11 مهر 1392

آیا مرزی بین آزادی بیان، توهین یا زشت گویی در روزنامه نگاری وجود دارد

11 مهر 1392

خبرنگاران ایران- سارا محسنی: آیا مرزی بین آزادی بیان و توهین یا زشت گویی وجود دارد؟ این سوال بارها و بارها در جوامع مختلف تکرار شده اما در عین حال جواب ها متفاوت بوده است. بعضی افراد معتقدند آزادی بیان را نباید محدود کرد چراکه آزادی بیان، اساس دموکراسی است. برخی هم می گویند برای آزادی بیان باید حد و مرز قائل بود چرا که جامعه به سمت بی نظمی و هرج و مرج پیش می رود.

در بسیاری از جوامع برای آزادی بیان حد و مرز مشخص شده است، که این مرز یا در قانون آمده است و یا آئین نامه های اخلاقی آن را معین کرده است به طوری که در بسیاری از کشورهای اروپایی حد آزادی بیان تا جایی است که باعث نفرت نژادی، ترغیب به قتل و تخریب نشود.

در روزهای اخیر انتشار برخی کاریکاتورها و یا مطالب طنز در برخی سایت های خبری فارسی زبان در خارج از کشور ، موضوع مرز آزادی بیان را بار دیگر روی دایره بحث آورد. حتی هفته پیش اعلام شد که مقاله یک خانم ایرانی- دانمارکی در روزنامه ای دانمارکی او را با اتهام نژادپرستی و نفرت‌پراکنی روبرو کرد که منجر به جریمه ۹۰۰ دلاری برای او شد که یا باید جریمه آن را پرداخت کند و یا پنج روز به زندان برود.

همه این اتفاق ها ، این سوال را بار دیگر مطرح می کند که آیا برای روزنامه نگاران و نویسندگان مرزی در بیان وجود دارد؟ اگر مرزی در روزنامه نگاری ایران برای آزادی بیان وجود دارد این مرزها کدامند ؟و آیا این مرزها متفاوت از قواعد روزنامه نگاری در جهان است؟ نقش کدها و آیین نامه های اخلاقی در این زمینه چیست؟

این سوالات و سوالات دیگر را با برخی از روزنامه نگاران و کارتونیست های ایرانی مطرح کردیم .

"عرف داخل کشور برای مرز آزادی بیان اولویت دارد"

«مهدی جامی» روزنامه نگار ایرانی ساکن هلند که تجربه سردبیری در سایت های خبری را هم دارد به «خبرنگاران ایران» در پاسخ به این سوال که «مرز آزادی بیان کجاست» می گوید: «سقف آزادی بیان را یا عرف مشخص می کند و یا قانون. »

او به پراکنده بودن روزنامه نگاران ایرانی در سراسر دنیا اشاره می کند و می گوید: «فعلا که ایرانیان در کشورهای مختلف دنیا پراکنده اند که بر هر یک، عرف و قانون خاصی حاکم است و در این زمینه پریشانی دیده می شود. ولی اگر مطلبی قرار است برای ایرانیان نوشته شود،عرف داخل کشور اولویت دارد. یعنی باید مراقب بود که بی جهت حساسیت های اجتماعی و قومی و مذهبی مردم هدف قرار نگیرد و اگر هدف قرار گرفت در طرف مردم بایستیم و اجازه ندهیم تحریک رسانه ای به مرحله تنش اجتماعی برسد.»

"اخلاق شخصی غیرالزام آور، مرز آزادی بیان است"

جامی در حالی سخن از «تنش اجتماعی» در این موضوع به میان می آورد که «آرش بهمنی» روزنامه نگار ساکن فرانسه و فعال در سایت «روزآنلاین» در پاسخ به این سوال می گوید: « تنها مرز آزادی بیان به نظر من، اخلاق و مساله تهمت و افترا به افراد و نفرت‌پراکنی است.»

او اضافه می کند:«باید توضیح دهم که منظور از اخلاق، نه اخلاق تحمیلی دیکته شده از سوی حکومت یا نهادهای حکومتی، بلکه نوعی اخلاق شخصی غیرالزام‌ آور برای دیگر افراد است. اخلاق در واقع یک بحث درونی مربوط به خود روزنامه‌نگار است و ارتباطی با مباحت تئوریک پیرامون فلسفه اخلاق و انواع آن ندارد. بحث تهمت و افترا هم به نظرم کاملا مشخص است. به غیر از این این دو٬ به نظر من آزادی بیان حد و مرز دیگری ندارد. پیرامون بحث نفرت‌پراکنی نیز به نظرم موضوع مشخص است. نفرت‌پراکنی پیرامون گروه‌های مذهبی٬ نژادی٬ جنسی و ... طبیعتا نمی‌تواند قابل قبول باشد.»

"دمکراتیک ترین نظام های سیاسی دنیا مرز آزادی بیان دارند"

«نعیمه دوستدار» روزنامه نگار ساکن سوئد که در سایت رادیو زمانه فعالیت رسانه ای خود را ادامه می دهد، در مقابل این پرسش می گوید: «موضوع سقف آزادي بيان، موضوعي مناقشه برانگيز است از اين لحاظ كه همواره در مورد مرزهاي آزادي بيان در ميان فلاسفه معاصر اختلاف نظر بوده است. با اين حال نوعي توافق جمعي وجود دارد درباره اينكه با وجود به رسميت شناخته شدن آزادي بيان، بايد مرزهايي قانوني براي آن تعيين كرد و اين اتفاق در دموكراتيك ترين نظام هاي سياسي جهان هم افتاده است؛ مثل سوئد كه با تاكيد بر آزادي بيان، آن را بر اساس قانون تعريف و معنا كرده است و يا آمريكا كه چنين قوانيني را تدوين كرده است.»

او هم، چنین اعتقاد دارد که بر مبناي برخي توافق ها گفته مي شود كه آزادي بيان نبايد موجب نفرت پراكني و تهديد و به خطر انداختن منفعت عمومي شود.

دوستدار اضافه می کند:«اين ديدگاهي است كه من شخصا به عنوان يك روزنامه نگار به آن معتقدم و فكر مي كنم ضمن حساسيت براي جلوگيري از افتادن در دام خودسانسوري و نقض آزادي بيان و حقوق بشر، وظيفه روزنامه نگار اين است كه از حقوق انساني ديگر هم مانند حق آزادي بيان حفاظت كند. به اين معنا، زشت نویسی هایی كه در خود نقض حقوق زنان، همجنس گرايان، اقليت هاي قومي و مذهبي را دارند، از نظر من پذيرفته نيست.»

"زبان توهین، غیر مدنی است چون همزیستی را ناممکن می کند"

از سوی دیگر برخی افراد، مقوله‌های اهانت به مقدسات را اموری ‏نسبی عنوان می کنند چراکه ممکن است برخی امور در عرف جامعه‌ای اهانت ‏تلقی شوند و در عرف جامعه‌ای ديگر اهانت به شمار ‏نيايند. ‏آنها معتقدند آزادی بيان در قلمرو ملی هر کشور نسبت به ‏عقايد جوامع ديگر نبايد محدودشونده باشد اما اگر کسی ‏علم داشته باشد که بيان سخن يا تصويری موجب جريحه‌دار ‏شدن عواطف پيروان عقيده ديگری می‌شود بايد از حق ‏آزادی بيان خود صرفنظر کند تا ديگران را به عمل ‏متقابل تحريض ننمايد.

جامی درباره این موضوع، زاویه نگاه دیگری را به میان می آورد و می گوید: «بدترین شیوه دفاع از آزادی بیان بی اعتنایی به کانتکست های اجتماعی است و نمایشی کردن آزادی. آزادی نمایش نیست. سلوک فردی است که اصل را بر همزیستی و تفاهم با دیگران می بیند و جامعه را به دشمن و دوست و دانا و نادان تقسیم نمی کند و قصدش مرعوب کردن دیگران ولو برای رعایت آزادی نیست. و سلوک سازمانهایی که در قبال کار رسانه ای خود مسئولانه رفتار می کنند. یعنی پاسخگو هستند و جریان رسانه ای را یکطرفه نمی بینند و به اسم آزادی بیان هر رطب و یابسی را منتشر نمی کنند. زبان توهین، زبان خشونت و تحقیر دیگران است و این از اساس امر غیرمدنی است. چون همزیستی را ناممکن می کند.»

" کار برهنه را در سایتی منتشر باید کرد که منطق برهنگی دیده نمی‌شود"

«نیک آهنگ کوثر» کارتونیست و سردبیر سایت خودنویس از جمله روزنامه نگارانی است که در فضای مجازی بارها نوشته هایش چه در سایت خودنویس و چه کارتون هایش مورد نقد قرار گرفته است. برخی اعتقاد دارند که گاه کارهای او به سمت زشت گویی و توهین کشیده شده اند .

او به سایت «خبرنگاران ایران» در پاسخ به این سوال و مرزهای آزادی بیان می گوید: « من جستجوگرم، در نتیجه نمی‌توانم دائما بر اساس ترمزهای دیگران بایستم. به من معترض هستند که چرا مقام‌های سیاسی را وارد حوزه هزل و هجو می‌کنم. چرا نکنم؟ می‌گویند قبیح است. مگر کار بسیاری از سیاسیون قباحت ندارد؟ نشان دادن قباحت اعمال سیاسیون با «قباحتی» دیگر شاید از نظر برخی اخلاقی نباشد، اما بررسی کارتون و طنز پیشروی غیر ایرانی به من خلافش را می‌گوید.»

او مصداق هایی را هم در این زمینه می آورد و می گوید: «گذری بر کارتون‌های انتقادی انگلیسی منتشر شده در گاردین کنید. کارهای جراد اسکارف و رلف استدمن را ببینید.کار دیوید لوین را ببینید وقتی کیسینجر را در حال عشق بازی با کره‌زمین کشید.»

کوثر تاکید می کند که البته اخلاق‌گرایان بسیاری به آثار این بزرگان معترض شده‌اند.

اخیرا یکی از کاریکاتوری های کوثر درباره آیت الله خامنه ای، رهبر ایران نیز با واکنش های بسیاری روبرو شد و او چند روز بعد از این واکنش ها در سایت خودنویس در مطلبی با تیتر «یک عذرخواهی از مخاطبانی که انتقادی منطقی کردند» توضیحاتی ارائه کرد.

کوثر در این باره به خبرنگار ما می گوید: « در مورد این کارتون ، خطای خودم را عدم استفاده از کلمه «کهریزک» در کلام خامنه‌ای می‌دانم. می‌خواستم منطق قاهرانه حاکمان ایرانی را نشان دهم که برای تحقیر جنسی از آن استفاده می‌کنند. اما اینکه او را در آن حالت کشیدم و بخش‌های برهنه‌ را نشان ندادم هم به این دلیل بود که من هم برای خودم محدودیت‌هایی قائلم.»

او اضافه می کند: «من خودم به عنوان کارتونیست، از مرخصی خودم به عنوان سردبیر کمال استفاده را بردم. و بعد خودم به عنوان سردبیر، با خودم به عنوان کارتونیست دعوا کردم و یک عذرخواهی کوتاه هم نوشتم. اما نه به این عنوان که با این نوع طراحی مخالفم! نه! با انتشار این نوع طرح در خودنویس مشکل دارم. اگر بخواهم کاری برهنه بکشم، در سایتی منتشر خواهم کرد که منطق برهنگی، هرزگی دیده نمی‌شود.»

این سخنان نیک آهنگ کوثر در حالی بیان می شود که «مانا نیستانی» کارتونیست دیگر ایرانی که در فرانسه ساکن است روش دیگری را در پیش گرفته است. او در گفت و گویی که سال گذشته با تلویزیون صدای آمریکا داشت ، درباره مرز آزادی بیان گفت: « من ترجیح می دهم کاری نکشم که مخاطبم را از دست بدهم با این بهانه که حرفم را بزنم . طرحی می کشم که مخاطبم به آن فکر کند. طرح های آزار دهنده (offensive cartoons) نمی کشم. گرچه این را قبول دارم که دامنه آزار دهنده بودن گستره عجیب و غریبی پیدا می کند و شاید هر طرحی یکسری را آزار دهد و این یعنی حرکت روی لبه تیغ. »

"نمی‌توان برای «زشت‌گویی» یا «توهین» مرز مشخص کرد"

سوال دیگری که در موضوع مرز آزادی بیان مطرح می شود این است که اگر بین آزادی بیان و توهین یا هرزه نگاری مرزی وجود دارد ، این مرز را چه افرادی تعیین می کنند؟ آیا محدودیت شخصی که یک کارتونیست یا یک روزنامه نگار برای خود می گذارد کفایت می کند؟ آیا این نوع محدودیت ها نوعی سانسور و خودسانسوری نیست؟

بهمنی در این زمینه می گوید: «البته که در هر کشوری٬ با توجه به عرف جامعه٬ حد و ثغوری مشخص شده است. این حدود و ثغور٬ در بعضی کشورها٬ تحمیل شده از سوی حکومت هستند و در برخی دیگر٬ نتیجه تحولات و تحربیات تاریخی. در برخی کشورها اجازه توهین وجود دارد و آن را بخشی از آزادی بیان می‌دانند و در برخی کشورها٬ نه.»

او درباره رابطه سانسور و آنچه به آن توهین گفته می شود هم سخن می گوید: « به نظرم آن‌چه که با عنوان «هرزه‌نگاری» یا «زشت‌گویی» از آن نام برده می‌شود٬‌ ارتباط مستقیمی با عرف جامعه دارد. موارد بسیار زیادی را می‌توان نام برد که کلمه یا جمله‌ای در فرهنگی مصداق زشت گویی و توهین است و در کشور دیگری٬ نه!».

"با نام توهین، سانسور حکمفرما می شود"

این روزنامه نگار سایت روزآنلاین می افزاید: «اما باید توجه کرد که «زشت‌گویی» به طور حتم از مصادیق آزادی بیان است. تحدید آزادی بیان در بسیاری از کشورها به بهانه مبارزه با همین «زشت‌گویی» آغاز شده و سپس دیگر عرصه‌ها را نیز در بر گرفته است. در طول تاریخ همواره شاهدیم که به نام مبارزه با «زشت‌گویی» یا «توهین»٬‌سانسور بر روزنامه‌نگاران اعمال شده و آن‌ها را محدود کرده‌اند. باید توجه کرد که نمی‌توان برای «زشت‌گویی» یا «توهین» مرز مشخصی تعیین کرد. برای برخی هر انتقادی از یک مرجع یا مقام سیاسی و مذهبی٬ مصداق توهین است و برای برخی دیگر٬ این‌طور نیست.»

بهمنی معتقد است تنها مرزی که می‌توان مشخص کرد٬ همان حدود و ثغور آزادی بیان است. زشت‌گویی اگر شامل تهمت و افترا و یا نفرت‌پراکنی نشود٬ طبیعتا تضادی با آزادی بیان ندارد.

اما مهدی جامی در این زمینه نظری کمی متفاوت از بهمنی دارد و می گوید: «اگر در سطح جامعه صحبت کنیم عرف و قانون تعیین کننده مرزها ست. اگر در سازمان رسانه ای حرف می زنیم مدیران و سردبیران مسئول اند و تعیین کننده خواهند بود. بهترین روش تعیین معیارها و متعادل کردن آنها دیدبانی عمومی است. هر قدر رسانه ها وسیعتر شوند باید دیدبانی و نظارت و نقد بر آنها جدی تر و وسیع تر و همگانی تر شود. و باید رسانه هایی وجود داشته باشند که کار خود را نقد رسانه بدانند.»

"بدون تعیین مرزها، روزنامه نگاری محل حب و بغض می شود"

دوستدار روزنامه نگار سایت رادیو زمانه هم درباره این مرزها می گوید: « زماني كه آزادي بيان موجب نقض حقوق انساني و زير پاگذاشتن مرزهاي اخلاق انساني شود، از محدوده اخلاق روزنامه نگاري هم خارج است. در مورد مرجع تعيين مرزهاي آزادي بيان در مطبوعات و رسانه ها، بايد گفت كه عموما رسانه ها کدهای اخلاقی را به شكل درون سازماني دارند و برخي آن را به شكل عمومي منتشر مي كنند و در سياست انتشار خود به كار مي گيرند. با اين حال به نظر مي رسد كه لازم است براي روزنامه نگاران ايراني نيز چنين منشوري تدوين شود و استادان ارتباطات و روزنامه نگاران روي تعيين اصولي قابل پذيرش به توافق برسند.»

او معتقد است:«بدون تعيين اين مرزها، عرصه روزنامه نگاري محل حب و بغض ها خواهد شد و زمينه ساز نقض حقوق انساني. اينكه به بهانه نقدي به نظام ديكتاتوري، گرايش هاي جنسي و رفتاوهاي جنسي را به تمسخر بگيريم، به نوعي زائل كردن تلاش هاي فعالان حقوق بشر است؛ موضوعي كه روزنامه نگاران آزاد بايد آن را به نقد بكشند.»

بالاخره مرزهای آزادی بیان کجاست؟کدام خطوط روزنامه نگاران را در بیان آزادانه افکارشان محدود می کند؟اصلا باید این خطوط وجود داشته باشد یا نه؟و پرسش هایی از این قبیل همچنان مورد بحث و چالش است و شاید هرگز پاسخ های قطعی و قابل پذیرش برای عموم روزنامه نگاران نداشته باشد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.