24 مهر 1392

به مناسبت 50 سالگی اندیشه و هنر

روایتی از دیرپاترین مجله فکری ـ فرهنگی ایران

24 مهر 1392

خبرنگاران ایران -بابک موحدی :چهار سال از درگذشت ناصر وثوقی می گذرد. او ناشر «اندیشه و هنر»، دیرپاترین مجله فکری ـ فرهنگی ایران بود. مجله ای در قطع وزیری که در قالب ماهنامه و فصلنامه و گاهنامه، به رغم چند دوره وقفه، پیش از مرگ ناشرش قدم به پنجاه سالگی گذاشت.

ناصر وثوقی فقط مجله نگار و مترجم نبود؛ چرا که وی با داشتن تحصیلات عالی در رشته های حقوق و اقتصاد در سطح دکتری، سال ها بر مسند قضا نشسته و از قضات و کارشناسان خبره و صادق حقوقی ایران به حساب می آمد. مدتی نیز مدیریت مجله حقوقی وزارت دادگستری را بر عهده داشت. «اسناد خانه سدان» موضوعی است که جایگاهی ویژه به او در عرصه حقوقی بخشید. هرمز همایون پور در این باره نوشته است: «دادیار جوان دادگستری با حکم دادستان وقت برای بازدید خانه «سدان»، مامور عالی رتبه اطلاعات سفارت بریتانیا در تهران، رفت و در آنجا با حُسن تشخیص، اسنادی یافت که گویای صریح دخالت دولت فخیمه در امور داخلی ایران و تطمیع و تهدید پاره ای از روزنامه نگاران و ماموران دولت ایران بود. در ماه های بعد دکتر مصدق، از جمله این اسناد را در شورای امنیت و دیوان دادگستری لاهه ارائه داد و رای به حقانیت ایران گرفت.» (اندیشه و هنر، واپسین شماره، ص 135)

اما بعد از کودتای 28 مرداد 32 ناصر وثوقی که پیشتر به همراه خلیل ملکی از حزب توده انشعاب کرده بود، با هدف کنار زدن روحیه نومیدانه پس از کودتا، اقدام به انتشار مجله «فرهنگ و هنر» می کند. خودش در گفت و گو با مریم منصوری گفته است: «در سال 1332 که مطبوعات تعطیل شد و احزاب بسته شد، یکی از انگیزه های شخص من این بود که وسیله ای برای ابراز نظر و عقیده آزاد داشته باشیم. به همین دلیل در اسفند 32 امتیاز مجله «اندیشه و هنر» را گرفتم...» (همان، ص 9)

اما کمی به ماجرای انشعاب از حرب توده بپردازیم. خسرو پارسا نوشته است: «ایستادگی عده ای سوسیالیست (خلیل ملکی، ناصر وثوقی، پرویز داریوش، انور خامه ای و جلال آل احمد) در مقابل آنچه آوردگاه سوسیالیسم تلقی می شد، پدیده کوچکی نبود. سوسیالیسم غیراردوگاهی (مستقل) در همه جا قربانیان خود را داشته است. ناصر وثوقی از پیشکسوتان تفکر مستقل سوسیالیستی بود.» (همان، صص 22 و 21)

سیاست کلی «اندیشه و هنر» از نخستین شماره به شرح زیر بوده است: «اندیشه و هنر تیول کسی نیست؛ تنفسگاه آزاد همه کسانی است که به هوایی پاک نیازی اصیل دارند. انگاره های داوری مان در کار شعرها، حکایت ها، نمایش ها و پژوهش هایی که به ما سپرده می شود، نه پسندهای روز است و نه خوشداشت های هواآمیز. به اثر می اندیشیم و ارزش های ذاتی پوشیده در آن ...» (همان، ص 116)

سودابه رحم دل در پژوهشی که برای دانشنامه ایران انجام داده، درباره محتوای اندیشه و هنر می نویسد: «محتوای نخستین شماره مجله، اقتصاد بود و شعر و نقاشی. مطلبی هم داشت در مورد ملی شدن صنعت نفت مکزیک که تا چهار شماره بعد باز به آن پرداخته شد. شماره های بعدی همان مسیر را پیمودند. مطالب در حوزه هنر، داستان، نقاشی و شعر بود. اندیشه و هنر در حوزه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هم به مسائلی می پرداخت چون: روابط روشنفکران و کمونیسم، دموکراسی، موضوعات مربوط به لیبرالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم، مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم، حقوق بشر، آزادی، سوسیال دموکراسی، آمریکای کِنِدی و کشورهای عقب مانده. زنان و جوانان هم از زاویه دید اندیشه و هنر دور نمانده بودند: موضوع حقوق زنان (شماره ششم، دوره سوم، فروردین 38 و شماره ده دوره سوم، تیر 39)، دموکراسی، کار زن ها (شماره اول، دوره چهارم، مهر 39) و موقعیت نسل جوان (شماره دوم، دوره چهارم، دی 39)... نشانه ای است از نگرش متفاوت اندیشه و هنر.»

کاظم سادات اشکوری در گفتاری ذیل کتاب «نگاهی به نشریات گهگاهی» (معرفی نشریات نامنظم غیردولتی) به بررسی دوره اندیشه و هنر از سال 1333 تا 1357 پرداخته است. بنا به نوشته او در سرمقاله اولین شماره اندیشه و هنر آمده است: «شناخت اندیشه و هنر مترقی و تازه و شناساندن آن به جوانان و روشنفکران وظیفه و هدف اساسی این مجله است. تلاش فرهنگی ما با این شماره آغاز می شود و اندیشه و هنر خواهد کوشید تا در ناهمواری های زمان و مکان، راه آینده خود را جست و جو کند و به سمت هدف پیش برود. پیش بینی دقیق از آنچه در تلاش فرهنگی و اجتماعی نوین فراراه ما خواهد آمد، نه تنها کار آسانی نیست، بلکه ضرورتی هم ندارد. اما همه می دانند که انتشار یک مجله علمی و هنری در کشور ما با فقر مادی و معنوی بزرگی که وجود دارد، دشوار است...»

همکاران ثابت مجله چه کسانی بودند و چه کسانی به ارسال مطلب به این مجله اقدام می کردند؟ علی اصغر حاج سیدجوادی، محسن هشترودی، بهمن محصص، نیما یوشیج، فروغ فرخزاد، نادر نادرپور، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، آیدین آغداشلو، جلال آل احمد، اسلام کاظمیه، آرامش دوستدار، شمیم بهار و ... از جمله نام های آشنایی هستند که حضور در صفحه های اندیشه و هنر را تجربه کرده اند. از دیگر سو اندیشه و هنر نخستین مجله ای است در تاریخ مجله نگاری فارسی که شماره ای را به صورت ویژه به یک شخصیت اختصاص داده و نیز پرونده های ویژه ای را برای موضوعات و شخصیت های فرهنگی و اجتماعی منتشر کرده است. بهمن شاکری پیرامون ویژه نامه های این مجله می گوید: «این ویژه نامه ها در نوع خود ماندگار و جاودانه هستند و هنوز که هنوز است برخی را که از انتشارشان چند دهه می گذرد، می توان مرجع و منبع گویا و مستندی دانست برای کسانی که می خواهند در موضوع مورد نظر به بررسی و تحقیق بپردازند.» (همان، ص 92)

فرج سرکوهی پس از مرگ وثوقی نوشت: «ناصر وثوقی مدیر نشریه اندیشه و هنر، سوسیال دموکراتی نواندیش بود که برخی از نوترین آرا چپ نو را در دهه های چهل و پنجاه به نسل های جوان تر آموخت. آقای وثوقی در سال 1301 چشم به جهان گشود. دکترای اقتصاد و در دهه سی همراه خلیل ملکی از فعال ترین و درخشان ترین چهره های نظری جنبش سوسیال دموکراسی ایران و از خلاق ترین نقادان چپ سنتی و حزب توده بود. او در سال 1333 نشریه اندیشه و هنر را بنیان نهاد که به یکی از معتبرترین نشریات پیش از انقلاب بدل شد. مجله اندیشه و هنر که وثوقی مدیریت و سردبیری آن را بر عهده داشت، برخی از نویسندگان و شاعران معاصر را برای نخستین بار معرفی و آرا چپ نو را به جوانان تشنه دهه های 40 و 50 آن روزگار آموخت تا با طرح چشم اندازه های تازه افق های بسته فکری را در ایران آن روزگار بشکنند.» (همان، ص 91)

انتشار بیش از پنج هزار صفحه مجله در پنجاه شماره در سال های پیش از انقلاب، کارنامه آماری مجله نگاری جدی و تخصصی وثوقی است. مجله او در سال 59 تعطیل می شود. سرانجام وثوقی سال 1380 موفق می شود دوباره برای مجله اش مجور نشر بگیرد. او در دور نهایی نیز مجله را به همان سیاق گذشته، با همان حال و هوا علمی، و البته با مطالب ادبی و هنری بسیار اندک منتشر می کند.

حسن میرعابدینی، پژوهشگر فرهنگی، می نویسد: «با مروری بر 81 شماره منتشر شده تا بهار 1388 و 14 دفتر جداگانه انتشار یافته تا اردیبهشت 58 و یک دفتر در آذر 84 (منظور ویژه نامه های مجزاست) درمی یابیم که اندیشه و هنر عمدتا با هدف نشر پژوهش های اجتماعی و اقتصادی، بر اساس نوعی سوسیالیسم بومی، فارغ از وابستگی حزبی، منتشر شده و این اندیشه را از آغاز تا پایان پی گرفته است. مجله هم با آمریکا سر ستیز دارد و هم امپریالیسم جوان و انقلابی نمای شوروی را نکوهش می کند.» (همان ص 124)

در عرصه مجله نگاری ایران تا کنون هیچ مجله ای نبوده که به رغم فراز و فرودهایش قدم به پنجاه سالگی بگذارد. اندیشه و هنر در این وادی یگانه است؛ همچنانکه بسیاری از مطالبش در زمان انتشار یگانه زمان خود بود و بسیاری از نوآوری هایش نخستین گام در زمینه ژورنالیسم فرهنگی و علمی ایران.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.