14 مهر 1392

مرور طنز در مطبوعات، از بهمن 57 تا خرداد92-بخش دوم

طنز کمرنگ در مطبوعات ایران

14 مهر 1392

خبرنگاران ایران- علی رضا بهجت: در بخش نخست این مقاله، وضعیت طنز مطبوعاتی و جایگاه طنز در روزنامه ها از زمان انقلاب سال57 تا سال 1376 مورد بررسی قرار گرفت. و در ادامه مروری داریم بر نشریات طنز از آغاز دوره اصلاحات در سال 1376 تا کنون.

خرداد 1376 و دنیای نوین طنز مطبوعاتی

پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1376 و ایجاد فضای خاص سیاسی و اجتماعی در کشور، طنز نیز عرصه‌ي نوینی را برای حرکت خود یافت. در سایه‌ي این فضا، فرصتی برای نویسندگان فراهم می‌شود تا با صراحت بیش‌تری سخن بگویند. این است که می‌بینیم شوخ‌طبعی در این دوره، بسیار به هجو می‌گراید و گاه فضای طنز پس از شهریور 1320 و پس از بهمن 1357 را در اذهان تداعی می‌کند و بعضی اوقات رنگ مناقشه و جنجال‌آفرینی به خود می‌گیرد.

در فاصله‌ي دو سال به دفعات دادگاه مطبوعات، به طرح دعاوی درباره‌ي مطالب طنز (تصویری و مکتوب) روزنامه‌ها و نشریات می‌پردازد و چاپ مطلب و تصویر طنز یکی از دلایل تعطيلي دو روزنامه‌ي «جامعه» و «زن» عنوان می‌شود. در این دوره بیش‌ترین جنجال‌آفرینی در زمینه‌ي طنز، در روزنامه‌ها دنبال می‌شود و نشریات طنز در فضایی آرام‌تر نسبت به روزنامه‌ها، حرکت می‌کنند. نشريه «دنیای طنز» در بهمن 1376 منتشر مي شود و روزنامه‌ هاي زن، جامعه، توس، نشاط، آریا، جهان اسلام، اخبار، سروش، ایران، انتخاب، کار و کارگر و... ستون‌های طنز دارند.

از اتفاقات اين دوره ، راه‌اندازی ستون «گفت و شنود» در روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است.اتفاق مهم بعدی در این زمینه، انتشار روزنامه «جامعه» و ستون طنز آن به نام «ستون پنجم» بود که سیدابراهیم نبوی آن را می‌نوشت و بسیار پرطرفدار بود. نبوی در این ستون، بسیاری از مرزهای پیشین را پشت سر گذاشت و قالب‌های فراوانی را تجربه کرد. «ستون پنجم»‌که بعدها با تغییر پی درپی اعضای تیم روزنامه جامعه و اسباب‌کشی آنها به روزنامه‌های جدید، با نام‌های «ستون چهارم»، «بی‌ستون» و «چهلستون» منتشر می‌شد، یکی از محبوب‌ترین و پرخواننده‌ترین ستون‌های طنز در تاریخ مطبوعات ایران است.

ابوالفضل زرویی نیز در این سال‌ها ستون‌های طنزی در روزنامه‌های مختلف داشت مثل ستون «از این طرف، از اون طرف» كه در روزنامه «زن» اداره می کرد یا ستون طنز «الغرض» که روزنامه «انتخاب» و با شخصیت اصلی «میرزایحیی» داشت. اما همچنان محبوب‌ترین طنزپرداز این دوران نبوی بود که ترکتازی می‌کرد و به همین دلیل برای اولین بار در سال 77، دستگیر شد و به زندان رفت. کیومرث صابری‌ در همین ایام در مقاله‌ای به شدت جدی با عنوان «در پاسداشت آزادی»، نسبت به این نوع طنزپردازی که به نظر او خط قرمزها را رد کرده بود، هشدار داد اما گویا نبوی در زندان بود و آن را نخواند.

اردیبهشت سال 79، یک اردیبهشت تاریخی در تاریخ مطبوعات ایران است . چند نشریه توقيف شدند و چند روزنامه‌نگار و نویسنده هم دستگیر شده و به زندان افتادند؛ نشریه کمیک «توانا» توقیف شد و سیدابراهیم نبوی نيز به زندان افتاد. دادگاه سيد ابراهيم نبوی، بعد از 45 روز انفرادی و 3 ماه زندان عمومی، تشکیل شد و او در حالی که شاکیان مهمی مثل چند نماینده مجلس، فرماندهی ناجا و رئیس کل دادگستری تهران داشت در دادگاه تبرئه شد .

محمود فرجامي طنز پرداز و پژوهشگر طنز درباره ي اين حادثه به طنز چنين روايتي دارد : « مثلا ممكن است ...او قاضی مرتضوی و شاکیان را خندانده باشد و قول داده باشد که از این به بعد سر به راه باشد و با «کیهان» مصاحبه توابانه‌ای انجام داده و آزاد شده باشد (بیشتر از این ادامه نمی‌دهم چون حدس می‌زنم این قسمت از مطلب به علت تکرر «باشیدن» در این داستان پرآب چشم، به مرحله ملال‌آوری نزدیک شده باشد ! )»

بعد از این ماجرا نبوي با نشریات و روزنامه‌های چلچراغ، مهر، بینان، همبستگی، جام‌جم و حیات‌نو همکاری‌های پراکنده‌ای را شروع کرد اما طنز او جذابيت هاي گذشته را نداشت و او پس از آن به اروپا کوچ کرد.

طنز مطبوعاتی و دهه پرفرود 80

دهه ۸۰ برای طنز مطبوعاتی ایران دهه پر فراز و فرودی بود.شاید بیش از پرفراز، پرفرود. مهم‌ترین رویداد سال‌های آغازین این دهه با نام گل‌آقا، معتبر‌ترین نشریه طنز ایران در سه دهه گذشته گره خورد. در سال ۸۱ کیومرث صابری فومنی، مدیر موسسه گل‌آقا از تعطیلی هفته‌نامه گل‌آقا خبر داد. (در حالی که بنا به اعلام صابری در آخرین شماره هم 35 هزار تیراژ داشت) بنا به دلایلی که نسبتا روشن بود، پس از انتشار 560 شماره، در دوم آبان ۱۳۸۱ و در دوازدهمین سالگرد انتشار به دست خود صابری‌ تعطیل شد. البته فعالیت موسسه گل‌آقا محدود به هفته نامه نبود و چند نشریه دیگر از جمله ماهنامه، سالنامه و «بچه‌ها... گل‌آقا» توسط آن منتشر می‌شد که همگی به مرور تعطیل شدند.

در دهه۸۰، کمتر کسی از میان متقاضیان انتشار نشریات طنزآمیز به نظر مسئولان امر در دولت‌های (دوم) محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد واجد شرایط شناخته شدند و آنهایی هم که این بخت را داشتند در انتشار موفق نبودند.به این ترتیب تنها نشریه طنزی که در سراسر این دهه منتشر شد، ماهنامه «طنز و کاریکاتور» جواد علیزاده بود . این نشریه بیشتر به موضوعات کم‌خطر به ویژه فوتبال می‌پردازد و در سراسر این دهه هرگز موفقیت‌های اوایل انتشار آن در سال‌های ۶۹ و ۷۰ تکرار نشد.

طنز مطبوعاتی در دهه ۸۰ در انحصار نشریات ویژهٔ طنز، یعنی نشریاتی که یکسره طنزآمیزند و با این عنوان شناخته می‌شوند، نماند.

هفته‌نامه چلچراغ که از سال ۸۱ با مدیریت فریدون عموزاده خلیلی و برای مخاطبان جوانی منتشر شد که به ابتکار این مجله «نسل سوم» نام گرفتند، از عنصر طنز به خوبی بهره برد. نشریه چلچراغ با تزریق نوعی شوخ‌طبعی سرخوشانه در کل نشریه -حتی صفحه‌های علمی و فنی- توانست به موفقیت و محبوبیت ممتازی برسد.

همشهری جوان، یکی از نشریات متعلق به موسسه انتشاراتی همشهری چند سال بعد توانست، با انتخاب روشی مشابه در استفاده از لحن طنزآمیز به یکی از پرفروش‌ترین نشریات جوان‌پسند تبدیل شود.

نشریاتی همچون «چلچراغ» و بعدا «همشهری جوان»، علاوه بر اختصاص ستون‌ها و صفحه‌هایی به طنز، لحنی غیررسمی را برای ارائه مطالب گوناگون در قالب طنز انتخاب کردند که این لحن مورد استقبال قرار گرفت.

در مقیاسی محدود‌تر، چند نشریه دانشجویی طنزآمیز هم در این سال‌ها خوش درخشیدند. معروف‌ترین و پرمخاطب‌ترین آن‌ها شاید ماهنامه طنز «ستون آزاد» باشد که از سوی دانشجویان چند دانشگاه مشهد به صورت تمام رنگی و رایگان در گستره کشوری انتشار و شمارگان آن به ۲۰ هزار نسخه رسید.

هرچند که در سراسر دهه ۸۰ هرگز موفقیت و اقبال ستون‌های طنزآمیز روزنامه‌های اصلاح‌طلب در نیمه دوم دهه ۷۰ تکرار نشد اما ستون‌ها و صفحات طنز جداگانه در بسیاری از روزنامه‌ها و مجلات ایرانی که لحنی غیرطنزآمیز در ارائه مطالب داشتند به وجود آمد. اما طنزپردازان اين دوره ؛ ابراهیم نبوی در اوایل دهه هشتاد و آخرین‌سال‌هایی که در ایران بود چندی در روزنامه محافظه‌کار جام جم ستون طنز داشت و پس از آن هم طنزنویسانی چون زرویی نصرآباد، میرفتاح و رفیع در این روزنامه برای مدت‌های کوتاهی به طنزنویسی پرداختند. در فروردین ماه سال ۸۲، ابراهیم نبوی یکی از پرکار‌ترین و مشهور‌ترین طنزنویس مطبوعاتی دهه ۷۰ پس از دو بار بازداشت و زندان و محدود شدن همکاری‌اش با مطبوعات داخلی از ایران به بلژیک رفت.

نیک‌آهنگ کوثر كارتونيست نیز یک سال پس از نبوی به خارج از کشور کوچید و ساکن کانادا شد.

ابوالفضل زرویی نصرآباد مدتی در صفحه آخر روزنامه همشهری ستون طنز منظومی داشت که از جهت شیوه طنزسرایی روزانه منحصر بفرد محسوب می‌شود و پس از مدتی متوقف شد. او بعلاوه ستون هايي در جام‌جم و چند نشریه دیگر دایر کرد که کما فی‌السابق هیچ‌کدام عاقبت به‌خیر نشدند و چندان دوامی نیافتند. «حرفی از آن هزاران» در «جام‌جم»، «خاطرات حسینعلی خان مستوفی» در ضمیمه همشهری و به‌خصوص ستون طنز منظوم او در صفحه آخر روزنامه همشهری ـ که اولین ستون طنز روزنامه در قالب شعر بود ـ از این جمله‌اند. علی میرمیرانی (با نام مستعار ابراهیم ر‌ها) در روزنامه اعتماد به تناوب چند ستون طنز سیاسی پرمخاطب داشت که چندین‌بار انتشار این نشریه را با اخطار و مشکل روبرو کردند.

علی میرفتاح هم چندی در این روزنامه ستون طنز داشت که البته هیچگاه به محبوبیت نوشته‌های طنزآمیز او در روزنامه شرق نرسیدند. ستون «کرگدن‌نامه» که به «قلندران پیژامه‌پوش» شهرت پیدا کرد، شرح طنزآمیز گزارش گفتگوهای چند پیرمرد خیالی در حین تریاک‌کشی (یا به تعبیر میرفتاح: چای خوری) بود که به طور غیر مستقیم حاوی نقدهای سیاسی و اجتماعی روز ایران بود.این ستون ابتدا در یکی از ضمائم هفتگی شرق منتشر می‌شد که با استقبال خوانندگان به ستونی روزانه و پرمخاطب تبدیل شد كه البته با توقیف روزنامه شرق به کما رفتند.

همچنین ستون‌‌های طنز روزانه‌ای به قلم رضا رفیع (جام‌جم) و رؤیا صدر (اعتماد ملی) ایجاد شدند .

فرورتیش رضوانیه هم در روزنامه شرق مدتی در ستون هفتگی «بومرنگ» داستان‌های کوتاه طنزآمیزی می‌نوشت. صفحه طنزآمیزی که او در آخرین شماره شرق در اسفند سال ۸۲ چاپ کرد و به عنوان دروغ ۱۳، خبر از کج شدن برج میلاد داد به مدد اعتبار روزنامه شرق چنان جا افتاد که تا مدتی بر قیمت زمین در محدوده برج میلاد تاثیر گذاشت.

رضوانیه بعدتر به همشهری مسافر، یکی از ضمائم همشهری که جایگاه ویژه‌ای برای طنز و کاریکاتور قائل است پیوست.

در سال ۸۳ کیومرث صابری فومنی، یکی از برجسته‌ترین طنزنویسان سیاسی تاریخ مطبوعات ایران درگذشت . صابری، معلم گیلانی و همکار پاره‌وقت توفیق در پیش از انقلاب که به عنوان دوست و مشاور رجایی در کسوت نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور ایران، به ناگهان جایگاه سیاسی ممتازی در حکومت انقلابی یافته بود با کناره‌گیری از پست‌های حکومتی از سال ۶۳ شروع به طنزنویسی سیاسی در روزنامه اطلاعات کرد.اهمیت کار او از آن روست که در سال‌های میانی دهه شصت به خاطر جو خاص سیاسی ایران و جنگ، انتقاد از مسئولان و آن هم در قالب طنز کاری دشوار بود.

پس از درگذشت بنیانگذار گل‌آقا در سال ۸۳، پوپک صابری دختر کیومرث صابری و وارث این موسسه در چند مرحله تلاش کرد تا با انتشار یک مجله اجتماعی طنزآمیز و همچنین یک نشریه کمیک، نام گل آقا را دوباره در عرصه مطبوعات کشور احیا کند. او برای این هدف، تغییر زمان انتشار و نیز تغییر قطع مجله را نیز آزمود اما سرانجام کلیه این تلاش‌ها به شکست انجامید و پوپک صابری در دی‌ماه سال ۸۷ اعلام کرد موسسه گل‌آقا از این پس هیچ نشریه‌ای را منتشر نخواهد کرد و نیمه‌تعطیل خواهد بود.

روی خوش به کارتون و کاریکاتور

از سال 1384 با انتخاب محمود احمدي نژاد بعنوان رئيس جمهور تغییراتی در فضای سیاسی کشور از یک‌سو و توسعه‌ي شبکه‌ي جهانی اینترنت، شاهد تغییراتی در طنز مطبوعاتی و غیرمطبوعاتی هستیم. شاید بتوان مهم‌ترین مشخصه‌ي این دوره را اقبال عمومی و گرایش طنزپردازان به استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های اینترنتی در قالب وبلاگ‌ها و سایت‌ها برای نگارش طنز دانست. انتشار نسخه‌ي دیجیتال برخی مطبوعات نیز به این روند کمک شایان توجهی کرد.

در سال‌های میانی دهه هشتاد نشریات عمومی بیشتر به کارتون و کاریکاتور روی خوش نشان دادند تا طنز مکتوب.

روزنامه‌های اعتماد، اعتماد ملی، کیهان و همشهری در این سال‌ها به طور متناوب، و در دوره‌هایی به صورت روزانه کارتون‌ و کاریکاتور منتشر می‌کردند.

در سال ۸۵ مانا‌‌ نيستاني کارتونیست بداقبال که به خاطر آنکه در یکی از ضمائم نه چندان مهم روزنامه ایران کارتون یک سوسک را کشید که «نمنه» (کلمه ای ترکی) می‌گفت، باعث به وجود آمدن چنان سوتفاهمی برای برخی آذری های ایران شد که تا چند روز مناطق مختلفی را دچار شورش کردند.البته سردبیر روزنامه ایران بعد‌ها گفت کپی‌های دستکاری شده آن کارتون کودکانه توسط گروه‌هایی خاص در تیراژ چند هزارتایی تکثیر و در مناطق عمدتا ترک زبان پخش شده بود تا بلوا و آشوب به پا کند.در هر صورت نیستانی پس از تحمل چند ماه زندان و عذرخواهی مکرر بالاخره آزاد شد اما چنان اوضاع را دشوار و خطرناک یافت که سرانجام ایران را ترک کرد.

در همين سال عمران صلاحی، شاعر، طنزنویس و پژوهندهٔ حوزه طنز، به طور ناگهانی درگذشت. بر خلاف صابری، صلاحی از جمله طنزنویسان و روشنفکرانی بود که هرگز حکومت اسلامی به آن‌ها روی خوش نشان نداد و بار‌ها از سوی تندروان، محافظه‌کاران و نیروهای امنیتی مورد حمله قرار گرفت.حتی یکبار برای نوشته‌ای از وی که در نشریه «دنیای سخن» منتشر شد مسعود ده‌نمکی مدیر نشریه شلمچه به دلیل «توهین به حضرت آدم، پیامبر خدا» به دادگاه شکایت کرد.

عمران درباره ی طنز در مطبوعات ایران گفته بود : « هم طنز در مطبوعات ايران كم‌رنگ است و هم مطبوعات طنز در ايران! چندي پيش سفري به تركيه داشتم. ديدم بعضي از خط قرمزها را كه ما داريم، آنها ندارند و طنزنويسان و طنزنگاران آنجا دست‌شان بازتر است. جمعيت ما تقريبا اندازه جمعيت تركيه است و اصلا خوب نيست كشوري با تقريبا هفتاد ميليون جمعيت نشريات طنزش اينقدر ناچيز باشد. شايد رويدادها آن قدر خنده‌دار است كه ديگر نيازي به نشريه طنز نيست »

دو سال پس از درگذشت عمران صلاحی، منوچهر احترامی نیز در روز ۲۲ بهمن و در سن ۶۷ سالگی بر اثر عارضه قلبی از دنیا رفت.احترامی با تسلط کم نظیرش بر انواع نظم و نثر فارسی داستان‌ها، اشعار، مقالات تحقیق و یادداشت‌های طنزآمیز بسیاری نوشت.او از دوره نوجوانی از اوایل انتشار «روزنامه فکاهی توفیق» (با مدیریت برادران توفیق در سال ۳۷) با اسامی مختلف در رسانه‌های ایرانی (عمدتا نشریات و رادیو) طنزنویسی می‌کرد و تا آخرین شماره گل‌آقا نیز با آن همکاری داشت. با این حال شعر کودکانه «حسنی نگو یه دسته گل» مشهور‌ترین اثر او در میان عامه مردم است.

با نزدیک شدن به انتخابات سال ۸۸، روزنامه اعتماد ملی که تا پیش از به طور هفتگی رویا صدر در آن طنز می‌نوشت صفحه‌ای را به صورت روزانه به طنز اختصاص داد که پوریا عالمی مسئولیت آن را بر عهده داشت.

عالمی مدتی هم مسئول صفحات طنز در هفته‌نامه ایران‌دخت امروز بود. طومار آن صفحات به همراه خود نشریات پس از بالا گرفتن اعتراضات به انتخابات و برخوردهای قهری حکومت با منتقدان و معترضان بسته شد.

نسخه های مجازی طنز جایگزین طنزهای مکتوب

پس از اعتراضات مردمي ناشي از انتخابات سال 1388 ، فضاي ياس و بدبيني و افسردگي شديدي بين روزنامه نگاران رواج پيدا كرد و با دستگيري تعداد قابل توجهي از روزنامه نگاران و مهاجرت ناگزير بسياري فضاي طنز وضعيت ميرايي در مطبوعات پيدا كرد .

اما با سرعت انتقال، سهولت دسترسی و گستردگی فراوان شبکه اینترنت، تعداد زیادی از نویسندگان طنز، وارد این عرصه شده‌اند و با راه‌اندازی وبلاگ‌ها، وب‌سایت‌ها، نشریات و روزنامه‌های الکترونیک، طنز سال‌هاست که از فضای چاپی به عرصه‌ي مجازی راه یافته است .این فضای مجازی با آنی‌ بودن و لحظه‌ای بودن، این امکان را به نویسنده‌ي طنزپرداز می‌دهد که به سرعت در برابر تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با نوشتن طنز و انتشار آن در فضای اینترنت واکنش نشان دهد و منتظر چاپ روزنامه و مسائل دیگر نماند. از این‌روست که امروزه باید این پدیده را جدی گرفت؛ چرا که طنز به خاطر ماهیتش در فضای مجازی از قید و بندهای مطبوعات چاپی می‌رهد و راحت‌تر و سهل‌تر انتشار می‌یابد.

در واقع پس از انتخابات و با توقیف تدریجی تقریبا تمام روزنامه‌های منتقد و همچنین جو بسیار سنگین در فضای سیاسی کشور کمتر ستون طنزی به جا ماند. یا مانند ستون طنز روزانهٔ محمود فرجامی در روزنامه تهران امروز در کمتر از یک سال از فعالیت باز ماندند. اگر مطبوعات ایران را به معنای مطبوعات دارای مجوزی که در داخل ایران به چاپ می‌رسند معنا کنیم بی‌شک طنز مطبوعاتی ایران در دهه هشتاد گام بزرگی به پس برداشته است.نه فقط در این دهه به تعداد نشریات طنز افزوده نشد بلکه از تعداد آن‌ها کم شد. طنزپردازان زیادی از کشور مهاجرت کردند یا عطای این فعالیت پرهزینه و کم‌درآمد را به لقایش بخشیدند.چند نفر از بهترین طنزپردازان ایران درگذشتند.از سال ۸۶ تا کنون روز به روز خط قرمزهای سیاسی و امنیتی برای طنزنویسی بیشتر شد تا جایی که نوشتن طنز انتقادی در مورد بسیاری از مشاوران و معاونان رئیس‌جمهور هم برای طنزپردازان در حکم بازی کردن با آتش بود.

با این حال دهه هشتاد به خاطر فن آوری‌های‌های نوین ارتباطات که طنز و کمدی سیاسی و اجتماعی با آن‌ها درآمیخت (نظیر وب، وبلاگ، شبکه‌های اجتماعی، بلوتوث و پیام کوتاه) دوره‌ای درخشان و کم نظیر از جنبه «طنز رسانه‌ای» بود. در این دهه البته ستون‌ها و صفحات بسیاری در نشریات مختلف و به ویژه نشریات ورزشی منتشر شدند که به لحاظ پراکندگی و نیز نامنظم بودن انتشار به شهرت چندانی نرسیدند .در پایان این دهه، رضا رفیع شاید از معدود طنزنویسان مطبوعاتی ایران بود که همچنان بخت انتشار مطالبش در یک روزنامه سراسری را داشت. او در روزنامه اطلاعات، با احتیاط طنزنویسی می‌كرد.

با اینکه فضای طنز رسانه ای بعد از انتخابات 88 به فضاهای مجازی کشیده شد اما در اسفند 89 مجله طنز « خط خطی » با مدیریت کیارش زندی و سردبیری امین مویدی منتشر شد که بهمراه مجله طنز و کاریکاتور به سردبیری جواد علیزاده از معدود نشریات طنز هستند که تا پایان دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد منتشر شدند.

در دی ماه سال 91 محمود عنايت، روزنامه‌نگار ، طنز‌پرداز، مترجم و ناشر مجله "نگین" که طنز را يكي از زمينه هاي اصلي كار حرفه اي‌اش در روزنامه نگاري انتخاب كرد و دستي قوي در طنز داشت و سرمقاله‌هایش را در ستونی با نام «راپرت»، با زبانی آمیخته به طنز و با نگاهی انتقادی می‌نوشت در 80 سالگی در شهر لس آنجلس آمریکا از دنیا رفت.

پوریا عالمی که ستون‌های «فال فهوه» و «مادر رجب» در روزنامه اعتماد ملی، ستون «کاناپه» در روزنامه اعتماد، ستون «نشر اکاذیب» در روزنامه قانون، ستون «از هر نظر بی‌ضرر» در روزنامه شرق، داستان‌های طنز «آسانسورچی» در مجله چلچراغ از ستون‌های پرخواننده او بوده است در بهمن ماه و اسفند ماه 91 مدت 32 روز توسط وزارت اطلاعات در اوین حبس شد.

.در ماههای پایانی ریاست جمهوری بواسطه ی اینکه احمدی نژاد سیبل حملات اصولگرایان شد و بخصوص در دوران نزدیک به انتخابات نود و دو ، سوژه ی طنزهای بی شماری شد که البته دیگر خط قرمزی حول او وجود نداشت و البته گاه طنز ها علیه او هم کاملا کلیشه ای می شد.

منابع :

-  فرجامي ، محمود ، نگاهي به طنز مطبوعاتي ايران در دهه 80 ، سايت فارسي BBC

-  صدر ، رويا ، بيست سال با طنز ، انتشارات هرمس ، چاپ اول

-  فرجامي ، محمود ، ستون پنجم ! طنز مطبوعاتي بعد از انقلاب اسلامي ، hamshahrionline.ir

-  تقي زاده ، عباس ، نگاهي به سرگذشت طنز در مطبوعات ايران ،حوزه هنري استان كرمان

-  رضوانیه ، فرورتیش ، fardanews.com

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.