12 مرداد 1392

گفت و گو با علی اصغر رمضانپور، روزنامه نگار

نشریات فارسی زبان خارج از ایران یا سیاسی اند یا زرد

12 مرداد 1392

خبرنگاران ایران- علیرضا بهجت: بي طرفي يك نشريه با توجه به گرايش سياسي روشن مديرانش تا چه اندازه امكان پذير است؟ نشريه اي كه قرار است درباره ايران بنويسد در حالي كه مقر اصلي اش خارج از ايران است تا چه حد مي تواند رسالت حرفه اي روزنامه نگاري را انجام دهد؟ اساسا نشريات ايراني كه خارج از كشور منتشر مي شوند؛ در معرض كدام آسيب ها قرار دارند ؟ با توجه به تحولات ديجيتالي و گسترش شبكه هاي مجازي چقدر انتشار يك روزنامه كاغذي درباره ایران، آن هم در كشوري دور از ايران ضروري است؟ اينها همگي سوالاتي است كه از علي اصغر رمضانپور مي پرسم كه به تازگي با همراهي جمعي از روزنامه نگاران ساكن لندن روزنامه « ايران زمين » را در شانزده صفحه و با ادعاي بي طرفي سياسي منتشر مي كند. او به بهانه انتشار اين روزنامه درباره وضعيت نشريات فارسي زبان خارج از ايران مي گويد و اينكه هر يك با چه مشكلاتي مواجه هستند و آيا اساسا اصول حرفه اي روزنامه نگاري را رعايت مي كنند يا نه؟ رمضانپور در زمان وزارت احمد مسجد جامعی معاونت فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر عهده داشت .سردبیری هفته نامه حوادث و سردبیری روزنامه آفتاب امروز نیز از جمله فعالیتهای او بوده است .

اعلام کرده اید که نشريه ایران زمین در تحولات سیاسی ایران از نظر سیاسی بی طرف است. آيا فكر مي كنيد اين مساله امكان پذير است ؟ حتي اگر « بی طرفی سیاسی » مورد نظرشما را در بستر نگاه یک رسانه معطوف به تکثرگرایی قراردهيم؟

من گفته ام که نشریه بی طرف است نه افراد. به این معنی که یک روزنامه نگار می تواند طرفدار کسی یا جریانی باشد. اما در نوشتن برای روزنامه باید زبان بی طرف به کار ببرد. مانند همه رسانه های معتبر دنیا. یک مثال مشخص بی بی سی است. ما از روش های ادیتوریال برای بی طرف ماندن استفاده می کنیم و به آن پایبندیم اما به هر حال در هر تلاشی میزانی خطا هست. مهم این است که ما بدانیم و رسما و عملا پایبند به این باشیم که از هیچ گروه سیاسی حمایت نکنیم اما به هر حال روحیه و گرایش تحریریه تاثیر گزار است و این اجتناب ناپذیر است. همین حد ممکن هم ما را از اینکه به مسیر مبارزه سیاسی بیفتیم مصون می کند. اگر بخواهم دقیق تر بگویم منظور ما این است که برای مبارزه سیاسی و هیچ آرمانی روزنامه را منتشر نمی کنیم . می خواهیم یک نشریه حرفه ای باشیم که گرچه فارسی زبان است و به ایران و ایرانیان جهان توجه دارد، نشریه ای ست با قوانین و روش عمل حرفه ای بریتانیایی.

فكر مي كنيد عدم استفاده از روزنامه نگاران داخلي كه طبيعي است مسائل ايران را از نزديك لمس مي كنند تا چه ميزان مي تواند براي نشريه تان آسيب تلقي شود ؟

بله. این را می دانیم. حتما استفاده نکردن از روزنامه نگارانی که در ایران زندگی کنند؛ میزانی از دقت و اعتبار کار کم می کند اما این انتخاب ما نیست، جبری است که برای لطمه نزدن به امنیت روزنامه نگارانی که در ایران کار می کنند پذیرفته ایم. وقتی رسانه های بزرگ دنیا نمی توانند از خبرنگارانشان در ایران حمایت کنند معلوم است که در برابر فشار هایی که ممکن است مقام های دولت ایران به یک نشریه خارج از شمول سانسور آنان وارد بیاورند از دست ما هیچ کاری بر نمی آید. این یک تصمیم حرفه ای برای ضربه نزدن به امنیت روزنامه نگاران ایرانی است. ما سعی می کنیم از طریق استفاده از رسانه های ایرانی و شهروندانی که برای ما می نویسند، با نام خودشان یا به نام قلمی شان این کمبود را جبران کنیم.

می خواهم بدانم آيا نشريه شما اساسا رويكردي نخبه گرا خواهد داشت ؟

نه نشریه ما یک نشریه نخبه گرا به معنای نشریه ای برای روشنفکران یا تحصیل کردگان نیست اما به یک تعبیر نشریه زرد هم نیست. مثل همه روزنامه های جدی و معتبر دنیا ما هم خواهان افزودن بر تیراژ هستیم و در عین حال نمی خواهیم یک نشریه زرد به نشریه هایی که هست اضافه کنیم. دلیل روشن آن هم این است که توجه اصلی ما معطوف به مخاطب عام است. همه ایرانیانی که در جهان زندگی می کنند و فکر می کنند به یک رسانه مشترک نیاز دارند. اینکه می گویم ایرانیان منظورم هم کسانی است که از نظر اسناد شهروندی الان تبعه یک کشور دیگر هستند اما پس زمینه ایرانی دارند و دلبسته ایران هستند و هم ایرانیانی که هنوز با اسناد هویتی ایرانی یا پناهندگی در دنیا زندگی می کنند. و البته افزون بر آنان غیر ایرانیان فارسی زبانی که به هر دلیل به ایران علاقه دارند و اخبار آن را دنبال می کنند.

ارزيابي شما از وضعيت كنوني رسانه هاي فارسي زبان خارج از كشور چيست ؟ مهم ترين مشكل ، نقطه ضعف و يا نقطه ي قوت آنها كدام است ؟

طیف گسترده ای از رسانه های فارسی زبان در دنیا وجود دارد و تلاش برای انتزاع ویژگی مشترک میان آنها سخت است مگر این که ماجرا راخیلی ساده کنیم. اما اگر از بحث در باره رسانه هایی که متعلق به دولت های خارجی هستند و اغلب سیاست خارجی کشورهای مالک را دنبال می کنند مانند بی. بی .سی و صدای آمریکا و مانند آنها بگذریم، اکثر رسانه هایی که متعلق به ایرانیان هستند یا دارای جهت گیری سیاسی مشخص هستند یا رسانه های زردی هستند که از پرداختن به مسایل جدی و پرداختن به مسایل طفره می روند. البته همه این ها دلایل مشخص سیاسی و اجتماعی و حرفه ای دارد که نمی خواهم وارد بحث آن شوم. با وجود این در چند سال گذشته گرایشی برای منتشر کردن نشریات چاپی یا اینترنتی با رویه حرفه ای تر به وجود آمده است مانند نشریه شهروند یا سلام تورنتو یا سایت ایرانیان و هفته نامه پرشین در لندن یا یکی دو نشریه در لوس آنجلس اما این نشریات یا محلی هستند یا از امکان استفاده از طیف گسترده روزنامه نگاران ایرانی محرومند. مهم ترین مشکل آنها اندک بودن نیروهای حرفه ای شاغل در آنها و تکیه شان به امکانات محدود است. همین امر به علاوه مشکل ارتباطی میان جماعات ایرانی این رسانه ها را از ارتباط مستقیم با مخاطبان خود محروم کرده است. مشکل دیگر این رسانه ها محدودیت ارتباط با ایران و شناخت از تحولات جامعه ایران است.

شما نسبت به این نشریات چه وجه تمایزی خواهید داشت ؟

نگاه ما همگانی تر است به مجموعه جماعت ایرانی دنیا ـ من جماعت را به معنای جامعه شناسی تقریبا معادل کامیونیتی به کار می برم که به نظرم با معنای مدرن تر جامعه قدری متفاوت است ـ به این دلیل که ما فکر می کنیم نزدیک به هفت میلیون ایرانی یا ایرانی تبار در دنیا هست که هنوز رسانه ای ندارند که هرجای دنیا باشند بتوانند آن را به عنوان رسانه بدانند که به مسایل آنها می پردازد. ما فکر می کنیم این مجمع الجزایر جماعت های ایرانی صرف نظر از هر مسیری که تحولات داخلی ایران داشته باشد نیازمند رسانه ای عمومی هست.

آقاي رمضانپور! كدام ظرفيت و يا خلا ، شما را مجاب كرده كه به جاي رسانه هاي تصويري و يا الكترونيكي به سمت نشریه كاغذي برويد ؟

رشد سریع نشریات اینترنتی و شبکه های اجتماعی استفاده کننده از شبکه جهانی اینترنت در نخستین موج به عنوان عاملی تهدید کننده برای روزنامه های چاپی و حتی کتاب دیده شد. به طوری که سال ها پیش برای نخستین بار در امریکا این بحث مطرح شد که آیا آینده ای برای روزنامه های چاپی وجود دارد؟ آمارهای دقیقی هم از کاهش نشریات چاپی و تعداد رونامه نگاران شاغل در نشریات چاپی به دست داده شد که موید این تحول بود. اما تحولات بعدی نشان داد که برخی از کارکرد های روزنامه های چاپی قابل جایگزینی با استفاده از رسانه های اینترنتی نیست. آنچه من به طور مشخص بر آن انگشت می گذارم مفهوم عینیت اجتماعی است. به معنایی که جامعه شناسان از آن یاد می کنند. مفهوم عینیت که لازمه شکل گیری کنش متقابل در جامعه شهری است هنوز متکی بر نماد های عمومی است از لباس گرفته تا تجمع ها و محیط های شهری و نمادهای مبادله ای مانند پول. در همه این موارد هنوز کوچه و خیابان به عنوان عرصه اصلی جامعه پذیری و مبادله کنش ها متکی بر نشانه های عینی است. نشریات چاپی هنوز یکی از نماد های موثر شکل گیری مناسبات اجتماعی است. مثلا نگاه کنید که شکل گیری مبادلات بانکی اینترنتی هنوز مبتنی بر وجود مفهوم عینی پول است. به همین معنا نشریات چاپی هم هنوز اهمیت خود را در شکل گیری عینیت اجتماعی و رویت پذیری و باور پذیری رسانه ای حفظ کرده اند. به تعبیر دیگر برای حضور عینی در محیط های شهری هنوز نیازمند رسانه هایی با عینیت پذیری و رویت پذیری مشترک هستیم. بنابراین مساله فقط انتقال اطلاعات نیست اگر این طور بود نیاز به تلویزیون هم باید از بین می رفت. صرف نظر از این بحث در جامعه شناسی رسانه ای هنوز اعتبار اجتماعی روزنامه ها در سطح عمومی بیش از رسانه های به اصطلاح مجازی است. اگرچه اهمیت اطلاع رسانی آنها روز به روز کمتر می شود. مثلا همین اصطلاح مجازی که ما در فارسی به کار می بریم در معنای مقابل واقعی است. بنا بر این من فکر می کنم ما هنوز به نشریات کاغذی به عنوان عامل عینیت بخش مبادله کنش اجتماعی نیاز داریم. البته در شرایط کنونی ارتباطی و جهانی شدن به رسانه اینترنتی و وب سایت ها باید به عنوان مکمل ضروری رسانه های چاپی نگاه کرد.

"قانون " ؛ اولین روزنامه فارسی زبان در غرب بود که در همین لندن در سال 1307 هجری قمری توسط میرزا ملکم خان منتشر شد و انتقادات تندی هم به قاجار داشت . پس از گذشت این سال ها چه وجه تشابه و تفارقی را می توان از یک روزنامه فارسی زبان در غرب داشت ؟

اتفاقا اشاره خوبی کردید. قانون نمونه ای از تفکر رسانه ای بود که در ایران آن زمان هنوز شکل نگرفته بود. اما قانون را بیشتر می توان با نشریات سیاسی ایرانیان در تبعید مقایسه کرد تا با نشریه ما. نگاه قانون نگاه ترویجی برای اندیشه بنیادین یک جنبش اجتماعی در ایران بود که از فناوری رسانه های غربی استفاده می کرد. تفاوت ما با قانون در این است که ما پیامدهای نگاه از بالای رسانه های ترویجی را در دهه های گذشته در نشریات نخبه گرای راست یا چپ دیده ایم. ما نمی خواهیم مروج هیچ اندیشه ای باشیم. ما بیشتر به روش سخن گفتن و آداب مبادله سالم تر اطلاعات و احساسات توجه داریم تا اندیشه ای خاص. اگر بخواهیم به زبان مارشال مک لوهان سخن بگوییم قانون و نشریات ترویجی رسانه های گرم هستند و ایران زمین رسانه ای سرد. مثل تفاوت تلویزیون و رادیو. تلویزیون رسانه ای گرم است که مخاطب خود را رها نمی کند و رادیو رسانه ای سرد است که مخاطب خود را آزاد می گذارد.

منابع مالي اين نشريه به چه صورت تامين خواهد شد ؟

در حال حاضر متکی هستیم به چند آگهی دهنده که امکان تامین هزینه فنی و چاپ را می دهد. همکاران تحریریه پذیرفته اند تا در شماره های اولیه از خیر حق التحریر بگذرند تا به تدریج بتوانیم آگهی بیشتری بگیریم. بنابراین امیدواریم که همه هزینه را از محل آگهی و اندکی هم تک فروشی و اشتراک تامین کنیم. هم اشتراک نسخه کاغذی و هم اشتراک در وب سایت نشریه که در حال راه اندازی است.

نشريه شما در چه تيراژي و در چه شهرهايي منتشر خواهد شد ؟

برنامه ما این است که نشریه در ابتدا در تیراژ سه هزار نسخه و در لندن چاپ شود. در لندن و چند شهر دیگر بریتانیا مستقیم توزیع می شود و البته از همه جای دنیا مشترک خواهیم پذیرفت. امیدواریم بتوانیم اگر بتوانیم با شرکای حرفه ای به توافق برسیم، نشریه را همزمان در شهرهای دیگری که جماعت ایرانی نشین قابل توجه دارند منتشر کنیم.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.