8 تیر 1392

خبرنگاری حوزه بهداشت ، تیغ دولبه ای از اطلاع رسانی و آموزش تا انگ سیاه نمایی

8 تیر 1392

خبرنگاران ایران -آیا اطلاع رسانی درباره موضوعاتی که می تواند مستقیم بر سلامت انسان ها و زندگی شان تاثیر بگذارد در روزنامه نگاری قاعده خاصی دارد ؟ یا این موضوع ها هم از همان قاعده کلی روزنامه نگاری پیروی می کنند ؟ آگاهی و اطلاع رسانی .

مسائلی چون مصرف بیش از حد دارو ، الکل ،خودکشی ، مرگ، ایدز ،افزایش آمار بیماری های روانی و .... آیا اطلاع رسانی درباره این موارد برای جامعه خطرناک است و یا برعکس آگاهی دادن درباره آنها از بروز اتفاقات خطرناک بعدی جلوگیری می کند ؟ آیا این موضوع ها همانند تیغ دولبه ای هستند که خبرنگار باید به آنها نزدیک شود یا نه ؟و خبرنگاران این حوزه ها با چه مشکلات و مسائلی روبه رو هستند ؟ آنها چگونه باید از عهده اطلاع رسانی درست در این حوزه بر آیند بدون آنکه انگ سیاه نمایی به آنها و رسانه شان زده شود ؟

انگ سیاه نمایی و بی توجهی به آموزش

آیا خبرنگاران درباره موضوع های حساس بهداشت و بهداشت روان فقط باید به فکر اطلاع رسانی باشند یا آنها نقش آموزش مردم را نیز به عهده دارند ؟آیا این خبرنگاران به آمار و اطلاعات دسترسی دارند ؟ آیا آنها می توانند به مراکز درمانی دسترسی داشته باشند و با مشاهده مستقم گزارش بنویسند و آنها بالاخره چه باید بنویسند وچه نه ؟

یکی از روزنامه نگارانی که در این باره با ما صحبت می کند در یکی از روزنامه های اصلاح طلب خبرنگار حوزه بهداشت و درمان است.

وی می گوید : « خبرنگار حوزه سلامت بودن خیلی دشوار است من سالها با یکی از نشریات تخصصی این حوزه هم همکاری داشتم .همکاران روزنامه نگارت از تو یک توقع دارند و جامعه ای که با آن کار می کنی ، منظورم انجمن های تخصصی و پزشکان هم توقع دیگر ی از تو دارند و تو در این میان گاه می مانی که چه راهی درست است و چه راهی نادرست .»

این خبرنگار حرفهایش را بیشتر توضیح می دهد : «روزنامه ات از تو توقع دارد گزارش های تکان دهنده وخوب بنویسی بدون اینکه سیاه نمایی داشته باشد من خودم روحیه ای دارم که همواره با سیاه نمایی مخالفم اما برخی موضوعات در ذات خود اینگونه اند مثل افزایش مصرف الکل و یا بالارفتن آمار خودکشی .مثلا همین مصرف الکل اگر درباره آن اطلاع رسانی درست می شد شاید امروز فاجعه ای مانند رفسنجان را نداشتیم. من سالها با دبیر سرویس و سردبیرم بر سر این موضوع بحث می کردم و آنها همیشه می گفتند این موضوع خط قرمز است . از طرفی آنها از تو انتظار دارند جوری گزارش بنویسی که هم آموزش داشته باشد هم اطلاع رسانی و هم دوری از سیاه نمایی. گاهی واقعا کار برای خبرنگار سخت می شود . از طرفی جامعه پزشکان هم از تو توقع دارند همه واژه های پزشکی را بدانی حتی بارها اظهار تعجب می کنند چرا کسی که علوم انسانی خوانده در این حوزه کار می کند آنها اساسا تعریف درستی از روزنامه نگاری ندارند، انتظار دارند ما هم مانند آنها پزشک باشیم .»

او مستقیم به سراغ موضوعی می رود که این روزها حرف و حدیث درباره اش زیاد است ماده ای با نام "قرص برنج" که در سالهای اخیر جان تعداد زیادی را گرفته است و بر اساس آن گفته هایش را توضیح می دهد .

او می گوید :« هر بار که می خواهم درباره این موضوع یعنی قرص برنج گزارش بنویسم دست و دلم می لرزد نمی دانم چطور باید اطلاعاتم را جمع بندی کنم که در نهایت گزارشم با اطلاعات دقیقش به کمک کسانی نیاید که قصد خودکشی دارند ، در عین حال سیاه نمایی هم نکرده باشم اما همیشه این سوال برایم باقی است ؟ آیا درباره این موضوع و موضوعات مشابه فقط باید قواعد روزنامه نگاری را رعایت کنم و قصدم افشا کردن و به صراحت سخن گفتن باشد یا گزارش نویسی درباره این موضوع ها واقعا قاعده خاص خود را دارد .»

او درباره قرص برنج موضوعی که در سالهای اخیرگزارش نوشتن درباره اش برایش چالش برانگیز بوده اینگونه ادامه می دهد :« قرص برنج را در عطاری‌ها می فروشند در حالی که نظارت مستقیمی بر فروش این ماده خطرناک وجود ندارد . براساس آمار پزشکی قانونی تعداد قربانیان مسمومیت با این قرص مرگبار در سال گذشته با رشد زیاد روبه‌رو بوده است . قرص برنج که به نام فسفید آلومینیوم نیز شناخته می‌شود قرصی است که یک عدد آن قادر است ‌هزاران شته را از بین ببرد. این قرص از خود گاز فسفید تولید می‌کند و از آن برای جلوگیری از آفت‌زدگی برنج در انبار استفاده می‌شود. مسمومیت با این قرص هم از راه استنشاق، هم از راه تماس پوستی و هم به صورت خوراکی اتفاق می‌افتد. مصرف خوراکی آن باعث تهوع، درد معده، استفراغ، اسهال، تنگی نفس، احساس سرما، عطش، سردرد، تشنج و کما می‌شود. مسمومیت با قرص برنج برابر با مرگ است. معمولا کسی که از آن استفاده می کند تا 24 ساعت بعد فوت می‌کند که زمان مرگ بستگی به عواملی چون ایرانی یا خارجی بودن قرص، تاریخ مصرف، میزان مقاومت فرد و تعداد آن دارد. مرگ بر اثر مصرف این قرص حتمی است و یک عدد از آن نیز می‌تواند باعث مرگ شود .»

اوکه این اطلاعات را خیلی سریع بر زبان می آورد می گوید:« در همین چند جمله ای که بر زبان آوردم اطلاعاتی دادم که برای کسانی که قصد خودکشی دارند می تواند خیلی مفید باشد و اگر کسی گزارشم را بخواند خیلی آسان می تواند یک وسیله ساده برای خودکشی را پیدا کند .هر چند همیشه گزارشهایم در این باره حاوی اطلاعات و هشدارهایی برای نظارت و جمع آوری این قرص هم هست اما اینها سوالاتی است که با آن روبرو هستم ؟ »

نقش رسانه ها آگاهی دادن است و نه آموزش

امیر عباس فتاح زاده،مدیر مسوول هفته نامه سلامت اما در این باره عقیده دیگری دارد او در همایش سلامت روان و رسانه که چندی پیش برگزار شد در سخنرانی که ارائه داد در این باره تاکید کرد :«من به عنوان کسی که در رسانه کار می کند واقعا احساس می کنم باید دانشگاهیان و دیگر اقشار علمی، در وهله اول از رسانه ها انتظار آموزش نداشته باشند و بدانند وظیفه ما در رسانه آگاهی دادن است . گاهی بعضی از دوستان با من صحبت می کنند و می گویند فلان موضوع آموزشی راکار کنید، در حالی که وظیفه ما در رسانه آگاهی دادن است ،اطلاعات دادن است و بعد از آن می توانیم وارد بحث آموزش شویم .این هدف دوم ماست یعنی اول باید اطلاعات و اخبار را انتقال بدهیم و بعد به بحث آموزش بپردازیم .»

اما یک جامعه شناس در گفتگو با ما در حالی که می خواهد نامش را در این گزارش نیاوریم با صحبتهای مدیر مسوول هفته نامه سلامت مخالف است:«از جمله نقش های مهم رسانه در دنیای امروز فرهنگ سازی است ،رسانه ها می توانند در مواجهه با پدیده های جدید اجتماعی و اتفاقات مهم تغییراتی را در نگرش افراد ایجاد کنند و حتی شیوه های رفتاری نوینی خلق کنند .»

او حرفهایش را با مثالی درباره مصرف دارو در ایران ادامه می دهد :« مصرف دارو در ایران بی رویه است و هر کسی درباره آن شنیده است ؟ یعنی رسانه در این باره هیچ نقشی ندارد ؟رسانه خود تولید کننده اطلاعات است اما نباید نسبت به اطلاعاتی که می دهد بی توجه باشد ؟ مثلا گاهی یک فرد متخصص در مورد یک بیماری صحبت می کند یا روزنامه ای درباره یک موضوع اطلاعات می دهد و اشاره ای هم به نام یک دارو می شود و بعد از آن گروهی برای خرید آن دارو به داروخانه ها هجوم میبرند .در حالی که اصل بحث چیز دیگری بوده رسانه باید به این موارد دقت کند و اطلاع رسانی درست را انجام دهد .»

چالش های پوشش مطالب حوزه بهداشت

حسن نمک دوست ، استاد روزنامه نگاری و مدیر مرکز آموزش و پژوهش همشهری اما به این سوالها در قالب یک پژوهش پاسخ می دهد . وی چالش های پوشش مطالب حوزه بهداشت را با 14 تن از مسوولان نشریه های پزشکی ، روانپزشکی و یا مسوولان صفحه های بهداشت روزنامه های کشور در میان می گذارد .

طبق نتایج این پژوهش چالش در ارتباط با همکاران مطبوعاتی در این حوزه یکی از نخستین مسائل در پوشش دهی اخبار این حوزه ارزیابی شده اند.

پاسخگویان مهم ترین چالش ها در تعامل با همکاران مطبوعاتی خود را این گونه برشمرده اند :«کمبود متخصصان روزنامه نگار در مطبوعات عمومی و لاجرم همکاری با فارغ التحصیلان روزنامه نگاری که ما حصل آن فقدان اطلاعت کافی ،عدم دقت ،نشناختن زوایای پیچیده بحث ، ارتکاب اشتباه و تحت فضا قرار گرفتن و ...است .»

همچنین فقدان نقشه راه برای تولید صفحه و مطالب بهداشت روان به ویژه در نشریه های عمومی که دبیران روزنامه نگار دارند از دیگر چالش های این بخش عنوان شده اند . همچنین جدی نگرفتن صفحات بهداشتی در روزنامه ها و صرفا به عنوان پرکننده در کنار مطالب سیاسی از دیگر مواردی است که در این پژوهش به آن اشاره شده است .

چالش ها در ارتباط با مخاطب از دیگر مواردی است که در این تحقیق به آن تاکید شده است . اما یکی از مهم ترین عواملی که در این پژوهش بر آن تاکید شده مشکلات در ارتباط با مسوولان است . اینکه تعامل درستی بین خبرنگاران ومسوولان وجود ندارد و در نتیجه آنان درکی از کارکرد رسانه ها در برنامه ارتقا سلامت ملی و در نتیجه ضرورت تعامل با آنها ندارند .

دریغ کردن اطلاعات یکی دیگر از چالش های روزنامه نگارانی عنوان شده که در این حوزه کار می کنند :«بیشتر اطلاعاتی که به طور رسمی منتشر می شود درباره ساخت بیمارستان ها ،تعداد تختها و راه اندازی کلینیک هاست .»

خواست سفید نمایی از رسانه ها

خواست سپید نمایی از رسانه ها یکی دیگر از چالشهای روزنامه نگارن حوزه سلامت عنوان شده است :«از رسانه ها معمولا خواسته می شود به مردم شادی ،امید و اخلاق تزریق کنند و یا به جای بیان واقعیت، آن را کتمان کنند .همچنین محدودیتها از دیگر چالش هاست ،مثلا موضوعی که امروز می توان بیان کرد فردا موضوع ممنوعه تلقی می شود و برعکس و با توجه به اوضاع سیاسی جامعه و تغییر مدیران مرزها را تغییر می دهند .»

محروم کردن روزنامه نگاران از مشاهده مستقیم ازدیگر مشکلات این حوزه است ، معمولا روزنامه نگاران از بازید بیمارستان ها ومراکز درمانی و دسترسی به آمارهای واقعی منع می شوند در حالی که آنان برای نوشتن خیلی اوقات نیاز به مشاهده مستقیم دارند .

ممنوعیت ورود به برخی سوژه ها از دیگر چالش هایی است که این استاد دانشگاه در پژوهشش به آنها دست یافته است :« برای مثال پرداختن به موضوع مصرف الکل یا روابط خارج از ازدواج اساسا منتفی است .همچنین اگر نشریه ها به اطلاعاتی دست یابند و آن را منتشر کنند رفتار رسانه به سونیت با هدف تعبیر می شود و انگ سیاه نمایی به آن رسانه زده می شود واقعیتهایی چون خودکشی ، طلاق ، رواج بیماری های روانی و ....»

خیلی ها ورود به حوزه سلامت را برای روزنامه نگاران تیغ دولبه ای می دانند ؟ موضوعاتی که اطلاع رسانی درباره آنها مشکل و با حساسیت زیاد همراه است و از سوی دیگر روزنامه نگار را همیشه در معرض اتهام سیاه نمایی قرار می دهد روزنامه نگاری که قصد دارد واقعیتها را با توجه به حرفه اش گزارش کند ،اما آیا می توان طوری به این حوزه ها وارد شد که کمترین تبعات را برای مردم و روزنامه نگار به همراه داشته باشد ؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.