21 خرداد 1392

گفتگو با امید معماریان، روزنامه نگار

مردم انتظار دارند روزنامه نگار گزارشگر حقیقت باشد

21 خرداد 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: نقش روزنامه نگاران در زمان انتخابات چیست؟ آیا آنها می توانند در کمپین های انتخاباتی فعالیت کنند؟ روزنامه نگاران تا کجا می توانند هواداری شان را از یک کاندیدا نشان دهند؟ امید معماریان در این گفت و گو به این سوال ها پاسخ داده است. روزنامه نگار جوانی که ازسال ۱۳۸۵ به آمریکا مهاجرت کرده، روزنامه نگاری را با نشریات وخبرگزاری‌های مختلفی همچون دیلی بیست و ای.پی.اس و به زبان انگلیسی، و همچنین نشریه اینترنتی روزآنلاین ادامه داده و یادداشت هایی را نیز درنشریات معتبری همچون روزنامه‌های نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و سان فرانسیسکوکرانیکل منتشرکرده است.او این روزها در وب سایت ایران وایردرباره انتخابات ایران نیز می نویسد. او تاکید می کند که مردم انتظار دارند روزنامه نگار گزارشگر حقیقت باشد یا چشم و گوش آنها در جاهایی که نیستند. بنابراین اگر قرار باشد خبرنگار به صورت گزینشی و هوادارانه به انعکاس اخبار و دیگر وابسته های آن بپردازد، چنین کارکردی مخدوش می شود. حضور در کمپین برای پوشش خبرها وظیفه خبرنگار است اما به قصد مشاوره و یا کمک کردن عملا کاری خارج از محدوده روزنامه نگاری است.

همان طور که می دانید در سالهای اخیر بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی در ستادهای انتخاباتی کاندیداها حضور یافته اند این مساله تا چه حد حرفه ای و در روزنامه نگاری دنیا پذیرفته شده است ؟

تلاش برای رساندن یک شخصیت سیاسی به یک سمت سیاسی، فعالیتی سیاسی است و مستلزم لوازمی است که با کار یک روزنامه نگار درتعارض است. وقتی یک نفر در ستاد انتخاباتی یک کاندیدای ریاست جمهوری شرکت می کند، همه تلاشش پیروزی و استفاده از لوازم و ابزاری است که به این هدف بیانجامد. حال اگر مثلا در میان راه حقایقی از فعالیت ها و یا اقدامات او در اختیارش قراربگیرد، چون می داند که انتشار آنها به ضرر کاندیدا تمام خواهد شد، از این کار صرف نظرمی کند. یا اگر چیزی بگوید که انعکاسش منجر به خجالت زده شدن و در نهایت کاهش اعتبار او نزد مردم باشد قطعا به چنین کاری تن نمی دهد. یا حتی ممکن است به بزرگ نمایی برخی اقدامات انجام شده توسط او و در برخی موارد انعکاس خبرهای غیرواقعی برای برد او منجر شود. در عین حال نسبت به هر آنچه بتواند برای رقبای او هزینه زاباشد حساس است و از انتشار آنها سرباز نخواهد زد.

یعنی کجا خط قزمزها برای روزنامه نگار برداشته می شود ؟

همه اینها مواردی است که اتفاقا درحیطه مسوولیت های روزنامه نگاری، یک خط قرمز است. یعنی روزنامه نگار می تواند که به پوشش خبرهای یک کاندیدا بپردازد، اما در هرلحظه ای نباید در انتشار خبری که حقیقت دارد و انعکاس آن برای آگاهی مردم در انتخابی که می خواهند بکند تاثیر گذار است، تردیدی به خود راه بدهد.خبرنگار نباید هیچ ملاحظه ای جز حقیقت داشته باشد، حتی اگر این موضوع منجر به انتشار مطلبی بشود که کاندیدایی که خبرهایش را پوشش می دهد، در نظرسنجی ها محبوبیتش پایین بیاید و حتی پیروزی را از دست بدهد.

در کشوری مثل آمریکا، خبرنگاران در جریان انتخابات توسط رسانه های خودشان انتخاب می شوند که هر یک بخشی از انتخابات را پوشش دهند و طبیعتا برخی به صورت خاص خبرهای کاندیدای خاص را پوشش می دهند ولی فاصله خیلی مشخصی وجود دارد که در آن خبرنگار، سخنگو یا تبلیغ کننده کاندیدا نیست. البته این برای رسانه هایی است که ادعا می کنند کارحرفه ای روزنامه نگاری می کنند و نسبت به نتیجه انتخابات یا اینکه کدام کاندیدا پیروز یا بازنده می شوند، بی طرف است.

شبکه هایی هستند مثل فاکس نیوز که رسما از یک حزب و چارچوب های فکری و سیاست گذاری آنها حمایت می کنند و این موضوع کاملا در انتخاب و یا خبرسازی های آنها منعکس است. البته این شبکه خودش را هم تبیین کننده دیدگاه های این حزب یا کلا محافظه کاری در آمریکا می داند. از آن طرف شبکه ام.اس.ان.بی.سی. همین وضعیت را در خصوص لیبرال ها و دموکرات‌ها دارد. یعنی کاملا زاویه مشخصی دارد. با این حال، حتی با اینکه این شبکه ها به نحوی از یک کاندیدا حمایت می کنند و تلاش می کنند که تفاوت های کاندیداها را از جهات مختلف به نحوی بیان کنند که منجر به پیروزی کاندیدای مورد علاقه شان بشود، باز هم خبرنگار بخشی از ستاد انتخاباتی و یا روابط عمومی ستاد یا کارمند آن نیست. درواقع آنها می توانند از دیدگاه ها دفاع کنند، به رقیب حمله کنند به خاطر حرفها و سیاست ها و گذشته اش، اما فاصله با ستاد انتخاباتی کاملا معنی داراست.

می خواهم بدانم این مساله برای همه روزنامه نگارها صدق می کند ؟

البته این موضوع برای ستون نویس ها یا یادداشت نویس ها فرق دارد و آنها آزادی عمل بیشتری دارند در ابراز بیان و حتی طرفداری کردن. این موضوع مهم است که بخش خبر یک رسانه به چنین طرفداری هایی آلوده نشود و به خبرسازی های ستادهای مختلف انتخاباتی تن ندهد. حتی شبکه های بسیار جهت دار مانند آنچه در بالا آمد هم ادعا می کنند که در حوزه خبری خود بی طرف هستند، اگر چه خیلی با بی طرفی فاصله دارند. همان طور که گفتم در شبکه های مستقل تر که حداقل در ظاهر از روزنامه نگاری حرفه ای و بی طرف نسبت به گروه های سیاسی حمایت می کنند، مانند ای.بی.سی یا حتی سی.ان.ان حساسیت‌ها و مرزبندی های خیلی با وسواس بیشتری انجام می‌شود. مثلا روزنامه نگاران نمی‌توانند به کمپین‌های انتخابات نامزدهای سیاسی کمک مالی کنند، یا وقتی را به صورت داوطلبانه آنجا بگذرانند. اگر بخواهند چنین کاری کنند باید از کار خود مرخصی بگیرند، که معمولا چنین اتفاقی نمی‌افتد. مگر آنکه روزنامه نگار کلا این کار را کنار بگذارد. مثل یک خبرنگار ای.بی.سی که دو سه سال قبل یک سمت سیاسی به عنوان مسوول رسانه‌های سفارت آمریکا در چین گرفت و عملا از این کار تا مدت به عهده داشتن این سمت خارج شد. با این توضیح که همان طور که کار خبرنگاران مشخص است، کار احزاب و دیگر نهادهای مدنی از جمله گروه های ترویجی که خطوط سیاست گذاری مشخصی را در حوزه های مختلف پیگیری می کنند نیز مشخص است. در واقع نهادهای مدنی و سیاسی هر کدام جایگاه خودشان را دارند.

نگاهی به تاریخ مطبوعات آمریکا نشان می دهد که در سال های پس از تصویب قانون اساسی، هم روزنامه و روزنامه نگاری حزبی وجود داشت، هم جدال های متداولی که هم اکنون می بینیم. اما به تدریج و در طول دهها سال این تفکیک‌ها شکل گرفته و الان فرهنگ روزنامه نگاری قابل مقایسه با آن سالها نیست. در ایران نهادهای جامعه مدنی و سیاسی کارکردهای واقعی خود را ندارند و بنابراین اغتشاش و در هم آمیزی و هم پوشانی بین اینها وجود دارد.

در ایران حتی روزنامه نگارانی هستند که به کاندیدای خاصی گرایش فکری هم ندارند اما با این همه در اتاق فکر او حاضر می شوند شاید به دلیل مسائل مالی ؟ آیا روزنامه نگاران در جاهای دیگر دنیا هم این کار را می کنند ؟اصولا روزنامه نگاران حرفه ای در این باره چگونه عمل می کنند ؟یعنی اصلا در کمپین ها حضور پیدا می کنند اگر بله با چه شرایطی ؟

همان طور که گفتم حضور در کمپین ها برای کمک به پیروزی یک کاندیدا برای یک روزنامه نگار خط قرمز است و اگر چنین اتفاقی بیافتد و آشکار شود عملا آن روزنامه نگار در خطر از دست دادن شغلش است. چون که مردم انتظار دارند که روزنامه نگار گزارشگر حقیقت باشد یا چشم و گوش آنها در جاهایی که نیستند. بنابراین اگر قرار باشد خبرنگار به صورت گزینشی و هوادارانه به انعکاس اخبار و دیگر وابسته های آن بپردازد، چنین کارکردی مخدوش می شود.

به نظر شما دوری گزیدن از این موارد حتی به مصونیت خبرنگاران در کشوری مثل ایران که تفکیک مشخصی بین احزاب و دیگر گروه ها وجود ندارد و جامعه بسیار سیاست زده است کمک نمی کند؟

حضور در کمپین برای پوشش خبرها وظیفه خبرنگار است اما به قصد مشاوره و یا کمک کردن عملا کاری خارج از محدوده روزنامه نگاری است. این گزاره حاوی قضاوت نسبت به کاری که روزنامه نگاران در ایران می کنند نیست. من با اینکه همیشه تردید دارم از کلی صحبت کردن و مقایسه کشورها با همدیگر، به دلیل سنت های مختلف روزنامه نگاری و نقشی که ایفا می کنند، به نظرم یک جایی خوب است این مرزکشیده شود و توسط رسانه های مستقل و نهادهای صنفی و انجمن های تخصصی غیرسیاسی و حرفه ای، پیگیری شود. به نظرم چنین رویکردی خیلی به مصونیت مطبوعات می تواند کمک کند با توجه به فضای بسیار سیاست زده و حزبی و بی اعتمادی که نسبت به مطبوعات وجود دارد که عملا آنها را پای احزاب و گروه های سیاسی در جامعه می بینند. اگر این چه این تنها عامل برای کمتر آسیب پذیرتر کردن آنها نیست.

بله تنها عامل نیست ولی همان طور که در انتخابات سال 88 دیدیم تعدادی از روزنامه نگاران فعال در دو ستادانتخاباتی یعنی ستاد آقایان موسوی و کروبی دستگیر و راهی زندان شدند ؟ آیا این موضوع حتی راه دفاع از این روزنامه نگاران را نبست ؟

به نظر من همین طور است. یعنی این رعایت نکردن تعاریف، کارکردها و وظایف عملا باعث می شود که سرنوشت رسانه ها گره بخورد به سرنوشت گروه های سیاسی و چون در کشور ما عملا احزاب سیاسی ناپایدار و بسته به اینکه چه کسی و چه گروهی در قدرت است، توانایی آنها در حمایت از گروه های هوادار متفاوت است، به محض اینکه یک گروه سیاسی از قدرت خارج می شود یا زمانی که در قدرت است توسط نیروهای دیگر به چالش کشیده می شود، رسانه ها هم با آنها نوسان زیادی را تحمل خواهند کرد. به نظرم برخی از روزنامه نگاران فراتر از مطالبی که نوشتند به خاطر فعالیت های سیاسی ازاین دست دستگیر می شوند. البته در حال حاضر هیچ تضمینی نیست که افرادی که حتی چنین فعالیت هایی ندارند هم دستگیر نشوند. اما چنین نزدیکی به آنها و امنیت شغلی و حرفه ای شان آسیب می زند. برخی خبرنگاران می گویند که به خاطر احساس مسوولیتی که برای ارزشهای والای انسانی و سیاسی دارند چنین حمایتی می کنند، اما به نظرم در دراز مدت دفاع از ارزش های یاد شده ضمن حفظ فاصله و خارج شدن از عرصه هواداری و تبلیغ و حمایت مستقیم و پاسخگو نگهداشتن همه گروه های سیاسی و رعایت موازین حرفه ای می تواند خودش فرهنگ شود و نهاد مطبوعات را به وضعیت بهتری هدایت کند. روزنامه نگاران می توانند در ستاد انتخاباتی حضور داشته باشند تا به صورت دست اول خبرهای کاندیداهای مختلف را روایت کنند. اما اینکه خودشان بخشی از موضوع بشوند، صدمات زیادی می تواند به نهاد مطبوعات بزند. من این را کاملا متوجه هستم که شرایط ایران شرایط عجیب و غریب و بسته ای است. اما بالاخره باید از جایی شروع شود. بالاخره ما مجبوریم که به این تفکیک ها تن بدهیم و گرنه مطبوعات ما همواره آسیب پذیر خواهند بود و اطمینان مردم نیز به اینکه مطبوعات قراراست صدای آنها در دفاع از ارزش های انسانی و منافع آنها و خیرعمومی باشند تردید خواهند کرد.

آیا این مساله بی طرفی روزنامه نگار را زیر سوال نمی برد و یا شاید در جهان سوم این موضوع پذیرفته شده است ؟و میتوان هم فعالیت سیاسی به معنای انتخاباتی اش داشت و هم بی طرفی را تا حد زیادی حفظ کرد ؟

بی طرفی البته مفهومی بسیار پیچیده است. خبرنگار نسبت به یک سری مفاهیم و ارزش های انسانی بی طرف نیست. یعنی نسبت به موضوعاتی مانند آزادی، عدالت، حقوق بشر و دموکراسی و مواردی از این دست. این ارزشها عملا مبنای شکل گیری خبر و تحلیل و گزارش است. میزان و شاقول آگاه سازی است. حالا ممکن است در یک دوره خاصی مثلا اگر من به عنوان خبرنگار این حوزه را پوشش می دهم، یک گروه سیاسی که در عرصه انتخابات حضور دارد، نزدیک تر به این ارزش ها باشد. خوب طبیعی است که ممکن است به نظر برسد من به عنوان خبرنگار نزدیکی به این گروه یا آن گروه دارم. اما اگر دو رویی و یا دروغ یا هر چیز دیگری دیدم باید اینقدر از افرادی که ادعای دفاع از چنین ارزش هایی را دارند آنقدر فاصله داشته باشم و هیچ تعهدی غیر از انجام وظیفه حرفه ای نداشته باشم که بتوانم آن را هم گزارش کنم. امکان ندارد یک نفر بخواهد برای انتخاب یک کاندیدا تلاش کند و در عین حال بتواند همزمان اگر خبری که می تواند به کاندیدایش صدمه بزند را چاپ کند. ولی اگر موضوع فقط ارزشهای یاد شده باشد امکانش است. در انتخابات سال ۲۰۰۸ در آمریکا، وب سایت خبری هافینگتون پست، که نزدیک به لیبرال ها و دموکرات هاست و طبیعتا طرفدار انتخاب باراک اوباما، نواری را منتشر کرد از یک جلسه خصوصی آقای اوباما که در آن می گفت که مردمی که وضع مالی خوبی ندارند به اسلحه و مذهب پناه می برند (نقل به مضمون) این خبر خیلی به اوباما صدمه زد و هفته ها طول کشید که چنین خبری از چرخه خبری خارج شود. اما می بینیم که این نشریه نزدیک به لیبرال ها از چاپ آن خودداری نکرد. اگر چنین مرزهایی باشد خود سیاستمداران و کاندیداها هم انتظارات غیرمعقول و غیرحرفه ای از رسانه ها نخواهند داشت و روابط خودبا آنها را تنظیم خواهند کرد.

یک روزنامه نگار در زمان انتخابات چطور می تواند نقش حرفه ای اش را انجام دهد بدون اینکه به دفاع از کاندیدای خاص و جریان سیاسی خاصی متهم شود ؟ یعنی نقش روزنامه نگاران و رسانه ها در برگزاری یک انتخابات آزاد کدام است ؟

به نظرم اینکه بتواند سیاست های یک کاندیدا یا کاندیداهای حاضر را دقیق بیان کند، نقاط ضعف وقوت آنها را تشریح کند، نسبت به انجام پذیری آنها تصویر واقع بینانه ای بدهد، نگاه دقیقی به کاراکتر کاندیداها داشته باشد و دروغ و تزویر و خوب و بد را بتواند گزارش دهد و کاملا برای منابع خبری مشخص کند که کار او سرویس دادن به آنها نیست بلکه کارش اطلاع رسانی و تبیین و تشریح و تحلیل سخنان، برنامه ها، سیاست ها و مواردی از این دست است. درحال حاضر که در ایران انتخابات آزاد وجود ندارد و چشم انداز اینکه در آینده ای نزدیک هم چنین انتخاباتی برگزار شود دور از ذهن است. اما به هر حال به نظرم نهادمطبوعات باید کار خودش را بکند و منتظر نشود ببینند چه زمان انتخابات آزاد خواهد بود که برگردد به کارکردهای حرفه ای خودش.

شما در همین زمان چه پیشنهادهایی مشخصی دارید ؟

این راه مسیر طولانی و سایه روشن های زیادی دارد و کار زیادی می طلبد. آموزش خبرنگاران و همچنین شکل دادن به نهادهای تخصصی در این زمینه می تواند آغاز کار باشد. تببین سودمندی های چنین روشی هم می تواند خاصیت اقناعی زیادی داشته باشد. هر چقدر در این زمینه مطلب بیشتری نوشته شود و زوایای چنین انتخابی بیشتر توضیح داده شود مسیر شفاف تری برای خبرنگاران وجود خواهد داشت. این را قبول دارم که در ایران نهادهای جامعه مدنی و سیاسی و مطبوعات مرزهای مخدوشی دارند، محدودیت های زیادی را تجربه می کنند و خلاصه مشکلاتشان بسیار است. اما در عین حال می توان قدم هایی برداشت که در حوزه مطبوعات حداقل تغییرات جدی در رابطه ای که با قدرت و کسانی که برای رسیدن به قدرت تلاش می کنند به وجود بیاید، ارزش های جدیدی شکل بگیرند و جا بیافتند و هنجاری های جدیدی جاری شوند در میان خبرنگاران از یک طرف، و منابع خبری از طرف دیگر. مساله ای که شما طرح می کنید مساله ای ریشه دار است و مختص کشور ایران هم نیست. اما تجربه های کشورهای دیگر در عبور از چنین دورانی می تواند خیلی کمک رسان باشد. این تجربه ها چشم انداز دقیقی برای اهالی مطبوعات ترسیم می کنند. ایران تخم دوزرده ای نیست که حالا بگوییم همه چیزمان با همه جا باید فرق کند. برای رشد و پویایی مطبوعات ما به چنین بازبینی هایی نیازمند هستیم. بالاخره ما به این سنت های جاری مطبوعاتی خو کرده ایم و تغییر آن هم کار یک شب و یک سال ممکن است نباشد، اما نگاه کنیم به روند و اینکه مسیر حرکت به کدام سمت است. می توان مکانیسم های مختلفی تعبیه کرد که میزان چنین حرکت و رشدی اندازه گیری شود، حرکت ها و اقداماتی که در این زمینه انجام می شود دیده شوند و در نهایت به سمتی برویم که اندک اندک دیگر بخشی از جامعه مطبوعاتی حیاط خلوت و یا بخش روابط عمومی سیاستمداران - صرف نظر از هر دیدگاهی - نباشند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.