1 مهر 1392

هم طنز در مطبوعات ايران كم‌رنگ است و هم مطبوعات طنز در ايران

فراز و فرودهای طنز در نشریه های ایران- بخش یک

1 مهر 1392

خبرنگاران ایران- علی رضا بهجت:

« هم طنز در مطبوعات ايران كم‌رنگ است و هم مطبوعات طنز در ايران» این را زمانی عمران صلاحی، طنز پرداز گفته بود و گله داشت از وضع طنز مطبوعاتی. اما چه شده که طنز مطبوعاتی در ایران ضعیف است؟

طنز در مطبوعات و یا نشریات طنز در ایران کدام فرازها و فرود ها را طی کرده است که نه تنها عمران صلاحی که خیلی های دیگر اذعان دارند که طنز در مطبوعات ایران آن چنان که باید باشد؛ نیست. شاید با بررسی تاریخی نشریات طنز در ایران بتوان تصویری از این وضعیت ارائه داد. قبل از اینکه بخش نخست این مقاله که به بررسی مطبوعات طنز از زمان انقلاب تا سال 1376 اختصاص دارد؛آغاز کنیم بهتر است تعریفی از طنز مطبوعاتی ارائه دهیم.

طنز مطبوعاتي به معناي عام آن و فارغ از معناي ريشه اي و وجوه مميزه آن با دسنه بندي هاي ديگر اعم از بذله ، لطيفه ، هزل ، هجو ، فكاهه و بطور كلي شامل همه ي نشانه هاي نوشتاري و تصويري مقوله اي است كه تاثيرپذيري بسيار مستقيمي از تحولات سياسي ، فرهنگي و اجتماعي دارد .

بوی باروت و صدای شعار در طنزهای مطبوعاتی زمان انقلاب

از بهمن 57 و با سرزدن طليعه آزادي و دميدن هواي تازه اي كه در تاريخ ايران بي سابقه بود، يك آزادي بي حد و حصر مطبوعاتي بروز و ظهور يافت . در فضاي پر شور و حال و پرتپش آن زمان و در عرصه اي كه گروههاي سياسي به راحتي جولان مي دادند و بي مهابا و بي ترس و لرز عقايد خود را به طبع و نشر مي رساندند، طنز نيز پس از چند دهه اختناق، خود را به منصه ي ظهور رساند . نشريات طنز متعددي در اين دوره منتشر شدند كه به زعم برخي اين دوره را مي توان با طنز سالهاي 1320 تا 1332 قياس كرد . برخي نشريات طنز اين دوره پس از سالها بار ديگر منتشر شدند ، نشرياتي نظير : بهلول ، حاجی‌بابا، بختک، و چلنگر ، دوره‌ گرد، مش حسن، خوش‌خنده، جیغ و داد، ملانصرالدین و دخو. در اين دوره تا شهريور 1358 كه قانون مطبوعات اجرا شد؛ بيش از سي نشريه طنز منتشر مي شود كه عموما رويه شان سياست زده است كه در واقع بازتاب فضاي بحراني و پرآشوب آن دوره است. طنزي خصمانه و هتاكانه كه بي طرفي سياسي عملا در آن ديده نمي شود . فضاي طنز در اين زمان دقيقا مبتني بر تعريف هجو است ؛ « سلاحي برنده كه بوسيله ي آن طرف مورد نظر خود را با گزنده ترين و ركيك ترين زبان ممكن و با دشنام و سقط مورد حمله قرار دهد و بكوبد .»

محمود فرجاني طنزپرداز و پژوهشگر در باره ي اين دوران چنين مي گويد : « طنز آزادانه‌ای که در این دوران منتشر می‌شد، آینه واقع‌نمایی از شرایط آن روزگار است. شرایط آن روزگار را هم که خودتان بهتر می‌دانید؛ هنوز درگیری بین گروه‌های سیاسی ادامه داشت، حساب‌های شخصی تسویه می‌شد، ایدئولوژی‌ها هنوز درحال تبدیل به گلوله بودند، گروه‌های انقلابی به پروپای هم می‌پیچیدند، بازار اعدام و ترور داغ شده بود و از این قبیل مسائل انقلابی. به همین خاطر از طنزهای مطبوعاتی این دوران هم بوی باروت و صدای شعار می‌آید و بعضا آن‌قدر تند هستند که شاید بشود به جای سس فلفل از آنها استفاده کرد! در این دوران، تقریبا هیچ خط قرمز سیاسی و اخلاقی‌ای برای مطبوعات وجود نداشت و اگر طنزنویسی هوس می‌کرد از مخفی‌‌ترین خاطرات خواهر شاه بنویسد یا هر عقیده‌ای را هجو کند، می‌توانست مطلبش را در روزنامه یا مجله‌ای چاپ کند. البته بسیاری از مطالبی هم که در این دوران به اسم طنز چاپ می‌شدند، آن‌قدر تب انقلابی داشتند که عملا یک بیانیه سیاسی بودند تا طنز، و بیشتر باعث وحشت خواننده می‌شدند تا خنده."

محمود فرجامی ادامه می دهد:" من حتی فکر می‌کنم اگر آن زمان تکنولوژی انفجار نشریه اختراع شده بود، حتما بعضی از روزنامه‌نگاران انقلابی از آن برای منفجرکردن خواننده‌ها در هنگام خواندن نشریه استفاده می‌کردند تا مطالبشان هرچه تندتر و انقلابی‌تر باشد (توضیح: این تکنولوژی تابه‌حال ساخته نشده است، همکاران از تماس با نشریه و نویسنده مقاله برای دریافت آن خودداری فرمایند! اکثر نشریات این دوران، آدرس دفترشان را نمی‌نوشتند و به جای آن از صندوق پستی برای دریافت نامه‌ها استفاده می‌کردند؛ احتمالا به این دلیل که برخلاف تکنولوژی منفجرکردن خواننده‌ها، تکنولوژی منفجرکردن دفتر نشریات سال‌ها بود که اختراع شده بود! »

بهلول، اولین نشریه‌ي طنز پس از انقلاب بود . اين نشريه اعلام مي كرد كه به هيچ جناح فكري وابستگي ندارد . چاپ اين نشريه در خرداد 60 متوقف شد .

در مطبوعات غيرطنز نيز رويه به همين صورت است و طنز در اين دسته از نشريات نيز صريح و گزنده و بي مهابا و در عين حال از ثبات چنداني برخوردار نيست . در بعضی از مجلات و روزنامه‌ها مثل فردوسی، بامداد و جمهوری اسلامی هم صفحات یا ستون‌های طنز منتشر می‌شد .«هادی خرسندی» از بیستم اسفند سال 57 در روزنامه کیهان ستون طنزی تاسیس کرده بود و از این جهت شاید کیهان و هادی خرسندی رکورددار باشند.

آغاز تعطیلی مطبوعات طنز از سال 1358

با اجرای قانون مطبوعات در شهریور 1358 برخی از نشریات طنز مانند حاجی‌بابا و مش‌حسن نیز تعطیل شدند. از این تاریخ به بعد طنز مطبوعاتی کشورمان وارد مرحله‌ي دیگری می‌شود. نشریات طنز یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و روند رخدادهای سیاسی و اقتصادی جامعه به تشدید این امر می‌انجامد.

در اين زمان دولت موقت یک لایحه پیشنهادی برای قانون مطبوعات به شورای انقلاب داد که فورا تصویب شد. آنچنان فوری که 3 روز قبل از این تصویب، مجله طنز آهنگر – که خواننده‌های زیادی هم داشت – توقیف شده بود و 10 روز بعد هم وزارت ارشاد ملی دولت موقت، از دادستان شهرستان و دادستان کل کشور خواست تا 41 نشریه را بنا به این قانون تعطیل کند كه بسیاری از نشریات طنز هم جزو همین 41 نشریه بودند. قوه قضائیه هم به رغم تمام اختلاف‌نظرها،کمال همکاری را در این زمینه با قوه مجریه انجام داد.

اين مساله باعث شد كه نشريات طنزي مثل رفتگر، ناقوس و یاقوت - که از وزارت ارشاد وقت هم مجوز داشتند – معتدل‌تر حرکت کنند. اما این اعتدال هم کارساز نشد و آنها تا سال بعد از انتشار بازماندند.

تحریم اقتصادی که در پی تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام پدید آمد، باعث گرانی و کمیابی کاغذ شد و بنابراین بسیاری از نشریاتی که نمی‌توانستند کاغذ تهیه کنند خود به خود از صحنه حذف شدند. درگیری‌های داخلی، فضای بدبینی و تهمت‌زنی را به‌وجود آورده بود .

پس از شروع جنگ ، در شهریور 1359، انتشار نشریات طنز به مرور زمان متوقف می‌شود. فضاي وحشت و سركوب و اعمال سياست هاي توتاليتري و نيز وضعيت بد اقتصادی ناشي از جنگ چاپ نشریات طنز را با مشكل اساسي روبرو مي سازد . «رفتگر» آخرین بازمانده‌ي طنز سیاسی‌‌انتقادی سال‌های آغازین انقلاب است که در بهمن 1359 توقیف می‌شود. فضا چنان خشن شده بود که طنزنویس روزنامه جمهوری اسلامی (مهدی رجب‌بیگی) ترور مي شود.

در چنین فضایی سمت و سوی طنزها به سمت فکاهیات و نیز هجو دشمنان نظام سوق یافت . بعضی‌ از طنزپردازان به طور کلی از این حرفه کناره گرفتند و برخي نيز از «نام»شان چشم پوشیدند. به همین خاطر اکثر مطالب طنزی که در این دوران منتشر می‌شدند، بدون امضا و نام نویسنده بودند.

در اين ایام هنوز در بعضی نشریات، ستون‌ها و صفحه‌های طنزی وجود داشتند که بعضی طنزنویس‌ها با سماجت در آنها مطلب می‌نوشتند (مثل صفحه «لبخند پارتی» مجله «زن روز») و چند نشریه طنز مثل «مشغولیات» (متوفی به سال 60) «جوک» (ر.ک:قبلی) و «بوق» (در گذشته در سال 61) منتشر می‌شدند.

مهم‌ترین اتفاق این دوران در عرصه طنز مطبوعاتی، انتشار مجله «فکاهیون» با مدیریت ابوالقاسم صادقی بود که از اسفند سال 61 به روی دکه‌ها رفت. اسم این مجله ابتدا «توفیقیون» بود كه با واکنش منفی روبه‌رو شد و به «فکاهیون» تغییر نام یافت . اما همچنان بسیاری از طنزنویسان مجله «توفیق» با آن همکاری می‌کردند. بعضی همکاران «فکاهیون» اینها بودند: محمد خرمشاهی، محمد حاجی حسینی، ناصر اجتهادی، سهراب اسدی، حسن زارع، خسروشاهانی، مرتضی فرجیان، محمد صالحی آرام، جواد علیزاده، محمد پورثانی، احمد عربانی، احمد عبداللهی‌نیا و بهمن عبدی که البته بعضی از اینها از همکاران «توفیق» نبودند.

در اين اوضاع هیچ‌یک از طنز نويسي ها جهت‌گیری سیاسی ندارند و بیش‌تر در عرصه‌ي فکاهیات حرکت می‌کنند. به مرور زمان، طنز مطبوعاتی از بار سیاسی خود تهی می‌شود و به گرايشات محافظه كارانه و خنثي و عقيم تن مي دهد . از شهریور 1358 تا دی 1363، طنز مطبوعاتی در نشریات غیرطنز، نسبت به مجلات طنز از ثبات بیش‌تری برخوردار است. دو مرکز مطبوعاتی بزرگ کشور، کیهان و اطلاعات، در چهارچوب نظام حرکت می‌کنند و دیگر نشریات نیز کمابیش در همین فضا م قلم و قدم می‌زنند. البته آثار جنگ بر فضای این نوع مطبوعات نیز سایه افکنده است و در این زمان، تعداد نشریات به حداقل ممکن رسیده است و باز در این میان، تعداد نشریاتی که به طور مداوم به طنز می‌پردازند، کم‌تر است.

از سال 1363 به بعد چاپ ستون «دو کلمه حرف حساب» حركت تازه اي است كه به قلم کیومرث صابری فومنی (گل‌آقا) در روزنامه‌ي اطلاعات آغاز می‌شود. صابري مشاور هنری رئیس‌جمهور قبلی (محمد علي رجايي ) و دوست رئیس‌جمهور وقت ( آیت الله علي خامنه اي ) بود. او از دی‌ماه سال 63 در صفحه سوم روزنامه اطلاعات، ستونش را با عنوان «دو کلمه حرف حساب» و با نام مستعار «گل‌آقا» بپا كرد و با استفاده از حسن اعتمادی که به او وجود داشت، اندک اندک طنزهای اجتماعی و سیاسی جدی‌تری نوشت. این ستون، شخصیت‌های ثابتی چون گل‌آقا، غضنفر، شاغلام، مم صادق و عیال او را در بر گرفته بود که نقش همه را خود صابری برعهده داشت .

با این حال، این ستون از حیث مضمون و قالب بسیار متنوع بود و تسلط گل‌آقا بر ادبیات و قالب‌های گوناگون طنز در آن به چشم می‌خورد.

یک سال بعد، یک ضمیمه طنز به همراه مجله کشاورز منتشر شد که نامش «خورجین» بود و با انتشار منظم، اندک اندک مستقل شد.

پایه‌گذار «خورجین» حسین رحیم‌خانی بود و نماد آن روستایی ساده‌دلی به نام «مشدی رجب» بود که طبعا درگیر مسائل روستایی خودش بود. این نشریه طنز، اندک اندک از سطح مسائل تخصصی کشاورزی و روستایی فراتر رفت و به طنز حرفه‌ای نزدیک‌تر شد. برخی از همکاران این مجله، فریدون گل‌افرا، تیمور گرگین، منوچهر پازوکی، مرتضی فرجیان ( که از سال 68 سردبیر خورجین بود)، بهروز قطبی، محمد رفیع‌ضیایی، ابوالقاسم حالت، محمد خرمشاهی، منوچهر جراح‌زاده، ابوالفضل زرویی نصرآباد، محمد پورثانی، سیامک ظریفی و احمد فولادی طرقی بودند که طی سال‌های مختلف به طنزپردازی در خورجین پرداختند. در مجموع در این دوره شاهد افزایش ستون‌های طنز مجلات و روزنامه‌ها هستیم که هم از نظر محتوا و هم قالب، نكات جديدي در آن‌ها به چشم مي‌خورد. هرچند كه با پايان جنگ در تابستان 1367 و پس از آن مرگ آيت الله خمینی تنش‌های فکری و مناقشات سیاسی، که تا پیش از آن تاریخ در سایه‌ي حضور آيت الله خميني و نیز وحدت سیاسی ناشی از جنگ شدت نداشت، بیش از پیش به عرصه‌ي مطبوعات راه می‌یابد و این امر بر سبک و سیاق کار طنز در مطبوعات كه به دلیل نبود حضور فعال احزاب و گروه‌ها در جامعه، سخن‌گوی جناح‌ها و جریانات فکری و سیاسی هستند تأثیر می‌گذارد.

طنز و کاریکاتور، جوالدوز، درنگ، کیهان کاریکاتور، ملون، طنز فارسی و دنیای طنز نیز به جمع نشریات طنز مي‌پیوندند که برخی مانند جوالدوز، درنگ و ملون، امکان ادامه‌ي انتشار نمی‌یابند و پس از چندی تعطیل می‌شوند. در سال 1363 فقط نشریه‌ي طنز «فکاهیون» منتشر می‌شد. «خورجین» اولین نشریه‌ای است که پس از سال 1363 چاپ می‌شود .

کاریکاتور سیاسی، حرکتی جدید در نشریات طنز پس از انقلاب

کاریکاتور سیاسی، حرکتی جدید در نشریات طنز پس از انقلاب به شمار می‌آید که به جذب طیف‌های گوناگون و وسیع مخاطبان منجر مي‌شود.در نشريات غير طنز هم ، فارغ از ستون «دو کلمه حرف حساب» صابری فومنی، کیهان با ستون «کارگاه طنز» به قلم محمد خرمشاهی، و نشریات دیگر نیز به طنز پرداختند؛ مانند رسالت، ابرار، مجله‌ي فیلم، مجله‌ي همشهری، ایران جوان، جوانان امروز، اطلاعات هفتگی و...

سال‌های 67 و 68 اوج طنز حرفه‌ای خورجین بود. برخی قالب‌های نو (مثل ستون «چهل سال بعد در همین روز» به قلم حسین هاشمی) در خورجین ابداع شدند که بعدا توسط اشخاص و نشریات دیگر ادامه یافتند. در این سال‌ها مطالب طنز ماندگاری با مضامین فرهنگی در برخی نشریات منتشر می‌شدند که یکی از بهترین و ماندگارترین آنها به قلم عمران صلاحی و در مجله «دنیای سخن» بود که ابتدا با نام «حالا حکایت ماست» و بعدا با عنوان «حکایت همچنان باقی» چاپ می‌شد. در مجله «فیلم» و «نگاه نو» هم طنزهای حرفه‌ای و خوش‌ساختی به چاپ می‌رسیدند.

جلال رفیع هم از آبان‌ماه سال 68 ستون «با اجازه» را در روزنامه کیهان پایه گذاشت که تا پایان سال بعد دوام آورد . از سال 68 و با جبهه‌بندی‌های تازه سیاسی، سروکله نشریاتی با ادبیات تند و افشاگرانه پیدا شد و مطالب و ستون‌های طنزی پا گرفتند که از آنها جهت تسويه حساب هاي سياسي استفاده مي شد . «فکاهیون» در این سال نفس‌های آخرش را کشید و انتشارش متوقف شد.

انتشار گل آقا و یک اتفاق مهم در طنز مطبوعاتی

سال 69 اتفاق بسیار مهمی در عرصه طنز مطبوعاتی ایران افتاد و آن انتشار هفته‌نامه «گل‌آقا» بود. این هفته نامه را کیومرث صابری‌فومن با کمک گرفتن از طنزنویسان قدیمی (که عمدتا با او در «توفیق» همکار بودند) و طنزنویسان جوان منتشر کرد و از همان شماره اول مورد استقبال وسیع مردم قرار گرفت.

گل آقا بسیاری از مرزها -که تا آن زمان خط قرمز محسوب می‌شدند- را پشت سر گذاشت و از شماره اول با کاریکاتوری از یک وزیر که روی جلد آن بود این را اعلام کرد. استفاده از طنزهای سیاسی جسورانه به همراه قالب‌های نویی که در این نشریه آزموده و ارائه می‌شدند و نیز صفحه‌آرایی مناسب و رعایت مسائل تکنیکی، گل آقا را به سرعت به یکی از بهترین مجلات طنز تاریخ مطبوعات ایران بدل کرد و بسیاری از کاریکاتوریست‌ها و طنزنویسان جوان در مکتب گل آقا پرورده شدند. با پاگیری گل آقا، بسیاری از طنزپردازان سایر نشریات نیز جذب آن شدند و کاریکاتورها و نوشته‌های طنز ماندگاری در گل آقا منتشر شد.

پرویز شاپور، سیامک ظریفی، ابوالقاسم حالت، محمد خرمشاهی، محمدعلی گویا، ابوالفضل زرویی‌نصرآباد، حسین گلستانی، شهرام شهیدی، پرویز روح‌بخش، محمدعلی گویا، مرتضی فرجیان، سیدابراهیم نبوی، پاکشیر، منوچهر احترامی، مسعود کیمیاگر، محمد پورثانی، علی‌اکبر قاضی‌زاده، رویا صدر، بهروز قطبی، بزرگمهر حسین‌پور، کامبیز درم‌بخش و محمد رفیع ضیایی تعدادی از طنزپردازانی هستند که با گل‌آقا همکاری کردند. یک سال بعد، ماهنامه گل آقا با سردبیری ابوالفضل زرویی‌نصرآباد منتشر شد و از انتهای همان سال، سالنامه گل آقا هم منتشر شد که در آن علاوه بر مطالب ديگر طنز ، مقالات و گفت‌وگوهایی درباره طنز نيز به چاپ می‌رسید. اما در همان سال انتشار اولین هفته‌نامه گل آقا، یک نشریه طنز دیگر هم متولد شد که آن اوایل اسم نداشت و هر شماره‌اش ویژه موضوعی بود. این مجله را جواد علیزاده درمی‌آورد و بیشتر ورزشی بود، هر چند که درباره نظریه نسبیت اینشتین هم در هر شماره آن مطلبی منتشر می‌شد! بعد از چند شماره، نام این مجله شد «طنز و کاریکاتور» و کسانی چون جمشید عظیمی‌نژاد، اسماعیل آتشی و مازیار نصری در آن می‌نوشتند. مخاطب طنز و کاریکاتور بیشتر جوانان و نوجوانان بودند.

همچنین در طول این سال‌ها، نشریات دیگری در زمینه طنز منتشر شدند که «جوالدوز»، «درنگ»، «کیهان کاریکاتور»، «طنز پارسی» و «دنیای طنز» از آن جمله‌اند . محسن سازگارا نيز از سال 72 تا 73، نشریه طنزی را با نام «ملون» منتشر كرد. . در این دوران، طنزهای بسیاری هم در نشریات غیرطنز منتشر می‌شدند از جمله صفحات «نیشخند» مجله همشهری که زیر نظر داریوش کاردان بود و البته بعداً هم انتشار مطالبی در همین صفحات، باعث توقیف این مجله شد. در همين دوره ، مجله «فارا» به خاطر انتشار کاریکاتوری تعطیل شده بود .

ابوالفضل زرویی‌ از سال 71 تا 72، ستون طنز «اصل مطلب» را در همشهری درمی‌آورد. در مجله «نیستان» چند نفر طنز می‌نوشتند که از همه معروف‌ترشان یوسفعلی میرشکاک بود که دیپلمات‌نامه را می‌نوشت و در نشریه «صبح» هم احمد عزیزی شطحیات طنزآمیز می‌سرود.

چندی بعد، مسعود ده‌نمکی هم با انتشار «شلمچه» و مطالبي طنز از جمله «یک نکته یک نظر» قدم به عالم طنز گذاشت . او در سال 75 از مجله «دنیای سخن» به واسطه طنزی از عمران صلاحی، «به خاطر اهانت به حضرت آدم» شكايت كرد.

اتفاق مهم دیگر در عرصه طنز پیش از دوم خرداد، انتشار مجله 20 تومانی «مهر» از طرف حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود که بسیاری از مطالب آن بصورت طنز بودند. سیدعلی میرفتاح ـ سردبیر مهر ـ توانست با جذب افرادی چون نبوی، میرشکاک، زرویی، علومی، شکیبا و کوثر، بخش‌های طنزآمیز حرفه‌ای و جسورانه‌ای را در «مهر» راه‌اندازی کند که خوانندگان بسیاری داشتند.

منابع :

- فرجامي ، محمود ، نگاهي به طنز مطبوعاتي ايران در دهه 80 ، سايت فارسي BBC

- صدر ، رويا ، بيست سال با طنز ، انتشارات هرمس ، چاپ اول

- فرجامي ، محمود ، ستون پنجم ! طنز مطبوعاتي بعد از انقلاب اسلامي ، hamshahrionline.ir

- تقي زاده ، عباس ، نگاهي به سرگذشت طنز در مطبوعات ايران ،حوزه هنري استان كرمان.

- رضوانیه ، فرورتیش ، fardanews.com

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.