5 شهریور 1392

رواج پدیده دلاليسم در ميان ورزشي نويس ها

خبرنگارهایی که دلال شده اند

5 شهریور 1392

خبرنگاران ایران –علی رضا بهجت: ورود خبرنگاران به عرصه دلالی و واسطه گری چقدر در چارچوب قواعد حرفه ای روزنامه نگاری می گنجد؟ چرا برخی از خبرنگاران به ویژه خبرنگاران ورزشی به ورطه دلالی می افتند؟ ساز و کاری که خبرنگاران دلال برای پوشش رسانه ای به کار می گیرند؛چیست؟ پشت پرده ی انعکاس مطالب شان، کدام دسته از تبانی ها وجود دارد؟ و در این بین چه کسانی مروج دلالیسم در میان خبرنگاران به وِیژه روزنامه نگاران ورزشی هستند؟

بحث دلاليسم و نقش مندی در تبانی ها در ميان خبرنگاران ورزشي نويس به ويژه در حوزه ی فوتبال مساله ای است که سالهاست به گوش می رسد؛ اما از آن جهت که در این مبحث انگشت اتهام به سمت مطبوعات بوده ، کمتر رسانه ای شده است . در این گزارش از طریق گفت و گو با برخی از دست اندرکاران ورزش و نیز ورزشی نویس ها ، گوشه ای از وضعیت پدیده دلالیسم در رسانه های ورزشی و در میان خبرنگاران به تصویر کشیده شده است. اما قبل از آن باید بدانیم دلالی چیست و قانون درباره اش چه می گوید؟

قانون تجارت در باب ششم ، ماده 335 دلال را اینگونه تعریف می کند : « دلال کسی است که در مقابل اجرت، واسطه انجام معاملات می شود یا برای کسی که می خواهد معامله ای انجام دهد ، طرف معامله پیدا می کند.» به لحاظ حقوقی این افراد اگر بخواهند تاجر محسوب شوند باید آن عمل را به صورت حرفه و شغلشان انجام دهند .

دلالی برخی خبرنگاران ، رفتاری است که هم فارغ از رسالت شناخته شده ژورنالیستی است و هم اینکه از جنبه ی حقوقی ( قانون تجارت ) عملی غیر قانونی قلمداد می شود .

اما یک روزنامه نگار ورزشی به چه شیوه ای واسطه گری می کند ؟ و چه مسائلی باعث می شود که یک خبرنگار به این سمت و سو برود ؟

جريان فاسد رسانه اي و پشت پرده تباني ها

امروزه از فوتبال به عنوان یک صنعت یاد می شود و بدیهی است تمامی مناسباتی که ساز وکار صنعتی با خود به همراه دارد؛ وارد این حیطه شود . پوشش رسانه ای تمام و کمال برای یک حوزه ی فراگیر روند معمول و طبیعی است اما در پی آن معضلاتی نیز وجود دارد که آسیب هایی همچون واسطه گری ودلالیسم را دچار می کند .

مکانیزم جذب و انتقال بازیکنان فوتبال در ایران عموما به عهده ی کسانی است که از آنها بعنوان دلال یاد می کنند . بازوها و مفصل های این مکانیزم در ایران شامل خود بروکر یا واسطه ، مدیر ، مربی و بعضا خبرنگارانند که مجموعه ی اینها در انتقال یک بازیکن داخلی و خارجی نقش دارند . این امر در کشورهای صاحب فوتبال به عهده ی آژانس های رسمی است که مجوز رسمی از فیفا دارند .

چند سالی است که در فدراسیون فوتبال ایران ستادی تشکیل شده با عنوان « ستاد منشور اخلاقی » که سعی دارد مربیان ، مدیران و خبرنگارانی را که مروج دلالیسم هستند؛ شناسایی و آنها را مجازات کند. اما به زعم ایشان اراده ای قوی وجود دارد که علیه آنها قد کشیده و مانع تراشی می کند .

کمتر از یک ماه پیش عليرضا عليپور، دبير ستاد منشور اخلاقي در مصاحبه با خبرگزاري اوج نيوز گفت : « از همان روزي كه منشور اخلاقي به فوتبال ايران آمد؛ مخالفت ها با آن آغاز شد .» او اين مخالفت ها را از جانب کسانی می داند كه منافع خود را در خطر ديده اند و خبرنگاران را هم از همین دار و دسته می داند: « اين گروه با همكاري افراد پياده نظام خود كه مدير، خبرنگار ، مربي و.... بودند ، هجمه ي وسيعي عليه ما راه انداختند .»

عليپور معتقد است كه پشت پرده تباني ها در فوتبال يك جريان فاسد رسانه اي وجود دارد و مي گويد : « جريان فاسد رسانه اي براي آنكه ما را بكوبد عامدانه تذكر ما به برخي بازيكنان را در بوق و كرنا مي كرد تا اذهان را منحرف كند. » او اما در ادامه جزييات بيشتري را طرح مي كند و با اشاره اختصاري به نامها مي گويد: « ما تمام دلالان خبرنگار نما را شناسايي كرده ايم و هر كدام از آنها نزد ما پرونده اي دارند . فعاليت آقايان « آ. ز » ،« ع . خ »، « ا. ه » ، « ا.ع » ، « م . خ » و برخي ديگر از آنها زير ذره بين است. ما حتي اطلاع داريم كه اين آقايان با كدام يك از بازيكنان ارتباط دارند . به همين دليل كافي است بازيكنان توسط آنها به تيمي انتقال پيدا كنند تا قراردادشان به ثبت نرسد .به عنوان مثال وقتي يكي از باشگاههاي ليگ برتري آقاي « ل . ب » را به عنوان سرمربي انتخاب كرد؛ ما اين مربي خارجي را به دفترمان آورديم و اعلام كرديم اگر اين انتقال توسط « ا . ع » و « م . خ » صورت پذيرفته باشد ، محروم مي شوي. »

خبرنگاری که بازیکن جا به جا می کند

پس از آنکه در سال 88 برخی مراجع به دستگیری عده ای دلال خبرنگار نما پرداختند و در اعترافات افشا نشده آنها ابعاد تازه ای از فساد در فوتبال ایران نمایان شد؛ در تیرماه سال گذشته نيز در فصل نقل و انتقالات فوتبال ایران اتفاق عجیبی رخ داد که در آن پای یک خبرنگار در میان بود . اتفاقی که به یک باشگاه بزرگ مربوط می شد . خبری که به سوء استفاده یک خبرنگار دلال که در یکی از سایت های غیر رسمی فعالیت می کند؛ اشاره می کرد. این خبر از سایت جهان این گونه نقل شده بود : « این فرد به دلیل ممنوع الفعالیت بودن، تحت لوای یک خانم که ایجنت رسمی فیفاست کار می کند و اخیرا موفق شده یک بازیکن خارجی 270 هزار دلاری را به قیمتی بالای 400 هزار دلار به باشگاه مذکور بفروشد و پورسانت بیشتری به جیب بزند.خانم مذکور که بعنوان کارگذار رسمی فیفا فعالیت می کند و در ایران از طریق چند دلال کارهایش را پیش می برد، اخیرا در یک جمع پرده از این ماجرا برداشته و گفته است که بازیکنی را به یک باشگاه مطرح معرفی کرده است و قیمت آن بازیکن 270 هزار دلار بوده اما بعد از چند روز یک دلال خبرنگار که واسطه وی و باشگاه مذکور بوده آمده و گفته که بازیکن خارجی مورد نظر را بالای 400 هزار دلار فروخته است.جالب اینکه این خانم گفته که خودش و بازیکن خارجی مذکور از این اتفاق متعجب شده اند و دلال واسطه یا همان خبرنگار این انتقال هم پول بیشتری از آنها نخواسته و گفته که من خودم حقم را از باشگاه می گیرم.»

اخباری از این دست و به صورت غیررسمی زیاد به گوش می رسد و برخی از خبرنگاران به نظر می رسد در این جریانات همچنان نقش موثری دارند. این اتفاقات در حالی رخ می دهد که فدراسیون فوتبال و کمیته اخلاق آن هر روز از مبارزه با مفسدین فوتبالی صحبت می کنند .

خبرنگاران و رسانه ای ها در لیست 101 نفره دلالان

اوایل تیرماه سال گذشته خبرگزاری پارس فوتبال طی گزارشی اعلام کرد که به یک فهرست محرمانه فدراسیون دست پیدا کرده که شامل اسامی واسطه ها، مربیان ، مدیران و خبرنگاران متخلف است . بنا به گزارش این خبرگزاری « مهر محرمانه بر این لیست خورده و به همه نهادها اطلاع رسانی شده که نباید این لیست در اختیار خبرنگاران قرار گيرد» و همچنين اين اسامي به اطلاع هيات ها و باشگاهها رسيده تا با اين افراد همكاري نكنند ». خبرنگار این خبرگزاری وقتی به فدراسیون فوتبال مراجعه می کند و به هادی آیت الهی نایب رئیس فدراسیون می گوید : « من لیست 101 دلال را به دست آوردم و می خواهم منتشر کنم » جواب می شنود : « ببین حاشیه می شود و به صلاح فوتبال نیست. »

اما آنچه كه براي ما قابل توجه است ؛ نام خبرنگاراني است كه در اين ليست به چشم مي خورد . در اين گزارش آمده : « از قشر روزنامه نگار هم از سردبير بگيريد تا معاون سردبير و خبرنگار و پيشكسوت خبري هم در اين ليست ديده مي شود . از دلالان قديمي تا تازه به دوران رسيده ها ؛ از جوياي نامها تا كساني كه عمري است با نان دلالي روزگار پيش مي برند و مطمئنا تفكرشان اينست كه كار درستي مي كنند و از ظرفيت ها و شرايط بهترين استفاده را مي كنند. »

در اين گزارش همچنين به يكي از گزارشگران صدا و سيما هم اشاره جدي تري مي شود : « نام دوم اين ليست همان كسي است كه در تيمهاي تبريزي فعاليت دارد و زماني هم در برنامه 90 گزارشگر بود و آن روزها البته دوچرخه هم براي تردد نداشت اما حالا با ماشين هاي شاسي بلند رفت و آمد مي كند و كارش به محاكم قضايي به خاطر داير كردن خانه هاي تيمي در شمال كشيده شده است. »

خبرنگار پارس فوتبال اعتقاد دارد كه « همه ي اين 101 نفر معلول هستند و علت را در جاي ديگر بايد جست ، شايد از مديراني كه شرايط را براي سواستفاده ميسر مي كنند ، مديراني كه در اين پولهاي كثيف سهم دارند و مربياني كه با اين شرايط خو گرفته اند. »

رابطه منفعت طلبانه ورزشی نویسان و فوتبالیست ها

ايران كشوري است كه تعداد بسيار زيادي روزنامه ی ورزشي دارد . آيا در كشورهاي صاحب فوتبال هم شاهد چنين وضعيتي هستيم ؟ آيا اين معضل در ميان خبرنگاران از آنجا ناشي نمي شود كه اين روزنامه هاي كم تيراژ براي تامین هزينه های خود دست به هر تقلايي مي زنند تا بتوانند از اين عرصه سهم خود را به هرگونه اي بگيرند و چرخ خود را بگردانند؟ مهدي رستم پور، خبرنگار آزاد ساكن دانمارك كه سالها خبرنگار صدا و سيما بوده در باره ی علت وجود دلالیسم در مطبوعات به خبرنگار ایران گفته بود: « فضای فسادپروری که در آن، گردانندگان برخی روزنامهها به تو القا می کنند خودت باید کسب درآمد کنی و تازه سهم روزنامه را هم بدهی. چون در این بازارچه 16 صفحهای یا 16 حجرهای، یک کیوسک هم به تو اجاره داده ایم. »

رستم پور در باره ي تامين منابع مالي اين روزنامه ها مي گويد : «در تامین مخارج رسانه های ورزشی هم تیمها، فدراسیونها و گاهی بازیکنها موثر هستند. ورزشیها مانند سياسیها در دو سطح، روزنامه منتشر می کنند. سطح دوم پر از خبر فروشی است. در عرصه ورزش نیز باز مثل سایر حوزهها، دامنه این بده بستان تا برخی برنامههای صداوسیما امتداد دارد. شما اگر کلیشه دستهای پشت پرده، تئوری توطئه و جوانباش را از ورزش ایران بگیرید، تعدادی از صفحات روزنامهها باید سفید منتشر شوند.»

وقتي اين معضل را با دبير سابق سرويس ورزشي یک روزنامه درميان مي گذارم ، مي گويد : « مواردي از اين دست در روزنامه هاي ورزشي بسيار زياد است و اصلا قابل كنترل هم نيست . چون يك خبر كوتاه كه كاملا هم عادي نشان مي دهد مي تواند حاصل يك تعامل بين خبرنگار و يك بازيكن يا مدير برنامه ها باشد .» و در ادامه مي گويد : « برای نمونه ؛ یک فوتبال نويس حضور پنج دقيقه اي بازيكني در يك تيم مشهور را چنان تمجيد و تحسين كرده كه مربي را نيز تحت تاثير قرار داده تا در بازي بعدي او را به طور كامل به بازي بگيرد. »

خبرنگار يك سايت خبري ورزشی نیز مي گويد : « معمولا فوتباليست ها با بعضي ورزشي نويسان رابطه هاي دو سويه اي دارند كه منفعت طلبانه است و چون اين فوتباليست ها دوران اوج و فرود دارند در مواقعي كه لازم است از انعكاس خبري مناسبي سود مي جويند » و در ادامه مي گويد : « در فصل نقل و انتقالات اين روابط به اوج خود مي رسد »

يكي از خبرنگاران پيشكسوت فوتبال در اين ارتباط مي گويد : « رسانه ها نقش بسيار تعيين كننده اي در موفقيت ورزشكاران دارند . حتي فوتباليست هايي كه در اوج فوتبال شان هستند باز هم نيازمند پوشش مناسب رسانه اي هستند و ميل فراواني به مطرح شدن دارند و اين خواسته هم فقط به واسطه ي رسانه ها محقق مي شود . يك خبرنگار اگر بخواهد وارد جريانات اين چنيني شود به انحا مختلفي مي تواند تاثيرگذار باشد »

او در ادامه مي گويد : « يكي از سردبيران معروف روزنامه هاي ورزشي كه بازيهاي اينچنيني را در روزنامه اش به راه انداخته بود به چنان رسوايي افتاد كه اكنون ديگر بار و بنديلش را جمع كرده و بطور كلي محو شده است .»

فوتباليست هاي شهرستاني طعمه هاي خبرنگاران دلال

خبرنگار جوان شهرستانی يكي از روزنامه ها ي ورزشي معروف در اهواز مي گويد : « فوتباليست هاي شهرستاني از جمله طعمه هاي خبرنگاران ورزشي اند كه به مناسبات كاسبكارانه خبرنگاران كمك مي كنند.پرداخت مبلغ ناچيز و يا مساعدت هاي ديگرگونه از جمله روابط بسيار عادي در اين زمينه تلقي مي شوند »

وقتی نظر یکی از مجریان برنامه های ورزشی رادیو را که مایل نیست نامش گفته شود را هم جویا می شوم در این باره می گوید : « در رادیو ، تهیه کننده یکی از برنامه های ورزشی ، هر دو سه هفته یک بار، با هماهنگی از پیش، سرمربی یکی از دو تیم بزرگ پایتخت را به عنوان مصاحبه شونده به برنامه دعوت می کند و قرار هم بر این می شود که مصاحبه شونده مورد سوال قرار نگیرد تا فقط حرف های خودش را بصورت یکسویه منعکس کند . حرف های او در این برنامه، فردای آن روز در رسانه های نوشتاری منعکس می شود. مسلم است که این مساله ناشی از تعاملات پشت پرده مالی این دو نفر است تا سر مربی هر چه می خواهد بگوید. »

او در ادامه به جنگ زرگری رسانه ای مدیران تیمهای بزرگ پایتخت اشاره می کند: « این تقابل های رسانه ای دو مدیر عامل کاملا با هماهنگی هم صورت می گیرد و هر دو تعدادی خبرنگار را که با ایشان در تعامل اند دعوت می کنند و چیزهایی را علیه هم مطرح می کنند که کاملا نمایشی است .»

وی همچنین برخی از رفتارهای رسانه ای پر سر و صدا در حوزه ی ورزش را رفتارهایی کاملا سیاسی می داند: « این هوچی گری ها که معمولا در طول یک هفته روزنامه ها آن را پوشش می دهند و برای مثال دعوای مطبوعاتی دو مدیر عامل یا دو ستاره مطرح بیشتر برای پوشش یک سری بحران های اجتماعی سیاسی است که در آن زمان گریبانگیر جامعه و مملکت شده است. »

اما در همین راستا نظر یک فوتبالیست را هم که با واسطه به یکی از تیم های خارجی رفته جویا شدم : « وقتی به آنجا رفتم بر خلاف وعده ها ، متنی که به امضای من رسید به زبان کشور مقصد بود و من چیزی از آن نمی دانستم و بعد دیدم که چه کلاهی سرم رفته است . بعدها که خواستم مسایل را رسانه ای کنم جالب است که بدانید آن مدیر واسطه که با یکی از اسطوره های فوتبال همدست بود کاملا با سردبیران بیشتر روزنامه ها هم کاسه بود و من کاملا بایکوت رسانه ای شدم و فقط خبر مصدومیت های من می رفت روی خط خبر. »

عدم امنیت شغلی زمینه ساز رواج دلالیسم در میان خبرنگاران

چه دلایلی باعث می شود که برخی خبرنگاران به دلالی روی بیاورند آیا دلیل اصلی مشکلات اقتصادی و نبود امنیت شغلی خبرنگاران است یا مسائل دیگری هم وجود دارد ؟

مجری ورزشی رادیو یکی از اصلی ترین مشکلات را عدم امنیت شغلی روزنامه نگاران می داند : « خبرنگاری که به میانسالی رسیده و هنوز از لحاظ اقتصادی به جایی نرسیده ممکن است خیلی زود در این ورطه بیفتند .برخی وقتی می بینند با چرخش قلم می توانند به راحتی بارشان را ببندند زود مسحور می شوند .»

عدم امنیت شغلی خبرنگاران ، حقوق اندک (که گاه همان هم پرداخت نمی شود )، فقدان مزایای قانونی، نداشتن بیمه، . وسوسه ی مدیران و مربیان و کسانی که برای منفعت طلبی خود هر نیرویی از جمله خبرنگاران را به کمک می گیرند ،عدم حمایت از جانب تشکل های صنفی، و...،. ، باعث تکثیر روزنامه نگاران غیر واقعی می شود . خبرنگارانی که بیشتر دلالند تا روزنامه نگار .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

  • خبرنگارهایی که دلال شده اند 28 اوت 2013 13:45, بوسيله ى عباس

    تمام این بلاهایی که بر سر فوتبال ایران میاید و ضعف فوتبال ایران از زمان آمدن فردوسی پور و انحراف اصل فوتبال به حاشیه فوتبال بوده! مطمین باشید در این مملکت، با این همه فیلتر گزینش خصوصا در سیما و وزارت علوم، کسی که هم در سیمااجازه فعالیت دارد و هم در دانشگاه شریف با مدرک فوق لیسانس تدریس میکند فعالیت سیاسی و امنیتی اش از فعالیت ورزشی و دانشگاهی اش بیشتر است!!!

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.