14 تیر 1390

مطبوعاتی یا امنیتی ؟ مسئله این است

تخصصی شدن دادسرای رسانه یا زد و بند بیشتر

14 تیر 1390

خبرنگاران ایران -سارا محسنی: در حالیکه بیش از چهار ماه از راه اندازی دادسرای «فرهنگ و رسانه» می گذرد بسیاری از کارشناسان حقوقی و همچنین رسانه ای معتقدند که انجمن های صنفی به مانند انجمن صنفی روزنامه نگاران می تواند تا حد زیادی مرجع رسیدگی به تخلفات احتمالی رسانه و اصحاب آن‌ها باشد و ایجاد دادسرای تخصصی برای این موضوع می تواند نقطه منفی ای باشد برای اینکه پای اهالی فرهنگ و رسانه بیشتر از گذشته به مراجع قضایی و دادسراها کشیده شود.

در بهمن سال گذشته خبری در رسانه ها منتشر شد که اعلام می کرد دادسرای «فرهنگ و رسانه» آغاز به کار کرده است اما در همان زمان بسیاری این سوال را مطرح می کردند که دلیل ایجاد چنین دادسرایی چیست؟ آیا فشار و محدودیت قرار است بر اهالی فرهنگ و رسانه بیشتر از گذشته شود؟ آیا در این زمینه موازی کاری وجود ندارد؟ و...

عباس زاقلی سرپرست این دادسرا در زمان راه اندازی آن سابقه بررسی شکایت های رسانه ای را مطرح کرد: « از اوایل دهه 70 و زمان تشکیل دادگاه انقلاب در کنار رسیدگی به جرایم کارکنان دولت به مسایل رسانه‌ها و مطبوعاتی نیز رسیدگی می‌شد.این موضوع تا زمان تشکیل دادسراها در اوایل دهه 80 ادامه داشت.»

وی معتقد است که در دادسرای کارکنان دولت رسیدگی به پرونده مطبوعات تخصصی نبود و اکثر شعب به جرایم آن‌ها رسیدگی می‌کردند.

اگرچه تکليف هر پرونده مطبوعاتي، نهايتاً در دادگاه و با حضور هيات منصفه روشن مي شود، اما دادسرا، به عنوان مرجع قانوني کشف و تعقيب و تحقيق جرم نيز نقش بسيار موثري در مواجهه کيفري با جرم مطبوعاتي برعهده دارد اما در عین حال نباید فراموش کرد که در شرایط فعلی با بسیاری از اصحاب رسانه و فرهنگ به عنوان متهمان امنیتی برخورد می کنند که دیگر کارشان به دادسرای فرهنگ و رسانه هم کشیده نمی شود.

دادسرای «فرهنگ و رسانه» با سه شعبه بازپرسی افتتاح شد و گویا قرار است تا دو سال آینده مجتمع قضائی رسیدگی به جرایم فرهنگ و رسانه با تجمیع دادگاه مطبوعات، هیئت منطقه مطبوعات و دادسرای فرهنگ و رسانه ایجاد و در یک مکان متمرکز شوند.

طبق شرح وظایفی که برای دادسرای «فرهنگ و رسانه» پیش بینی شده، این دادسرا علاوه بر جرایم رسانه ای به جرایم مربوط به 10 محور اصلی در حوزه فرهنگ شامل میراث فرهنگی، چاپ و ادبیات هنری، هنرهای اجرایی، هنرهای تجسمی، سینما، رادیو، تلویزیون، طبیعت و مسائل مربوط به محیط‌زیست از نظر فرهنگی می پردازد. همچنین به کپی‌رایت، حق مولف و رایانه‌ای هم رسیدگی خواهد شد. در جرایم رایانه‌ای آن بخشی که مربوط به پرونده‌های هرمی یا ذاتا رایانه‌ای است مانند برداشت پول از حساب کسی، به همان دادسرای جرایم رایانه‌ای احاله می‌شود اما اگر کسی در سایت خبری فیلم، عکس یا محتوایی خلاف آنچه دادستانی معتقد است منتشر کند در این دادسرا رسیدگی خواهد شد.پ

تخصصی شدن دادسراها با احتمال زد و بند؟

موافقان تخصصی شدن دادسراها معتقدند در این زمینه بازپرس های متخصص در مرحله بررسی اتهام ها که در دادسرا پیگیری می شود به کار گرفته می شوند اما مخالفان معتقدند که هرچند از بازپرس تخصصی استفاده شود آنها نمی توانند جای متخصصان اصلی باشند بنابراین نیاز است که بازپرس کارشناسان این موضوع را فرابخواند و در مرحله تحقیق از نظر کارشناسی آنها نیز استفاده کند. آنها معتقدند با تخصصی شدن دادسراها امکان حضور و پرسش از کارشناسان حوزه ها محدودتر می شود.

از سوی دیگر مخالفان معتقدند که این نوع تجمیع پرونده ها در یک دادسرای خاص و تخصصی باعث می شود که سلسله ای از ارتباط های ویژه ایجاد شود و به رسیدگی بی طرفانه خدشه وارد کند.

پس از تفهيم اتهام، بازپرس يا داديار، مکلف به صدور قرار تامين براي متهم است. قرار تامين به تناسب نوع جرم و شخصيت متهم مي تواند از قول شرف تا بازداشت باشد. روزنامه نگاران، مديران مسئول و توليد کنندگان فرهنگ، جملگي و نوعاً از شخصيت هاي معتبر محترم و معتمد جامعه اند. سابقه صدور قرارهاي سنگين وثيقه و يا حتي قرار بازداشت در اين نوع پرونده از جمله مواردي است که سابقه تلخي به جا گذاشته و در جامعه مطبوعاتي فرهنگي از عوامل موثر بر شکل گيري ديدگاه‌هايي نه چندان مناسب نسبت به دادسرا بوده است.

دادسرايي که قرار است به‌صورت تخصصي به اين نوع پرونده ها رسيدگي کند با اتخاذ رويه اي مبني بر صدور قرارهاي کاملاً سبک ( مثل قول شرف ) و سبک ( مثل کفالت) نسبت به متهمان مطبوعاتي و فرهنگي، بهتر مي تواند پيش شرط‌هاي توفيق خود را فراهم کند.

فضای نقادی بسته می شود؟

بر همگان روشن است که «خانواده فرهنگ وهنر ورسانه» اهل اندیشه هستند. راه مبارزه با اهل اندیشه،گفتمان در اندیشه است. باید بسترهای لازم گفتمان اندیشه بدون توپ و تشر فراهم شود. صحنه مبارزه دو اندیشه، رینگ بوکس نیست که در پایان گفتمان دست یکی را به عنوان برنده بالا ببرند. در صحنه جنگ اندیشه ها برنده و بازنده وجود ندارد، هر2نفر پیروز این صحنه اند.

«ناصر بزرگمهر» روزنامه نگار در این زمینه یادداشتی را منتشر و این موضوع را با دادستان تهران مطرح کرد که آقای دادستان محترم، شما می بایست بعد از این که بستر لازم و صحنه امن را برای گفتگو وآزادی های بعد از گفتگو فراهم کردید در تقویت فرهنگ نقد ونقد پذیری تلاش کنید.

او معتقد است که به هرکس اشاره ای کنیم و کمی انتقاد کنیم، فردا از ما شکایت می کنند. یکی از فیلمسازان مطرح در مطبوعات گفته بود که کار مشکل شده و دیگر به راحتی نمی توانیم از هیچ قشر و گروه اجتماعی نام ببریم، پزشکان، پرستاران، معلمان، کارگران، کارمندان، مدیران، نظامیان، دانشجویان، استادان، زن‌ها، مردها، بچه ها...همه وهمه این روزها آماده شکایت کردن هستند.

بزرگمهر خطاب به دادستان بار دیگر می گوید: جنابعالی باید علاوه بر بسترسازی و ایجاد فرهنگ نقد ونقد پذیری، تلاش کنید که فرهنگ (شاکیان حرفه ای)به وجود آمده را از دامن مطبوعات کم رنگ کنید و شکایات آنها را جدی نگیرید.رای قضات شریف و هیات منصفه واقعی مطبوعات با نگاه حرفه ای و ملی و فرا ملی و تخصصی ، می تواند به سرعت بخشیدن در تحقق چنین فضایی کمک کند

انجمن های صنفی کجای کار قرار می گیرند؟

اين پرسش اساسي را نمي توان پنهان کرد که چرا از منظر مسئولان قضايي، ميزان جرايم، يا حداقل تعداد شکايت ها در حوزه فرهنگ و رسانه، به اندازه اي بالاست که تاسيس يک دادسراي خاص را ضروري مي سازد. منکر نمي توان شد که در جريان فعاليت رسانه اي و فرهنگي کشور ممکن است خطاهايي روي دهد ولي به نظر مي رسد طرز تلقي رسمي مسئولان از مفهوم فرهنگ، رسانه و گردش اطلاعات که با آنچه فعالان فرهنگ و رسانه، به اقتضاي حرفه خود مي فهمند فاصله زيادي دارد، نقش مهمي در آمار پرونده هاي کيفري در حوزه فرهنگ و رسانه ايفا مي کند.

یک حقوقدان در این زمینه معتقد است: «فهم دقيق مفاهيم و قواعد و مقررات حقوق مطبوعات و حقوق فرهنگي بدون تجربه روزنامه نگاري و تجربه فرهنگي اگر ناممکن نباشد، لااقل دشوار است. شايد همين امر، سبب شده است که در بسياري از کشورها، نهادهاي صنفي مسئوليت رسيدگي به تخلفات حرفه اي را برعهده دارند.»

وی می گوید:«البته روشن است که وقتي سخن از جرم به ميان مي آيد، جز مرجع قضايي، مرجع ديگري نمي تواند صالح به رسيدگي باشد، اما دست کم اين اقدام امکان پذير است که آقايان قضات دادسرا، پس از دريافت و ثبت هر شکايت بدواً و حسب مورد از يک نهاد صنفي روزنامه نگاري يا حوزه هاي مختلف فرهنگي نظر کارشناسي مربوطه را دريافت کنند و سپس تصميمات بعدي خود را اتخاذ کنند. ترديد ندارم که با اتخاذ چنين روشي، اکثر شکايات واصله در همان ابتداي امر، مردود شناخته مي شوند.»

در این زمینه هم «ناصر بزرگمهر» در یادداشت خود نوشته است: «قبل از این که دادسرایی برای رسیدگی به خلاف های بین حقوقی اهل فرهنگ و هنر و رسانه فراهم شود، باید این امکان را با ایجاد تشکل های صنفی و واگذاری بخشی از اختیارات دادستانی به خود آنها فراهم شود تا بار دادگاه ها و قوه قضاییه کمتر شود و قضاوت حرفه ای تری شکل بگیرد.

مطبوعاتی یا امنیتی بودن؟ مسئله این است

هنوز تعریف مشخصی از زندانی سیاسی در قانون کشور وجود ندارد و تمام زندانیانی از این دست با عنوان امنیتی خوانده می شوند بنابراین اتهام بسیاری از خبرنگارانی که مخصوصا در طول دو سال اخیر بازداشت شده اند در دادگاه انقلاب با عناوینی مانند: «اقدام تبلیغی علیه نظام» ، «تشویش اذهان عمومی»، «اقدام علیه امنیت ملی» و ... بوده در حالی که تمام موارد مورد بررسی در پرونده های این افراد مربوط به کارهای رسانه ای آنها بوده است.

اما در این بین جعفری دولت آبادی بارها اعلام کرده است شماری از روزنامه‌نگاران و فعالان صنفی و سیاسی که در زندان به سر می‌برند به دلایل «امنیتی» بازداشت شده‌اند. اما هیچ گاه مفهوم امنیتی به طور شفاف توضیح داده نشده است.

رسانه ها و خبرنگاران جزیی از این جامعه هستند، آنها دلسوخته فرهنگ و عقاید سرزمین خود هستند، این شغل آنهاست که باید از واقعیت ها بنویسند. اما امنیتی برخورد کردن با آنها و پای آنها را دادسراهای تخصصی و غیر تخصصی کشاندن یعنی پای معتمدان جامعه را به مجامع قضایی کشور باز کردن است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.