29 تیر 1392

روزنامه نگاران تا کجا می توانند وارد سیاست بشوند

مطبوعات رکن چهارم دموکراسی یا باشگاه سیاسی

29 تیر 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: آیا روزنامه نگاری که برای قدرت سیاسی کف می زند و هورا می کشد؛ رفتارش حرفه ای است؟ روزنامه نگاران تا کجا می توانند وارد سیاست بشوند و آیا اساسا حق ورود به سیاست را دارند؟ آیا کسانی از احزاب و گرایش های خاص سیاسی که در مطبوعات قلم می زنند؛ روزنامه نگار محسوب می شوند؟ در ایران چقدر مرز میان روزنامه نگار و یا فعال سیاسی بودن در دنیای رسانه ها رعایت می شود؟ این روزها مرزبندی های سیاسی مطبوعات ایران به کدام سمت است؟ آیا روزنامه نگارانش فقط برای "رسانه" می نویسند یا نه با به یدک کشیدن نام روزنامه نگار در پی دستیابی به اهداف دیگری هستند؟ این سوال ها را با دو روزنامه نگار در میان گذاشته ام." آسیه امینی" روزنامه نگار ساکن نروژ و دیگری از روزنامه نگاران داخل کشور که می خواهد نامی از او نبرم و من نیز او را در این گزارش "روزنامه نگار باسابقه" خطاب می کنم.

روزنامه نگار می نویسد ؛ شعار نمی دهد

چند روز بعد از پیروزی حسن روحانی در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، او اولین نشست خود را با اصحاب رسانه برگزار کرد. همان نشستی که روزنامه نگاری با فریاد شعار داد :" روحانی یادت باشه موسوی باید باشه" و روزنامه نگاران دیگر قلم شان را کنار گذاشتند؛ برایش کف زدند و هورا کشیدند. همچنین در همان نشست، فردی پشت تریبون، خود را طرفدار احمدی نژاد معرفی کرد و از ترس و لرز هایش گفت؛ اینکه با آمدن دولت جدید قرار است چه بلایی بر سر طرفداران دولت بیاید؟

اما به راستی وظیفه حرفه ای یک روزنامه نگار چیست؟ نسبت او با سیاست و به عبارتی قدرت سیاسی چیست؟ آیا ابزاری که روزنامه نگار در اختیار دارد شعار دادن و هورا کشیدن است یا قلم که قرار است در جهت منافع مردم بنویسد؟

آسیه امینی با تاکید این جمله را می گوید:"روزنامه نگار می نویسد و نیاز به شعار دادن ندارد. اساسا کسی که کف و هورا می کشد و مشتش را هوا می کند و شعار می دهد کسی است که از نظر حرفه ای نتوانسته از شغلش برای بیان عقیده و اندیشه اش استفاده کند بنابراین ناچار شده شعار بدهد. اینها کسانی اند که تعریف مشخصی از کار و حرفه روزنامه نگاری ندارند."

آسیه امینی خاطرات حرفه ای ایام بعد از دوم خرداد سال 76 را مثال می زند :" در خاطرم هست بعد از دوم خرداد 76 در میتینگ ها و برنامه ها روزنامه نگارانی را می دیدم که قلمشان را کنار می گذارند و شروع می کنند به کف زدن و هورا کشیدن. همان موقع این سوال را از خودم می پرسیدم که آیا اینها یادشان رفته حرفه شان چیست؟ ما روزنامه نگاران در مقاطع مختلف تاریخی و به دلایل مختلف سیاسی فراموش می کنیم وظیه مان چیست و این فراموشی بد است. اگر همیشه یادمان باشد که کار اصلی مان چه هست ."

اما روزنامه نگار باسابقه واکنش های سیاسی روزنامه نگاران را ناشی از این می داند:" برخی از روزنامه نگارانی که عشق پول ،قدرت یا شهرت دارند از عنوان روزنامه نگاری شان سود می برند و اصل حرفه ای بی طرفی و یا مستقل بودن برایشان معنایی ندارد."

به باور او این پدیده ای است که این روزها در مطبوعات ایران تاوان زیادی هم داده است:" ورود سیاست و شیفت قدرت ، باعث تحولی در روزنامه نگاری در ایران شده است که البته این تحول به سمت مثبتی نیست. مثلا در انتخابات 88 حضور روزنامه نگاران در سایت های انتخاباتی و ستادهای انتخاباتی موجب شد توسط دولت کودتای احمدی نژاد روانه ی زندان شوند و با چنان حکم های سنگینی مواجه شدند که هنوز در زندانند و یا از فعالیت در دنیای مطبوعات محروم شده اند."

این روزنامه نگار با اشاره به محروم شدن مطبوعات ایران از چهره های خوب و حرفه ای روزنامه نگاران می گوید:" علاوه بر به بند کشیده شدن بخشی از جامعه مطبوعات ایران؛ بخشی نیز به خارج رانده شده اند و بخشی هم خانه نشینی را برگزیده اند. در چنینی شرایطی نو روزنامه نگاران، جای حرفه ای ها را گرفته اند . اغلب آنها گرایش سیاسی به قدرت حاکم دارند که بدون تجربه و بودن در فضاهای تحریریه مدیریت و دبیری بخش هایی از روزنامه ها را در اختیار گرفته اند."

فعالان سیاسی شکست خورده ای که روزنامه نگار می شوند

در حرفه روزنامه نگاری دو ژانر روزنامه نگاری سیاسی و روزنامه نگاری مستقل از یکدیگر قابل تفکیک است. در روزنامه نگاری سیاسی، احزاب و گروههای سیاسی از رسانه به عنوان ابزاری برای بیان اندیشه هایشان استفاده می کنند. این ژانر در همه جای دنیا وجود دارد و احزاب، رسانه ها و کانال های تلویزیونی خاص خودشان را دارند و در نتیجه از آنها انتظار بی طرفی و یا مستقل بودن نمی رود.

اما در رسانه ای که ادعای استقلال دارد چطور؟ آیا روزنامه نگارانی که برای این نوع رسانه می نویسند انتظار شفاف بودن،بی طرفی و استقلال و به عبارتی انتظار رعایت حرفه ای روزنامه نگاری به جاست؟ در واقع از این روزنامه نگاران انتظار می رود مطالب شان را در جهت منافع عمومی بنویسند و تحلیل کنند. و به همین دلیل رسانه رکن چهارم دمکراسی شده است. رسانه ای که تریبون یک حزب نیست و دارد درباره حق ولایت مردم بر دولت حرف می زند؛ جایگاه جامعه مدنی و حد فاصل دولت و مردم است.

با این تفاسیر،آسیه امینی مطبوعات در ایران را به گونه دیگری خارج از این ژانرها تعریف می کند:" نه در ایران بلکه در کشورهایی که به دلیل فشار سیاسی و نظام سیاسی حاکم، آزادی احزاب وجود ندارد گروههای سیاسی نمی توانند آزادنه فعالیت کنند و تریبون های خود را داشته باشند. بنابراین در پوشش رسانه های مستقل به انتشار تحلیل ها و خواسته های خود می پردازند و اینجاست که تداخل حرفه ای روزنامه نگاری و فعالیت سیاسی معنا پیدا می کند. "

این روزنامه نگار ساکن نروژ، شکل دیگر رایج در مطبوعات ایران را نیز به تصویر می کشد:" نوع دیگر ماجرا این است که روزنامه نگاری می شود شغل فعالان سیاسی شکست خورده. فعالان سیاسی ای که نمی توانند هیچ کار حرفه ای دیگری در حوزه فعالیت سیاسی شان انجام دهند به پوشش روزنامه نگاری پناه می برند تا بتوانند فکرشان را منتشر کنند. چرا که آنها اجازه برگزاری میتینگ سیاسی ندارند،اجازه داشتن استراتژی و عضو گیری سازمانی ندارند،اجازه داشتن نماینده در مجلس و ورود به قدرت و دولت ندارند. به همین دلیل خواسته های سیاسی شان را كه بخشی از آن نیز معطوف به قدرت است؛ از طريق رسانه ها دنبال می کنند. در واقع فعالان سیاسی شکست خورده ای که روزنامه نگار می شوند، اما از عنوان روزنامه نگار مستقل براى خود استفاده مى كنند، به اعتماد عمومى نسبت به استقلال روزنامه نگار خدشه وارد مى كنند. درصورتى كه اگر آزادى بيان و آزادى فعاليت سياسى وجود داشته باشد، گروه هاى سياسى مى توانند با نام و سمت و سوى سياسى خودشان نشريات حزبى و سياسى منتشر كنند. در همه جاى دنيا هم نمونه هاى آن وجود دارد."

روزنامه نگار مشاور رییس دولت نیست

اما آیا طرفداری روزنامه نگاران از گرایش های خاص سیاسی یک آفت است یا مزایایی هم دارد؟

آسیه امینی در پاسخ به این سوال می گوید:" نمی توانم اسم آفت رویش بگذارم. در تاریخ روزنامه نگاری دنیا، روزنامه نگارانی بوده اند که فعالیت سایسی کرده اند و روزنامه سیاسی هم منتشر کرده اند. روزنامه هاى مطرح و پرتیراژی هم داشته اند. من آنجایی را آفت می بینم که مرزبندی های ما مشخص نیست و آفت را آنجایی می بینم که فعالان سیاسی که وارد روزنامه نگاری شده اند حاضر نیستند دانش روزنامه نگاری بیاموزند يا به قواعد اين حرفه پايبند باشند. آنها فقط به بلندگو و تریبون نیاز دارند. این مشکلاتی است که از پس تداخل مرزها و نبودن شفایفت حوزه ها به وجود مى آيد. درست است كه روزنامه ابزار است. ولى استفاده از اين ابزار هم قواعدى دارد."

به گفته این روزنامه نگار این دسته از فعالان مطبوعاتی از هر فرصتی برای رسیدن به خاستگاه اصلی شان استفاده می کنند و این جاده انحرافی می تواند یک بیانیه حزبى و یا یک فرصت انتخاباتی باشد. اگر آزادی بیان و احزاب وجود داشته باشد و هر کسی در جایگاه خودش حرفه اش را انجام دهد و تعریف کند شاید این بحثهای امروز که شاهدش هستیم را نبینیم."

اما نه تنها این روزها که در سال های گذشته نیز بسیاری از روزنامه نگاران وارد ستادهای انتخاباتی می شوند. آسیه امینی دراين باره می گوید:" من خودم اين تجربه را يك بار در دوران دانشجويى ام داشتم. البته در آن شرايط هيچ كس گمان نمى برد كه فرد مورد نظر در انتخابات برنده شود. بيشتر فعاليتها ناظر بر نقد شرايط موجود بود نه اميد به كسب قدرت. اما به هرحال كانديداى مورد نظر برنده انتخابات شد. سوال بعدى اين بود كه حالا تكليف منِ روزنامه نگار چيست؟ چگونه مى شود به جايگاه اصلى يعنى نقش ديده بانى اجتماعى برگشت، حتا اگر اين نقش در نقد دولت جديد باشد."

اين سوالى است كه درواقع در بسيارى از رفتارهاى سياسى روزنامه نگاران بى جواب مى ماند. تجربه من اين بود كه به سراغ دو روزنامه نگار با تجربه رفتم و از آنها كمك گرفتم. چون جوان و بى تجربه بودم. به توصيه يكى از آنها درواقع براى تخمين زدن خودم، در نقد شعارهاى دور از دسترس سياسىِ آن روز يك سلسه گزارش و مصاحبه تهيه و منتشر كردم كه اتفاقا دلخورى هايى را هم پديد آورد.

اين تجربه را صادقانه بيان كردم كه اولا بگويم هريك از ما ممكن است تجربه هايى از اين دست داشته باشيم. ولى مهم آموزش است. روزنامه نگارى در ايران متاسفانه عرصه هاى تجربه هاى فردى است. ما براى تعريف نقشها و مسووليتهايمان نيازمند آموزشهاى حرفه اى و استفاده از تجربه هاى ديگرانيم.

يكى از آموخته هاى من از روزنامه نگاران پيش از خودم اين بوده شان اجتماعی روزنامه نگار بايد در هر شرايطى حفظ شود. خیلی ساده بگویم وقتی روزنامه نگاری برای قدرت سیاسی (نه فرد سیاسی) جشن تولد می گیرد، کف و هورا می کشد، دو روز دیگر نمی تواند منتقد او باشد و یا حتی انتقاد را تحمل کند .اینها مرزبندی های مخدوش شده است."

روزنامه نگار باسابقه نیز در همین باره می گوید:" . یک روزنامه می تواند نگاه و استراتژی خود را تعمیم و توسعه دهد. سیاسی بودن یک امر کاملا مدنی است و البته یک روزنامه نگار به طور طبیعی در جهت توسعه آرا و ایده های خودش قلم می زند. از نظر من یک روزنامه نگار چه به مثابه شخصیت حقیقی یا حقوقی که در یک روزنامه سمتی دارد می تواند پای هر بیانیه ای را امضا کند؛ اما در گزارش ها و مصاحبه هایش باید نوع سوال ها را بی طرفانه طرح کند و این مهم ترین اصل و تکنیک در روزنامه نگاری است ."

به باور او منصف بودن و آگاهی رسانی تمیز و دقیق وظیفه یک روزنامه نگار است و عینا باید گزارشگر واقعیت باشد.

رسانه هایی که دنبال نان و آبند وزیر معرفی می کنند

چندی پیش خبرگزاری فارس خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه جمعی از اصحاب رسانه و اهالی مطبوعات افرادی را به عنوان وزرای کابینه دولت روحانی معرفی می کنند. اما آیا این اقدام و معرفی افرادی برای حضور در ساختار سیاسی از وظایف روزنامه نگاران است؟ چرا روزنامه نگار باید لیست کابینه را معرفی کند ؟ آیا او نمی تواند نظرات مختلف موجود در جامعه را تخصصی تر منتقل کند؟

روزنامه نگار با سابقه در این باره می گوید:" مسئله اینجاست ما با فقدان رسانه های مستقل روبرو هستیم. بیشتر رسانه های ما به دنبال نان و آب اند به همین جهت با معرفی اعضای کابینه سعی در نزدیک کردن خود به ساختار سیاسی دارند ."

به باور او بیشتر رسانه های مستقل را امروزه می توانیم در دنیای مجازی ببینیم تا مطبوعات چاپی که از هرنظر تحت کنترل اند.

اما آسیه امینی معتقد است چگونگى تاثيرگذارى مهم است. به اعتقاد او نفس تاثيرگذارى بر راى و نظر دولت ايرادى ندارد بلكه روشى كه براى اين كار تعريف مى شود مهم است:" روزنامه نگار می تواند با نقد و نظر اعلام موضع کند. این نظر الزاما ایجابی نیست و می تواند با نقد افراد پیشنهاد شده اعلام موضع کند. مثلا آقای ایکسی که برای وزارت ارشاد پیشنهاد شده روزنامه نگار می تواند بگوید این آقا کسی است که در کارنامه کاری اش آدم ضد فرهنگی بوده و با سانسور موافق است و آزادی بیان را محدود کرده و در کارنامه اش به چیزی به نام آزادی بیان اعتقاد ندارد. چنین آدمی چطور می تواند انتخاب یک فرد اصلاح طلب باشد برای وزارت فرهنگ؟"

به گفته او مشورت دادن الزاما این نیست که روزنامه نگار در دفتر و کنار دست رییس جمهورى بنشیند و لیست افراد را تهیه کند؛ بلکه باید در جایگاه و پرنسیب خود تاثیر گذار باشد.

وی منظورش را را روشن تر می گوید:" روزنامه نگار مشاور رییس دولت نیست اما روزنامه نگار حافظ منافع عمومی است. بنابراین افراد باید در جایگاه خودشان حرفه شان را تعریف کنند. این وظیفه رییس دولت است که آرای عمومی دیگران را جمع کند و روزنامه نگار از جایگاهی که هست می تواند این تاثیر گذاری را داشته باشد نه الزاما نشستن در اتاق رییس دولت."

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.