20 مرداد 1392

درباره برنامه پر طرفدار تلویزیونی نود، به مناسبت چهاردهمین سال پخش

فردوسی پور، خودکامه یا عدالت طلب و منتقد قدرت

20 مرداد 1392

خبرنگاران ایران -عليرضا بهجت-چهارده سال پيش در چنين روزهايي ( 23 مرداد 1378) عادل فردوسي پور با الگوبرداري از برنامه هايي نظير MACH OF THE DAY از يك شبكه ي تلويزيوني درانگليس وهمچنين برنامه 90 تلويزيون ايتاليا ، برنامه اي را با عنوان نود در شبكه ي سه تلويزيون ايران بنا گذاشت كه در آن به نقد و بررسي همه جانبه فوتبال در ايران مي پرداخت و اين برنامه به عنوان يكي از پرمخاطب ترين برنامه هاي تلويزيوني ايران فعاليتش هنوز هم ادامه دارد .

فوتبال بعنوان پركشش ترين مقوله در ورزش كه بعنوان صنعت فرهنگ پذيرفته شده طبيعي است كه هر برنامه اي حول و حوش آن واجد جذابيت بشود و از طرفي ورزش در جمهوري اسلامي تنها حوزه اي است كه كمترين حساسيت نسبت به آن وجود دارد و مي توان همه ي اطراف و اكناف آن را زير و رو كرد و اين موجب مي شود كه امر نقد و نقادي در آن بدون مشكل آنچناني طرح شود و به اين ترتيب نود به برنامه اي جذاب و پرمخاطب تبديل شد . گرچه نزديك شدن به خط قرمزهاي صدا و سيما و و ورزش مملكت، برنامه نود را روز به روز جذاب تر مي كرد .

فردوسي پور به دور از تكلف و تصنع گفتاري كه بیشتر مجريان تلويزيوني درگیر آنند ( اوالبته اساسا به ادبيات معمول مجريان تلويزيوني هم مسلط نيست) و اما با رويكردي به دور از روند محافظه كارانه مجريان و تهيه كنندگان صدا و سيما ، برنامه اي را به روي آنتن برد كه در آن تمامي مسائل ريز و درشت فوتبال، اعم از بررسي خود بازيها و داوري آنها تا مسائلي از قبيل زد و بند ها و پشت پرده ي های ليگ را به زير ذره بين مي برد .

نقد حوزه ي پوپوليستي فوتبال ايران نيازي به نخبه گرايي آنچناني نداشت و فردوسي پور با رويكردي روشنگرانه و روحيه اي عدالتخواهانه و غير محافظه كارانه به راحتي زمام برنامه را به دست گرفت و در كوتاه مدت به آنچه كه مي خواست رسيد . او به راحتي مسئولين رده بالا و اسطوره هاي فوتبال ايران را به نقد كشيد و فضاي متفاوتي را در برنامه هاي تلويزيوني به تصوير كشيد كه پيش از آن بي سابقه بود و اين كارزار هنوز هم به قوت خود باقي است و ادامه دارد.

طبيعي است با توجه به توسعه وجه رسانه ای برنامه نود كساني كه زير تيغ نقد فردوسي پور قرار گرفته و مي گيرند بيش از تقابل با فردوسي پور، خود را در چنبره ي يك برنامه ي رسانه اي گرفتار مي بينند و به همين جهت نيك مي دانند كه نسبتي را كه با اين برنامه برقرار مي كنند به چه ميزان مي تواند در آينده شان تاثيرگزار باشد .

اما اين روزها فردوسي پور مورد نقدهایی قرار گرفته است ؟ برخي او را به خاطر تريبون قدرتمندي كه در دست دارد متهم به سواستفاده ازآن مي كنند و يا نوعي خودكامه گي را در او تشخيص مي دهند .مديران باشگاهها معمولا بيشترين انتقادها را به او دارند . يك روزنامه نگار ورزشي سابق اخيرا او را « مدعي العموم فوتبال » خوانده و مدير باشگاه پرسپوليس هم او را صاحب درآمدهاي ميلياردي دانسته كه از طريق برنامه نود به آن دست يافته است .

اين حرف و حديث ها شايد بهانه اي است براي اين بررسی، اما مساله من در يادداشت اين است كه آيا اساسا مي توان چنين نگاهي به برنامه نود داشت ؟ گرچه به نظر من اساسا بايد نگاهي فراسوي خوب و بد به اين برنامه داشت .

اما واقعا فردوسي پور چه مي كند ؟

فردوسي پوربرنامه نود را با منطقي موزائيكي پيش مي برد . او همه ي اتفاقات و رويدادهاي متن و حاشيه فوتبال ايران را كنار هم مي چيند و بعد يك قالب كلي را از ميان آنها بيرون مي كشد ( در واقع اين منطق موزاييكي اساسا و به تعبير مارشال مك لوهان همان رويكرد اساسي تلويزيون است .) از اتفاقات داوري، پشت پرده ي تباني هاي صعود يك تيم دسته پايين به دسته بالاتر ، كنكاش در قال و مقال ها ي مديران ورزشي ، نقد تصميم گيري ها و انتخابات فدراسيون فوتبال گرفته تا حتي مشكلات ظاهرا حاشيه اي همچون تعمير و ساخت پل عابرپياده اي كه به ورزشگاه منتهي مي شود ، پيگيري وضعيت پيشكسوت بيمار و تماشاگر سانحه ديده تا راهبري و رانندگي در مسير ورزشگاه .

او سعي مي كند همه را به نحوي در برنامه مشاركت دهد . در برنامه اي او همه حضور دارند ؛ از بازيكن و مربي و مسئول رده بالاي فوتبال گرفته تا افرادي نظير مسئول برق ورزشگاه تختي اهواز ، رييس راهنمايي و رانندگي شهرتبريز، راننده ي زن اتوبوس باشگاه مس كرمان، پيرزن بوشهري طرفدار شاهين، قصاب شيرازي كه روي گوشت بره لوگوي برنامه نود را طراحي كرده تا صدها هزار نفري كه در مسابقه پيامكي شركت كرده اند . فردوسي پور معمولا همراه با روح جمعي مخاطبان خود حركت مي كند .

فردوسي پور در ارتباط با نحوه ي اجراي برنامه و هم در ارتباط با كساني كه آنها را به چالش مي كشد،چنان رفتاري دراماتيك به برنامه بخشيده كه صيرورت برنامه مشخص كرده كه معمولا كسي از صحنه بازي خارج نمي شود . در اين سالها بسياري كسان با او درافتاده اند اما او سعي مي كند حتي ظاهرا دشمنانش را كه برنامه نود و فردوسي پور را تحريم كرده اند و حتي به او بد و بيراه مي گويند را در برنامه اش لحاظ كند و حتي توهين ها نسبت به خودش را هم منعكس مي كند و معمولا رابطه اش با اين افراد همچون يك منحني سينوسي است كه معمولا آشتي كناني در راه است . نمونه اش مشكلات او با علي دايي ، فتح اله زاده و حتي طرفداران تراكتورسازي تبريز است . مديران طي سالها حب و بغض خود را به او نشان مي دهند اما آنها هيچوقت از بازي و صحنه خارج نمي شوند و اگر حضور مستقيم شان را هم در برنامه لغو كنند به قول محمد مايلي كهن ( مربي فوتبال ) تصاوير بيشتري از ايشان به نمايش در مي آيد .

او هميشه سعي مي كند روح منتقد خود را در هر صورتي به رخ بيننده بكشد . او وقتي مهماني موفق ( مثلا فوتباليست برتر ماه ليگ ) را هم به برنامه اش دعوت مي كند ، هم به روزهاي افت و هم به روزهاي خيز او مي پردازد تا بيننده شيرفهم شود كه فردوسي پور هميشه ضد هر چيزي را در آيتمش پرورش مي دهد تا روحيه اي مداراگرانه از او در ذهن بيننده ثبت نشود .

اما اساسا چه اتفاقي در برنامه نود مي افتد ؟

به نظر من آنچه كه در برنامه نود اتفاق مي افتد ، فارغ از آن روحيه عدالت طلب « عادل » كه موافق روح جمعي مخاطبان است ، مطابق با قانون جبر تكنولو‍ژيك است كه در هر برنامه ي اين چنيني و در هر رسانه اي اتفاق مي افتد .برنامه نود يك مسابقه فوتبال را دنبال مي كند و سعي مي كند از متن و حواشي آن مستنداتي تهيه و به دست مخاطب بدهد اما مساله اساسي اين است كه مخاطب هرچه به مستندات واقعي نزديك شود و « ارتباط مستقيم تري » با آن پيدا كند ، هر چه امر واقعي را با آب و تاب و برجستگي بيشتري پي گيري كند ، بيشتر از مرحله كمال به كمال فني يعني غيبت واقعي از جهان در مي غلتد . در واقع اين ويژگي ناب يك مصرف كننده ( بيننده ) است .

در اينجا رويداد خام ( ليگ برتر فوتبال ايران ) ، مبادله است اما موضوع مبادله نيست . رويداد ( فوتبال) تنها زماني « قابل مصرف » مي شود كه توسط رسانه هاي جمعي ، از صافي عبور داده شود ، تكه تكه شود و مجددا تدوين شود و بصورت محصولي تمام شده ، يعني نشانه هاي تمام شده و تركيب شده درآيد .

مجريان تلويزيوني گردانندگان اسطوره اي هستند : آنان رويداد ( فوتبال ) را بصورت « باز تفسير شده عرضه مي كنند » و در نهايت آن را عامدانه برمي سازند .پس اگر بخواهيم به صورت عيني قضاوت كنيم بايد مقولات اسطوره اي را در آن ها بكارببريم : در اين جا درست يا غلط مطرح نيست و مساله اين نيست كه به اين امر اعتقاد داشته باشيم يا نداشته باشيم . از اين روست كه مسائل كاذب بي وقفه مورد بحث و گفتگو قرار مي گيرند .

مديران تيمهاي بزرگ پايتخت بواسطه ي وجه رسانه گي وسيعي كه حول اين دو تيم بزرگ وجود دارد حرفهايي مي زنند كه در واقع گونه اي مكر و اغفال در آن به چشم مي خورد و فردوسي پور در برنامه اش سعي مي كند اين اغفال گري را به بيننده نشان دهد و دست ها را برملاسازد اما مساله اين است كه اين اغفال گري بيش از آنكه از بي ملاحظه گي اخلاقي اين مديران ناشي شود بيشتر از اين نشئت مي گيرد كه طرفداران فوتبال خودشان در اين بازي حضور دارند و آنها مي دانند كه آنچه كه بايد از دهن مديران خارج شود همين است . اگر اين حضرات دروغ بگويند ، لو دادن شان كار آساني است ، و اگر چنين مي كنند به اين خاطر نيست كه خيلي باهوش هستند بلكه به اين دليل است كه از دهان مديريت باشگاههايي با اين حجم رسانه گي بالا ( اين دو باشگاه نه تنها حجم عمده ي مطالب رسانه هاي ورزشي را به خود اختصاص مي دهند بلكه روزنامه هاي ورزشي با عنوان خود اين دوباشگاه هم موجود است ) كلماتي خارج مي شود كه نه درست است و نه غلط زيرا ديگر امري اصيل و مرجعي واقعي وجود ندارد و اين حرفها بر نوع ديگري از اثبات درستي استوار است ، يعني « پيش گويي صادق» ( بقول ژان بودريار فيلسوف فرانسوي)؛ يعني گفته اي كه به صرف اداي آن تحقق مي پذيرد . مديران پرسپوليس و استقلال در واقع دهان هاي رسانه اي ديگري هستند كه اعتبارشان را از طرفداران فراوان اين دو باشگاه مي گيرند ، دو باشگاهي كه واجد حجم عظيم رسانه گي هستند .

در واقع هم فردوسي پور ، هم مديران و هم بينندگان مي دانند كه پاسخ ها چيست . اما اين برنامه بايد باشد ، اين رفتارها بايد باشد به همين دليل ساده كه اين پاسخ ها هست ، اين برنامه ها هست و اين رفتارها هست .

عادل فردوسي پور، پروسه جذاب سازي را مي شناسد و به پرو پاي همه مي پيچد . چيزي كه حتي فارغ از ورزش بطور نمادين دل بينندگان را خنك مي كند اين است كه آنها لذت مي برند كه يك مسئول دولتي زير سوال مي رود . عادل حتي به نحوه ي خوشحالي بازيكن هم ايراد مي گيرد نه به خاطر رفتارهاي جنون مندانه ناشي از شعف خاطر بلكه به دليل زانو زدن جلوي مربيان نوچه پرور. او دشمن پوپوليسم است و با آن مي جنگد و حتي اگر لازم شود از فن بدل هم استفاده مي كند ؛ يعني استفاده از پوپوليسم عليه پوپوليسم ، كه اين كار را معمولا با مسابقه پيامكي انجام مي دهد .

اما فردوسی پور در اين سالها ،از یک چیز گذشت و آن را نادیده گرفت و آن مطبوعات ورزشی است. او هرگز نخواست با اصحاب رسانه كه مهمترين ركن فوتبال اين مملكت هستند دربيفتد و البته آنها هم هميشه هواي او را دارند . او پرونده ي اين معضلات را كه گريبانگير جامعه مطبوعات ورزشي ماست روي ميز خود قرار نداد . اگر كه يك روزنامه نگار سابق فردوسي پور را « مدعي العموم فوتبال » خطاب مي كند ، اتفاقا عادل در ميان خيل عظيم دست اندركاران فوتبال تنها قشري را كه مورد عتاب قرار نداده و كجروي هاشان را بررسي نكرده جماعت خبرنگارانی هستند كه به دلالي مشغولند والبته ذره بين عادل به اين سمت هرگز نرفت .

اما اكنون كار به جايي كشيده كه همين چند روز پيش عليرضا عليپور ، دبير معمم ستاد منشور اخلاقي فدراسيون فوتبال اعلام كرده: « ما تمام دلالان خبرنگار نما را شناسايي كرده ايم و هر كدام از آنها نزد ما پرونده اي دارند » . حالا بايد ديد آيا فردوسي پور پرونده اي براي تنها حوزه اي كه محافظه كارانه به نقد نكشيده ، خواهد گشود يا نه .

گرچه اين خود برنامه ي نود بوده كه اين سالها چنان بستري در حوزه ي ورزش ايجاد كرده كه اكنون خروجي آن موجب تصميماتي اينچنيني در يك نهاد ورزشي شده است . اگركه فردوسي پور طي اين سالها آن ذهنيت اسطوره اي و آن « ديگري بزرگ » را به سخره نگرفته بود اكنون چنين رويكردهايي از جانب ستاد منشور اخلاقي اعمال نمي شد . در واقع « ديگري بزرگ » نوعي چاخان يا دروغ جمعي است كه تك تك ما به شكل فردي برآن صحه مي گذاريم . ديگري بزرگ همان شبكه اجتماعي عرف ها و دريافت هايي است كه ما به آن باور داشته ايم اما اكنون دريافته ايم كه پنداري بيش نبوده اند . بي شك كرد و كار فردوسي پور در تلويزيون و در برنامه نود باعث شده كه دبير ستاد منشور اخلاقي به راحتي حرف هايي را بزند كه تبعات زيادي به همراه خواهد داشت .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.