26 شهریور 1392

مفهوم خوشبختی زنان در نشريات خانوادگی

26 شهریور 1392

خبرنگاران ایران- علی رضا بهجت:

بازيافت فرهنگ مصرفي زنان، رويكرد اکثریت نشريات خانوادگی در ايران است. آنچه در نشريات خانوادگی به آن پرداخته مي شود آن چيزهايي است كه ظاهرا متضمن خوشبختي است و مرجع مطلق جامعه ي مصرفي است و دقيقا معادل رستگاري است. نيروي ايدئولو‍‍ژيكي كه در اين مجلات مفهوم خوشبختي را القاء مي كند از گرايش طبيعي و گوناگون افراد ناشي نمي شود بلكه اين اسطوره ي خوشبختي دربرگيرنده و تجسم بخش آن الگوي واحدي است كه در جوامع مدرن تعريف خوشبختي را معين مي كند . امروزه اصل و هدف مصرف، بهره مندي نيست . بهره مندي امروزه نه به عنوان حق يا لذت ، بلكه به مثابه تكليف شهروندان الزامي و نهادينه شده است .

آنچه كه امروزه در بحراني ترين وضعيت اقتصادي مملكت ما در نشريات خانوادگی مي بينيم اين است كه به افراد چيزهايي را آموزش مي دهد و يا كالاها و برنامه هايي را تبليغ مي كند كه فرد چطور از خودش خوشش بيايد و مورد پسند ديگران واقع شود و اين امري پذيرفته است كه با خوش آمدن از خود ، فرد مي تواند از شانس مورد پسند ديگران واقع شدن نيز بهره مند شود . در اين جا فريبندگي در قالب نوعي « مصرف » در حد كمال آن، بر عهده ي خود فرد است ، اما مرجع آن همچنان ديگري است . يعني خوشايند بودن به امري تبديل شده كه در آن اين كه فرد بايد مورد پسند چه كسي واقع شود ، اهميت ثانوي پيدا كرده است . اين همان گفتماني است كه بطور مكرر در بیشتر نشريات خانوادگی مشاهده مي كنيم.

دعوت به خوشايند بودن ، بويژه درباره ي زنان اعمال مي شود . اين فشار بر زن از طريق اسطوره ي زن اعمال مي شود . در قالب اين اسطوره ، زن مدل جمعي و فرهنگي خوشايند بودن است . در نشريات خانوادگی ، زن را به زن قالب مي كنند . زن با تصور اينكه به خود مي رسد ، از عطر و پوشاك تبليغ شده استفاده مي كند و خود را مي آفريند و خود را مصرف مي كند . ناگفته نماند كه اين مساله را نبايد با خوش آمدن از خود بر اساس اعتقاد به كيفيت واقعي ، زيبايي ، جذابيت ، سليقه و غيره اشتباه گرفت . در اين حالت رابطه اي خود انگيخته و طبيعي وجود دارد . مصرف ، همواره از طريق جايگزيني با اين رابطه ي خود انگيخته با رابطه اي واسطه اي از طريق نظامي از نشانه ها تعريف مي شود . در اين صورت اگر زن خود را مصرف كند ، رابطه اش با خود توسط نشانه ها تغذيه شده و عينيت پيدا مي كند ؛ نشانه هايي كه الگوي مونث را مي سازند.

نشريات خانوادگی در ایران دقيقا مصداق فروشگاههاي پوشاك در بازارها و پاساژها ي ما هستند . شما وقتي به بازارهاي پوشاك مراجعه مي كنيد، مي بينيد كه بيشتر فروشگاهها لباس هاي زنانه مي فروشند . نشريات خانوادگی ما نيز معمولا الگوي مصرفي مونث را در تيررس خود قرار مي دهند . آرزوي پنهان ومبهم و غيرشفاف زنان از طريق اين مجلات ، دستيابي به فرهنگ افراد ايده آل است كه از طريق دسترسي به آن فرهنگ فني كه اين مجلات تبليغ مي كنند ، ميسر مي شود. آنها هر كدام مي خواهند به يك جمع ايده آل ملحق شوند . الحاق به چه چيزي ؟ به اجتماعي انتزاعي ، به جمع مجازي تمامي كساني كه همان تقاضاهاي مبهم را دارند . در واقع خوانندگان روياي گروهي را در سردارند كه حضور آن را به شكل انتزاعي از طريق خواندن احساس مي كنند : رابطه ي غير واقعي و گسترده اي كه دقيقا همان تاثير ارتباطات جمعي است .

البته گاهی خوانندگان اين نشريات پرتيراژ با حسن نيت وانمود خواهند كرد كه به محتوا علاقمندند و در پي كسب دانش اند . در اینجا من چند نشریه خانوادگی را مورد بررسی قرارداده ام این نشریات عبارتند از : ایده آل ، سیب سبز ، خانواده ، روزهای زندگی ، راه زندگی ، آراد جوان و دانش نوین زندگی. البته باید عنوان کنم این رویه در بعضی مجلات بیشتر و در بعضی مجلات کمتر است .

در این مجلات طي مطالبي متفاوت به زنان آموزش مي دهد كه « با شوهر رفيق باز چه كنيد ؟ » ( این مطلب عینا هم در مجله ایده آل و هم در مجله آراد جوان چاپ شده است )و همچنين « راهكارهايي براي اينكه كنترل شوهرتان را در در دست بگيريد » ، « حرفه ای بند بیندازید» ،« این چیزها را در مورد بوتاکس نمی دانید » ، « لبخندتان را اصلاح کنید ( با لامینیت) » ، « وجود ترازو در جلسه خواستگاری الزامی است » و نيز« 1+8 راه براي پيشگيري از خيانت » . و البته پا را از اين هم فراتر مي گذارد و به يك مخاطب مونث مضطرب مي آموزد : « چگونه دسيسه ها را خنثي كنيم ؟ »

همه ي اين مطالب براي زنان در نظر گرفته شده و حتي وقتي كه از خيانت هم حرف مي زند آن را بعنوان يك نگراني زنانه طرح مي كند . اين آموزش هاي در نظر گرفته شده براي زنان ، به ناخودآگاه مصرف كننده اي متصل مي شود كه درگير ترس و لرز و منتظر آلت دست واقع شدن است ( اين ناخودآگاه البته تصور مي شود كه از پيش موجود است و به گفته ي فرويد : جوهري مخفي است كه نماد يا پندار ، خوراك مورد پسند آن را تشكيل مي دهد ) . در اين جا زن همچون يك اب‍ژه ي جنسي است كه بايد با فراگيري يك سري فنون در یک مجله ي خانوادگی، از لحاظ استرات‍ژيك خود را در چنان موقعيتي قرار دهد كه همواره مد نظر نرينه اش باشد . اين نشريات چنين نمايشي دارند كه اگر كسي نمي خواهد از قافله عقب بماند و مرتبت خود را نزد نرينه ها از دست بدهد ، ضروري است اطلاعات ، دانش و بطور كلي « مهارت هاي عملي » خود را به روز كند .

از ديگر مواردي كه در اين مجلات به آن پرداخته مي شود « آيين پزشكي » است . آيين پزشكي در اين مجلات به تنها چيزي كه نمي پردازد سلامتي است . در اين نشريات آيين پزشكي چيزي نيست جز بدني كاركردي و « تشخص يافته » . سلامتي همان بازنمايي بدن به عنوان كالايي داراي پرستيژ است و بدين ترتيب سلامتي وارد منطق رقابتي مي شود . تقاضاي وسواس آميز وابسته به سرمايه گذاري مبتني بر خود شيفتگي بر بدن / شي است ، تقاضايي كه به هر شكل تنها رابطه اي دور با « حق سلامتي » دارد كه از مصاديق مدرنيستي حقوق بشر و مكمل حق آزادي و مالكيت است . سلامتي كم تر ارزشي بنيادي به شمار مي رود و بيشتر عاملي ارزش گذار است . در راز و رمز ارزش گذاري ، شرايط خوب بدني بلافاصله با زيبايي ارتباط پيدا مي كند . نشانه هاي آن در چارچوب تشخص ، يعني دست كاري اضطراب آور و ايده آليستي كاركرد/نشانه ي بدن ، با يكديگر مبادله مي شوند.

آيين پزشكي در این مجلات شامل آگهي هاي تبليغاتي پزشكاني است كه راز و رمز با پرستيژ بودن بدن زنان را تبليغ مي كنند ؛ يك فوق تخصص جراحي پلاستيك ، از « دردسرهاي دماغ سربالا » مي گويد و در كنار آن طي يادداشتي توضيح مي دهد و مخاطبان را شيرفهم مي كند كه چرا فلان عمل هزينه اش بالاست و لابد مي خواهد كه مردم آنها را درك كنند . يك متخصص زيبايي ديگر سعي مي كند اين نگراني را از زنان دور كند كه عمل « پروتز سينه » سرطان زاست و آنها را ترغيب به انجام اين عمل مي كند . يك دندانپزشك به مخاطبان هشدار مي دهد كه حداقل سالي يكبار براي جرمگيري به دندانپزشك مراجعه كنند . يك مركز مشاوره جراحي زيبايي صورت با اين شعار كه « ايران ما زيباست ، زيبايي ايراني افتخار ماست » سرمايه گذاري بر روي زيبايي بدن زنان را همچون امري ناسيوناليستي در يك صفحه كامل تبليغ كرده است . يك متخصص تغذيه نيز به زناني كه مي خواهند بدن هايي همچون يك مانكن بدون يك پرده گوشت اضافي داشته باشند توصيه مي كند كه « سرعت در كاهش وزن هنرنيست بلكه خطر است .»

در كنار اينها تعداد زيادي متخصص زيبايي پلاستيك و پوست و دندان معرفي شده اند ( فقط در يك ستون دوسانتي، هشت متخصص معرفي شده اند) كه همه و همه مراقبت وسواس هاي جمعي مدرن مربوط به بدن زنان را بعهده دارند.

در اين ميان دستورالعمل هايي هم براي مردان ميانسال مضطرب ، ورشكسته و داراي بحران هاي عميق روحي رواني در يكي از بدترين برهه هاي اقتصادي ايران نيز آمده است تا آنها را نزد اين زنان ايده آل گرا مثبت نشان دهد . و در حاليكه مدل زنانه بر محور « زيبايي » و اغواگري استوار است ، مدل مردانه بر « شرايط خوب بدني » و موفقيت اجتماعي متمركز است تا انتخاب گران ابژه هاي زنانه نيز موفق باشند بقول ژان بودريار : « مرداني كه تمدن مدرن به آنان حكم مي كند كه جوان باشند و شكم برآمده شان كه قبلا نماد موفقيت اجتماعي بود ، اينك مترادف با زوال و از دور خارج شدن است و همسر ، منشي ، معشوقه و دختر جوان ميني ژوپ پوشي كه در تراس يك كافه مشغول صحبت با اوست شايد چنين چيزي را درباره ي او بگويند. »

و نكته ي ديگري كه مي خواهم به آن اشاره كنم اين است كه نشريات خانوادگی اينچنيني با رواج يك گفتمان انتزاعي و خيالي معطوف به سرمايه گذاري بر روي - بدن / كالا – در شرايط بسيار بد اقتصادي امروز اين مملكت ، حسرت و ناخشنودي مزمني را بارور مي كنند كه دليلش عدم امكان سرمايه گذاري روي بدن بخاطر بي پولي است كه اين امر مخل بهداشت رواني عمومي است و موجب تحريم هاي مازاد مي شود.

اغلب نشریات خانوادگی در ایران ، نشریاتی هستند که بیشترتمایلات طبقه متوسط جامعه را نشانه می روند و به تبع انتظار می رود سمت و سویشان زدودن رنج و آلام و دغدغه های این طبقه باشد ، طبقه ای که بخاطر داشتن تزلزل اقتصادی همیشه در پی تملک است و نسبت به هر چیزی گونه ای عصبیت دارد .

این رویه در بعضی مجلات بیشتر و در بعضی مجلات کمتر است و اینکه از این جهت مورد مداقه قرار گرفته اند و روی میز ما رفته اند به معنای آن نیست که عموما به این وضعیت دامن می زنند و همچنین این نکته را هم متذکر شوم که از میان مجلات مورد بررسی قرارگرفته آنهایی که از کیفیت چاپی و کاغذی بهتری برخوردارند مثل مجله ایده آل و سیب سبز بازیافت وجه مصرفی زنانه را بیشتر و بصورت متن و مطلب نمایش داده اند گرچه بیشتر صفحاتشان را با عکس پر می کنند و البته تمایلات طبقات مرفه اقتصادی را مطمح نظر دارند و قیمتشان تقریبا دو برابر مجلات دیگر است اما مجلات دیگر که کیفیت فنی پایین تری داشته ، مطالب متنوع تری دارند و طبقه متوسط را بعنوان مخاطبان خود در نظر دارند و آن وجه بازیافت مصرفی زنانه را در قالب تبلیغات ارائه می دهند و نه بصورت مطلب و متن .

منابع :

-  جامعه ي مصرفي ، اسطوره ها و ساختارها / ژان بودريار ، ترجمه پيروز ايزدي ، نشر ثالث

-  مجله ايده آل ، شماره 142

-  مجله سیب سبز شماره 96

-  مجله خانواده شماره 491

-  مجله روزهای زندگی شماره 427

-  مجله راه زندگی شماره 383

-  مجله آراد جوان شماره 63

-  مجله دانش نوین زندگی شماره 78

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.