17 مرداد 1392

روز خبرنگار ایرانی، مناسبات پولی و بی توجهی به مشکلات روزنامه نگاران

17 مرداد 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: 17مرداد روز خبرنگار به روایت ایرانی هاست. به یاد محمود صارمی که پانزده سال پیش در چنین روزی در مزار شریف در حال انجام وظیفه خبرنگاری اش، به دست طالبان کشته شد. در دومین سال استقرار دولت اصلاحات این روز به عنوان "روز خبرنگار" در تقویم کشور ثبت شد. اما چرا چنین روزی در تقویم برای تعدادی از خبرنگاران ایرانی تنها به روزی تبدیل شده برای دریافت هدیه و نه چیز دیگری ؟ چرا در این روز از شان و منزلت حرفه ای روزنامه نگارن کمترصحبت می شود ؟ چرا از مشکلات بی شمار روزنامه نگاران در این روز سخن گفته نمی شود ؟ و چرا در این روز قدمی برای مسائل صنفی روزنامه نگاران برداشته نمی شود ؟

اما هدایایی که به مناسبت روز خبرنگار به خبرنگاران و روزنامه نگاران داده می شود برای چیست ؟ به رسم یادبود و قدردانی است؟ یا کارکرد های دیگری هم دارد؟ چه زمانی این هدیه ها از حالت قدردانی خارج می شود ؟ اصلا چقدر دادن هدیه ای به همین مناسبت به خبرنگاران ضرورت دارد؟ سیستم بده و بستان میان روزنامه نگار و روابط عمومی ها و سازمان های دولتی چگونه شکل گرفته که آنها معمولا جزو پیشگامان برگزاری مراسم روز خبرنگار و هدیه دادن؛ هستند؟ کدام دسته از عوامل باعث می شود که در مراسم روز خبرنگار ، به طور غیر عادی سالن پر از جمعیت روزنامه نگار می شود؟ نگاه روابط عمومی ها به روزنامه نگاران هدیه بگیر چیست؟ و اساسا سوال این است که چرا خبرنگاران در جایگاهی قرار داده شده اند که روابط عمومی ها گمان می کنند می توانند خبرنگاران را تطمیع کنند و یا به عبارت ساده تر آنها را بخرند؟

این سوال ها را با چند روزنامه نگار فعال در خبرگزاری ها و روزنامه های داخلی ایران در میان می گذارم و آنها از تجربه های خود می گویند و از پایین آمدن شان و جایگاه خبرنگاران در سال های اخیر گلایه می کنند.. این روزنامه نگاران از ما می خواهند اسامی شان نزد ما محفوظ بماند.

شيوع فرهنگی ناپسند در میان خبرنگاران

یکی از خبرنگاران خبرگزاری ایسنا از شیوع فرهنگی نامناسب در میان خبرنگاران می گوید:" متاسفانه در ايران خبرنگاران علاوه بر مشكلاتي چون عدم آزادي بيان، عدم امنيت شغلي و وجود فشار بر آنها جهت سانسور و خودسانسوري با مشكلات مالي نيز روبه‌رو هستند و عموما درآمدشان متناسب با فعاليتي كه انجام مي‌دهند؛ نيست و اين باعث شده كه خبرنگاران به هداياي مالي كه از حوزه‌هاي كارشان دريافت مي‌كنند چشم بدوزند و اين در واقع باعث شيوع فرهنگ گداپروري در میان برخی خبرنگاران شده به نحوي كه در برخي از موارد ديده شده كه خبرنگاران در هنگام حضور در حوزه كارشان به خصوص در چنين ايامي انتظار دارند كه روابط عمومي حوزه‌ها هدايايي مانند كارت هديه به آنها بدهند كه اين كارت نه تنها باعث كسر شان جايگاه خبرنگاران شده بلكه باعث مي‌شود كه حوزه‌ها خبري نيز به نحوي خبرنگاران را بخرند تا آنها از بيان حقايق و آنچه كه در اين حوزه‌هاي كاري مي‌گذرد خودداري كنند."

این خبرنگار تاکید می کند که بارها این مساله را به چشم خود دیده است :" در بسياري از مواقع اين اتفاق نيز افتاده و خبرنگاران به راحتي چشمشان را روي برخي از مسائل كه مي‌توانند آن را انعكاس دهند مي‌ببندند. جدا از اين موضوع بسياري از حوزه هاي خبري نيز در هنگام دادن هدايا به خبرنگاران با آنها رفتاري دور از شان و ادب وكرامت انساني انجام مي‌دهند."

خبرنگار دیگری که سالهاست خبرنگار پارلمانی است حرف های این خبرنگار ایسنا را تایید می کند و اینگونه حرف هایش را ادامه می دهد:" برخی خبرنگاران به دید کاسبی به این روز نگاه می کنند که من نام این دسته را خبرنگارنما می گذارم. کسانی که فقط دنبال درآمد از این راه هستند .اما هستند خبرنگاران حرفه ای که حتی این هدایا را نمی پذیرند . یادم می آید سالهای اول دولت احمدی نژاد که به روزنامه ها گفته بودند اسامی خبرنگاران خود برای هدیه را ارسال کنید این کار را تحریم کردیم و گفتیم از دولت احمدی نژاد هدیه دریافت نمی کنیم.

او می گوید:" به نظرم دولت احمدی نژاد قصد داشت در برخی موارد حتی با دادن این هدایا و خبری کردن آن جایگاه خبرنگاران در نزد افکار عمومی پایین بیاورد."

به گفته خبرنگار ایسنا در روز خبرنگار معمولا صاحبان نشريه و مديرعامل خبرگزاري‌ها هداياي مالي براي خبرنگارانشان با توجه به وسعت مالي‌ مجموعه‌شان در نظر مي‌گيرند گرچه در مواردي نيز بوده كه نشريه به علت مشكلات مالي نتوانسته هدايايي براي مجموعه تحت نظرش تهيه كند.

او که بارها در میان حرفهایش از کلمه متاسفانه استفاده می کند و ناراحتی اش را از پایین آمدن جایگاه روزنامه نگاری در رسانه های داخلی پنهان نمی کند؛ پیشنهادی دارد :"اگر اين تشويق از سوي صاحبان نشريه صورت بگيرد امري مناسب است البته آنها مي‌توانند در چنين روزي با توجه به ساز و كار مشخص و شفاف از جمله تعهد كاري و حرفه‌اي بودن در كار، خبرنگاران برتر آن مجموعه را انتخاب كرده و آنها را تشويق كنند و اين امر مي‌تواند در ايجاد انگيزه هر چه بيشتر جهت ارائه كار به صورت مطلوب‌تر و حرفه‌اي‌تر موثر باشد. به نظر من بسيار مهم است كه اين ساز و كار در نشريات و رسانه‌ها وجود داشته باشد كه خبرنگاران را از گرفتن هديه از حوزه‌هاي خبري‌شان منع كنند چنانچه در مواقعي در برخي از رسانه‌ها شاهد اين بوديم كه وقتي به خبرنگاري از حوزه خبري‌اش هديه داده مي‌شد خبرنگار ضمن رد آن هديه از سوي رسانه‌اي كه در آن مشغول به كار بود به خاطر اين امر تشويق مي‌شد و آن رسانه مبلغي معادل آن هديه كه توسط خبرنگار گرفته نشده بود به او مي‌داد."

روزه سکوت خبرنگاران و جای خالی گزارش های انتقادی

روزنامه نگار دیگری که در حوزه رسانه فعالیت دارد از تطمیع خبرنگاران به عنوان رویه ای مرسوم در جامعه خبری ایران یاد می کند:" واقعیت اینجاست که بسیاری از این هدایا توسط روابط عمومی ها با هدفی خاص تهیه می شوند تا قبل از اینکه کار به دست مدیران مطبوعات و حذف و تعدیل های مرسوم گزارش های انتقادی برسد،با معادلاتی که با خبرنگاران برقرار کرده اند،از ریشه بساط گزارش های انتقادی را بزنند و آب را از همان سرچشمه ببندند.وقتی اساسا گزارشی انتقادی و تحلیلی در کار نباشد،نه تنها دیگر نیازی به حذف آنها نیست،که مدیران مطبوعات اصلا با ناهنجاریهای موجود در سازمان ها برخورد نمی کنند و فکر هم می کنند که لابد تمامی امور بر وفق مراد است و تمامی درها روی چارچوب می چرخند؛غافل از اینکه خبرنگارانشان به دلایلی که بر همه روشن است،عطای گزارش های انتقادی را بر لقایش بسته اند و در برابر این گونه مسائل روزه سکوت گرفته اند!"

هرچند این روزنامه نگار جوان تاکید می کند که این سخن ، وصف حال بسیاری از خبرنگاران نیست و هنوز هم هستند بسیاری از آنان که چشم بر حقیقت نبسته و اصول حرفه ای خود را زیر پا نمی گذارند :" آنها هم که خطاب این بحث اند،ضرورت های زندگی آنها را به این امر وا داشته است و شاید از همین جهت نتوان خرده ای بر آنان گرفت. مشکل اصلی از ساختاری است که آنان را به این کار واداشته است و راه گریزی برای آنها نگذاشته است."

او می گوید:" به نظر می رسد مطالعه نظریه های روابط عمومی و اصول و تکنیک های آن، ضرورت فوری آن دسته از روابط عمومی ها ایست که فکر می کنند با این کار می توانند واقعیت را پنهان نگه دارند ولی واقعیت این است که آنان باید بدانند که حقیقت همیشه پشت ابر نمی ماند و روزی حقیقت بر همه افشا خواهد شد و آن روز دیگر آنها جایی در میان افکار عمومی نخواهند داشت."

برخی رسانه ها و روزنامه نگاران هم در شکل گیری مناسبات معیوب اقتصادی روابط عمومی ها و رسانه ها نقش پررنگی دارند و و آغاز گر این چرخه معیوب .

این روزنامه نگار ادامه می دهد :" از شبه گزارش های انتقادی که با اهدافی مشخص به رشته تحریر در می آیند هم نمی توان به آسانی گذشت؛گزارش هایی که به روی کاغذ می آیند تنها و تنها به این انگیزه که شاید با درج آن رعبی به دل سازمان یا نهاد مورد خطاب آن بیفتد و منفعتی چند از این رهگذر عاید رسانه متبوع گردد.فرقی هم نمی کند که این اخبار یا گزارش ها از سوی مدیر رسانه سفارش داده شود یا خود خبرنگاران راسا به درج آنها اقدام کنند؛در واقع نتیجه یکی است و آن هم بی اعتبار شدن نشریاتی است که به اینگونه اعمال دست می زنند. همین بی اعتباری هم هست که یکی از زمینه های تزلزل موقعیت برخی رسانه های ایرانی را رقم زده است و آنها را آنگونه که باید و شاید در نظر افکار عمومی مهم و موجه جلوه نداده است."

رسانه هایی که با معیارهای روزنامه نگاری حرفه ای خداحافظی کرده اند

"انتقاد مستقیم یعنی قطع آگهی های دولتی و قطع آگهی هم یعنی مرگ رسانه "این ها را خبرنگاری می گوید که در حوزه رسانه به طور تخصصی قلم می زند. او برای روشن شدن این واقعیت که میان رسانه ها و سازمان های دولتی و صاحبان قدرت مناسباتی پولی حاکم است؛ می گوید:" در چند سال گذشته و همزمان با وابستگی مطبوعات و رسانه ها به آگهی های تجاری از یک طرف و انحصار آگهی های دولتی در روزنامه منتسب به دولت از طرف دیگر، مدیران مطبوعات تمام توان خویش را به کار برده اند تا بیشترین سهم را از این آگهی ها هر چند اندک به خود و رسانه مطبوعشان جلب نمایند و در این راه هم از هیچ کوششی فروگذار نکرده اند. مدیران مطبوعات می دانند که روزنامه نگاری حرفه ای و مستقل حداقل در ایران نسبتی با درآمد و سود بیشتر ندارد و اگر آگهی و درآمد می خواهند باید با معیارهای روزنامه نگاری حرفه ای خداحافظی کنند؛ این واقعیتی است که در قاطبه رسانه ها به ویژه رسانه های اقتصادی حکمفرماست و راست و چپ هم ندارد. واقعیتی بی رحم که رسانه های ایرانی را در نوردیده و تمامی آنها را پشت سر گذاشته است."

صحنه ای که این روزنامه نگار ترسیم می کند مساوی است با خالی شدن رسانه ها از گزارش های تحلیلی و نقادانه درباره عملکرد ضعیف برخی سازمان ها یا نهادها:" چرا که آنها به نیکی می دانند انتقاد مستقیم یعنی قطع آگهی و قطع آگهی هم یعنی مرگ رسانه. "

به باور این روزنامه نگار در واقع روابط عمومی های ما با رفتاری کاملا غیر حرفه ای و غیر اخلاقی این تصویر را برای رسانه ها به وجود آورده اند که انتقاد از سازمان متبوع آنها به مفهوم قطع آگهی به رسانه منتقد است و با این رفتار خود، بسیاری از مطبوعات را از این حیث خالی از محتوا کرده اند.

او ادامه می دهد:" آگهی در این زمانه که زمانه ی کسادی مطبوعات است،همچون تیغی بران بالای سر رسانه ها قرار گرفته است و در صورت درج خبر یا گزارشی منفی یا انتقادی،به سرعت وارد عمل شده و کار خود را کرده است.شاید از همین رو هم باشد که مطبوعات ما حداقل در بعد برخورد با ناهنجاری های جاری در سازمان ها یا نهادهای اقتصادی،سکوت پیشه کرده و یا بدتر از آن تنها به تعریف و تمجید از آنها مشغولند."

صحنه های ترسیم شده، موقعیت های متفاوتی است که مناسبات اقتصادی رسانه ها و روابط عمومی های ما را رقم زده است . به محض سوال از یک روزنامه نگار، او تایید می کند مشکلات ساختاری موجب شده نه خبرنگار مناسب با شان حرفه ای خود رفتار کند و نه صاحبان رسانه قدر و منزلت این صنف را بدانند . مشکلاتی از قبیل توقیف و تعطیلی روزنامه های مستقل و آزاد ، بیکاری بسیاری از روزنامه نگاران و ناامنی شغلی و عدم استقلال حرفه ای اهل رسانه. همچنین پلمپ و تعطیلی دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران امکان انجام هرگونه حمایتی را از این همه روزنامه نگار آسیب دیده و بیکار از بین برده است و زمینه برای پولی شدن روابط خبرنگاران با حوزه های خبری شان را هموار کرده است.اما باز هم باید تاکید کرد در این میان روزنامه نگارانی هستند که وارد مناسبات سکه ای و پولی نمی شوند و در جایگاه خود، رسالت حرفه ای شان را انجام می دهند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.