27 مهر 1392

بی تفاوتی اغلب روزنامه نگاران در برابر سرقت آثارشان

سرقت ژورنالیستی از چرایی تا قانون مطبوعات و بی تفاوتی صاحبان اثر

27 مهر 1392

خبرنگاران ایران- علی رضا بهجت: آیا صاحبان آثار مطبوعاتی از حقوق خود در برابر ربایندگان آثارشان دفاع می کنند یا آنها را به حال خود می گذراند تا در بر پاشنه ای بچرخد که امروز شاهدش هستیم. سرقتهای رایج ژورنالیستی .

یکی از پدیده هایی که به ویژه پس از رواج اینترنت نه تنها در ایران بلکه در همه ی دنیا ، بسیار شایع شده است . امروز جستجوی هر مطلبی در کمترین زمان ممکن و بهره وری از آن به نفع خود کار بسیار ساده ای شده است . کپی - پیست کردن و باز نشر مطالب دیگران نیز بدون ذکر منبع در میان روزنامه نگاران ایرانی رواج پیدا کرده است .

اما چه عواملی موجب رواج سرقت در فضای مطبوعاتی شده است ؟روزنامه نگاران معمولا بعد از مواجهه با دزدیده شدن آثارشان چه اقداماتی انجام می دهند؟ سکوت بهتر است یا شکایت قانونی و رسوا کردن روزنامه نگار خاطی و یا نشریه ای که مطلب کسی را به نام فرد دیگری منتشر می کند و به عبارتی آن را به سرقت می برد؟ قانون مطبوعات دراین باره چه می گوید ؟ و آیا اساسا پیگرد قانونی و حقوقی می تواند مانع انجام سرقت های ژورنالیستی شود؟ و خلاصه آنکه چه می توان کرد تا میزان سرقت های ژورنالیستی را کاهش داد؟

چند تن از روزنامه نگاران ایران تجربیات خود را در این زمینه با سایت خبرنگاران ایران در میان گذاشته اند و کامبیز نوروزی ، وکیل و حقوق دان نیز وجه قانونی موضوع سرقت ژورنالیستی را بررسی می کند.

چاپ یک گزارش: یک زمان، دو روزنامه

ژورنالیسم یا چورنالیسم

سرقت ژورنالیستی در هوشمندانه ترین شکل آن با جابجایی کلمات و یا اضافه کردن چند جمله و یا تغییر لحن نوشتن همراه است. چیزی که باعث می شود ژورنالیست به چورنالیست یا نشخوار کننده خبر تبدیل شود. مولفان در ایران که معمولا فقط به ذکر نام منبع در بازنشر مطالب هم راضی هستند ، در این وانفسا ، ره به جایی نمی برند و بسیاری از آنها حتی نمی دانند چگونه حقوق خود را پیگیری کنند و شاید تنها اقدامی که می کنند تماس با نشریه خطا کار و یا اعتراض در در فضای مجازی باشد.

سرقت ژورنالیستی آن قدر این روزها رایج شده که به محض صحبت با تعدادی از روزنامه نگاران اطلاعاتی درباره اش به دست می آوری .

طاهره ریاحی خبرنگاری که با روزنامه های زیادی همکاری داشته از جمله کسانی است که در گفتگو با ما به این موضوع اشاره می کند : « یک بار مصاحبه ام با معصومه ابتکار را که جلد یک مجله نسیم بیداری بود ، یکسال و نیم بعد با اسم مستعار و با همان تیتر و لید در یک روزنامه صبح منتشر کردند . بار دیگر هم مصاحبه ام با علی مطهری ،نماینده مجلس در گزارش یک روزنامه کار شده بود که معلوم شد خبرنگار مربوطه شیطنت کرده است.»

او در عین حال به موردی دیگری هم اشاره می کند که نشان می دهد گاه سرقتهای ژورنالیستی می تواند موقعیت یک روزنامه نگار را نیز به مخاطره بیاندازد : « یک بار به کسی سفارش مطلب داده بودم .اما او مطلب چاپ شده کس دیگری را به نام خودش به من داد . موقع صفحه بندی متوجه این قضیه شدیم و آبرویم جلوی سردبیر رفت. »

امیر هادی انواری، روزنامه نگار هم برخوردش با این مساله را با ذکر موردی ، اینگونه برایم باز گو می کند : « یکی از خبرگزاری ها گزارش من را عينا كپي و با نام یک زن منتشر کرده بود. اتفاقا مطلب را تيتر يك رسانه شان هم كرده بودند .»

یکی از روزنامه نگارانی که مایل نیست نامش فاش شود؛ نیز در گفتگو با ما می گوید : « همین اواخر یک مورد جالب رخ داد ؛ آن هم اینکه گفتگوی همکارم که در یک هفته نامه منتشر شده بود همان روز در یکی از روزنامه ها هم منتشر شد . اسمش را بگذارید دزدی بی نظیر. ظاهرا مثل اینکه چاپخانه هر دو مشترک بوده است. »

سایت نقد فارسی نیز چند وقت پیش مدعی شد که یکی از روزنامه های معتبر صبح نقدهای سینمایی و ترجمه هایش را با ذکر نام های دیگری عینا در روزنامه اش منعکس کرده است .

سرقت ژرونالیستی و خبرنگاران تحت فشار اقتصادی

اما چه دلایلی باعث می شود که یک خبرنگار در فضای بسته مطبوعاتی که به راحتی سرقتهای این چنینی قابل ردیابی است به چنین اعمالی دست بزند .

طاهره ریاحی، روزنامه نگار در این باره می گوید : « دلایل مختلفی دارد ؛ یکی این که بعضی از مصاحبه شونده ها تنها با تعداد معدودی خبرنگار مصاحبه می کنند و از طرفی رسانه ها فشار می آورند که خبرنگاران برای مصاحبه حتما از چهره ها استفاده کنند و این باعث می شود که خبرنگار تحت فشار این کار را انجام دهد و اینکه حقوقی که خبرنگاران می گیرند از پولی که منشی مطب دندانپزشکی به صورت پاره وقت می گیرد هم گاهی کمتراست .همه این ها باعث می شود روزنامه نگاران مان از هم کپی کنند. دلیل دیگر هم اینکه برخی نشریات برای اینکه پول به خبرنگار پرداخت نکنند با تعداد کمی روزنامه نگار کار می کنند بنابراین وظیفه این افرا د که حتی نمی توان اسم آنها را خبرنگار هم گذاشت پیدا کردن مطالب می شود بنابراین آنها به راحتی با کپی کاری مشغول می شوند .»

به گفته این روزنامه نگار حقوق یک ماه خبرنگاران خارجی گاه از حقوق چند ساله ما روزنامه نگاران ایرانی بیشتر است . اغلب خبرنگاران ایرانی بیمه و قرارداد ندارند . انجمن صنفی هم که نداریم . همه اینها باعث می شود خبرنگار برای پول بیشتر حرفه ای بودن را قربانی کند ، هرچند به هیچ عنوان سرقت ژورنالیستی را تایید نمی کنم اما مشلات خبرنگاران ایرانی هم بسیار زیاد است .

خبرنگار یکی از سایت های خبری نیز در گفتگو با می گوید : « خبرنگاری که می بیبند باید کلی وقت و هزینه برای یک گزارش بگذارد و آخرش هم چندرغازی نصیبش می شود. خب معلوم است که سود و فایده می کند و به سمت کپی- پیست می رود .»

امیر هادی انواری نیز در این باره تاکید می کند : « عدم خلاقیت دلیل اصلی سرقت ژورنالیستی است .روزنامه نگاری فقط یک مهارت نیست بلکه یک هنر هم هست. به خصوص در سوژه یابی و ترکیب و نحوه نگارش وقتی خلاقیت نباشد، اولین راهی که به نظر شخص می رسد استفاده از خلاقیت دیگران است.از سوی دیگر زمانی که نظارت یا ساز و کار تنبیهی هم برای جلوگیری از این رفتار نباشد این مساله راحت تر می شود .دلیل بعدی هم فشارهای اقتصادی بر خبرنگار است. او باید برای ارتزاقش و باقی ماندن در فضای کاری مطالبش را به موقع ارائه بدهد و وقتی فشارها بر او افزون می شود دست به سرقت می زند .» حقوق و دستمزد پایین ، عدم امنیت شغلی و نبود بیمه و قرارداد ، عمده دلایلی است که روزنامه نگاران ایرانی برای کپی کاری و سرقت ژورنالیستی به آنها اشاره می کنند .

همچنین عدم وجود انجمن های صنفی ، عدم اطمینان از چاپ مطلب به جهت ممیزی و ترس و لرزهای سردبیر ، عدم خلاقیت ، نبود نظارت یا ساز و کار تنبیهی ، اجبار برای ارائه مطلب و ماندن در فضای کار و اصرار سردبیران و دبیران سرویس برای مصاحبه با چهره ها از دیگر دلایلی است که آنها از آن یاد می کنند .

درباره قانون سرقت های ژورنالیستی در ایران

سرقت ژورنالیستی که به واقع نقض مسلم حقوق مولف است پدیده ای است غیر قانونی و غیر اخلاقی که در قانون مطبوعات ایران نیز به عنوان یکی از جرمهای مطبوعاتی قلمداد می شود.

بند 9 ماده شش فصل چهارم قانون مطبوعات که به حدود مطبوعات اشاره می کند یکی از موارد تخلف از حدود مطبوعات را سرقتهای ادبی می داند . در این بند آمده است :« سرقت ادبی عبارت است از نسبت دادن عمدی تمام یا بخش قابل توجهی از آثار و نوشته های دیگران به خود یا غیر ولو بصورت ترجمه . سرقتهای ادبی در این قانون همچنین نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام (داخلی و خارجی ) به نحوی که تبلیغ از آنها باشد (حدود موارد فوق را آیین نامه مشخص می کند ) نیز سرقت ادبی عنوان شده است . »

برای بررسی حقوقی سرقت ژورنالیستی به سراغ کامبیز نوروزی ، وکیلی که سالها در انجمن صنفی مطبوعات ایران در بخش حقوقی فعالیت کرده؛ می روم.او می گوید:" در ایران مقررات قانونی علیه سرقت ادبی، هم در قانون مطبوعات و هم در قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان ، پیش بینی شده است . واژه سرقت ژورنالیستی در این قوانین ذکر نشده است ، اما این نوع ربایش اثر فکری هم از مصادیق همان سرقت ادبی است و ضمانت اجرایی آن جبرا ن خسارات و نیز مجازات زندان است . "

اما این حقوق دان مشکل اصلی دراین بحث را قانون نمی داند: "مشکل ناشی از یک امر جامعه شناختی است . به این معنا که گروه ذی نفع برای دفاع از حقوق مادی و معنوی خود بر یک اثر فکری، اصرار و اقدام ندارد . به بیان دیگر وقتی که یک اثر ژورنالیستی از یک نویسنده یا طراح یا عکاس یا یک نشریه سرقت شده و در یک نشریه دیگر کار می شود ، مالک اثر اقدامی برای دفاع از حقوق قانونی خود نمی کند.این بی اعتنایی ، خودش موجب رواج این نوع سرقت در فضای مطبوعاتی شده است. "

کامبیز نوروزی سرقت ژورنالیستی را به بیماری تشبیه می کند و معتقد است جلوگیری از پیشرفت این بیماری ، از دو راه ممکن است:"راه حقوقی. به این ترتیب که صاحب اثر با اقامه دعوی یا شکایت علیه مرتکب، برای او هزینه تنبیهی مادی و معنوی ایجاد کند. دیگری راه اخلاقی. به این ترتیب که دارنده اثر و یا دیگران ، عمل مرتکب در مورد سرقت ادبی را افشاکنند. این افشای اخلاقی ، مرتکب را در معرض تقبیح و سرزنش عمومی قرار می دهد. "

به باور او هردو راه جنبه بازدارندگی دارند و احتمال سرقتهای مطبوعاتی را کاهش می دهند. اما باز هم تأکید می کند:" تنها راه حل یا مهمترین راه حل برای جلوگیری از سرقتهای مطبوعاتی ، رفتار مالکانه صاحبان اثر و خود مطبوعات نسبت به آثاری است که تولید می کنند. تا زمانی که صاحبان آثار از حقوق خود در برابر ربایندگان دفاع نکنند ، در بر همین پاشنه خواهد چرخید"

او می گوید:" به نظر می رسد تولیدکنندگان مطبوعاتی ، به ویژه روزنامه نگاران هنوز برای مطالب خود ارزش کالایی قائل نیستند. البته به این نکته هم اشاره کنم در راه های حقوقی فرآیندها و مراحل رسیدگی آنقدر پیچیده و طولانی است که خیلی اوقات باعث می شود فرد عطای احقاق .به حقوقش رابه لقایش ببخشد. اما راههای مبارزه اخلاقی این مشکل را ندارد و به دلایل صنفی اتفاقا بسیار هم می تواند مؤثر و کارآمد باشد."

وقتی مرجعی برای پیگیری سرقت ژورنالیستی وجود ندارد

اما چه سازوکاری برای پیگیری سرقت ژورنالیستی وجود دارد ؟ یعنی روزنامه نگاران وقتی متوجه می شوند مطالبشان دزدیده شده چه کار می توانند انجام دهند ؟آیا آنها می توانند از اثر دزد شکایت کنند ؟یا آن طور که کامبیز نوروزی اشاره می کند هنوز روزنامه نگاران چندان برای تولیدات خود ارزش قائل نیستند و از مطالب شان در مقابل ربایندگان دفاع نمی کنند ؟شاید هم روندهای طولانی قانونی آنها را از پی گیری شکایت منصرف می کند ؟

طاهره ریاحی روزنامه نگار در این باره می گوید : « متاسفانه مرجعی برای پیگیری نیست. ما معمولا این موارد را در شبکه های اجتماعی می نویسم یا به بقیه دوستانمان می گوییم. »

او همچنین به بی فایده بودن چنین شکایتهایی هم اشاره می کند . او در موارد مشابهی حتی برای گرفتن حق و حقوق قانونی خود به عنوان یک روزنامه نگار نیز نتوانسته در دادگاه موفقیتی کسب کند چه برسد در چنین مواردی .

خبرنگار یکی از سایت های خبری هم در این باره می گوید : « بسیاری از روزنامه نگاران حتی ساز و کارهای قانونی پیگیری این تخلف ژورنالیستی را نمی دانند . آنها معمولا در کوتاه مدت سر و صدایی را در شبکه های اجتماعی به پا می کنند و یا با سردبیر و خبرنگار مربوطه تماس می گیرند و بعد هم بی خیال می شوند چرا که همه در این فضا خودشان را قربانی سیستمی می دانند که به آنها ظلم می کند و به خاطر همین موضوع و برای اینکه نان یکدیگر را آجر نکنند سعی می کنند از این مساله بگذرند.به نظر من لازم است کلاس های حقوقی برای روزنامه نگاران برگزار شود تا آنها با حقوق مسلم خود آشنا شوند .»

وقتی نظر امیرهادی انواری را جویا می شوم ، می گوید : «یک بار با آن خبرگزاری که مطلبم را دزدیده بود تماس گرفتم و با خبرنگارش حرف زدم . آن خبرنگار با بی پروایی تمام با من حرف زد و گفت اگر فكر مي كني اعتراضت می تواند نتيجه بخش باشد به دبير سرویس ام بگو و چون من دبير وقت این خبرگزاری را مي شناختم به خاطر اينكه آن خبرنگار اخراج نشود از خیرش گذشتم.»

نقل تجربه های جهانی

وسیم ذاکر ( waseem zakir ) ، گزارشگر بی بی سی ، اولین بار از واژه ساختگی چورنالیسم به جای ژورنالیسم استفاده کرد و درباره ی منظور خود از این واژه گفت : « ده پانزده سال پیش خبرنگار از محل کار خارج می شد و گزارش خاص خود را تهیه می کرد که این ژورنالیسم ، حرفه ای کنش گرا و همراه ابتکار عمل بود . اما امروزه ژورنالیسم به حرفه ای واکنش گرا و منفعل تبدیل شده است . گزارشگر انواع خبرها را از خبرگزاری ها دریافت می کند و آنها را در هم می آمیزد و پردازش می کند و با افزودن یکی دو عبارت به آنها خبری تازه تهیه می کند و ژورنالیست ها به چورنالیست یا نشخوار کننده های خبر تبدیل شده اند .» (تونی هارکوپ، ژورنالیسم مفاهیم نظری و کاربردی، ترجمه داوود حیدری،انتشارات سروش‬، ص 13)

اما یکی از تجاربی که در این مقوله چنان شهرت و اعتباری یافت که سالها نقل محافل بوده ، تجربه ی ادوارد بهر (Edward Behr ) بود ؛ روزنامه نگار جوانی که برای کار در خبرگزاری رویترز روانه دفتر این خبرگزاری در پاریس شد : « در لندن ، خبرنگاران خبرگزاری فرانسه ( فرانس پرس ) ، خبرها و گزارش هایی را که رویترز منتشر می کرد به سرعت بازنویسی و آن را به عنوان خبر خبرگزاری فرانسه روی تلکس خود منتشر می کردند . در پاریس هم ما با بی شرمی تمام خبرهای فرانس پرس را بازنویسی و آنها را به عنوان خبرخبرگزاری رویترز منتشر می کردیم .» ( منبع :همان ،صفحه 26)

به نقل از دویچه وله اخیرا بنیاد آمریکایی Sunlight که از مراکز پیشرو در روزنامه‌نگاری نوین است یک موتور جست‌وجوی سرقت ادبی در فضای مجازی را معرفی کرد که چورنالیسم نام گرفته است و با بهره‌گیری از آن می‌توان مچ روزنامه‌نگارها و بلاگرهای کپی‌کاری را گرفت که مطالب را از منابع مختلف برمی‌دارند و به هم می‌چسبانند. کاری که "چورنالیسم" انجام می‌دهد٬ مقایسه و تطبیق هوشمندانه متن‌هایی است که کاربران به آن می‌دهند؛ مقایسه متون با گزارش‌های خبری آژانس‌های مختلف٬ منابع دولتی٬ سرویس‌های روابط عمومی و البته دیتابیس عظیم ویکی‌پدیا. البته این سرویس فعلا فقط قابلیت جست‌وجو در متون انگلیسی را دارد٬ اما قرار است به زودی گسترش یابد و امکان جست‌ وجو در زبان‌های دیگر را هم برای این سرویس فراهم کند تا بتواند طیف گسترده‌تری از کاربران را از خدمات خلاقانه و یکتای خود بهره‌مند کند.

به نظر می رسد سرقت ژورنالیستی در ایران هنوز پدیده ای پیچیده است . گاهی روزنامه نگاران برای مقابله با این پدیده و دفاع از خود مطلبی را درباره سرقت اثرشان می نویسند. اما کمتر کسی از ساز و کارهای قانونی برای پی گیری آن استفاده می کند. آیا ساز و کارهای قانونی آن قدر دشوار است که روزنامه نگار ترجیح می دهد از حقش بگذرد ؟یا هنوز روزنامه نگار برای مطلبش آن قدر ها ارزش قائل نیست ؟ شاید هم دلایل پیچیده تری وجود دارد که درباره آن کمتر صحبت شده است .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.