13 تیر 1392

گذر از خطوط قرمز، انتقاد از دولت و ترس از بیکاری

روزنامه نگاران و روزنامه نگاری پس از انتخابات

13 تیر 1392

خبرنگاران ایران - نیکی آزاد: بیش از دو هفته از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در ایران می گذرد و حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور منتخب ایران انتخاب شده است . اما این انتخاب چه تاثیری بر روزنامه ها ، روزنامه نگاران و روند روزنامه نگاری در ایران گذاشته است ؟ برخی از روزنامه نگاران معتقدند در همین مدت کوتاه تعدادی از خط قرمزها از میان برداشته شده است آنها با امید از آینده سخن می گویند . تعدادی دیگر اما معتقدند که تغییرات در حوزه فرهنگ و رسانه به این زودی ها رخ نمی دهد و تغییر خاصی را احساس نمی کنند و حتی روزنامه نگاران شهرستانی می گویند که نهادهای امنیتی همچنان به کار خود برای محدودسازی رسانه‌های محلی ادامه می دهند . اما این همه ماجرا نیست و خبرنگاران روزنامه های دولتی این روزها شرایط کاملا متفاوتی را پشت سر می گذرانند. ترس از دست دادن کار ، اخراج و بیکاری تا آنجا پیش رفته که حاشیه های متعددی را از درگیری فیزیکی تا استخدام های گروهی به دنبال داشته است. در مصاحبه با برخی روزنامه نگاران مستقل و مروی کوتاه بر اتفاقات روزنامه دولت نگاهی خواهیم داشت برآنچه در این روزهای پر تب و تاب بر روزنامه نگاران ایرانی می گذرد .

از چاپ عکس خاتمی تا خبر آزادی زندانیان سیاسی در رسانه ها

آیا بعد از انتخابات یازدهم خط قرمزها در مطبوعات کمتر شده است ؟آیا سانسور از برخی موضوعات برداشته شده و چاپ برخی مقالات و گزارش ها آسان تر شده است ؟

یک روزنامه نگار مستقل در گفتگو با ما درباره روزهای بعد از انتخابات در همین باره سخن می گوید :«واقعيت اين است كه فضا تا حدودي تغيير كرده؛ خطوط قرمز كمرنگ تر شده اند و مطبوعات با آزادي بيشتري به كار مي پردازند. طبيعي هم هست كه در پي انتخاب فردي ميانه رو و اعتدال طلب،چنين فضايي داشته باشیم .كه اگر چنين نباشد حتما يك جاي كار مي لنگد. »

به عقیده این روزنامه نگار این روزها نگرش سياسي و سياست رسانه اي نسبت به پذيرش آزادي اطلاعات تا حدودي تغيير كرده و همين تغيير هم هست كه فضا را تا حدودي براي مطبوعات آزادانه تر كرده است.

او برای حرفهایش مثالی می آورد :«تا پيش از انتخابات خبر و تصوير آقاي خاتمي امكان انتشار در مطبوعات را نداشت ولي اكنون اوضاع به گونه اي است كه تصوير ايشان حتي در صفحه اول بسياري از روزنامه ها چاپ می شود . همه ی اينها نشان از باز شدن نسبي فضاي مطبوعات در ايران دارد.»

پیش از این و طبق مصوبه شورای عالی امنیت ملی روزنامه ها از انتشار عکس های آقایان موسوی و کروبی رهبران مخالفان ایران و همچنین سید محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین ایران منع شده بودند . این روزها اما برخی روزنامه های اصلاح طلب توانسته اند عکس سید محمد خاتمی را در چند نوبت در صفحه اول روزنامه های خود چاپ کنند . همچنین در روزهای اخیر در برخی روزنامه های اصلاح طلب خبر آزادی برخی زندانیان سیاسی نیز منتشر شد و حتی خبرگزاری ایسنا وابسته به جهاد دانشگاهی تهران خبر دیدار محمد خاتمی با یکی از زندانیان سیاسی که به مرخصی آمده است را منتشر کرد .اتفاقاتی که برخی از آنها به عنوان بارقه هایی از آزادی بیان و از میان برداشته شدن خطوط قرمز در رسانه ها یاد می کنند هر چند تعداد دیگری از روزنامه نگاران و اصحاب رسانه چنین دیدگاهی ندارند .چرا که هنوز نوشتن درباره بسیاری از موضوع ها از فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ،اقتصادی و... تا وضعیت بسیاری از زندانیان سیاسی و رهبران در حصر طبق مصوبه همین شورا ممنوع است .

این روزنامه نگار که معتقد است این روزها می توان فضای بازتری را در مطبوعات دید در پاسخ به این سوال که این روزها در حوزه اش از چه چیزهایی می تواند بنویسد که قبلا قادر به نوشتن درباره آنها نبود اضافه می کند :« حوزه من به گونه اي نبوده است كه چيزهاي زیادی را نتوانم بنويسم ولي اين روزها بيش از هر چيز مي توان و بايد درباره «اميد» نوشت؛ اميدي كه در دل مردمان ما شكفته است و درست يا غلط،تاثيرات مثبت زيادي از خود بر جاي گذارده است.يعني اگر همه ي اين اتفاقات هم بر فرض محال توهم و خيال باشد،همين كه بذر اميد در میان مردم رشد كرده است،خودش امر مباركي است كه بايد به فال نيك گرفت.»

او معتقد است :«هر چند شاید نتوان روند سانسور در مطبوعات را پيش بيني كرد اما درباره خودسانسوري حتما اوضاع بهتر خواهد شد؛همين حالا هم نشانه هاي آن را مي توان در ميان صفحات روزنامه ها جستجو كرد.سانسور هم اگر اوضاع بر همين منوال پيش رود كه به نظر مي رسد اینگونه باشد، قطعا و يقينا محدودتر از شرايط كنوني خواهد شد.»

محدود سازی رسانه های محلی توسط نهادهای امنیتی

آیا شرایطی که این روزنامه نگار دارد و از آن صحبت می کند عمومیت دارد و همه روزنامه نگاران کشور از جمله خبرنگاران روزنامه های محلی هم از آن بهره مندند ؟

روزنامه‌نگار مستقل دیگری که در شهرستان روزنامه نگاری می کند نظر متفاوتی در این باره دارد:« در شهرستان‌ها که هنوز نمی‌توان تغییر محسوسی را احساس کرد. هنوز همان فشارها و محدودیت‌ها وجود دارد. نهادهای امنیتی همچنان به کار خود که محدودسازی رسانه‌های محلی است، مشغول هستند و همچنان در بر همان پاشنه قبلی می‌چرخد و ممنوعه‌ها فعلا ممنوع هستند.»

او معتقد است :«اگر وزارت اطلاعات و وزارت فرهنگ و ارشاد به افرادی سپرده شود که نگاه حذفی نداشته باشند، می‌توان امیدوار بود که فضای امنیتی حاکم بر رسانه‌ها تغییر کند و روزنامه‌نگاران نیز از جایی که حق آن‌ها نیست رها شوند وبه تحریریه‌ها بازگردند.»

او با اشاره به اینکه سانسورهای رسمی و خط قرمزهای خارج از چارچوب قانون در رسانه ها زیاد شده اضافه می کند :« عملا بسیاری از روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها به خودسانسوری دچار شده اند. سانسور هم در دولت آینده می‌تواند کمرنگ شود اما به شرطی که وزارت فرهنگ و ارشاد به افرادی سپرده نشود که قائل به محدودیت و حذف باشند. در گمانه‌زنی‌ها از علی مطهری به عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی وزارت فرهنگ و ارشاد نام برده شد. مطهری هر چند در حوزه سیاسی، منتقد سیاست‌های امنیتی و حذفی است اما در حوزه فرهنگ و هنر، دیدگاه‌های دگم و تنگ‌نظرانه‌ای دارد که با آمدنش به این وزارت‌خانه ممکن است شرایط فرهنگی و هنری بدتر هم بشود.».

او تاکید می کند :«اما در مطبوعات محلی وضع از اینها بدتر و دشوارتر هم هست، چون ما با مسئولانی در شهرستان‌ها مواجه هستیم که در مقایسه با مسئولان بلندپایه از ظرفیت و تحمل بسیار پایین‌تری برخوردار هستند. این کم‌ظرفیتی و آستانه تحمل بسیار پایین، باعث می‌شود که دستگاه‌های قضایی و امنیتی با کوچکترین اشاره‌ای از سوی این مسولان به جان رسانه‌ها بیفتند. انتظارم این است که رسانه‌ها، قربانی نقدناپذیری چنین مسئولانی نشوند.»

نظام ارتباطي مدون و بومي براي رسانه هاي مكتوب

اما روزنامه نگاری که معتقد به تغییرات مثبت در فضای رسانه ای است در ادامه صحبت هایش تاکید می کند :«به باور من ما روزنامه نگاران نبايد از دولت روحاني انتظارات زيادي داشته باشیم زيرا اين امر ممكن است به سرخوردگي نهايي مان منجر شود. اما واقعيت اين است كه با توجه به نوع نگاه ايشان و تيم رسانه اي وي، به نظر مي رسد مطبوعات بايد روزهاي بهتري را به انتظار بنشينند.فكر ميكنم اگر در آينده يك نظام ارتباطي مدون و بومي براي رسانه هاي مكتوب به وجود بيايد و اين نظام در جهت آزادي اطلاعات هم باشد،ما قدم بزرگي را در حوزه مطبوعات ايراني برداشته ايم.»

وی در پایان سخنانش تاکید می کند :«ما روزنامه نگاران توقع خاصي از دولتها نداريم.همين كه بتوانيم كارمان را به لحاظ حرفه اي و تعهدي كه به افكار عمومي داريم،درست انجام دهيم و براي ايفاي وظايف ذاتي مان تحت فشار و محدوديت قرار نگيريم،براي ما كافي است.ما بايد خدمتگزار حقيقت و آزادي بمانيم و همين كه كسي كاري به كارمان نداشته باشد،مهم ترين درخواست ما از دولتمردان است زيرا روزنامه نگاران خود بهتر از هر كس ديگري با محدوديت ها آشنا هستند و هيچ گاه فراتر از قانون قدمي بر نخواهند داشت.»

انتقاد از دولت آزاد شده و چه فایده ؟

روزنامه نگاری دیگری که با او گفتگو می کنم در یکی از روزنامه های اصلاح طلب تهران کار می کند او سخنانش را با مثالی از وضعیت بازار ارز بعد از انتخابات شروع می کند و به شرایط مطبوعات می رسد :«روز شنبه وقتی هنوز آرای قطعی انتخابات اعلام نشده بود، دلار ارزان شد. این ارزانی ادامه پیدا کرد تا دو هفته. مردم هم از ترس آن که ارز ارزان تر نشود، دلارهایشان را فروختند. دو هفته که تمام شد، افزایش قیمت ها شروع شد. همه اینها به خاطر هیجان انتخاب روحانی بود چون خیلی ها فکر می کردند در گفت و گو با غرب باز شده، دلار ارزان می شود و اقتصاد می چرخد، اما آن فقط یک احتمال و هیجان آنی بود. اگر بازار را خوب می شناختند و تحلیل می کردند به این نتیجه می رسیدند که هیچ اتفاق خاصی هنوز نیافتاده است .مطبوعات هم اگر بدبینانه نگاه کنیم و حتی واقعی، حکم همان بازار را دارند. در روزهای پیش از انتخابات برای هر دو گروه اصلاح طلب و اصول گرا خطوط قرمز پررنگ تر شد. حرف از یاس و ناامیدی و عدم شرکت در انتخابات ممنوع بود . مثلا در روزنامه ما حتی اعلام کردند که چند نفر ممنوع المصاحبه اند و نباید به سراغ شان برویم .هر چند در حد امکان ما کار خود را انجام می دادیم .»

او بعد از تشریح فضای قبل از انتخابات و وجود خط قرمزها در روزنامه اش به دوران فعلی می رسد و حرفهایش را ادامه می دهد :« اما حالا آیا واقعا فضا بازتر شده است؟ حالا می توان به احمدی نژاد حرف زد. انتقاد کرد. حرف زدن از احمدی نژاد ودولتش و هر چه به او وابسته است، مانند لگد زدن به مرده است و به همان اندازه بی فایده و راحت.»

به گفته این روزنامه نگار با اینکه انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور بهترین و عاقلانه ترین انتخاب، در میان جمعی بوده که به مردم تحمیل شده بود .اما نباید فراموش کرد که انتخاب ایشان به معنای باز کردن قفل پشت قفل نیست. در عین حال تا زمانی که کابینه ایشان معرفی و اعلام نشود، نمی توان در مورد خیلی موضوعات و مسایل حرف زد در دوره آقای خاتمی که بهار مطبوعات بود و روزنامه های بسیاری منتشر می شدند، خزان مطبوعات هم رخ داد . تازه آن موقع آقای خاتمی رئیس جمهور بود و این بار آقای روحانی.

او در ادامه گفته هایش آرزو می کند :«ای کاش در آینده، به تعداد روزنامه نگاران و خبرنگاران حرفه ای افزوده شود تا کار رسانه ای واقعی انجام دهیم. و اگر فضای بازی در اختیار مطبوعات قرار گرفت ، اخلاقیاتی از جنس همکاران مان در روزنامه کیهان را پیدا نکنیم و خشم چند ساله را در کار حرفه ای مان وارد نکنیم .» در رسانه های وابسته به دولت چه می گذرد ؟

ترس از بیکاری و جنجال در روزنامه های دولتی

هر چند در روزنامه های اصلاح طلب امید به باز شدن فضا و حتی امید به بازگشت عده ای از روزنامه نگاران بیکار به حرفه روزنامه نگاری دیده می شود . اما در طرف مقابل یاس و نا امیدی گسترده ای دیده می شود. خبرنگاران شاغل در روزنامه های دولت از جمله روزنامه ایران،خبرگزاری ایرنا و دیگر رسانه های وابسته به دولت احمدی نژاد وضعیت بسیار سخت و لرزانی دارند و بیم از دست دادن شغل شان را دارند بعد از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد در هشت سال گذشته همه خبرنگاران شاغل در این روزنامه ها کار خود را از دست دادند، سرنوشتی که این روزها بسیاری از خبرنگاران رسانه های دولتی برای خود تصور می کنند .

شفاف نیوز چند روز قبل از تصميم به استخدام نيروهاي تيم رسانه اي دولت خبر داد این سایت نوشت :«اين اقدام بي سابقه در حالي است كه ديگر تا پايان دولت احمدي نژاد زمانی باقي نمانده است.».

همچنین این سایت در خبری که منتشر کرده است تاکید کرده: ماجراي استخدام فله اي در موسسه مطبوعاتي ايران چند روز پيش سبب درگيري تيم مطبوعاتي دولت در اين موسسه شد .

در همین باره غلامعلی دهقان، سخنگوی حزب اعتدال و توسعه به سایت سفیر اعلام کرد:«درگیری فیزیکی در موسسه ایران در شان فضاهای فرهنگی و رسانه‌ای به ویژه روزنامه ایران به عنوان ارگان دولت نیست.»

روز چهارشنبه، پنجم تیرماه، میان مدیر عامل و هیات مدیره موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران بر سر فهرست افرادی که قرار است پیش از تحویل روزنامه به دولت یازدهم رسمی شوند، درگیری فیزیکی پیش آمد که منجر به دخالت پلیس شد.

سايت الف هم چند روز پيش در گزارشي با اشاره به اين ماجرا نوشت: «اصل ماجرا برسر این است که عده‌ای قصد دارند تا با رفتن دولت نیز صندلی‌های خود را ترک نکنند. این افراد که به یقین دریافتند پس از ۱۲ مرداد جایی در روزنامه ارگان دولت نخواهند داشت از ماه‌ها قبل تلاش می‌کنند تا خود را از حالت قراردادی خارج و جزو کارمندان رسمی دولت کنند. در صورت رسمی شدن این افراد دولت آینده نمی‌تواند به راحتی روزنامه خودش را از وجود اطرافیان مشایی خالی کند و مجبور است آنها را تحمل کند.»

گفته می‌شود دستور رسمی شدن این روزنامه نگاران را احمدی‌نژاد ، رئیس جمهور فعلی ایران در آخرین بازدیدش از روزنامه ایران صادر کرده است .

در نهایت همه حاشیه های به وجود آمده در روزنامه ایران که ابعاد متفاوت آن در بسیاری ازسایتها منتشر شد با خبری که تعجب خیلی ها را بر انگیخت به پایان رسید . خبرگزاری مهر خبر داد که مسوولان این روزنامه با قربانی کردن گوسفند مقابل روزنامه خواسته اند به حاشیه ها پایان دهند .اقدامی که به گفته خبرگزاری مهرحاشیه ای دیگر برای ارگان رسمی دولت قلمداد می شود .

آیا روزنامه نگاران همچنان باید منتظر بمانند ؟ آیا در آینده آنها با تغییرات وسیعی در حوزه کاری شان روبرو خواهند شد؟ یا همه اینها امیدهایی است که در آینده حاصل چندانی ندارند ؟ آیا این بار روزنامه نگاران دیگری بیکار خواهند شد روزنامه نگارانی که در رسانه های وابسته به دولت کار می کنند ؟هنوز هیچ کس نمی تواند اتفاقات آینده را پیش بینی کند و همچنان جامعه رسانه ای کشور باید صبر کند تا ببیند در آینده چه سرنوشتی برایش رقم خواهد خورد .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.