17 مهر 1392

جمشید صداقت نژاد

نیم قرن روزنامه نگاری از مستند نویسی تاریخ تا مجلات خانوادگی

17 مهر 1392

خبرنگاران ایران- سارا محسنی: نیم قرن نوشت و روزنامه نگاری کرد.حتی تا روزهای آخر زندگی اش در تحریریه باقی ماند. «جمشید صداقت نژاد» را روزنامه نگاران قدیمی از مجله «تهران مصور» و سندیکای نویسندگان و روزنامه نگاران می شناسند. روزنامه نگاری که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ در سکوت درگذشت.

وی متولد سوم خرداد ۱۳۲۶ بود. درسش را در دارالفنون در رشته طبیعی خواند. جاییکه که «مسعود بهنود» از هم دوره ای هایش بود. فعالیت روزنامه نگاری حرفه ای خود را از مجله «تهران مصور» شروع کرد. روایت های تاریخی او در مجله های مختلف برای ثبت در تاریخ باقی مانده است. تاریخ را مستند کرد اما تاکنون مستندی از فعالیت های خود او به عنوان یک روزنامه نگار وجود نداشته است.

صداقت نژاد در ۵۰ سالی که روزنامه نگاری کرد به مانند بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی هیچگاه بازنشسته نشد. تحت پوشش هیچ بیمه ای نبود. در استخدام هیچ موسسه و سازمانی نبود و همیشه به صورت حق التحریری کار می کرد. دستمزدش هم مثل همه اهل قلم نامرتب پرداخت می شد. دوستانش می گویند همیشه با خنده به ما می گفت که بعد از مرگم برایم زیاد بنویسید. او این را یکی از آرزوهایش عنوان می کرد.حالا جدی یا شوخی اش را کسی نمی داند . آرزویی که انگار زیاد تحقق نیافته است .در صفحات اینترنت کمتر مطلبی و یا عکسی از او یافت می شود.

"۴۸ سال با هم کار کردیم"

«محمدرضا حسن بیگی» از دوستان قدیمی او بود که در سال ۱۳۴۴ وارد عرصه رسانه شد. او در گفت و گو با خبرنگاران ایران درباره صداقت نژاد می گوید: «جمشید دو-سه سال زودتر از من فعالیت روزنامه نگاری خودش را شروع کرده بود. ما سال ۱۳۴۴ با یکدیگر آشنا شدیم و تا پیش از فوتش هر جا کار کردیم با هم بودیم.»

بیگی درباره حوزه فعالیت خود و صداقت نژاد توضیح می دهد: « بخشی از فعالیت های ما در روزنامه ها و رسانه ها بوده که با یکدیگر بودیم. بخشی در حوزه تالیف بوده که در حوزه نوشتن رمان های تاریخی فعالیت داشتیم. یک بخش از کارهایمان هم در رادیو بود که باز باهم کار کردیم. به علاوه اینکه آقای صداقت نژاد سناریو برای سینما و تلویزیون هم می نوشت که من تاکنون ننوشته ام. ایشان سابقه بازی در سینما هم دارند که من ندارم. »

اما این روزنامه نگار قدیمی نحوه آشنایی خود با «جمشید صداقت نژاد» را اینگونه روایت می کند: «من با مجله اطلاعات کودکان که بعدها نامش به اطلاعات دختران و پسران تغییر پیدا کرد، شروع کردم. مدتی در صبح امروز بودم و بعد به مجله امید ایران رفتم. در آن دوران، آقای صداقت نژاد در مجله تهران مصور بود اما با امید ایران هم کار می کرد که رفت و آمدش به مجله امید ایران باعث شد تا باهم آشنا شویم و از طریق آشنایی با ایشان من هم گاهی مطالبی می نوشتم که در مجله تهران مصور چاپ می شد. »

از جوانمرد قصاب تا دیگر پهلوانان ایران زمین

صداقت نژاد گزارشگری بود که به تاریخ بر می گشت. بهترین گزارش های او رنگ و بویی تاریخی دارد. یکی از گزارش هایش در مجله تهران مصور در دهه ۵۰ شمسی درباره مقبره جوانمرد قصاب سر و صدای زیادی کرد. ماجرا از این قرار بود که منطقه محل دفن جوانمرد قصاب را حفاری می کردند تا جوی آبی درست کنند که سنگ قبر جوانمرد قصاب از زیر آب خود را نمایان کرد. برخی تحقیق ها و پیگیری های صداقت نژاد در این زمینه باعث شناسایی این سنگ قبر شد. سنگ قبری که امروزه بقعه جوان مرد قصاب در شهر ری قرار دارد.

همچنین نوشتن زندگینامه پهلوانان ایرانی از دیگر گزارش هایی بود که او برای مستند کردن بخشی از تاریخ ایران می نوشت: «از محل مسابقه کشتی تا محل پهلوان فاتح را چراغانی کرده و با پرچم های الوان زینت می دادند. بسته به نفوذ و شهرت و قدرت و نام نیک پهلوان فاتح به عدد سوره های قرآن گوسفند و گاو قربانی می شد که گوشت تمام حیوانات قربانی شده، در منزل پهلوان تحویل آشپزخانه داده می شد و فقرا مجانا اطعام می شدند.»

این بخش کوچکی از سلسله گزارش های صداقت نژاد درباره پهلوانان ایرانی در مجله تهران مصور است. گزارش هایی که به صورت کتاب هم در آن زمان منتشر شد.

نوشتن زندگینامه بزرگان موسیقی از دیگر گزارش های پرمخاطب او بود. زندگینامه «رضا محجوبی» با عنوان «رضا دیوونه» به عنوان پاورقی در مجله «تهران مصور» منتشر می شد.

او همچنین زندگینامه میرزاده عشقی را روایت کرد. با معشوقه میرزاده عشقی گفت و گو گرفت. همچنین گفت و گو با خواهر «نیما یوشیج» نیز از دیگر کارهای ماندگار او بود.

فعالیت صنفی با هدف ارتقای جایگاه روزنامه نگاری

صداقت نژاد در فعالیت های صنفی هم حضور داشت. وی در سندیکای نویسندگان و روزنامه نگاران در قبل از انقلاب و همچنین انجمن صنفی روزنامه نگاران در بعد از انقلاب عضویت داشت.

«محمد حیدری» آخرین دبیر سندیکای نویسندگان و روزنامه نگاران در گفت و گو با خبرنگاران ایران درباره صداقت نژاد می گوید: «شادروان صداقت نژاد را خوب می شناختم. ایشان مدتی زیر نظر من کار می کرد . هم از لحاظ شخصی و هم از جنبه رعایت اصول اخلاقی روزنامه نگاری هیچ نقطه منفی در کارنامه او نبود.»

وی اضافه می کند: «استعداد فراوانی داشت ، اما به همان میزان کمرو بود و از همین رو همیشه مورد ستم هفت خط ها قرار می گرفت. می دانید که من از مدیران سندیکای نویسندگان و خبرنگاران ایران و آخرین دبیر آن بودم . بدین لحاظ می توانم این نکته راهم مورد تاکید قرار دهم ایشان برای ارتقای حیثیت و جایگاه روزنامه نگاری نیز خدماتی انجام داد .»

حیدری معتقد است که صداقت نژاد به دلیل پاک دستی و پرهیز از زد و بند همیشه با مشکل مالی رو به رو بود ، اما با عزت نفسی که داشت نمی گذاشت کسی به این وضع او پی ببرد.

علاوه بر انجمن های صنفی روزنامه نگاری، صداقت نژاد در انجمن منتقدان فیلم هم عضو بود. جاییکه زمستان سال گذشته (۱۳۹۱) از او به خاطر فعالیت هایش تقدیر کرد.

شاگردانی که در تحریریه تربیت می شدند

صداقت نژاد از روزنامه نگارانی بود که در تحریریه شاگرد روزنامه نگار تربیت می کرد. او چند سالی دبیر تحریریه و ویراستار چند مجله بود و یکی از کارهای او خواندن و ویرایش مطالب روزنامه نگاران جوان بود. در مجله خانواده که از جمله مجله های قدیمی روی دکه های روزنامه فروشی است ، صداقت نژاد مدتی مسئول صفحه قصه آن بود. او روی جوان های قصه نویس که با مجله کار می کردند حساب ویژه ای باز کرده بود. قصه هی آن را ویرایش و چاپ می کرد و اگر توضیح یا اطلاعاتی درباره قصه نویسی می خواستند به آنها ارائه می کرد.

از دوست ۵۰ ساله او یعنی آقای بیگی می پرسم که مهمترین ویژگی صداقت نژاد به عنوان روزنامه نگار چه بود که می گوید: «مهمترین خصیصه ایشان سرعت انتقالش بود. حافظه بسیار خوبی داشت. مطالعات بسیار خوبی روی تاریخ داشت. مجله ما(خانواده) یک مجله خانوادگی – اجتماعی است و بیشتر مطالب آن داستان است. بسیاری از نویسندگان جوان وقتی پیش ایشان می آمدند و درخواست سوژه می کردند ، بدون تامل و با توجه به آشنایی با روحیه نویسنده سوژه ای را مطرح می کرد و کامل توضیح می داد.»

وی اضافه می کند:« سرعت انتقال و قصه پردازی داشت. انسانی متعهد به قول و قرار بود. من نزدیک ۵۰ سال با ایشان همکار بودم هرگز پیش نیامد که بدقولی کند یا مطلبی را دیر بدهد و باز این روحیه را داشت که اگر سردبیر یا مدیر مسئول مطلبی را رد می کرد ، به هیچ وجه برآشفته نمی شد. از مواضع فکری خودش دفاع نمی کرد و این را پذیرفته بود که سردبیر و مدیرمسئول ، مسئول نهایی هستند و اینکه آنها می گویند باید رعایت کنم. »

نگارش بیش از ۵۰ عنوان کتاب با تاکید بر تاریخ

این روزنامه نگار قدیمی، علاوه بر فعالیت های روزنامه نگاری در نگارش کتاب نیز بسیار فعال بود. به گفته دختر صداقت نژاد بیش از ۵۰ عنوان کتاب از او باقی مانده است. بسیاری از این کتاب ها در قطع جیبی پیش از انقلاب اسلامی ایران منتشر شد. اما بعد از انقلاب هم او در حوزه نگارش رمان های تاریخی بسیار فعال بود.

او بین سال های ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۷۵ فعالیت مطبوعاتی نداشت و بیشتر کارهای نگارش کتاب را انجام می داد.

یک کتاب از وی هم اکنون زیر چاپ است که در زمان حیاتش منتشر نشد و اسم آن «عزیز مصر» است. به مانند بسیاری از کتاب های دیگرش ، این نیز یک رمان تاریخی است.

بیگی در این زمینه می گوید: «از رمان های آخر ایشان زندگی داستانی قمر بنی هاشم بود که یکی از کارهای بسیار خوب اوست. علاوه بر اینها زندگی نامه بسیاری از پهلوانان را نوشته است. کتاب های «پانته آ» ، «مختارنامه»، «رندان خراباتی» ، «چشمه آب حیات»، «غول ترکمن صحرا»، «مسافر غریب» و... از جمله کتاب های اوست.»

وی اضافه می کند: « جمشید فعالیت روزنامه نگاری خود را از حوزه فرهنگ و هنر شروع کرد. بعد بیشتر داستان وفیلم نامه نوشت. نگارش رمان تاریخی دغدغه همیشگی او بود.»

این روزنامه نگار در رادیو هم سابقه فعالیت به عنوان نویسنده دارد. از بیگی درباره فعالیت صداقت نژاد در رادیو می پرسم که می گوید: « من سال ها کار رادیو می کنم. ایشان به دعوت من به رادیو تهران آمد و در مناسبت هایی که نیاز به کارهای تحقیقی به عنوان نویسنده داشت با رادیو همکاری می کرد مثلا در آخرین مورد درباره نوروز بود. او درباره آداب نوروز در تهران قدیم کار تحقیقی کرد و در رادیو ارائه داد که برای نوروز سال ۱۳۹۲ از رادیو پخش شد.»

۲۲ سال فعالیت با گروه نشریات خانواده

زمانی هم که مجله خانواده به دکه های روزنامه فروشی آمد ، صداقت نژاد در حوزه داستان و قصه نویسی با این مجله همکاری نزدیکی داشت. همکاری با مجله خانواده تقریبا به کمی بیش از دو دهه می رسد و در واقع این روزنامه نگار از سالهای نخست انتشار در آنجا همکاری می کرد.

گرچه در این مجله مدتی دبیر صفحه داستان بود اما این اواخر بیشتر به نوشتن داستان برای مجله اکتفا می کرد.

صداقت نژاد تا آخرین روزهای زندگی اش فعالیت های روزنامه نگاری خود را ادامه داد. وی تا پایان سال ۱۳۹۱ با مجله خانواده همکاری داشت و روزی ۸ سال کار می کرد. اما با آغاز سال ۱۳۹۲ بیماری گریبان او را رها نکرد و بر اثر سرطان در اردیبهشت ۹۲ در گذشت.

او در سال ۱۳۷۵ بعد از وقفه ۱۸ ساله که در فعالیت های رسانه ای خود داشت، در سال ۱۳۷۵ با هفته نامه سینما ویدئو دوباره به رسانه ها برگشت و بعد از آن با گروه نشریات خانواده همکاری مداوم داشت. او همچنین سابقه فعالیت در مجله زن روز، دنیای جوانان، نویسندگی برای چند برنامه تلویزیونی و ... را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.

پی نوشت :

- عکس ها از خبرنگاران ایران

- برای یاقتن تعدادی از مطالب صداقت نژاد از آرشیو کتابخانه ملی در تهران استفاده شد .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.