27 تیر 1392

روزنامه نگاری و مسئولیت اجتماعی

روزنامه نگاران، تغییر سوء تفاهم ها و انگ زدایی

27 تیر 1392

خبرنگاران ایران - بابک موحدی :آیا روزنامه نگاران وظیفه دارند تصویرهای قالبی و کلیشه های اجتماعی را تغییر دهند ؟ آیا روزنامه نگاران به ویژه روزنامه نگاران حوزه های اجتماعی و حوادث مسئولیت انگ زدایی و رفع سو تفاهم از برخی بیماری ها و افراد را بر عهده دارند؟آیا آنها باید به شیوه ای متفاوت اطلاع رسانی کنند ؟ آیا آنها در اصلاح نگرش ها و تغییر رفتارهای افراد جامعه مسوولند ؟در این صورت آیا آنها ملزم به استفاده از زبان و مرامنامه خاصی برای اطلاع رسانی هستند ؟ آیا بی توجهی یک روزنامه نگار در این باره و در امر اطلاع رسانی اش می تواند سرنوشت افراد و یا گروه هایی راتغییر دهد ؟

نقش تاثیر گذار روزنامه نگاران اجتماعی و حوادث

رسانه ها و از جمله مطبوعات بر سلامت روان فرد و جامعه تاثیر می گذارند و هر رسانه ای در این میان بر اساس نقش، تعداد بیننده و خواننده ای که دارد نقش متفاوتی را بازی می کند. خبرنگاران اجتماعی و حوادث در این میان نقش مهم تری را نسبت به دیگران بر عهده دارند.

یک کارشناس ارشد علوم ارتباطات در گفتگو با سایت خبرنگاران ایران در این باره می گوید : «نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها و حتی صفحات اجتماعی آنها نفسم را بند می آورد. تیترهایی که بدون مسولیت زده می شوند و خبرنگار، دبیر سرویس و سردبیر گاه بدون اینکه بخواهند با سرنوشت و آینده افراد بازی می کنند . آیا هرگز این عده به مسوولیت اجتماعی که بر عهده دارند تا برخی باورهای قالبی را در جامعه تغییر دهند توجهی کرده اند ؟آیا آنها از رنج و عذاب مبتلایان به برخی بیماری ها مانند بیماری های خاص و بیماری های روانی اطلاعی دارند ومی دانند آنها با چه انگ ها و تهمتهایی در این جامعه روزگار می گذرانند؟ آیا نقش ما به عنوان یک روزنامه نگار تغییر این باورها نیست ؟پس چرا گاه ما آنها را حتی پر رنگ تر می کنیم ؟»

این کارشناس ارشد ارتباطات برای مستند کردن حرفهایش از رنج هایی که بیماران مبتلا یه ایدز می برند سخن می گوید :« بیمارانی را می شناسم که برای درمان شان مشکل دارند. آنها می گویند گاه جامعه پزشکان با ما برخورد به مراتب بدتری از مردم عادی دارند . گاهی اوقات وقتی بیماران مبتلا به ایدز به دندانپزشکی می روند و بیماری شان را اعلام می کنند بلافاصله با برخوردهای منفی پزشکان روبه رومی شوند و در مواردی حتی از مطب پزشک اخراج می شوند. زنان مبتلا شرایط دشوارتری هم دارند آنها برای زایمان و برای معاینه بیماری های زنانگی گاه روزها دربه دری و توهین را تحمل می کنند . تغییر این باورها و اطلاع رسانی درست درباره کلیشه ها آیا وظیفه خبرنگاران بهداشت و درمان نیست ؟ آیا بخشی از اخلاق حرفه ای ما ایجاب نمی کند که درباره این بیماران و سایر بیماری های خاص درست اطلاع رسانی و از بیماران انگ زدایی کنیم .»

وی ادامه می هد :« اکنون در رسانه های بزرگ دنیا در برنامه های سرگرم کننده روایتهای داستانی مختلفی در قالب سلامت می گنجانند. مثلا در یکی از این برنامه ها درباره ارتقای آگاهی مادران نسبت به اچ ای وی و انتقال آن در زمان حاملگی برنامه ساختند بررسی این برنامه حاکی از آن بود که تماشاگران اعلام کردند بعد از دیدن این برنامه تصمیم گرفته اند بیشتر مطالعه کنند و یا برای اطلاعات بیشتر به پزشکان مراجعه کرده اند .»

وی تدوین اصول اخلاقی حرفه ای در این باره ، تدوین ارزش های خبری متناسب با نیاز بیماران و آموزش خبرنگاران در این زمینه را بسیار موثر ارزیابی می کند .

اطلاع رسانی و نه آموزش

یک خبرنگار حوزه حوادث در گفتگو با ما اما در این باره نظر متفاوتی دارد :« گاه افراد از ما ایراد می گیرند اینکه خبرهایمان را طوری می نویسیم که به ضرر جامعه است . نمی دانم وظیفه ما آموزش دادن به مردم است یا اطلاع رسانی . خبرنگاران حوزه حوادث از جمله من طی سالهای کاریم همواره نقش و وظیفه خود را اطلاع رسانی درست دانسته ام و نه آموزش مردم .»

به گفته وی بارها به خبرنگاران حوزه حوادث درباره خبرهایی مربوط به بیماران روانی و نوشتن درباره پرونده شان ایراد می گیرند. اینکه این خبرها حاوی انگ و تهمت اند و یا حریم خصوصی متهم نفض شده است ، اما هیچکس نیست که از آنها بپرسد یک خبرنگار حوزه حوادث در ایران مگر چه آموزشهایی دیده است؟ که از او توقع انگ زدایی دارید ؟ آیا هرگز برای این خبرنگاران کلاس آموزشی برگزار کرده اید ؟چگونه یک خبرنگار باید از اصطلاحات خاص رشته های پزشکی و حتی حقوقی مطلع باشد بهتر است از خبرنگاران ایرانی به اندازه ای منطقی توقع داشته باشیم .

این خبرنگار تاکید می کند :«. خبرنگاران حوزه حوادث از سوي متهمان، محاکم قضایی و روانشناسان و جرم شناسان تحت فشارند.متهمان به نوعی همیشه معترض ما هستند و محاکم قضایی و جرم شناسان و روان شناسان هم همیشه ما را متهم به سیاه نمایی می کنند .آیا یک بار هم شده که این طرف قضیه و مشکلات خبرنگاران حوادث را ببینیم ؟ »

«نعیم بدیعی» و «حسین قندی» در کتاب «روزنامه نگاری نوین» به دو گرایش اصلی در برخورد با صفحه حوادث در مطبوعات ایران اشاره می کنند: « یک دیدگاه خبر های حوادث را به دلیل بد آموزی بر گروه هایی از جامعه" نفی می کند و دیدگاه دیگر بر "آموزش و هشدارهای ضروری" تاکید دارد که باعث می شود تا مخاطبان "گرد اعمال ناپسند و نابهنجار نروند". اما دیدگاهی بینابینی و اخلاقی، نحوة "تنظیم خبرهای حوادث را بر هر دو جنبه اطلاع رسانی و آموزش و هشدار قرار" می دهد(بدیعی و قندی،1378.ص226)» آنها حوزه های موضوعی صفحه حوادث را شامل "قتل، آدم ربایی، سرقت بانک، سقوط از ارتفاع، انفجار و آتش سوزی"( بدیعی و قندی،1378.ص226) می نامند.

روزنامه نگاری و مسئولیت انگ زدایی

هادی خانیکی اما در مقاله خود با عنوان" روزنامه نگاری و مسئولیت انگ زدایی" که در همایش سلامت روان و رسانه چندی پیش ارائه کرد در این زمینه نظرات متفاوتی ارائه و همچنین به آموزش روزنامه نگاران در این زمینه اشاره می کند .او در مقاله اش ده توصیه عملی به روزنامه نگاران این حوزه ها ارائه می دهد .

وی همچنین در این پژوهش خود تاکید می کند که رسانه‌ها در صورت‌های نوشتاری، دیداری، شنیداری، و مجازی بر سلامت روان فرد و جامعه تأثیر گذار هستند، اما نمی‌توان سطوح این تأثیرگذاری را یکسان پنداشت. قدرت رسانه‌ها در تأثیرگذاری بر سلامت روان فردی و عمومی برآمده از میزان وقتی است که جامعه و شهروندان در سطوح مختلف سنی صرف استفاده از رسانه‌ها می‌کنند؛ به عبارت دیگر هر رسانه‌ای که مصرف اجتماعی و فردی بیشتر دارد در برساختن یا زدودن انگ‌های روانی تأثیرگذارتر است.

یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که مصرف کالاهای فرهنگی در ایران از جمله مطبوعات در قیاس با تلویزیون اندک است. بر اساس یافته‌های این طرح سرانه زمانی رسانه‌ها برای شهروندان ایرانی در هر شبانه‌روز 235 دقیقه یعنی 63 درصد زمان فراغت آنان است که از این میزان 66 درصد فقط به تلویزیون اختصاص دارد. اگر تنها به میزان استفاده جامعه از هریک از رسانه ها در مقیاس سرانه زمانی کلی مصرف فرهنگی در کشور یعنی همان 63 درصد اکتفا شود، سهم کتاب از آن 1.9 درصد، مطبوعات 5.4 درصد، رادیو 9.4 درصد و تلویزیون 42 درصد بوده است. (رجب‌زاده و همکاران، 1381)

با این همه این استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی توصیه های عملی زیر رابه روزنامه نگاران ارائه می دهد او اولین توصیه اش را با این تیتر مثبت شروع می کند :« مادر سنگدل، بیماری روانی ندارد.»این تیتر برگرفته از خبر حوادث یکی از روزنامه های کشور است .

خانیکی در این باره به خبرنگاران توصیه می کند:« قبل از نوشتن گزارش بررسی کنید و ببینید بیماری فرد چقدر با حادثه روی داده مرتبط است. بیماران روانی مانند همه افراد جامعه ممکن است درگیر یک مسئله حاد و خشونت زا شوند. باید بتوانیم تشخیص دهیم که اتفاق روی داده به بیماری روانی افراد ارتباط دارد یا خیر؟

در ادامه وی نوشته اش را با یک گزارش خبری منفی و حاوی انگ آغاز می کند. مطلبی با این تیتر« مرد روانی همسایه‌اش را کشت» که به عقیده وی ذکر بیماری برای وقوع این جرم دارای منبعی معتبر نیست.

در توصیه بعدی اش این استاد روزنامه نگاری می نویسد :« داشتن بیماری روانی جزو صفات شخصیتی فرد نیست، بلکه یک سابقه پیشینی است؛ اینکه آن پیشینه را در گزارش وارد کنید یا نه به این وابسته است که چقدر این سابقه به اتفاق روی داده مرتبط است مخصوصا اینکه گاه از بیماری روان به عنوان منبع وقوع جرم برای استفاده در دادگاه و له یا علیه یک طرف دیگر استفاده می شود و روزنامه‌نگار باید دقت کند در دام منابع خبری‌اش نیفتد. نمونه زیر نشان‌دهنده استفاده از عنصر بیماری روانی برای تخفیف جرم است . «قاتل، بیمار روانی است»این تیتر خبری است که خانیکی برای توصیه سوم خود از آن استفاده کرده است .

او در ادامه به خبرنگاران تاکید می کند:« تلاش کنید تا رفتار یک فرد بیمار را به همه افراد دارای آن بیماری تعمیم ندهید، اگر یک فرد اسکیزوفرنیک رفتار خشونت‌آمیزی بروز می‌دهد دلیل نمی‌شود همه افراد دارای اسکیزوفرنی مشابه او رفتار کنند. بنابراین از ادبیات احساسی و تخریبی استفاده نکنید.» وی در توصیه های عملی خود می نویسد :« سعی کنید یک کارشناس سلامت روان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بسته به مسائل اخلاقی درباره حریم خصوصی فرد متهم در گزارش شما حضور داشته باشد و درباره این رفتار و ارتباط آن با بیماری روانی صحبت کند. به کمک این کارشناس اطلاعات دقیقی راجع به بیماری روان فرد متهم مجرم در اختیار مخاطبان بگذارید تا بتوانند رفتار خود با سایر بیماران روانی را تنظیم کنند.»

وی یاد آور می شود:« به یاد داشته باشید به ازای هر فردی که دارای بیماری روانی است و با یک مورد خشونت آمیز روبرو می‌شود؛ ده‌ها نفر هستند که دارای مشکلات روانی بوده‌اند و درمان شده‌اند و در جامعه نقش‌های مهم و قابل اعتنایی نیز دارند. در برخی فرصت‌ها درباره آنها و تجربه خوبشان از درمان و بازگشت به شرایط عادی بنویسید. اجازه دهید مخاطبان رسانه تنها با خبرها و گزارش‌های شما درباره خشونت بیماری روانی روبرو نشوند و موارد دیگر را نیز مطالعه کنند.»

این استاد دانشگاه اصلاح برچسب‌های زبانی همانند استفاده نکردن از واژه‌هایی دارای بار منفی به صورت نژادی، قومی را درباره بیماران روانی نیز توصیه می کند :« واژه‌های روانی، دیوانه، شیزوفرنی و ... به صورت مجرد و بعنوان صفت حامل بار معنایی منفی می‌شوند؛ پس قالب‌های منفی را درباره بیماران روانی استفاده نکنید. این باور عمومی نادرست است که این گونه افراد ضد اجتماع، خطرناک، ناتوان، بی‌کفایت و ... اینها هستند. همچنین واژه‌هایی را که بار منفی برای فرد بیمار دارند و احتمال درمان و بازگشت او را کم می‌کنند، باید به صورتی غیر نگران کننده و غیر حساس به کار برد. این گونه واژه ها باید در قالبی باشند که برداشت غیر قابل بازگشت بودن و تاسف بار بودن بیماری برای افراد ایجاد نکند»

خانیکی آخرین توصیه خود را به عکس مطلب اختصاص می دهد :« برای استفاده از عکس ظرافت لازم را به کار ببرید، یک بیمار روانی لزوما ظاهری پریشان ندارد؛ آشفته حال نیست و ظاهرش مانند هر انسان معمولی دیگر است.»

هر چند این گزارش کوتاه بیشترین تاکیدش را بر مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران در انگ‌ زدایی از بیماران به ویژه در حوزه های اجتماعی و حوادث روزنامه ها قرار داده است . اما این بحث تنها محدود به این حوزه نیست و بسیاری از روزنامه نگاران در انگ زدایی و رفع سو تفاهم ها در حوزه های خبری خود مسوولند .خبرنگاران حوزه زنان در تغییر باورهای کلیشه ای جنسیتی مسئولند و دیگر روزنامه نگاران نیز در تغییر باورهای نژادی ، قومی و ... نقش مهمی بر عهده دارند .به عقیده کارشناسان علوم ارتباطات گسترش همکاری‌های میان ‌رشته‌ای و افزایش همفکری‌ میان متخصصان حوزه های مختلف و روزنامه نگاران و تدوین اصول اخلاقی و حقوقی ، آموزش ارزش‌های خبری و حرفه‌ای میتوانند تصویر روشن تری از مسئولیت اجتماعی به روزنامه نگاران ارائه دهند .

منابع مورد استفاده در این گزارش :

- خانیکی ، هادی ،روزنامه نگاری و مسئولیت انگ زدایی ؛رهیافتهای نظری و برنامه های کاربردی

- نعیم بدیعی و حسین قندی ، روزنامه نگاری نوین ،1387

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.