30 خرداد 1392

مصاحبه با مک‌ کیم ، روزنامه نگار نگهبان

روزنامه نگاری ردیاب

30 خرداد 1392

مصاحبه با یک خبرنگار ردیاب (1 ) دن فرومکین( 2 )

ترجمه و تلخص: انوشه جاوید

توضیح: دن فرومکین، از جولای سال 2009 میلادی به عنوان خبرنگار ارشد روزنامه هافینگتون پست 3 در این روزنامه مشغول به کار است. وی پیش از این (تا 18 جولای سال 2009 میلادی) ستون نگاهی به کاخ سفید نسخه آنلاین روزنامه واشنگن پست را می نوشت که به دلایلی نوشتن در این بخش را متوقف کرد و به همکاری اش با واشنگتن پست خاتمه داد. نکته قابل توجه در نوشته های فرومکین این است که او بیشتر مطالبش را با تکیه بر استراتژی های مدرن خبری از جمله روزنامه نگاری رد یاب یا همان Watchdog Journalism به رشته تحریر درآورده است. متن زیر مصاحبه اختصاصی او با «جنیفر بی مک‌ کیم 4» یکی از پیشروهای روزنامه نگاری ردیاب (Watchdog Journalism) است که در سایت نیمان دانشگاه هاروارد 5 منتشر شده است.

در سال 2012، «جنیفر بی مک‌ کیم»، ردپای یک تحقیق فدرال را تا یافتن یک شبکه ‌ی سوء استفاده ‌ی جنسی از کودکان برای روزنامه ‌ی بوستون گلوب –که آن ‌جا یک خبرنگار بخش اقتصادی است- دنبال کرد. او که برنده ‌ی مدال کیسی 6 سال 2011 به عنوان شایسته‌ ترین خبرنگار و بابت انتشار مقاله در مورد «قاچاق برده های جنسی در داخل کشور» است، قبلاً برای «اورنج کانتی رجیستر 7» کار می‌ کرد. مقالات او در مورد شکلات های وارداتی و آلوده به سرب یکی از فینالیست های بخش خدمت به اجتماع جایزه ‌ی پولیتزر در سال 2005 بود. متن پیش رو اولین مجموعه سوال و جواب هایی است که درباره ‌ی تعهد و مسئولیت خبرنگاری با این خبرنگار انجام شده است.

دن فرومکین: لطفاً درباره یکی دو مورد از نمونه های خبرنگاری ردیابی که بیشتر دوست دارید، صحبت کنید و بگویید هر کدام به چه دلیل برایتان جذاب بوده است؟

جنیفر بی مک‌ کیم: یکی از نویسندگان روزنامه ‌ی بوستون گلوب 8 به نام «شان مورفی 9» مقاله ‌ای در مورد مدیر بخش امنیت بزرگراه های ایالتی نوشت. مورفی در آن مقاله سابقه ‌ی رانندگی‌ اش این مدیر را که شامل هفت مورد تصادف با وسیله ‌ی نقلیه، چهار مورد تخلف از میزان سرعت مجاز و برخی تخلفات دیگر می شد، فاش می کرد. در زمان انتشار مقاله مورفی این مدیر به دلیل تصادف با یکی از خودروهای اداری، در مرخصی استعلاجی به سر می‌ برد؛ اما چند روز بعد، وقتی به سرکار برگشت سوابق رانندگی اش چنان باعث خجالت و شرمندگی بالادستی‌ ها از استخدام چنین فردی شد که این مدیر چاره ای جز استعفا از مقام خود پیدا نکرد. این مقاله یک نمونه ‌ی سرراست و واضح بود که بدون استفاده از سیاست های خبرنگاری ردیابی و پرسیدن سوالات صریح و صحیح، ممکن نمی‌ شد. یکی دیگر از نمونه های خبرنگاری ردیابی که همیشه برایم جذاب بوده، مجموعه مقالات بوستون گلوب در مورد رسوایی جنسی یک کشیش بود که البته بازتابی جهانی داشت و باعث اعلام حفاظت و امنیت کودکان از سوی کلیسای کاتولیک رم شد. به نظرم ما به وجود خبرنگارهای ردیاب نیاز داریم تا بتوانیم دولت ها و سازمان های سیاسی، اقتصادی، مذهبی و... را متعهد و پاسخگو نسبت به کارهایی که می کنند، نگهداریم.

فرومکین: در این حوزه، منابع مطلوبی که ایده و اطلاعات از آن ‌ها می‌ گیرید، کدام ‌ها هستند؟

مک‌ کیم: صد البته که کار را با خواندن روزنامه هایی مثل بوستون گلوب، نیویورک تایمز یا واشنگتن پست شروع می‌ کنم. همچنین از سایت هایی مثل ProPublica، خبرنگاران و سردبیران ردیاب ExtraExtra و California Watch هم الهام و ایده می‌ گیریم. یکی از خبرنگارانی که بسیار به او علاقه دارم، «نیکولاس دی.کریستوف 10» ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز است که در داستان های مربوط به سوء استفاده از زنان و کودکان تخصص دارد و هیچ‌ وقت از صحبت و دفاع از آن‌ ها خسته نمی‌ شود.

فرومکین: مهم‌ ترین درس هایی که در طی سال‌ ها فعالیت خود فرا گرفته ‌اید و می‌ تواند به دیگران در انجام خبرنگاری ردیابی کمک کند، کدام ‌هاست؟

مک‌ کیم: هیچ‌ وقت از پرسش برای دستابی به اسناد دولتی خسته نشوید. گاهی اوقات یک درخواست ساده‌ برای دیدن آرشیو دولتی، می‌ تواند منجر به کشفیات بزرگی شود. حدود 10 سال قبل درخواست دیدن اسناد مربوط به شکلات هایی را کردم که به اورنج ‌کانتیِ کالیفرنیا وارد شده بودند و اصلاً نمی‌ دانستم نتیجه چه خواهد شد. نتیجه ‌ی این درخواست که شکلات های آلوده به سرب الهام بخش آن بود، منجر به انجام یک تحقیق دو ساله در مورد خوراکی های آلوده ای شد که توسط بچه های مهاجر مصرف می‌ شدند. این مساله و مقاله ای که به دنبال آن چاپ شد، سبب بالا رفتن آگاهی در مورد خطرات تهدید کننده ‌ی سلامت و بهداشت جامعه شد. قوانین دولتی و فدرال را تغییر داد تا کودکان از امنیت بیشتری برخوردار باشند و در نهایت باعث شد فینالیست جایزه ‌ی پولیتزر سال 2005 میلادی شوم. همین طور یاد گرفتم که در مقابل تمامی منابع خود، خصوصاً آن هایی که هدف گزارشهایم هستند، صادق باشم. افرادی که فرصت می ‌یابند جواب دهند، می‌ دانند باید انتظار چه چیزی را داشته باشند، پس با احتمال بهتری مفید واقع می‌ شوند و کمتر می‌ توان آن‌ ها را مورد پیگرد قانونی قرار داد. گاهی اوقات از شنیدن حرف این جور آدم‌ ها متعجب می‌ شوید. همچنین مهم است بدانید که همه ‌ی داستان نبرد خیر علیه شر نیستند؛ بلکه گاهی اوقات اوضاع خیلی هم خاکستری است و با این حال، عیبی هم ندارد.

فرومکین: بزرگ ترین سرخوردگی شما در مورد خبرنگاری ردیابی چیست؟ به نظرتان چطور می‌ توان آن را حل کرد؟

مک‌ کیم: بزرگ ترین سرخوردگی من نداشتن وقت کافی برای انجام این کار است. در اتاق های خبر کوچک‌ تر با محدودیت های بودجه ‌ای بیشتر، وقت و فرصت کمی برای انجام چنین کارهای مهمی وجود دارد. شخصاً سعی می‌ کنم این مشکل را با انجام همزمان چند تحقیق مختلف حل کنم که باعث می‌ شود نیازهای روزنامه را در کنار فعالیت های کوتاه ‌مدتی که در نهایت منجر به یک زنجیره از تلاش های بلندمدت می‌ شود، متعادل کنم.

فرومکین: چه چیزهایی را می‌ توان یا باید در مورد سازمان های خبری مدرن تغییر داد تا خبرنگاری ردیابی بیشتر تشویق شود؟

مک‌ کیم: هر خبرنگاری که به اتاق خبر پا می‌ گذارد، باید در مورد استفاده از اسناد دولتی و اهمیت آن ‌ها آموزش ببیند. خبرنگارها باید قوانین مربوط به اسناد دولتی را حفظ باشند و به راحتی و آسانی از آن‌ ها استفاده کنند. من دائم منابع اسناد دولتی چون Accurint را به دنبال دستیابی به اطلاعات در مورد منابع مختلف، زیر و رو می‌ کنم؛ PACER برای اسناد قضایی، متن دادرسی‌ ها و اطلاعات مربوط به ورشکستگی‌ ها؛ همین طور ثبت های ایالتی به دنبال وام‌ها و تصرف‌ ها.

فرومکین: یک مقاله ‌ی خبرنگاری ردیابی مثال بزنید که همه می‌ توانند بنویسند ؟

مک‌ کیم: همه می‌ توانند در مورد تفاوت دستمزد کارمندان دولت بنویسند. کافی است درخواست اسناد آن‌ ها را بکنید. به طور کلی، باید ببینید در مورد آن چه که می‌ خواهید، چه اسناد دولتی وجود دارد و بعد شروع به جست و جو کنید.

منبع:

http://www.nieman.harvard.edu/repor...


پی نوشت:

واژه سگ مراقب یا watchdog را که برخی از رونامه نگارها برای خود برگزیده اند، در حقیقت به مکتبی از روزنامه نگاری گفته می شود که با نام Watchdog Journalism شناخته می شود. این سبک از نگارش برای مقابله با نوعی روزنامه نگاری فرمایشی و حکومتی شکل گرفته که به طعنه به آن Lapdog Journalism (یعنی سگی که روی دامان صاحبش جا خوش کرده است و معمولا حوصله پارس ندارد) گفته می شود. در عمل اما واژه Attackdog Journalism(یعنی سگ هاری که پاچه همه کس را می گیرد، یا به دستور کسی یا گروهی ذینفع ماموریت پاچه مردم گرفتن را پیدا می کند) نیز در روزنامه نگاری مورد استفاده قرار می گیرد.

با توجه به این واژه ها و تعریف ها روزنامه نگار باید با هر خطی که می نویسد و به هر کلامی که سخن می گوید می بایست مراقب باشد که نه به سگ خوابیده روی دامان صاحب (Lapdog Journalist) و نه به سگی هار (Attackdog Journalist) تبدیل شود، او باید دقیقاً چون سگ مراقب و نگهبان (Watchdog Journalist)، بی طرف عمل کند چرا که نانش را جامعه می دهد، نه فرمایشات این و آن .11

1- Watchdog Journalist

2- Dan Froomkin

3- Huffington Post

4-Jenifer B. McKim

5- www.nieman.harvard.edu

6- Casey Medal

7- The Orange County Register

8- Boston Globe

9- Sean Murphy

10- Nicholas D. Kristof

11- http://ahmadbaharloo.blogspot.com

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.