چیزی جز برنامه‌ های مذهبی از قبل تعیین شده پخش نمی‌ کرد. امروز اما؛ در کابل آن‌ قدر شبکه‌ های رادیویی وجود دارد که تازه‌ کارها دیگر به راحتی نمی‌ توانند فرکانس خالی برای خود بیابند. بر اساس ارزیابی های انجام شده، حدود ۱۵۰ شبکه ‌ی رادیویی، ۶۰ پخش کننده ‌ی تلویزیونی (برخی مجوز دارند؛ اما برنامه ‌ای پخش نمی‌ کنند) و بیش از ۲۴۰ روزنامه و مجله در این کشور ۳۱ میلیون نفری وجود دارد.

رشد سریع رسانه‌ ها در کشوری همچون افغانستان را می‌ توان متاثر از ورود حجم عظیم سرمایه‌ های خارجی، نه تنها از سوی آژانس توسعه ‌ی بین ‌الملل آمریکا (USAID)، بلکه اروپا و ژاپن دانست. از سال ۲۰۰۲ میلادی تا امروز، آژانس توسعه ‌ی بین ‌الملل آمریکا بیش از ۷۰ میلیون دلار صرف هزینه‌ ی شروع به کار و آموزش متخصصین رسانه ‌ای در افغانستان کرده است. این در حالی است که سفارت آمریکا در کابل نیز به طور مستقل از سال ۲۰۱۰ میلادی تا کنون بیش از ۹۹ میلیون دلار صرف توسعه ‌ی رسانه‌ های این کشور کرده است.

نتیجه ‌ی این کار ، یک صنعت رسانه ‌ای فعال است که گرچه هنوز از ثبات کافی برخوردار نیست، اما کم‌ کم توجه های زیادی را به خود جلب می‌ کند. مشاهده می کنیم که مدت هاست کنفرانس‌ های خبری نسبت به قبل بسیار زنده هستند و عده بی شماری از خبرنگاران افغان دیگر از هیچ چیز واهمه ندارند و با جسارتی توصیف ناشدنی‌ سوالات سخت را از مسئولین دولتی می پرسند. جالب تر این که «حامد کرزای»، رئیس ‌جمهوری افغانستان هم به رسانه‌ های رو به رشد این کشور و نقش آنها در ظهور دموکراسی در افعانستان به عنوان یکی از بزرگ ترین موفقیت‌ های دو دوره کار خود اشاره می کند.

با همه این ها، نگرانی‌ هایی هم وجود دارد که یکی از مهمترین آنها به خروج نیروهای نظامی خارجی از افعانستان بر می گردد. چرا که پس از سال ۲۰۱۴ میلادی، زمانی که بیشترین حجم از سربازان ناتو (NATO) طبق برنامه ‌ی از پیش تعیین شده از افغانستان خارج خواهند شد. با این اتفاق به طور حتم بخش عمده ای از حمایت‌ های بین‌ المللی نیز حذف خواهند شد.

اگرچه جامعه ‌ی بین ‌الملل اصرار دارد که افغانستان را رها نخواهد کرد، اما همین حالا هم سرمایه‌ گزاری‌ های عظیم توسعه ‌ای نسبت به اوج خود در سال ۲۰۱۰ میلادی به مراتب کمتر شده ‌است. خیل زیادی از خبرنگاران افغان نگران هستند که هنوز برای به حال خود رها شدن زود باشد. «لطف‌ الله نجفی‌ زاده» (۴)، دبیر خبرهای روز در طلوع ‌نیوز(۵) می‌ گوید: «نگرانی این است که با خارج شدن نیروهای نظامی، اقتصاد دچار مشکل شود –یا خدای نکرده ورشکست شود- و این مساله در تمام بخش های کشور، از جمله رسانه‌ ها تاثیر بگذارد.»

طلوع‌ نیوز که یک شبکه ‌ی ۲۴ ساعته است، بخشی از گروه موبی یا Moby Group محسوب می‌ شود که اولین سازمان رسانه ‌ای بزرگ افغانستان به شمار می آید. این گروه بلافاصله پس از سقوط طالبان با اولین شبکه ‌ی رادیویی مستقل افغانستان- آرمان FM- شروع به کار کرد.

در سال ۲۰۰۲ میلادی، آژانس توسعه بین الملل آمریکا مبلغ ۲۷۰ هزار دلار را برای شروع این ایستگاه خبری هزینه کرد. این مبلغ به همراه ۳۰۰ هزار دلار از سوی خانواده ‌ی محسنی –یک خانواده ‌ی تاجر افغان که در طول حکومت طالبان در استرالیا زندگی می‌ کردند و حالا به کشور خود باز گشته اند- وقف گسترش این ایستگاه خبری شد. این گروه حالا نمودی از یک کسب‌ و کار جهانی است و با «روپرت مورداک»(۶) قرارداد دارد تا شبکه ‌ی فارسی ۱ را در دبی مدیریت کند.

شبکه ‌ی تجاری این گروه، طلوع تی ‌وی، به لطف سریال‌ های جدید و فیلم‌ های خارجی به‌ روزی که پخش می‌ کند، بسیار پرطرفدار است. ولی این گروه یک استثنا محسوب می‌ شود. خروجی‌ های رسانه ‌ای که به عنوان بخشی از یک برنامه ‌ی گسترده ‌تر توسعه و با حمایت تقریبا تمام خارجی به راه افتادند، به گفته ‌ی نجفی زاده بدون ادامه ‌ی این حمایت‌ ها قادر به کار نخواهند بود. یک نگرانی ویژه از دست رفتن شبکه‌ های رادیویی اجتماعی است که اخبار و اطلاعات منتشر کرده و صدای مناطق روستایی چون کوندوز را به گوش مسئولین می‌ رسانند.

در کشوری که نرخ سواد حدود ۳۹ درصد برای مردان و ۱۳ درصد برای زنان است، شبکه‌ هایی چون «سلام وطن‌ دار» در هم‌ قدم ساختن اجتماعاتی که به نظر گروه‌ های شورشی بیشتر حامی‌ شان هستند، بسیار حیاتی ظاهر شده‌ اند.

آژانس توسعه بین الملل آمریکا در سال ۲۰۰۳ میلادی به راه اندازی «سلام وطن ‌دار» کمک کرد. این شبکه حالا ۶۰ وابسته ‌ی منطقه ‌ای در ۳۴ استان افغانستان دارد. نود درصد از هزینه ‌ی این شبکه از کمک‌ های مالی جامعه ‌ی بین‌ الملل تامین می‌ شود. بقیه هزینه های آن هم از راه فروش تبلیغات به بانک‌ های افغان و شرکت‌ های ارتباط از راه دور –که بزرگ ترین تبلیغ ‌کنندگان فعال کشور هستند- تامین می‌ شود.

با بیشتر شدن فشار اقتصادی، شبکه‌ ها به دنبال روش‌ هایی برای کاهش هزینه‌ ها بدون نیاز به تعطیلی خواهند بود.

«نصیر میمنجی»(۷)، مدیر این شبکه می‌ گوید: «خطر از دست دادن شبکه‌ های محلی این است که کمبود اطلاعات باعث ظهور شورشیانی می‌ شود که از این فرصت‌ ها سوء استفاده می‌ کنند.»

به طور خلاصه و به گفته ‌ی «نجیبه ایوبی»(۸)، مدیر گروه کلید(۹) –که صاحب حق امتیاز هشت شبکه ‌ی رادیویی و دو مجله است- رادیوی اجتماعی «به نفع خود دموکراسی است». کلید هم مثل گروه موبی و «سلام وطن ‌دار»، در سال ۲۰۰۲ میلادی با کمک‌ های مالی توسعه بین الملل آمریکا و سایرین به راه افتاد. سال گذشته، کلید مجبور شد برای سر پا ماندن دست به کاهش هزینه‌ ها و تعدیل نیرو بزند. ایوبی معتقد است این گروه، که حالا هم به کمک‌ های خارجی و هم به سود فروش تبلیغات وابسته است، به ثبات رسیده – اما موقتی! او می‌ گوید: «اگر رسانه‌ هایی که از کمک‌ های خارجی استفاده می‌ کنند در این زمان دست به خلاقیت نزنند، در آن صورت شانسی برای بقا نخواهند داشت.»

با نزدیک شدن به سال ۲۰۱۴ میلادی، بیشتر رسانه‌ های مستقل کشور به دنبال راه‌ هایی برای افزایش سود خود هستند. جامعه ‌ی حمایت بین ‌الملل هم تمرکز کمک‌ های خود را تغییر داده و بر آموزش بازاریابی متمرکز شده که به شبکه‌ ها و روزنامه‌ ها کمک می‌ کند تا دست به این کار بزنند. بسیاری از خروجی‌ های رسانه ‌ای افغانستان می‌ کوشند به قول «ماشا همیلتون»(۱۰) –مدیر ارتباطات و روابط عمومی سفارت آمریکا در کابل- تا: «برای همه‌ کس همه‌چیز باشند.» به گفته ‌ی او، این رسانه‌ ها باید سعی کنند مخاطب اصلی خود را بیابند و بر اساس همین مساله دست به بازاریابی بزنند.

اگر رسانه‌ های مستقل کشور از هم بپاشند، این خطر واقعی وجود دارد که یک رسانه ‌ی پارتیزان از نظر سیاسی ظاهر شود تا این خلاء را پر کند. هم اکنون نیز تعدادی از خروجی‌ های رسانه ‌ای در دست جنگ ‌طلبان افغان یا سران گروه‌ های قومیتی خاص هستند. نگران کننده‌ تر از آن، اثر ایران و پاکستان بر رسانه‌ های افغانستان است.

«عبدل مجیب خلوتگر» (۱۱)، مدیر اجرایی سازمان NAI که یک سازمان غیرانتفاعی افغان برای آموزش خبرنگاران و لابی دولت از سوی رسانه‌ هاست، تخمین می‌ زند که همین حالا ایران ۴ تا از ۶۰ شبکه ‌ی تلوزیونی افغانستان را کنترل می‌ کند. خلوتگر می‌ گوید: «آن‌ ها بسته‌ های خبری به شبکه‌ ها می‌ فرستند که در آن‌ ها خبرنگارها به جای استفاده از عبارات «رهبر ایران» یا «رئیس جمهور ایران» عبارت کلی‌ تر «رهبر» را به کار می‌ برند.»

نجفی ‌زاده -از شبکه ‌ی طلوع‌ نیوز- معتقد است که ایران و پاکستان تنها می‌ خواهند موفقیت آمریکا و ملت‌ های غربی را در رساندن پیغام دموکراسی خود –از طریق رسانه‌ های حمایت شده در افغانستان- تکرار کنند. او می‌ گوید: «وقتی افرادی بسته‌ های پول در کاخ ریاست ‌جمهوری می‌ اندازند، نباید تعجب کنید اگر دیگران بیایند و بخواهند رسانه‌ های افغانستان را کنترل کنند.» (اواخر آوریل، رئیس ‌جمهور کرزای یک گزارش نیویورک تایمز را تایید کرد که طبق آن مامورین سیا پول نقد به کاخ ریاست‌ جمهوری می‌ آوردند و دستمزدهای ماهیانه می‌ پرداختند تا دولت این کشور را تحت تسلط خود در بیاورند.)

حتی بدون دخالت خارجی، خبرنگاران باید با نتیجه ‌ی گزارش‌ های خود کنار بیایند. هرچه نباشد، افغانستان جایی نیست که قدرتمندان آن به خبرنگاران فضول عادت داشته باشند. در ژانویه، روزنامه ‌ی اصلی کشور با عنوان «هشت صبح»، گزارشی را در مورد یک سری اسناد دولتی منتشر کرد که در آن نام ۳۰۰ وزیر سابق، عضو پارلمان و شهروندان بانفوذ کشور و متهم به زمینخواری ذکر شده بود. این داستان خبر مهمی بود و نشان می‌ داد که خبرنگاری تحقیقی جدی قادر به چه کارهایی هست.

روزی که این گزارش منتشر شد، خبرنگار آن «اکبر رستمی»(۱۲) و سردبیر روزنامه «پرویز کاوا»(۱۳)، از طریق تماس‌ های تلفنی مورد تهدید قرار گرفتند. همچنین چند نفر که حاضر به معرفی خود نشدند، به دفتر روزنامه رفته و درخواست صحبت با سردبیر را کردند. وقتی درخواست این افراد رد شد، آن‌ ها درخواست اطلاعات دقیق در مورد سیستم امنیتی دفتر را کردند. کاوا با پلیس تماس گرفت و آن شب دو مامور پلیس جلوی اتاق خبر کشیک دادند. دو ماه بعد، رستمی گزارش دیگری را منتشر کرد که نشان می‌ داد وزارت معدن دچار فساد شده و برای این مساله یک سند صد صفحه ‌ای لو رفته است.

رستمی و کاوا دوباره تماس‌ های تهدیدآمیز و ناشناس دریافت کردند. در ماه آوریل، کاوا به دفتر دادستان کشور احضار شد تا شکایت وزیر معدن را دریافت کند. طبق قانون رسانه‌ های افغانستان، تصویب شده به سال ۲۰۰۹ میلادی، دادستان کشور حق ندارد تا زمان تکمیل تحقیقات یک کمیسیون قانون گزار ویژه، هیچ خبرنگاری را برای پاسخگویی به شکایات احضار کند. اما به گفته ‌ی کاوا، در این مورد به قانون عمل نشد. او اظهار می کند: «کرزای می‌ گوید که آزادی بیان مهم‌ ترین دستاورد دولت او بوده، ولی چنین چیزی حقیقت ندارد؛ چرا که افرادی در این دولت هستند که قانون‌ های جدیدی برای جلوگیری از دسترسی به اطلاعات وضع می‌ کنند.»

رستمی هم به یک لایحه ‌ی اصلاحی اشاره می‌ کند که سال گذشته پیشنهاد شد و با زبان مبهم خود، توانایی رسانه‌ ها برای پوشش موضوعات مربوط به امنیت ملی یا ارزش‌ های اسلامی را محدود می‌ کرد. پارلمان از آن موقع هنوز رای به این لایحه نداده است.

به گفته ‌ی خلوتگر، حملات وحشیانه به روزنامه ‌نگاران هم افزایش یافته است. از ژانویه تا ماه مه همین سال، ۴۱ مورد خشونت علیه خبرنگاران –شامل سه مرگ- ثبت شده ‌اند که نسبت به ۲۱ مورد در دوره ‌ی مشابه سال گذشته، بسیار بیشتر محسوب می‌ شود. هفتاد درصد این موارد با عنوان فشار دولت بر خبرنگاران ثبت شده است. باقی عبارتند از:

تهدید

خشونت فیزیکی

ضرب و جرح

برخی ناظرین این خشونت افزایش یافته را به بالا رفتن تنش قبل از انتخابات سال ۲۰۱۴ میلادی برای تعیین جانشین کرزای مرتبط می‌ دانند.

«فهیم دشتی»(۱۴)، مدیر صنف ملی روزنامه ‌نگاران افغان، می‌ گوید: «حملات به رسانه‌ ها بدتر هم خواهد شد، چرا که سیاستمداران نمی‌ خواهند با مشکلات رسانه ‌ای مثل گزارش‌ های «هشت صبح» رو به رو شوند.»

رستمی از اتاق خبر «هشت صبح» می‌ گوید که وحشتی از ادامه ‌ی راه ندارد. او قبول دارد که در عرض چند ماه گذشته فشار کار بیشتر شده و باعث شده وزن زیادی را از دست بدهد، اما او قصد تحقیقات بیشتری را دارد و آن‌ ها را در عرض چند هفته ‌ی آینده عملی خواهد کرد.

کاوا، سردبیر او نیز با وجود مشکلات مالی پیش رو، به همان اندازه مصمم به ادامه ‌ی مسیر است. او می‌ گوید: «ما با مشاهده ‌ی عکس‌ العمل به گزارش‌ هایمان، امید بیشتری می‌ گیریم. اگر قدرت این را داشتم که چهار خبرنگار تحقیقی تمام‌ وقت دیگر هم استخدام کنم، می‌ توانستم هفته ‌ای یک گزارش مثل این در روزنامه انتشار دهم.»

منبع: [کلمبیا ژورنالیسم ریویو، اول جولای ۲۰۱۳- >http://www.cjr.org/feature/future_t...]


پی نوشت:

۱ Sabra Ayres- سابرا آیرس استاد روزنامه نگاری در دانشگاه آمریکایی افغانستان است و به عنوان یک روزنامه نگار آزاد که سال ها در آمریکا زندگی کرده است شناخته می شود.

۲ Kunduz- ولایت کُندوز (قندوز و کندز هم نوشته می‌ شود) یکی از ولایت ‌های شمال شرق افغانستان است. مرکز آن کندوز است که یکی از شهرهای مهم، تجارتی و بندری افغانستان به شمار می آید. ولایت کندز با بیش از ۲۰۰ یا ۲۵۰ هزار نفر جمعیت دارد که تقریباً ۷۰ درصد آنها از دامداری و زراعت عاید معاش می ‌کنند.

۳ the Salam Watandar radio

۴ Lotfullah Najafizada

۵ ToloNews

۶ Rupert Murdoch

۷ Nasir Maimanagy

۸ Najiba Ayubi

۹ Killid Group

۱۰ Masha Hamilton

۱۱ Abdul Mujeeb Khalvatgar

۱۲ Akbar Rostami

۱۳ Parwiz Kawa

۱۴ Faheem Dashty

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.