20 مهر 1392

آنها نمی‌ خواهند پیک ‌های غیر محبوب حقیقت باشند

برنده جایزه پولیتزر:روزنامه نگاران آمریکایی تملق اوباما را می گویند

20 مهر 1392

ترجمه: انوشه جاوید

نوشته: لیزا اوکرول

توضیح: «سیمور مایرون هرش»(۱)، هشتم آوریل سال ۱۹۳۷ میلادی در شیکاگو متولد شد. او کار خود را در زمینه روزنامه نگاری به عنوان گزارشگر پلیس در سال ۱۹۵۹ شروع کرد. وی در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۱۹۶۸ مشاور مطبوعاتی ستاد انتخاباتی سناتور «مک کارتی» شد و یک سال بعد به عنوان گزارشگر نیویورک تایمز استخدام شد. وی هم اکنون ساکن واشنگتن دی سی است و مقالاتش معمولاً در نشریهٔ نیویورکر منتشر می‌ شود. هرش در یک سخنرانی برای اعضای اتحادیه آزادی های مدنی این کشور اسراری از شکنجه و آزار زندانیان ابوغریب فاش کرد که سروصدای زیادی به همراه داشت. سیمور هرش افشا کننده ی قتل عام «مای ‌لای »(۲) در جنگ ویتنام بود و به همین دلیل برنده ی جایزه ی پولیتزر شد.

وی علاوه بر سابقه طولانی که به عنوان یک خبرنگار و مقاله نویس دارد ۱۱ کتاب نیز به رشته تحریر درآورده است و همچنین موفق به کسب چندین جایزه بین المللی نیز شده است.این برنده ی جایزه ی پولیتزر در مقاله پیش رو توضیح می‌ دهد که چطور می‌ توان روزنامه‌ نگاری را اصلاح کرد. وی همچنین می‌ گوید رسانه ‌ها باید: «۹۰ درصد ادیتورهای خود را اخراج کنند و کسی را بیاورند که نمی‌ توان کنترلش کرد.»

سیمور هرش ایده ‌های انقلابی زیادی برای اصلاح روزنامه‌ نگاری دارد – مثلاً تعطیلی دفاتر خبر NBS و ABC . یا به اعتقاد او ۹۰ درصد ادیتورهای رسانه‌های اصلی باید از کار برکنار شوند و روزنامه‌نگاران به کار اصلی خود یعنی مشاهده و گزارش واقعیت از بیرون و بافاصله از قدرت برگردند.

هرش یک روزنامه‌ نگار تحقیقی است و از دهه ی ۶۰ با تمام رئیس‌ جمهورهای آمریکا مخالفت کرده است.

او از خجالتی بودن روزنامه‌ نگاران آمریکا، از شکست آن ‌ها در به چالش کشیدن کاخ سفید و این که نمی‌ خواهند پیک ‌های غیر محبوب حقیقت باشند، عصبانی است.

از او نخواهید در مورد نیویورک تایمز چیزی بگوید، چرا که به گفته ی او: «بیش از آن که بتوان فکرش را کرد، هندوانه زیر بغل اوباما می‌ گذارد.» یا نخواهید تا از «اسامه بن‌ لادن» اظهارنظری کند؛ چرا که در مورد هجوم نمایشی نیروی دریایی ایالات متحده در سال ۲۰۱۱ میلادی به پناهگاه بن ‌لادن می‌ گوید: «هیچ کاری در مورد این داستان انجام نشده؛ همه چیز یک دروغ بزرگ است و یک کلمه‌ اش را هم نباید باور کرد.»

هرش مشغول نوشتن کتابی درباره ی امنیت ملی است و یک فصل را به قتل بن ‌لادن اختصاص داده است. او می‌ گوید که یک گزارش تازه که از سوی یک کمیسیون «مستقل» در پاکستان منتشر شده و در مورد زندگی در کمپ «ابوتاباد» (۳) است که بن ‌لادن در آن پناه گرفته بود، تحت تحقیقات بیشتر زیر سوال خواهد رفت. هرش با اشاره به نکاتی که در کتابش خواهد نوشت، می‌ گوید: «پاکستانی ‌ها گزارشی منتشر کرده ‌اند و فعلاً نخواهید چیزی در موردش بگویم. بگذارید اینطور بگویم که مساله با ورودی ‌های چشمگیر آمریکایی انجام شده است. این گزارش سرتاپا چرند است.»

او ادعا می‌ کند که دولت اوباما به شکل سیستماتیک دروغ می‌ گوید، ولی هیچ‌ کدام از غول ‌های رسانه‌ ای آمریکا، شبکه ‌های تلویزیونی یا نشریات مشهور، او را زیر سوال نمی‌ برند.

او در مصاحبه‌ ای با گاردین گفت: «مساله رقت ‌انگیز است؛ کار این ‌ها از تملق فراتر رفته و انگار می‌ ترسند از این آدم [اوباما] خرده‌ ای بگیرند. قبلاً اوضاع اینطور بود که اگر در موقعیت یک اتفاق خارق ‌العاده قرار می‌ گرفتیم، رئیس‌ جمهور و زیردستانش کنترل روایت داستان را به دست می‌ گرفتند و تو می‌ دانستی که آن ‌ها نهایت سعی‌ شان را خواهند کرد تا داستان را سرراست بازگو کنند. ولی حالا دیگر اینطور نیست. حالا آن ‌ها از هر چیزی که بخواهند سوء استفاده می‌ کنند و تصمیم می‌ گیرند که چطور دوباره همان رئیس‌ جمهور قبلی را سر کار بیاورند.»

او حتی مطمئن نیست که افشای جدید در مورد عمق و نفوذ نظارت آژانس امنیت ملی اثر ماندگاری داشته باشد.

اسنودن بحث در مورد نظارت را عوض کرد

هرش مطمئن است که افشا کننده ی NSA، «ادوارد اسنودن »(۴)، در واقع: «ماهیت کلی بحث را عوض کرده است.» به گفته ی هرش، او و همکارانش گزارشی در مورد نظارت نوشته ‌اند، ولی مساله ی اسنودن بیشتر به چشم می‌ آید؛ چرا که او مدرک هم ارائه کرده است – با این حال هرش نسبت به این که این افشاگری ‌ها خط‌ مشی دولت آمریکا را عوض کند، بدبین است.

او می‌ گوید: «دانکن کمپل (۵) [خبرنگار تحقیقی انگلیسی که داستان زیرکون (Zircon) را افشا کرد]، جیمز بامفورد(۶) [خبرنگار آمریکایی] و جولیان آسانژ(۷) و من و نیویورکر، همگی در مورد نظارت دائمی شهروندان مطلب نوشته ‌ایم، ولی او [اسنودن] مدرک رو کرد و همین ماهیت کلی بحث را عوض کرده است.»

او قبل از این که صحبتش را ادامه دهد، در این باره اضافه می‌ کند: «ادیتورها عاشق مدرک هستند. ادیتورهای ترسو و بدبخت به این ‌جور داستان ‌ها دست نمی‌ زنند، اما عاشق مدرک هستند و بنابراین می‌ شود گفت که اسنودن توانست شکل بازی را عوض کند.»

او ادامه می‌ دهد: «ولی نمی‌ دانم این ماجرا در بلند مدت به جایی می‌ رسد یا نه، چون نظرسنجی ‌هایی که در آمریکا می‌ بینم – رئیس‌ جمهور هنوز می‌ تواند توی گوش رای‌ دهندگان «القاعده، القاعده» بخواند و مردم هم دو به یک به این نوع نظارت رای خواهند داد که البته احمقانه است.»

هرش ۷۶ ساله این اظهارات را در حالی بیان می کند که در سالن پر دانشکده ی تابستانی لندن در مورد روزنامه‌ نگاری تحقیقی برای دانشجویان روزنامه نگاری سخنرانی می‌ کرد. وی داستان ‌های جذابی از این که خبرنگاری قبلاً چطور بوده است، بیان کرد. او تعریف کرد که چطور ماجرای قتل‌ عام مای‌ لای در ویتنام را افشا کرده، چطور تصاویری از سربازان آمریکایی در ابوغریب گرفته که زندانیان عراقی را شکنجه می‌ کرده ‌اند، و این که نظرش در مورد ادوارد اسنودن چیست.

امید به رستگاری

با وجود نگرانی هرش در مورد ترس روزنامه‌ نگاران، او اعتقاد دارد که هنوز می‌ شود به رستگاری امید داشت.

او مدعی است: «من این دیدگاه ذهنی را دارم که با روزنامه‌ نگاری احتمالاً می‌ توانیم امید به وجود بیاوریم، چرا که روشن است جهان بیش از هر وقت دیگری بر اساس حماقت تمام و کمال اداره می‌ شود... نه این که خبرنگاری همیشه کار فوق‌ العاده‌ای باشد، نه، اما حداقل می‌ توان کمی شرافت، یا یک راه فرار را از طریق آن نشان دهیم.»

داستان او در مورد چگونگی افشای قتل‌ عام مای‌ لای، یکی از نمونه ‌های روزنامه‌ نگاری سنتی و تعصب تحقیقاتی است. در سال ۱۹۶۹ میلادی، او خبری در مورد یک سرجوخه ی ۲۶ ساله به نام «ویلیام کالی »(۸) شنید که از طرف ارتش به قتل ‌عام غیرنظامیان متهم شده بود. او به جای این که تلفن را برداشته و به سراغ نشریات برود، سوار اتومبیلش شد و شخصاً در کمپ ارتش واقع در فورت بنینگ جورجیا، جایی که این فرد در آن بازداشت بوده، به دنبال او می‌ گردد. او با جست و جوی اتاق به اتاق این کمپ عظیم، در حالی که گاهی راهش را سد می‌ کردند، بالاخره موفق شد به سراغ پذیرش برود، مشتش را روی میز بکوبد و فریاد بزند: «گروهبان، می‌ خواهم همین الان کالی را ببینم!»

در نهایت تلاش ‌های او جواب داد و اولین مقاله ی اش در ضمیمه ی روزنامه ی سنت‌ لوئیس پست منتشر و سپس در سرتاسر آمریکا پخش شده و جایزه ی پولیتزر را برای او به ارمغان آورد. «من پنج مقاله نوشتم. برای اولی ۱۰۰ دلار گرفتم، اما آخری را به قیمت ۵۰۰۰ دلار به لاندن پست فروختم.»

او از سوی نیویورک تایمز استخدام شد تا ماجرای رسوایی واترگیت را دنبال کند و در نهایت در تعقیب نیکسون تا کامبوج هم رفت. حدود ۳۰ سال بعد، هرش یک بار دیگر با افشای شکنجه ی زندانیان عراقی در ابوغریب تبدیل به سرتیتر روزنامه ‌ها شد.

وقت گذاشتن

پیام سیمور هرش به دانشجویان روزنامه‌ نگاری این است که برای کار خود وقت و مسافت زیادی را در نظر بگیرند. او قبل از نوشتن در مورد ابوغریب، پنج ماه از این جریان اطلاع داشت و از سوی یکی از افسران ارشد عراقی آگاه شده بود که زندگی خود را با سفر از بغداد به دمشق به خطر انداخته بود تا خبر را پخش کند و بگوید زندانیان در نامه به خانواده ‌هایشان، از آن ‌ها می‌ خواهند بیایند و آن ‌ها را بکشند، چون «غارت» شده‌ اند.

«من پنج ماه دنبال مدرک می‌ گشتم؛ چون بدون مدرک انگار هیچ چیز وجود ندارد و به هیچ جا نخواهی رسید.»

هرش سپس به مساله ی رئیس‌ جمهور آمریکا، باراک اوباما می‌ پردازد. او قبلاً هم گفته بود که اعتماد به نفس رسانه ‌های آمریکایی در به چالش کشیدن دولت آمریکا با واقعه ی ۱۱ سپتامبر از هم پاشید، ولی او اعتقاد دارد که اوباما از بوش هم بدتر است.

او می‌ پرسد: «فکر می‌ کنید اوباما با هیچ استاندارد منطقی قضاوت شده است؟ آیا گوانتانامو تعطیل شده؟ آیا جنگ تمام شده؟ آیا کسی به عراق توجهی می‌ کند؟ آیا او جدا در مورد سوریه حرف می‌ زند؟ ما در ۸۰ جنگی که تا به حال داشته‌ ایم عملکرد خوبی نشان نداده‌ ایم، پس به خاطر کدام جهنم می‌ خواهد یک جنگ دیگر راه بیندازد؟ روزنامه‌ نگاران چه مرگشان شده؟»

هرش بر این اعتقاد است که روزنامه‌ نگاری تحقیقی در ایالات متحده بر اثر بحران اعتماد به نفس، کمبود منابع و این مفهوم غلط در مورد حدود این شغل، در حال مرگ است. او اضافه می‌ کند: «به نظر من بخش زیادی از آن تلاش برای یافتن جایزه است. همه‌ اش روزنامه‌ نگاری برای گرفتن پولیتزر است. این روزنامه‌ نگاری یک بسته ی کامل است؛ بنابراین شما یک هدف را انتخاب می‌ کنید –قصد ندارم مساله را کوچک جلوه دهم، چون هر کسی برای این کار سخت تلاش می‌ کند- ولی این که آیا عبور از خط‌ آهن امن است و این جور مطالب... خوب این هم مساله ی مهمی است، ولی مسایل دیگری هم وجود دارند. مثلاً مرگ آدم ‌ها، این که او [اوباما] چطور با وجود برنامه ی هواپیماهای جاسوس در رفته، و این که چرا ما هیچ کاری نمی‌ کنیم؟ او چطور این مسایل را توجیه می‌ کند؟ هوشمندی کجا رفته است؟ چرا نمی‌ خواهیم بفهمیم این قانون چقدر خوب یا بد است؟ چرا روزنامه ‌ها دائم از دو سه گروه نقل قول می‌ کنند که به کشتارهای هواپیماهای جاسوس نظارت دارند؟ چرا ما کار خودمان را انجام نمی‌ دهیم؟

کار ما این است که خودمان بفهمیم، شغل ما فقط بازگو کردن نیست – بحث این ‌جا است که شغل ما فراتر رفتن از حد بحث و یافتن این مساله است که در مورد مسایل مختلف چه کسی حق دارد و چه کسی نه. اما این اتفاق به اندازه ی کافی رخ نمی‌ دهد. چرا که این کار پول می‌ خواهد، وقت می‌ خواهد، مشکل ایجاد می‌ کند، فرد را دچار ریسک می‌ سازد. هنوز چند نفری هستند – نیویورک تایمز هنوز روزنامه‌ نگاران تحقیقی دارد، ولی آن ‌ها بیش از آن چیزی که به نظرم ممکن بود تملق رئیس‌جمهور را می‌ گویند... انگار دیگر کسی جرات نمی‌ کند یک خارجی باشد و از بیرون نگاه کند.»

او می‌ گوید که دولت جورج بوش از برخی لحاظ راحت‌ تر هدف روزنامه‌ نگاری بود. «حس می‌ کنم انتقاد در دوران بوش آسان‌ تر از دوران اوباما بود. دوران اوباما خیلی سخت ‌تر شده است.»

هرش در پاسخ به این سوال که راه‌ حل چیست؟ بیان می‌ کند که بیشتر ادیتورها ترسو هستند و باید اخراج شوند. «بگذارید راه ‌حل را برایتان بگویم؛ ۹۰ درصد ادیتورهایی که حالا هستند را دور بریزید و افرادی را استخدام کنید که نمی‌ شود کنترلشان کرد. من این مساله را در نیویورک تایمز دیدم؛ دیدم افرادی که ارتقا می‌ گیرند همان ‌هایی هستند که بیشتر رام و تابع ناشر هستند و کارهای دلخواه سردبیران را انجام می‌ دهند و از طرفی دردسرسازان ترفیع نمی‌ گیرند. افراد بهتری را ارتقا دهید که توی چشم ‌هایتان نگاه می‌ کنند و می‌ گویند: هر چیزی هم که بگویی، برایم مهم نیست.»

او این مساله را هم نمی‌ فهمد که چرا واشنگتن پست در مورد ماجرای اسنودن سکوت کرد و تازه وقتی گاردین خبر را چاپ کرد، آن هم مشغول گزارش‌ دهی شد. به نظر می آید اگر هرش مسئول شرکت رسانه ‌های آمریکا بود، قانون سختگیرانه ی او تنها محدود به روزنامه ‌ها نمی‌ شد. وی می‌ گوید: «من دفتر خبری شبکه ‌ها را تعطیل می‌ کردم و می‌ گفتم بیایید با یک لوحه ی سفید، از اول شروع کنیم. کله ‌گنده ‌ها، NBS و ABC و امثالهم از این کارها خوششان نمی‌ آید – پس کار متفاوتی می‌ کنیم، کاری می‌ کنیم که بقیه را از دستمان عصبانی کند؛ چرا که کار ما همین است.»

هرش فعلاً در مرخصی به سر می‌ برد و روی کتابش کار می‌ کند؛ کتابی که مطمئناً خواندن آن برای بوش و اوباما ناراحت کننده خواهد بود. او به خبرنگاران می‌ گوید: «دولت به دردسر افتاده است؛ ما در مورد همه چیز دروغ می‌ گوییم؛ دروغ گفتن قوت غالب ما شده است.»

پی‌ نوشت:

• این مقاله در ۱ اکتبر ۲۰۱۳ اصلاح شد. متن اصلی بیان کرده بود که هرش داستانی در مورد قتل‌عام مای‌ لای را به قیمت ۵۰۰۰ دلار به نیویورک تایمز فروخته است، اما در حقیقت خریدار لاندن پست بود. هرش بیان کرده که منظور او به هیچ وجه زنده ماندن بن‌ لادن در پاکستان نیست؛ مقصود او این بوده که در مورد پس از این ماجرا دروغ ‌های زیادی گفته شده است. در نهایت، باید ذکر کرد که این مصاحبه در جولای سال ۲۰۱۳ انجام شده است.

منبع:وبسایت روزنامه گاردین


۱ Seymour Hersh

۲ My Lai

۳ Abottabad

۴ Edward Snowden

۵ Duncan Campbel

۶ James Bamford

۷ Julian Assange

۸ William Calley

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.