22 مهر 1392

گفت و گو با نیک آهنگ کوثر،کارتونیست درباره جایگاه طنز در مطبوعات

طنز در ایران تحمل نمی شود چون خود بزرگ بین و پوست نازک هستیم

22 مهر 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: تولد و رشد گروهی از طنزپردازان غیر سنتی در فضای آنلاین، اتفاقی است که نیک آهنگ کوثر آن را یکی از مهم ترین اتفاقات مثبت در عرصه طنز مطبوعاتی ایران می داند. نیک آهنگ کوثر کارتونیست، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس ایرانی مقیم تورنتو در کشور کاناداست که فارغ از جنجال های کارتونیستی اش و به عنوان کسی که از دور، طنز در مطبوعات داخل ایران را رصد می کند؛ این مصاحبه را با محور جایگاه طنز مطبوعاتی و مطبوعات طنز در داخل ایران با خبرنگاران ایران انجام داده است.

نیک آهنگ سانسور مطبوعات را در داخل ایران یادآوری و تاکید می کند که کار طنز در رسانه های داخل ایران هزینه های سیاسی و اجتماعی دارد و دلیل عدم تحمل طنز در ایران را اینگونه بیان می کند :"چون ایرانی هستیم و پوست نازک و خود را معمولا برزگ‌تر از چیزی می‌پنداریم که هستیم . وقتی به مسائل، نگاهی ناموسی داریم، تحمل جایش را به حساسیت مزمن می‌دهد."

اما در کنار همه سختی ها به باور نیک آهنگ پدیده ای به نام اینترنت و شبکه های اجتماعی، طنز مطبوعاتی را به سمت دیگری می برند که مطبوعات سنتی و رسمی داخل کشور از انجامش ناتوانند.

اگر بخواهیم برای طنز مطبوعاتی ایران دوره های فراز و فرود بگذاریم؛ می خواهم بدانم فراز و فرود طنز در دو دهه اخیر چگونه بوده است؟

نقطه پستی طنز و کارتون، وابستگی خالق اثر به قدرت یا طالب قدرت است. الان معتقدم دوره‌ای که قبلا خیال می‌کردم نقطه اوج و شکوفایی طنز و کارتون مطبوعاتی بوده، از نظر آماری موقعیتی ممتاز دارد، گرچه محتوای این دوره نیز قابل بحث است. نگاه امروز من با نگاه چند سال پیشم متفاوت است. از نظر من، اگر من نوعی در روزنامه‌ای رفرمیست، می‌توانستم هر چقدر که دلم می‌خواست درباره کوتاهی‌های دولت خاتمی کارتون می‌کشیدم، باید قدر فضایی را می‌دانستم که سردبیرانم به من داده بودند. اینکه در روزنامه رفرمیست بنشینم و فقط رقیب را بزنم که هنر نیست.

برخی معتقدند دو ژانر کارتون و طنز، به عنوان بخش هایی از روزنامه نگاری به آستانه حذف کامل از نشریات فارسی رسیده اند. چقدر با این نظر موافقید؟

کارتون همیشه بالا و پایین دارد و نیازمند تغییر فرم در طول زمان است. وجود سانسور هم باعث می‌شود که کارتونیست، ریسک کمتری بپذیرد. در عین حال، اگر کارتونیست‌ها، بازی‌های سیاسی و منفعت‌طلبانه برخی سردبیران را تحمل نکنند، حتما کارشان سخت می‌شود.

اکنون به جز مجله «طنز و کاریکاتور» هیچ نشریه طنز و کاریکاتور دیگری در ایران به چاپ نمی رسد. ایراد از کجاست؟ طنز دیگر مخاطبی ندارد و یا روزنامه نگاران این حوزه علاقه ای به ادامه کار تخصصی شان ندارند؟ یا دلیل در جای دیگری است؟

چه کسی می‌خواهد حامی مالی کاری شود که ضمانتی برای انتشار مرتب آن وجود ندارد؟ طنز و کاریکاتور هم ثمره عشق جواد علیزاده است. آدم عاشق هم کم پیدا می‌‌شود. هزینه سیاسی و اجتماعی کار طنز، کم نیست. در عین حال، دلیلی ندارد که یک کارتونیست و طنزپرداز حتما در یک نشریه طنز و یا کارتونی کار کند. بسیاری حوزه بزرگ‌تری برای کار خودشان قائل هستند. ماهی سیاه کوچولو معمولا از برکه خوشش نمی‌آید.

اگر بخواهید تصویری از جایگاه طنز در در مطبوعات چاپی و اینترنتی فعال در داخل ایران ارائه دهید؛ چه می گویید؟

فکر می‌کنم باید برای هر رسانه‌ای به طور جداگانه بررسی‌اش کرد. ممکن است یک یادداشت طنز در روزنامه‌ای، کارکردی به مراتب قوی‌تر از سرمقاله داشته باشد. اما در رسانه‌ای دیگر، برای جلب مخاطب و فروش بیشتر به آن نگاه کنیم. اگر طنزپرداز آدم موثری باشد و بتواند جریان ایجاد کند، طبیعتا فقط برای سرگرمی از وجود او و نوشته‌اش بهره نمی‌گیرند.

به قدرت جریان سازی طنزپردازان اشاره می کنید. اما گاهی طنزهایی در ایران جنجال برانگیز می شود که چندان هم جریان ساز نیستند. راستی چرا در ایران طنز تحمل نمی شود؟

چون ایرانی هستیم و پوست نازک و خود را معمولا برزگ‌تر از چیزی می‌پنداریم که هستیم .وقتی به مسائل، نگاهی ناموسی داریم، تحمل جایش را به حساسیت مزمن می‌دهد.

کجاها طنز و کاریکاتور تحمل می شود و کجاها تحمل نمی شود؟ می خواهم با مصداق و مثال، نظرتان را بیان کنید؟

این مساله نسبی است. بستگی به تحمل جامعه و حکومت دارد. ممکن است یک شوخی، در جایی اهانت فرض شود. ممکن است برای کارتونی از آدم و حوا، در جایی یک کارتونیست را به قتل برسانند. ممکن است برای نشان دادن جای مهر روی پیشانی یک نماینده سابق مجلس، کارتونیست را به ۲۵ ضربه شلاق محکوم کنند. حتی در همین آمریکا، کسانی که خود و یا گروه‌ خود را بدون عیب می‌دانند، تحمل کمترین انتقادی را ندارند.

مهم ترین درخواست کاریکاتوریست هایی که برای مطبوعات داخل ایران کار می کنند؛ چیست؟

سوال سختی است. من داخل ایران نیستم و طبیعتا همه نیازها را نمی‌دانم، اما گمان می‌کنم هر کارتونیست مطبوعاتی نیاز به چتری حمایتی دارد. چتری که سال‌ها است سوراخ شده. امنیت مالی و حرفه ای.

اگر بخواهیم طنز نویسان و کاریکاتوریست های ایرانی را از لحاظ تیپولوژی بررسی کنیم. کدام دسته از طنز نویس ها در ایران و یا برای ایران مشغول فعالیت اند و هر کدام چه ویژگی هایی دارند؟

برخی از طنزپردازان و کارتونیست‌ها با جریان غالب پیش می‌روند. هدف‌شان کسب رضایت مخاطب از طریق کار روی موضوع‌هایی است که طرفدار دارد.برخی دیگر، خلاف جهت جریان شنا می‌کنند و دوست دارند به سراغ مسائلی بروند که «تابو» هم محسوب می‌شود. من فکر می‌کنم کسانی که جریانی غالب را مدنظر می‌گیرند، راحتی بیشتری برای کار دارند.

مهم ترین اتفاقی که در حوزه طنز در مطبوعات ایران افتاده از نظر شما چیست؟

در طول سالیان اخیر، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و امکان تبادل نظر با مخاطبان امکان درک متقابل طنزپردازان را بالا برده است. از طرف دیگر، تولد گروهی از طنزپردازان غیر سنتی که در فضای آنلاین رشد کرده‌اند را باید نقطه‌ای بسیار مثبت دانست. استفاده از طنز در رسانه‌های بزرگ‌تر مثل تلویزیون من و تو، صدای آمریکا و یا شیوهای آنلاین، استفاده از امکانات رادیو برای گسترش طنز و ...

به کارکرد شبکه های اجتماعی در حیطه طنز اشاره کردید که من نامش را طنزهای غیر رسمی می گذارم. در هر مناسبت سیاسی از انتخابات گرفته تا مذاکرات هسته ای، معمولا طنزهای غیر رسمی پیشروتر و حتی همگانی تر از طنزهای مطبوعاتی است که در روزنامه ها و سایت های رسمی داخل ایران منتشر می شود. می خواهم بدانم چرا چنین جوی در فضای رسانه ای ایران حاکم است؟ چرا میان جوک ها و طنزهای سیاسی و اجتماعی ای که به صورت غیر رسمی ایمیل و اس ام و اس می شود و در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود با طنز مطبوعات رسمی(قانونی) فاصله دارد؟

فکر می‌کنم یک دلیلش وجود استعدادهای کشف نشده‌ای است که شبکه‌های اجتماعی امکان بروز بسیار خوبی به آنها داده است. خیلی از این دوستان، هم از نظر شعور، و هم ایده جلوتر از حرفه‌ای‌ها هستند. از سوی دیگر، آدم‌های اسم و رسم دار معمولا ریسک نمی‌پذیرند، اما کسی که ناشناخته‌تر است، نگرانی کمتری دارد.

ویژگی طنز در رسانه های جدید چیست و طنزپردازان چگونه می‌توانند ازآن استفاده بهتری ببرند ؟

کوتاه نویسی اهمیت زیادی دارد. رسیدن به نقطه اوج در زمانی کوتاه‌تر اما استفاده از امکانات مالتی میدیا برای تاثیرگذاری بیشتر.اما معمولا زمانی که ابزار بر آدم حاکم شود، فاتحه را باید خواند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.