29 تیر 1390

آیا روزنامه نگاری غیر رانتی در ایران امکان پذیر است

29 تیر 1390

خبرنگاران ایران-سعید رازی دوست :

«آیا میشود از وضعیت روزنامه های غیر دولتی و جراید غیر رانتی ایران انتقاد کرد؟» هر از گاهی ذهنم درگیر پرسش بالا میشود. محکوم کردن و حکم دادن کار دشواری نیست؛ کافی است چشمهایت را ببندی و حکم بدهی؛ اما مگر نه اینکه باید همه ی جنبه های واقعیت را دید؟ البته گاهی به این نتیجه می رسم که صحبت از روزنامه نگاری مستقل در ایران نوعی سخن گفتن پیرامون امری ذهنی است و پرسش نخست یادداشت، شکل دیگری در ذهنم می گیرد: «آیا می شود از روزنامه نگاری مستقل یا غیر رانتی در ایران سخن گفت؟»

می توانیم بگوییم کسی که صدها میلیون تومان بودجه برای انتشار روزنامه کنار نگذاشته حق ندارد هوس داشتن روزنامه به سرش بزند. این جمله ی درستی است و وقتی نویسندگان با درهای بسته ی امور مالی روزنامه روبه رو میشوند، با خشم، چنین جمله هایی را بر زبان می آورند. اما آیا صاحب جریده قلباً قصد «بالا کشیدن» حقوق نویسندهها را داشته یا شرایط تحمیلی چارهای جز انجام رفتارهای غیر حرفهای برایش باقی نگذاشته است؟ هرچند می توان گفت: «به من مربوط نیست که روزنامه با چه مسائلی روبه روست. من طلبم را می خواهم!» و شاید رفتار حرفه ای ایجاب کند کارگاهی که سودآور نیست بسته شود، وقتی روزنامه های غیر رانتی، نه کارگاه یا بنگاه نشر که سنگری برای جلوگیری از انسداد کامل خبری میشوند، اوضاع فرق می کند. این را نمینویسم که مدیران جراید را تبرئه کنم؛ فقط قصدم این است که بتوانم از منظری دیگر به مساله نگاه کرده باشم.

در شرایط جاری در ایران در سالهای اخیر، هدف جراید غیر رانتی، نه تبدیل شدن به بنگاه حرفهای نشر، که حفظ «آب باریکه»ای است در کوهستانی خشک. این روزنامه ها یا این نوع از روزنامه نگاری، بی تعارف و صریح بگویم، به مبارز نیاز دارد، چریک میخواهد و نه روزنامه نویس حرفهای.

اگر در چنین شرایطی به چنان روزنامه ای مطلبی بدهم و منتظر حق التحریر بمانم، نشانی را اشتباه رفته ام. اگر بگویند پس تکلیف روزنامه نویس حرفهای در این میان چیست که نه میخواهد به سوی روزنامههای رانتی بغلتد و نه میخواهد روی ویژگی حرفهای بودنش خط بطلان بکشد، خواهم گفت به زعم غالب روزنامهنویسان حرفهای، روزنامهنگاری حرفهای ایرانی فعلا به پایان راه رسیده است.

نمی خواهم انکار کنم که ممکن است کسانی از صاحبان جراید غیر رانتی در بهترین شرایط کاری نیز تمایلی به پرداخت حقوق نویسندگان نداشته باشند، اما قبول کرده ام کسانی نیز هستند که رمقی برای پرداخت حقوق برایشان باقی نمانده است. اگر حکم صادر کنی که «اگر نمیتواند حقوق نویسندگان را بدهد، همان بهتر که درِ روزنامها ش را گِل بگیرد» شاید از طرف او پاسخ بشنوی: «اگر همین یک روزنامه هم نباشد، هیچ نشانی از وجود تفکری از نوع دیگر روی کیوسکهای روزنامه فروشی باقی نخواهد ماند.»

اینجا باز میتوان حکم داد که «برای حفظ بقای یک جریان سیاسی، دیواری کوتاهتر از دیوار روزنامه نگاران پیدا نکردها ند.» اما اگر آنکه بقایش با خطر روبرو شده، نه یک جریان سیاسی صرف، که اندیشه ی بخش قابل توجهی از جامعه باشد، چه باید گفت؟ حکم دادن کار ساده ای نیست؛ محکوم کردن کار سادهای نیست...

آیا امکان بازگشت سرمایه در روزنامه های غیر رانتی وجود دارد؟ در شرایطی که هر شب احتمال توقیف روزنامه یا لغو امتیاز آن میرود، چگونه میشود از بازگشت سرمایه سخن گفت؟ وقتی آگهی های دولتی فقط به نشریه های خاص داده میشود، چطور میشود به سودآوری روزنامههای غیر رانتی امید بست؟ وقتی یارانه های دولتی از روزنامه های منتقد دریغ میشود، وقتی قمیت کاغذ افزایش مییابد و کاغذ سهیمه های یا کاغذ حمایتی به روزنامه های غیر موافق داده نمیشود، آیا میتوان با بستن چشم بر واقعیتها، مسلسل وار علیه مدیران جراید غیر رانتی حکم صادر کرد؟

شاید گفته شود روزنامه ی غیر رانتی باید با افزایش تیراژ خود، متکی به خوانندگانش شود. این حرف درست است، اما در چه شرایطی؟ وقتی که به دلیل افزایش قمیت چاپ و کاغذ و هزینه های جانبی، روزنامهی غیر رانتی با قمیتی روانهی دکه ها میشود که مخاطب روزنامه از عهده ی خرید آن برنمیآید، با گرههای در همِ این کلاف سر در گم چه باید کرد؟ آیا میتوان به جستوجوی محکومی واحد پرداخت؟

روزنامه نگاری رانتی، الزاما روزنامه نگاری دولتی نیست. استفاده از رانتِ هر نهادِ صاحب ردیفِ بودجه، روزنامه را به نشریهای رانتی بدل میکند. روزنامهی رانتی دغدغهی رایانه و ساختمان ندارد. روزنامه ی رانتی کمک هزینه های کافی را برای نشر دریافت میکند و میتواند به راحتی مراحل زیاندهی روزنامه را پشت سر بگذارد. گذر از ماههای نخست انتشار با کمک رانتهاست که باعث میشود روزنامه تیراژ و مخاطبانی پیدا کند و جای ثابتی روی کیوسکها داشته باشد. اما روزنامهی غیر رانتی باید همواره دست و پا بزند تا اینکه بتواند با همهی دشواریهای مالی به بقای خود روی دکه ها ادامه بدهد. رقابت روزنامه ها در ایران عادلانه نیست. در این میان کیفیت مطالب، روزنامه ی پر مخاطب را معین نمی کند؛ بلکه روزنامهی پرتیراژ روزنامهای است که با بهرهگیری از رانت، قیمتی اندک دارد و به رغم این قیمت اندک، نگرانی از بابت برگشت سرمایه مدیریت روزنامه را چندان آزار نمی دهد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.