19 شهریور 1392

وقتی سایه انتخابات بر سر روزنامه نگاران سنگینی می کند

روزنامه نگار گزارشگر واقعیت است یا وکیل مدافع قدرت سیاسی

19 شهریور 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: آیا روزنامه نگارانی که در انتخابات ریاست جمهوری طرفدار کاندیدای مشخصی بوده اند بعد از اعلام نتایج، خود و روزنامه شان باید وکیل مدافع کاندیدای پیروز شوند ؟ یا بر عکس در صورت عدم انتخاب کاندیدای مورد نظرشان دست به تخریب بزنند ؟آنان تا کجا حق دفاع از دولت و نهادهای قدرت را دارند؟

چقدر سایه انتخابات گذشته ایران بر سر روزنامه نگاری اکنون ایران سنگینی می کند ؟آیا این گفته که الان زمان نقد دولت نیست؛ می تواند توجیه مناسبی برای نادیده گرفتن برخی رخدادها باشد؟ آیا اساسا وارد شدن به ملاحظات سیاسی وظیفه خبرنگار است؟ آیا روزنامه نگار باید بنا به شرایط سیاسی روز ادبیات و رویکردش را تغییر دهد ؟

این سوالات و دیگر سوالاتمان را با سه روزنامه نگار که دو تن از آنها ساکن ایران و دیگری ساکن فرانسه است در میان گذاشتیم.

انتقاد روزنامه نگاران اصلاح طلب به شرايط موجود با روش هاي اصلاح طلبانه

انتقاد به دولت جدید با روش های اصلاح طلبانه ، اصطلاحی است که فروزان آصف نخعی به کار می برد. او که خود را یک روزنامه نگار اصلاح طلب می داند ، تاکید می کند که :" قاطبه خبرنگاران اصلاح طلب از قدرت دفاع نمي كنند، بلكه در اين برهه تاريخي با ورود به انتخابات و عدم تحريم آن نقش خود را برجسته كرده اند. آنان نمي خواهند ايران با حمله خارجي به دمكراسي برسد. از اين نظر من معتقدم ايران دارد زايش تمدني خود را تكميل مي كند و بي دليل نبايد گزينه هاي راجع به دوره گذار را از دست بدهيم. البته اين به معناي آن نبود كه موافق شرايط موجود هستيم. خير."

این روزنامه نگار می گوید:" نسبت به شرايط موجود كاملا انتقاد داريم ولي با روش هاي اصلاح طلبانه و به دور از هيجان و تحولات ناگهاني."

آصف نخعی معتقد است خبرنگاران اصلاح طلب همگي بر اساس برنامه اي كه روحاني ارائه داده حاضر شدند پشت سر او قرار بگيرند:" طبيعي است كه عدول از اين برنامه و شعارها و وعده ها به هر دليل به ويژه در حوزه استراتژيك، با ديدن موانع، منجر به آن خواهد شد كه اصلاح طلبان ابتدا موانع را معرفي كنند و در صورتي كه انتقادي به خود دولت آقاي روحاني متوجه باشد به آن انتقاد كنند. از اين منظر من هنوز خبرنگاران اصلاح طلب را با گرايش صرف به قدرت یا براي تاييد آن نمي بينم. "

از ذوق زدگی گفت و گو با یک مقام دولتی تا تخریب رسانه های راست

اما آنچه که آصف نخعی می گوید چقدر مورد قبول همه روزنامه نگاران است. آیا به راستی روزنامه نگاران روشی خاص برای انتقادات خود در پیش گرفته اند ؟ روزنامه نگاری که به صورت حق التحریر با روزنامه های اصلاح طلب همکاری می کند و از ما می خواهد نامی از او نبریم معتقد است که گاه این مشی اصلاح طلبانه به شدت به طرفداری از دولت نزدیک می شود .

او در این باره می گوید :" چندی پیش یکی از هفته نامه ها با یکی از وزرای کابینه دولت یازدهم مصاحبه ای انجام داده بود و خبرنگار نوشت که به این مصاحبه افتخار می کند. لید مطلبش را به گونه ای نوشت که شیفتگی اش را به این مقام دولتی متوجه می شدی اما آیا این شان واقعی یک روزنامه نگار است که در مصاحبه اش با وزیر اینقدر از خود بی خود شود و لید جانبدارانه بنویسد ؟ "

وی می گوید:" .البته این فقط مخصوص اصلاح طلبها نیست رسانه های راست هم فکر می کنند چون کاندیدای شان رای نیاورده باید دست به تخریب بزنند نمونه اش همین که مدام دروغ پردازی می کنند . آیا این شان واقعی یک روزنامه نگار است ؟روزنامه نگار باید بتواند خط و فاصله اش را با قدرت سیاسی حفظ کند و چشم آگاه مردم باشد ."

او ادامه می دهد :« برخی از همکارانم می گویند در این باره مقصر نیستیم چرا که سردبیر از ما می خواهد با دید مثبت به دولت جدید نگاه کنیم. شاید راه حل این موضوع تاسیس روزنامه های حزبی باشد نمی دانم ؟ مثلا در هفته اخیر یکی از روزنامه های اصلاح طلب صفحه ای را به گفت و گو با وزیر جدید ارشاد اختصاص داده بود. یک گفت و گوی اصلی با وزیر ارشاد و چند یادداشت درباره او. لید گفت و گو توصیفی است از نحوه برخورد وزیر با خبرنگار، چنان که خبرنگار چند خطی را به تعریف از وزیر ارشاد اختصاص داده است از سوی دیگر یادداشت های چاپ شده در این صفحه هم سراسر تعریف و تمجید از وزیر جدید است. با این تیتر ها که او بهترین گزینه برای وزارت ارشاد است. آیا روزنامه ای که ادعای مستقل بودن می کند یک صفحه اش را به ستایش یک عضو دولت اختصاص می دهد ؟»

پیشنهاد بایکوت خبری اعضای شورای شهر تا وارونه جلوه دادن حقایق

یکی دیگر از نگرانی های این روزنامه نگار، نا مشخص بودن مرز میان روزنامه نگاری و فعالیت سیاسی است . او برای نگرانی اش مثال می زند:" در جریان انتخاب شهردار، دو تن از اعضای شورای شهر که در لیست اصلاح طلبان بودند؛ به شهردار مورد نظر رای نداند.همین باعث واکنش برخی از روزنامه نگاران شد و کار به جایی رسید که یکی از روزنامه نگاران از همکاران مطبوعاتی خود می خواهد این دو عضو شورای شهر را در رسانه هایشان نادیده بگیرند و به عبارتی آنها را بایکوت خبری کنند. اما آیا نادیده گرفتن رسانه ای این دو عضو شورای شهر که خارج از برنامه حزب شان به شهردار دیگری رای داده اند؛ کار روزنامه نگار است ؟ "

این روزنامه نگار ادامه می دهد:" در ادبیات برخی روزنامه نگاران هم این روزها کاملا طرفداری از دولت را می بینی. در گزارش های شان از کلمات کیفی زیاد استفاده می کنند. مثلا می نویسند روزهای خوب دولت و مجلس می رسد. اما آیا کار روزنامه نگار پیش بینی این است که کی روزهای خوب و یا روزهای بد می رسد؟"

به گفته این روزنامه نگار البته نباید از عملکرد تخریبی رسانه های راست هم غافل شوید چرا که این روزنامه ها و رسانه ها تبر به جای قلم برداشته اند و برای تخریب حتی به دروغ نویسی روی آورده اند.آنها برای اینکه کاندیدای مورد نظرشان رای نیاورده آن قدر عصبانی اند که حاضرند با تهمت و دروغ و وارونه جلوه دادن مسائل کارشان را پیش ببرند. نمونه اش را در گزارش های ارسالی از شورای شهر توسط این رسانه ها می توان دید. البته این مساله جدیدی درباره این رسانه ها نیست ما روزنامه نگاران مستقل نباید در دام این مساله بیفتیم .

آیا الان زمان نقد نیست ؟

" با انتخاب روحانی طرز تفکری که همه جا "گل و بلبل" شده به وجود آمده ؛ در حالی‌که هنوز اتفاقی نیافتاده و همه‌چیز در حد حرف است. کابینه‌ جای نقد بسیار دارد اما می گویند الان زمان نقد نیست."

این ها را آیدا قجر، روزنامه نگار ساکن فرانسه که برای سایت روز آنلاین می نویسد می گوید و باور دارد امروز که امیدها پررنگ‌تر است؛ وظیفه روزنامه نگار نیز سنگین تر شده است :" اگر روزنامه‌نگار به وظیفه‌ی خود عمل نکند و جامعه‌ای را که غرق در مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است یادآوری نکند، فراموشی به بار می‌آید."

یکی از نمونه هایی که این روزنامه نگار را حساس کرده؛ مسئله انتخاب پور محمدی به عنوان یکی از اعضای کابینه دولت یازدهم است که خود درباره عملکرد پیشین این سیاستمدار و نقش او در کشتارهای دهه 60 بارها نوشته است:"به طور مثال اگر کسی از موقعیت و سمت آقای پورمحمدی که در کابینه ی آقای روحانی است و رییس‌جمهور تمام قد به دفاع از او پرداخت، خود ناقض حقوق بشر است و سکوت روزنامه‌نگاران در قبال این موضوع و دیگر موضوعات مشابه نیز به معنای نقض حقوق بشر از سوی روزنامه‌نگاران است. اگر بنا باشد به مصلحت شخصی یا جمعی بگوییم "الان زمانش نیست"، هیچ‌ وقت، زمان آن فرا نخواهد رسید چراکه ما همیشه در بحران بوده و هستیم. "

او می افزاید:" روزنامه‌نگار چه رای داده باشد و چه رای نداده باشد؛ با هر عقیده و باوری، موظف است برای حمایت از منفعت جامعه به نقد خود ادامه دهد و مطالبات جامعه،‌ وعده‌های دولت‌مردان و از همه مهم‌تر وعده های رییس‌جمهوری که در اوج ناامیدی و بی‌اعتمادی مردم را امیدوار کرده؛ پیگیری کند. وعده‌های انتخاباتی که در سراسر دنیا قبل از روز انتخابات از سوی کاندیداها مطرح می‌شود اگر قرار باشد در حد حرف باقی بماند، جامعه در رفتارهای هیجانی خلاصه خواهد شد در حالی‌که دقیقا در این موعد است که وظیفه‌ی یک روزنامه‌نگار پررنگ‌تر می‌شود."

آیدا قجر می گوید:" بدون این‌که بخواهم طیفی را محکوم کنم خصوصا بعد از دوم خرداد، روزنامه‌های ما به سمت حزبی کار کردن پیش رفتند، سیاسیون وارد رسانه‌ها شده و روزنامه‌نگاران بسیاری هم به شکل حزبی وارد رسانه‌ها شدند در نتیجه رنگ و بوی یک رسانه جهت سیاسی احزاب را در خود جای داد و بسیاری از آن‌هایی که سیاسی بودند نیز به عنوان روزنامه‌نگار مشغول به کار شده و آمیختگی هویتی پیش آمد. از سوی دیگر متاسفانه وقتی رسانه‌ی مستقل نیز وجود ندارد، روزنامه‌نگاران موظف‌اند با خط مشی رسانه و روزنامه هم‌گام باشند. مشکل تنها از مصلحت‌سنجی‌ها نیست. "

به نظر این روزنامه‌نگار حق دفاع از دولت و حکومت را به هیچ وجه ندارد بلکه وظیفه‌ی او نقد است و با این نقد می‌توان مشکلات را اگر دولت‌مردان دل‌سوزی داشته باشیم، بهبود بخشید.

وی همچنین به عنوان روزنامه نگاری که خارج از ایران فعالیت رسانه ای دارد؛ بارها در فضای عدم نقد دولت به سکوت دعوت شده است:" در شبکه‌های اجتماعی، گپ‌های کاری، مقاله‌ها به دلایلی چون محکوم کردن روزنامه‌نگاران خارج‌نشین، عدم توجه به فضای امید ـ که ممکن است به ناامیدی ختم شود و دلایل دیگر دعوت به سکوت شده‌ام. در نتیجه به نظر من این رفتار که از سوی رسانه‌ها، رسانه‌دارها و روزنامه‌نگاران حامی دولت جدید دیده می‌شود،‌ نه فقط نقض وظایف روزنامه‌نگاری‌ و رفتاری غیرحرفه‌ای است بلکه به هدف ما که حمایت از نفع عمومی جامعه است، ضربه می‌زند."

این روزها که به عقیده عده ای قرار است شرایط جدیدی بر جامعه ایران حاکم شود ؟باید پرسید که آیا شرایط جدیدی برای روزنامه نگاری ایران نیز رقم خواهد خورد؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.