23 اردیبهشت 1392

تاثیر رسانه های اجتماعی در چهار کشور جهان؛

آیا فیس بوک و توئیتر سرنوشت انتخاباتِ دنیا را رقم خواهند زد

23 اردیبهشت 1392

ترجمه و تالیف: انوشه جاوید

خبرنگاران ایران- دنیای امروز، دنیای تحولات لحظه ای و تغییرات مدرن است. انقلاب‌های فیس بوکی، مبارزات انتخاباتی و کمپین های اینترنتی و... سبب شده است تا عالم سیاست، ناگزیر دست‌هایش را در مقابل این تغییر و تحولات دیجیتالی بالا ببرد. طی سال‌های اخیر تحولات شگرف دنیای دیجیتال زمینه ای را فراهم کرده است تا شهروندان ناراضی بتوانند بدون هیاهو؛ اما با بیشترین میزان فراگیری خواسته‌هایشان را به گوش دولتمردان برسانند. مردان سیاست هم مجبور شده‌اند تا برای جذب جوانان دانش کامپیوتری خود را به روز کنند چرا که در غیر این صورت خیلی زودتر از آنچه که تصورش را بکنند مغلوب رقبایی خواهند شد که بهتر و بیشتر از آن‌ها توانسته اند تکنولوژی و سیاست را در هم بیامیزند. این گزارش به تاثیر شبکه های اجتماعی بر روی انتخابات در چهار کشور دنیا نگاهی می‌اندازد. رسانه های اجتماعی در انتخابات «هند»، «ژاپن» ، «آمریکا» و «فرانسه» چه نقشی داشته یا دارند؟

اثر رسانه های اجتماعی بر انتخابات پارلمانی هند

هند سرزمین رهبران تجاری و سیاستمداران مسن است، اما در عین حال کشوری است که بیش از هفتاد میلیون کاربر در حوزه رسانه های اجتماعی دارد. در چنین فضایی این سوال پیش می‌آید که آیا رهبران هند می‌توانند همگام با جوانان آن از این اتفاق جدید بهره ببرند؟

پاسخ کلی به این سوال است: «اگر آن‌ها نتایج یکی از جدیدترین مطالعاتی را که درمورد تاثیر رسانه های اجتماعی بر سیاست انجام شده است باور کنند، چاره ای جز همسویی و همراهی با جوانان و درک رسانه های جدید اینترنتی و اجتماعی نخواهند داشت.»

بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که رسانه های اجتماعی بر انتخابات پارلمانی هند که در سال آینده برگزار می‌شود اثر بسیار چشمگیری خواهند داشت. این تحقیق که از سوی اتحادیهٔ اینترنت و موبایل هند حمایت مالی شده و از سوی بنیاد علوم IRIS انجام شده است، بر این حقیقت تاکید دارد که نتیجهٔ ۲۸۷ کرسی از ۵۴۳ کرسی پارلمانی هند از رسانه های اجتماعی، خصوصاً فیس بوک تاثیر خواهد گرفت.

در این تحقیق تعداد کاربران فیس بوک هر حوزهٔ انتخاباتی با حاشیهٔ برد یا باخت آخرین انتخابات پارلمانی در سال ۲۰۰۹ میلادی مقایسه شده است. بر اساس تفاوت به دست آمده، این حوزه‌ها به دسته های تاثیرگذار، متوسط، کم تاثیر و بی تاثیر تقسیم شدند. البته باید به این نکته اشاره کرد که منظور از تاثیر، تاثیر استفاده از فیس بوک بود. در سال ۲۰۰۹ یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در هند از رسانه های اجتماعی استفاده می‌کردند اما در سال جاری این رقم ۷۱ میلیون نفر رسیده است.

کرسی های تاثیرگذار آن هایی هستند که کاربران فیس بوکشان بیشتر از حاشیهٔ برد باشند. کرسی های متوسط، کم‌تاثیر و بی تاثیر نیز به همین روال با شاخه کاربران فیس بوک مشخص شده اند. اما نتیجه این بود که تقریباً نیمی از کرسی های پارلمان (۲۵۶ کرسی) با عنوان حوزه های فاقد تاثیر برچسب خورده اند اما در مقابل ۲۸۷ کرسی در درجه های مختلف از رسانه های اجتماعی تاثیر می گیرند.

این تحقیق نشان داده است که حوزه هایی که از رسانه های اجتماعی تاثیر می گیرند، کرسی های شهری هستند و حوزه های انتخاباتی بی تاثیر نیز مربوط به مناطق فقیرتر کشور (از نظر دانش و میزان دسترسی به اینترنت به ویژه فیس بوک) هستند.

بسیاری در شک و تردید هستند که آیا نتایج این گزارش را باور کنند یا نه!

مشکل روش بررسی این تحقیق- این که اگر فقط ۱۰ درصد از واجدین شرایط رای دادن در یک حوزهٔ انتخاباتی کاربر فیس بوک باشند، در آن صورت کرسی آن حوزه تاثیرگذار محسوب می شود- این جاست که فیس بوک تنها یکی از چند رسانهٔ اجتماعی است و بیشتر کاربران آن، از فیس بوک تنها برای برقراری تماس با دوستان خود استفاده می کنند و از آن بهرهٔ سیاسی یا امثالهم نمی برند. با این حال ایدهٔ اصلی این تحقیق را نباید نادیده گرفت. نقش رسانه های اجتماعی در جامعهٔ هند رو به گسترش است. به علاوه، یک سوم کاربران رسانه های اجتماعی در هند در شهرهای کوچکی با حدود نیم میلیون جمعیت زندگی می کنند و به همین دلیل هدف خوبی برای کمپین تبلیغاتی نامزدها خواهند بود.

با این که نتایج این تحقیق را نمی توان نادیده گرفت؛ اما تکیهٔ بیش از اندازه به فیس بوک، توئیتر و سایر رسانه های اجتماعی برای به دست آوردن رای، تکرار همان اشتباهی خواهد بود که حزب «باهاراتیا جاناتا » در سال ۲۰۰۴ میلادی مرتکب شد.

در آن زمان، رهبران این حزب یک کمپین انتخاباتی تلویزیونی به راه انداختند و بر این باور بودند که مناظره های تلویزیونی مهم ترین شکل تبلیغات هستند و رای های بیشتری را برای آن ها به ارمغان خواهند آورد. اما حقیقت این بود که توجه به شاخص های فقر در هند پدیدهٔ عجیبی محسوب می شود؛ چرا که تعداد مطلق فقرایش کاهش پیدا کرده اند، اما نرخ کلی فقر از ۲۲ درصد در سال ۱۹۸۱ میلادی به ۳۳ درصد در سال ۲۰۱۰ میلادی رسیده است. به راحتی می توان تشخیص داد که فقیرترین افرادی که در حلبی آبادها زندگی می کنند، دانش و درکی از رسانه های اجتماعی ندارند. حتی در حوزه های تاثیردار نیز به سختی می توان محاسبات سیاسی انجام داده و استراتژی های تبلیغاتی با تمرکز بر رسانه های اجتماعی تدارک دید. در بیشتر حوزه های انتخاباتی شهری، فقر گسترده ای مشاهده می شود و برای ساکنین این مناطق، رسانه های اجتماعی معنای چندانی ندارند. می توان این طور پیش بینی کرد که انتخابات سال پیش ایالات متحده ایدهٔ این تحقیق را به رهبران سیاسی هند داده است.

کمپین تبلیغاتی «باراک اوباما » یک تیم دیجیتال داشت که با استفاده از رسانه های اجتماعی، دست به تبلیغات آنی و لحظه ای می زدند. این تیم چنان موفق بود که بسیاری از اعضای آن پس از پیروزی در انتخابات، کسب و کارهای مشابهی را به راه انداختند.

همچنین یک نمودار آماری در روزنامهٔ نیویورک تایمز میزان حضور باراک اوباما با «میت رامنی » را در رسانه های اجتماعی مقایسه می کرد. اوباما ۱۶ برابر رامنی دنبال کننده در توئیتر داشت، تعداد «لایک»های صفحهٔ فیس بوک او سه برابر رامنی بود و کانال انتخاباتی اش در یوتیوب بیش از ۱۱ برابر رامنی بیننده داشت. همین نشان می دهد که رسانه های اجتماعی نقش مهمی در کمپین های تبلیغاتی دارند و هند هم استثنا نیست.

حتا کسب و کارهای این کشور هم بیش از پیش به رسانه های اجتماعی رو آورده اند. اکنون ۶۴ درصد کسب و کارهای هند از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند، در حالی که این مقدار در اروپا تنها ۳۵ درصد است. همچنین داده ها نشان می دهند هند که اکنون بیش از هفتاد و یک میلیون کاربر فیس بوک دارد، تا اواسط سال ۲۰۱۴ میلادی که زمان برگزاری انتخابات است، دارای بیش از ۸۰ میلیون کاربر فیس بوک شود. رای دهندگان هندی تا زمان انتخابات بعدی به هشتصد میلیون نفر خواهند رسید، به این معنا که از هر ده رای دهندهٔ هندی، یک نفر کاربر فیس بوک خواهد بود.

البته تعداد کاربران ثبت شده ‌ی فیس‌ بوک نیز نوعی ناهنجاری نشان می‌‌دهد. مثلاً در حوزه ‌ی انتخاباتی تین که در نزدیکی بمبئی قرار دارد، بیش از چهارصد هزار نفر کاربر فیس‌ بوک زندگی می‌‌کنند و این حوزه در سال ۲۰۰۹ میلادی بیش از یک میلیون و ۸۰۰ هزار واجد رای‌ دادن داشته است. در ظاهر، ۲۵ درصد از رای‌ هندگان کاربر فیس‌ بوک هستند که این مقدار به خودی خود عدد بزرگی است. اما این مساله در میان است که اگر پیشرفت اقتصادی کلی در میان نباشد، کاربران تکنولوژی به مرز اشباع خواهند رسید.

همچنین تمامی کاربران ثبت شده ‌ی فیس‌ بوک، کاربران دائم آن نیستند. تعداد زیادی از آن‌‌ها پس از ثبت حساب کاربری خود، تنها چند بار از این رسانه ‌ی اجتماعی استفاده نکرده ‌اند. بنابراین فرمول‌ بندی رفتارهای انتخاباتی احتمالی بر اساس چنین اعداد و ارقام پر شک و تردیدی، هوش رای دهندگان هندی را زیر سوال می‌‌برد.

تکنیک‌های کمپین تبلیغاتی از زمان اولین انتخابات پارلمانی در سال ۱۹۵۲ میلادی تاکنون بسیار تغییر کرده ‌اند. انتخابات بعدی نیز تغییرات گسترده ‌ای را در رسانه‌‌ها شاهد خواهد بود؛ خصوصاً از نظر پوشش شبکه‌های تلویزیونی. ولی بخش عمده ‌ای از هند خارج از دسترس رسانه‌های اجتماعی قرار دارد؛ بخشی ساکت که پاسخ آن‌‌ها هیچ ‌وقت در پیش‌ بینی‌های انتخاباتی مشخص نمی‌‌شود؛ چرا که رسانه‌‌ها خیلی کم به آن‌‌ها توجه نشان می‌‌دهند. سایت‌های فیس‌ بوک، توئیتر و امثالهم سوخت بحث‌های انتخاباتی را تامین خواهند کرد؛ اما نتیجه ‌ی نهایی انتخابات تنها وابسته به عکس‌ العمل لحظه ‌ای جمعیت عظیم هند خواهد داشت.

حذف ممنوعیت رسانه‌های اجتماعی برای کاندیداهای سیاسی در ژاپن

اما «ژاپن» کشور محاصره شده در بین آب‌ها با جمعیت ۱۲۸ میلیونی هم با وجود صنعتی و مدرن بودن اما اخیرا توجه بیشتری به اثر گذاری رسانه‌های اجتماعی بر روی سیاست نشان می دهد.

اخیراً پارلمان ژاپن ممنوعیت تبلیغات سیاسی از طریق اینترنت را حذف کرده و به کاندیداها و طرفداران آن‌‌ها اجازه داد از طریق توئیتر یا فیس‌ بوک، دست به تبلیغات بزنند. اعضای پارلمان بدون هیچ مخالفی با حذف این ممنوعیت موافقت کردند و به بحث طولانی در مورد این ممنوعیت سخت‌گیرانه که از سوی ناظرین بی‌ دلیل دانسته می‌‌شد، پایان دادند. ژاپن با وجود معروفیتش برای پیشرو بودن در زمینه ‌ی تکنولوژی، اغلب تمایل دارد تا تکنولوژی را از سیاست دور نگاه دارد و قالب برگزاری انتخابات در چند دهه ‌ی گذشته تغییر چندانی نداشته است.

قوانین انتخاباتی قبلی که به دوران قبل از اینترنت باز می‌‌گردند، ظاهر شدن هر نوع تبلیغی روی صفحه‌ را محدود می‌‌ساختند. مثلاً خلاف دنیای سیاسی‌اینترنتی ۲۴ ساعته ‌ی آمریکا، کاندیداهای ژاپن فقط می‌‌توانند دو هفته قبل از برگزاری انتخابات در حوزه ‌ی خود حضور داشته باشند و در واقع کاری جز معرفی خود از دستشان بر نمی‌‌آید.

سیاستمداران این کشور هنوز با برگزاری سخنرانی و صحبت با عابرین پیاده در معابر عمومی دست به تبلیغ می‌‌زنند، ولی بسیاری قوانین خشک کشور را کنار گذاشته و به توئیتر روی آورده ‌اند. در فیس‌ بوک طرفدار جمع می‌‌کنند یا ویدیو روی یوتیوب قرار می‌‌دهند. حالا انتخابات بعدی با تبلیغات اینترنتی هم صورت خواهد گرفت.

ورود این سیاستمداران به دنیای سایبری رسانه‌های اجتماعی نشان دهنده ‌ی تغییر بزرگی در میان ژاپنی هایی است که استفاده از رسانه‌های اجتماعی در میان آن‌‌ها پس از انتخابات سال ۲۰۰۹ میلادی، سونامی و بحران اتمی– زمانی که توئیتر و فیس‌ بوک محلی برای کسب خبر شده بودند- افزایش یافته است.

«دایسوکه سودا »، یک متخصص توئیتر از جنبش «کاربرین فعال اینترنت» و عضو لابی راست ها، می‌ گوید: «این تغییر، اتفاق عظیمی است که می تواند سرنوشت خیلی چیزها را تغییر دهد.»

سودا تخمین می‌‌زند که در سال ۲۰۰۹ میلادی، یک نفر از هر ۲۰ ژاپنی از توئیتر استفاده می‌‌کرده و حالا این نرخ باید به یک از میان دو یا سه نفر رسیده باشد.

کاندیداهای مجلس عوام قبلاً اجازه ‌ی تبلیغ اینترنتی را نداشتند، اما حالا با حذف این ممنوعیت همه فرصت استفاده از این تکنولوژی را پیدا می‌‌کنند. به علاوه، این ممنوعیت جلوی بحث در مورد مسایل انتخاباتی مانند آینده ‌ی صنعت انرژی اتمی در کشور به دنباله ‌ی فاجعه ‌ی فوکوشیما را نمی‌‌گیرد.

خلاف کره ‌ی جنوبی که در همسایگی ژاپن قرار دارد و پنج سیاستمدار محبوب آن در توئیتر همگی به حزب چپ تعلق دارند، در ژاپن کاندیداهای محافظه‌کار از محبوبیت بیشتری در فضای سایبری برخوردار هستند. مثلاً صفحه ‌ی فیس‌ بوک شینزو آبه یکی از همین موارد است که بیش از ۱۲۰ هزار طرفدار دارد.

آبه که ۵۸ سال دارد، از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ میلادی هم نخست‌ وزیر بود و اولین سیاستمدار عالی‌ رتبه ‌ی ژاپن است که از طریق وب‌ سایت شخصی خود دست به اعلام سیاست‌های خود زده، طرفدارانش را به شرکت در انتخابات دعوت کرده یا رقبایش را نقد می‌‌کند. در مقابل نخست‌ وزیر قبلی ژاپن «یوشی‌ هیکو نودا» تنها ۳۹۵ طرفدار در فیس‌ بوک دارد.

با این حال طرفداران آبه در مقابل شهردار اوساکا، «تورو هاشیموتو» که حزب راست‌ گرای رستاخیز ژاپن را به راه انداخته است، حتا به چشم نمی‌‌آید. او قصد شرکت در انتخابات را ندارد، با این حال محبوب‌‌ترین سیاستمدار ژاپنی در توئیتر با حدود ۹۰۰ هزار دنبال کننده است.

همچنین توئیتر در ژاپن بیشتر توسط افراد بزرگسال استفاده می‌‌شود که نقطه ‌ی مشترک کمی با اعضای کمپین راست ‌گرای شهری که جنبش اشغال وال‌ استریت را به راه انداختند، دارند. «ماساشیکو شوجی» از دانشگاه بین ‌المللی ژاپن می‌‌گوید: «متوسط سن کاربران اینترنت در ژاپن ۴۰ است که به متوسط سن شهروندان ژاپن، یعنی ۴۲، خیلی نزدیک است. به علاوه، بیشتر این کاربران محافظه‌ کار هستند و حزب راست هم از این مساله به نفع خود استفاده می‌‌کند.»

با وجود تمامی این فعالیت‌های اینترنتی، کارشناسان هنوز متقاعد نشده ‌اند که رسانه‌های اجتماعی نقش گسترده ‌ای در تعیین نتیجه ‌ی انتخابات داشته باشند؛ مگر این که تنها نفع آن‌‌ها کمک به تصمیم‌ گیری نهایی رای دهندگان مردد باشد. فعلاً مهم ‌تر این است که سیاستمداران باید روشی برای دیدار رو در رو با طرفداران خود پیدا کنند. سودا می‌‌گوید: «با وحود توئیتر و فیس‌ بوک، باید هنوز افراد را قانع کنید که به شما رای دهند. شما باید جلوی ایستگاه متروی حوزه ‌ی خود بایستید و با شهروندان حرف بزنید – در واقع این‌جا گریزی از روش‌های سنتی کمپین‌های تبلیغاتی نیست.»

نقش رسانه‌های اجتماعی در انتخابات ۲۰۱۲ آمریکا

اما انتخابات در آمریکا در سال‌های اخیر با رسانه‌های اجتماعی پیوندی تنگاتنگ داشت چنانچه در این رابطه مقاله‌ها و گزارش‌های بسیاری نوشته شده است.

دانشجویان امروزی آمریکا انتخابات را به این شکل تجربه می‌‌کنند:

- باز کردن صفحه ‌ی فیس‌ بوک خود و این که ببینند زیر بار پست‌‌ها و خبرهای انتخاباتی بمباران شده ‌اند. کافی است کمی صفحه را بالا و پایین کنند تا عکس پرزیدنت اوباما را سوار بر لیموزین ببینند.

- در فیدهای خبری جست و جو کنند و اندوخته ‌ی عظیمی از خبر و توئیت در مورد مساله ‌ی حساس «سیموس»، سگ میت رامنی را بیابند.

اگر اوضاع طبق میل مسئولین کمپین‌های تبلیغاتی پیش رود، این سبک بمباران خبری در دوره ‌ی بعدی چند برابر هم خواهد شد.

در ایالات متحده، رای دهندگان جوان بین ۱۸ تا ۲۹ سال تقریباً بیست و یک درصد کل جمعیت واجدین شرایط رای دادن را تشکیل می‌‌دهند. البته نباید از یاد برد که در چرخه ‌ی چند انتخابات قبلی، میزان شرکت جوانان بیشتر هم شده است. در انتخابات نوامبر گذشته، درصد بیشتری از دانشجویان شرکت کننده در انتخابات را شاهد بودیم که بیش از هر انتخابات دیگری، مایل به تعیین سرنوشت خود بودند.

بسیاری از کارمندان کمپین‌های تبلیغاتی بر این باور هستند که استفاده از رسانه‌های اجتماعی نقش عظیمی در تشویق جوانان به شرکت در انتخابات داشته است. با پست‌های دائم از اخبار، تصاویر و نظرات سیاسی، انگیزه ‌ی مشارکت سیاسی از سوی هر دو حزب شرکت کننده در انتخابات در جوانان بیشتر تقویت می‌‌شود.

«پل بگالا»، یکی از برنامه ‌ریزان ارشد و مشاوران انتخاباتی که در کمپین انتخاباتی سال ۹۲ «کلینتون» و «ال گور» حضور داشته است و اکنون به عنوان مشاور و کارشناس سیاسی فعالیت می‌کند، می‌‌گوید: «اگر بتوانید به طریقی راه صحبت با جوان ‌ترها را پیدا کنید – خصوصاً از طریق فیس‌ بوک، توئیتر، یوتیوب و سایر اشکال رسانه ‌ی اجتماعی، آن وقت رای دهندگان جوان ‌تر و بیشتری خواهید داشت.»

باید پذیرفت که مشاورین سیاسی در انتخابات آتی کار طاقت ‌فرسایی را پیش‌رو خواهند داشت؛ چرا که باید خود را با سایت‌های رسانه‌های اجتماعی که روز به روز تغییر می‌‌کنند، وفق دهند. اگر آن‌‌ها موفق به چنین کاری نشوند، به چشم جوان ‌ترها «کسل کننده» و «از رده خارج» می‌‌رسند. اولین گام برای جلو ماندن از این سیر پیشرفت، درک این مساله است که جوان‌ ترها انتخابات قبلی را به چه شکل تجربه کردند؛ از طریق دنبال کردن توئیت‌ ها، تماشای عکس‌های اینستاگرام، خواندن پست‌های فیس‌ بوک یا بالا و پایین کردن مطالب در تامبلر.

مصاحبه با چندین دانشجو در ویرجینیا و انجام یک نظرسنجی غیررسمی و اینترنتی میان حدود بیست نفر و همچنین صحبت با کارشناسان سیاسی، یک گرایش مشخص را نشان داد: «این که رای دهندگان جوان انتخابات قبلی را به شکل یک ماجرای شخصی، تعاملی و مستقیم تجربه کرده ‌اند.»

اگر پیشرفت تلویزیون کمپین‌های تبلیغاتی را تا سطح بحث‌های تعاملی پیش برد، رسانه‌های اجتماعی خود بر اساس همین کارکرد تعاملی ساخته شده ‌اند. پروفسور «کلی کلمنس»، استاد رشته دولت‌داری کالج ویلیام و مری می‌‌گوید: «رسانه‌ها و شبکه ‌های اجتماعی، زمانی بیشترین کارکرد را دارند که با باقی مسایل مثل کشاندن مردم به پای صندوق‌های رای و تماس رو در رو با آن‌ ها، ترکیب شوند – یعنی شکل دیگری از تلویزیون باشند.»

یعنی تنها با فشار یک دکمه، جوان دانشجو بتواند تمامی اطلاعاتی را که لازم دارد، در مورد کاندیدای مورد نظر خود بیابد. فرد می‌‌تواند تا جایی که دوست دارد، فعال یا منفعل باقی بماند. او می‌‌تواند از طریق شبکه‌های اجتماعی به تالارهای گفت وگو و بحث‌‌ها وارد شود و نظر خود را آزادانه و فوری، با دیگران به اشتراک بگذارد.

«امیلی دان»، یک دانشجوی سال سوم در کالج ویلیام و مری می‌‌گوید: «دانشجویان وقت کمی برای تماشای تلویزیون دارند. اما در عوض، دسترسی بی‌ پایانی به اینترنت از طریق کامپیوتر دارند و جواب هر سوال را با سرعتی باور نکردنی به دست می‌‌آورند. به دلیل بالا رفتن همین قابلیت تعامل، جمعیت زیادی از دانشجویان به این باور رسیده ‌اند که رسانه ‌ی اجتماعی با احتمال بیشتری بر رای آن‌‌ها تاثیر خواهد گذاشت.»

«جک بایرز»، دانشجوی دانشگاه ویرجینیا، نیز معتقد است که پس از ورود به توئیتر و دنبال کردن توئیت‌های مختلف، نظرش را در مورد این که به چه کسی رای دهد عوض کرده است. اوایل جک مایل بوده به رامنی رای دهد، ولی بعد از خواندن چندین توئیت، نظرش را عوض کرده و تصمیم گرفته به اوباما رای دهد. به گفته ‌ی خود او، خواندن توئیت‌های مثبت، صادقانه و متقاعد کننده در مورد اوباما، باعث چنین امری شده است.

با این که بایرز می‌‌گوید یکی از اصلی‌‌ترین کلیدهای موفقیت در رسانه‌های اجتماعی این است که به افراد ناشناس اعتماد نکنید، اما وقتی کسی با هشتاد درصد نرخ تایید در توئیتر چیزی را ارسال می‌‌کند، نوعی صداقت ذاتی در حرفش وجود دارد که باعث اعتماد رای دهنده به آن می‌‌شود.

رسانه‌های اجتماعی دانشجویان را پای صندوق‌های رای می‌‌کشانند

بنا بر تحقیق پروژه ‌ی اینترنتی پیو در زمینه ‌ی شبکه‌های اجتماعی، ۹۲ درصد افراد بین ۱۸ تا ۲۹ سال به شکل فعالانه با سایت‌های اجتماعی تعامل دارند. در همین تحقیق، مشخص شد که ۳۰ درصد از رای دهندگان از طریق دوستان یا خانواده ‌ی خود که در رسانه‌های اجتماعی پست می‌‌زده ‌اند، برای رای دادن به اوباما یا رامنی متقاعد شده ‌اند. افراد از طریق شبکه‌های اجتماعی، با آشنایان خود در تماس هستند؛ بنابراین اعتماد به پست‌های دوستان و اعضای خانواده در شبکه‌های اجتماعی خیلی راحت‌تر از گوش دادن به سخنان دوپهلویی است که از تلوزیون پخش می‌‌شود.

در روز انتخابات، کاربر با ورود به حساب خود در فیس‌ بوک می‌‌توانست بلافاصله فعالیت سیاسی و اجتماعی عظیم را درک کند. با تماشای پست افرادی که در انتخابات شرکت کردده بودند و حتا تغییر بنر خود فیس‌ بوک که افراد را به شرکت در انتخابات دعوت می‌‌کرد، به هیچ عنوان نمی‌‌شد از مشاهده ‌ی این فعالیت گسترده ‌ی سیاسی‌اجتماعی شانه خالی کرد.

البته کمپین تبلیغاتی با استفاده از رسانه‌های اجتماعی ریسک هم به دنبال دارد. فعالیت سیاسی بیش از اندازه در شبکه‌های اجتماعی، می‌‌تواند رای دهندگان احتمالی را از کاندیدای مورد نظر خود یا حتا از کل امر رای دادن، زده کند.

«آلکس ووگل»، یکی از تحلیل ‌گران سیاسی در واشنگتن می‌‌گوید: «ممکن است افراد احساس آزردگی کرده و در نهایت علاقه ‌ی خود به مشارکت در انتخابات را از دست بدهند، چرا که همه در فیس‌ بوک و توئیتر فقط در مورد انتخابات حرف می‌‌زنند.»

در حقیقت بسیاری از دانشجویان از بحث‌‌ها و دعواهای اینترنتی سخن گفته ‌اند که بر سر نتیجه ‌ی نهایی انتخابات در فیس‌ بوک و توئیتر به پا شد. برخی افراد نظرات توهین ‌آمیزی ارائه کردند و بلاک و قطع دوستی‌های فراوانی انجام شد. طبق یک بررسی که از سوی مرکز پیو انجام شد، حدود یک پنجم افرادی که دست به بلاک، قطع دوستی یا پنهان ساختن پست دوستان خود زده ‌اند، دلیل این امر را دیدگاه‌های سیاسی اعلام کرده ‌اند.

برای موفقیت در انتخابات بعدی، تحلیل‌ گران بر این باورند که باید خط باریک میان اندازه ‌ی مناسب اطلاعات و اطلاعات بیش از اندازه شناخته شده و بعد از این خط باریک نهایت استفاده برده شود.

گفت و گوهای متعدد با دانشجویان و گروه‌های مختلف جوانان آمریکایی ما را به نتیجه گیری و جمعی کلی می رساند که: «رسانه ‌ی اجتماعی بهترین روش برای برقراری ارتباط با آن‌‌ها است. با این که استفاده از این رسانه‌‌ها رو به افزایش است و به این طریق می‌‌تواند ارتباط آن‌‌ها با کمپین‌های تبلیغاتی را حفظ کرد، اما تکنیک‌های تبلیغاتی قدیمی هم بد نیستند. هر کسی مایل است دیدار رو در رویی با نامزدهای انتخابات داشته باشد، ولی شاید استفاده از یک عکس ساده از خانواده ‌ی نامزد انتخابات در کنار خانواده‌اش هم کفایت کند.»

عکس پیروزی اوباما در انتخابات بیشترین تعداد «لایک‌» را در تاریخ فیس‌ بوک دریافت کرده است. بیش از چهار میلیون کاربر فیس‌ بوک حمایت سایبری خود را به جهان نشان دادند و در یک انتخابات تاریخی مشارکت کردند. یک پست یا توئیت ساده یا عکسی در اینستاگرام، توسط زندگی کاندیداهایی را که ظاهراً دوردست به نظر می‌‌رسند، برای مردم نزدیک‌تر و جذاب‌تر سازد.

اثر رسانه‌های اجتماعی بر انتخابات ۲۰۱۲ فرانسه

اما در فرانسه رسانه‌های اجتماعی بر روی سیاست چه نقشی دارند؟ ششم می سال ۲۰۱۲ میلادی، نام رییس‌ جمهور جدید فرانسه مشخص شد؛ پس از این رویداد یک سوال بزرگ مطرح شده: «رسانه‌های اجتماعی چه تاثیری بر انتخاب این نام داشتند؟»

قبل از اینکه پاسخی برای این سوال بیابیم باید به این پرسش جواب دهیم که: «جایگاه اینترنت و رسانه های اجتماعی در انتخابات قبلی فرانسه چه بود؟»

- در سال ۲۰۰۲ میلادی، تقریباً خبری از کمپین اینترنتی نبود و فیس‌ بوک و توئیتر هم هنوز وجود نداشتند.

- در سال ۲۰۰۷ میلادی، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی چندان استفاده نشدند. تنها کسی که کمپین اینترنتی قابل توجهی داشت، کاندیدای سوسیالیست، «سگولن رویال» بود که وب ‌سایت شخصی خودش را داشت. اعضای ثبت شده در سایت او می‌‌توانست روی آن مطلبی قرار دهند و به اشتراک بگذارند؛ اما موضوع چندان جدی نبود و سرمایه ‌گذاری جدی هم روی آن صورت نگرفت.

- «نیکلاس سارکوزی» هم از سال ۲۰۰۹ میلادی به توئیتر ملحق شد.

کاندیداهای انتخابات فرانسه شهروندان حرفه‌ای اینترنت نیستند، بلکه به گفته ‌ی «کریستین پل» –یک سیاستمدار فرانسوی- بیشتر به عصر گوتنبرگ تعلق دارند. استفاده از تکنولوژی‌های جدید گاهی برای این کاندیداها مشکل است؛ کافی است نگاهی به تلاش‌های شگفت انگیز «فرانسوا بایرو» بیندازیم که سعی می کند گاهی توئیت هایی کند. او بعد از مصاحبه در دفترش، جواب هیچ کدام از خبرنگاران را نمی‌‌ دهد، اما به سوالات پرسیده شده از طریق توئیتر پاسخ می‌‌دهد و می‌‌گوید: «من همیشه با اینترنت آشنایی داشته ‌ام، حتا از روز اول، از همان روزی که اینترنت متولد شد!»

این مساله نشان می‌‌دهد که حالا سیاستمداران فرانسوی جدی‌ تر به مساله‌ ی رسانه‌های اجتماعی می‌‌ نگرند. چرا؟ شاید به این دلیل که از سال ۲۰۰۷ میلادی، اوضاع در فرانسه تغییر کرده است. فرانسه از هزار کاربر توئیتر در سال ۲۰۰۷ میلادی، حالا به سه میلیون کاربر رسیده ‌است و تعداد کاربران فیس‌ بوک هم از هفتصد هزار کاربر، به بیست و یک میلیون کاربر افزایش یافته است. بنابراین دیگر نمی‌‌توان رسانه‌های اجتماعی را نادیده گرفت. بنابر نتایج یک تحقیق، سه دلیل مهم و اساسی وجود دارد که می توان با تکیه بر آنها ادعا کرد اصلی‌‌ترین کاربردهای رسانه‌های اجتماعی را باید در این حوزه‌ها جست و جو کرد:

۱-تاثیرگذاری: تبلیغ عملکرد اعضا، موقعیت سخنرانی ها، انتشار اطلاعات

۲-مشارکت: اعضا، گروه‌های علاقمند، فضاهای مشارکتی و ...

۳-هماهنگی: گردهمایی‌ ها، حمایت ها، فعالیت‌های سیاسی

البته نباید از یاد برد که، این رسانه‌ها اجازه ‌ی برقراری ارتباط با کمترین هزینه را می‌‌دهند و سیاستمداران می‌‌توانند اخبار را به شکل آنی به روز رسانی کنند؛ بنابراین سیاستمداران به مردم نزدیک‌ تر خواهند شد.

یوتیوب هم یک کانال تبلیغاتی برای انتخابات ۲۰۱۲ فرانسه به وجود آورد. در این کانال، مصاحبه‌ با کاندیداهای مختلف پخش می‌‌شد. با این حال چطور می‌‌توان اثر رسانه‌های اجتماعی بر انتخابات ۲۰۱۲ فرانسه را اندازه‌ گیری کرد؟ یک آژانس ارتباطی در فرانسه وب ‌سایتی به وجود آورده بود که میزان محبوبت کاندیداهای انتخابات ۲۰۱۲ فرانسه را مشخص می‌‌کرد. اما سوال این است که آن‌ها چطور میزان محبوبیت را تعیین می‌‌ کنند؟ آن‌ها میزان جست و جوی نام کاندیدا از طریق گوگل، Dailymotion، یوتیوب، فیس‌ بوک و توئیتر را جمع می‌‌زنند. در تاریخ سیزدهم دسامبر، «نیکلاس سارکوزی» با ۵۲ درصد، محبوب‌‌ترین کاندیدا اعلام شد، در حالی که این وب ‌سایت مشخص می‌‌کرد «فرانسوا اولاند» با ۱۱ درصد محبوبیت اینترنتی بیشتر، از او جلوتر بود. آیا می‌‌شود این تفاوت را توضیح داد؟

«برونو فوچ»، مدیر این وب ‌سایت می‌‌گوید: «میزان حضور کاندیدا در اینترنت، مساله ‌ی مهمی در انتخابات ۲۰۱۲ میلادی فرانسه است. افراد به جست و جوی اطلاعات، ویدیو یا نظرات کاندیدا در اینترنت می‌‌پردازند، آن‌ها را مطالعه می کنند و نظر می‌‌دهند.»

از دیدگاه «الیویه کیمه‌ لیر» که یک کارشناس سیاسی است: «توانایی ابزار نیست که افراد را به سوی پیروزی سیاسی می‌‌کشاند، بلکه یکپارچگی پروژه ‌ی سیاسی و توانایی تعامل با مردم، نامزدها را قادر به انجام این کار کرده است.»

به هر حال اثر رسانه‌های اجتماعی بر انتخابات ۲۰۱۲ فرانسه چه می‌‌شود؟

آیا در انتخابات بعدی نام کاندیداها اول روی توئیتر مشخص خواهد شد؟

آیا رییس جمهور بعدی فرانسه یا روسای جمهوری در سراسر دنیا اولین مصاحبه ‌ی خود را تلویزیونی انجام خواهد داد یا اینترنتی؟

منایع:

- رویترز، ۶ دسامبر ۲۰۱۲

- خبرگزاری فرانس پرس ، ۱۹ آوریل ۲۰۱۳

- وبلاگ دانشجویان AJM درباره تکنولوژی برای روزنامه نگاران

- سایت مرکز پولیتزر، ۲۲ فوریه ۲۰۱۳

- بلاگ فایننشال تایمز،۱۲ آوریل ۲۰۱۳

- سایت مخبر آسیایی، ۲۰ آوریل ۲۰۱۳

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اعلام نتایج ریاست جمهوری تا واکنش ها در شبکه های اجتماعی و تهدید خبرنگاران ایرانی

    25 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-روزنگار ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، حاوی مطالبی انتخاباتی با توجه به رویکرد رسانه های اینترنتی است. در این روزشمار فضای سایت های خبری و شبکه های اجتماعی بعد از اعلام نتایج نهایی آرا ریاست جمهوری بررسی و حاشیه های آنها منتشر شده است. خبری درباره انتخابات از باشگاه خبرنگاران که بلافاصله از روی سایت آن رسانه حذف شد مورد توجه قرار گرفته است و از سوی دیگر ادامه واکنش ها به تهدید علیه خانواده خبرنگاران بی بی سی بررسی شده است. این روزنگار همچنین به عکس منتشر شده در یک رسانه اصولگرا که روحانی و احمدی نژاد را در سال های دور در یک ائتلاف نشان می داد توحه کرده است.

  • هک شدن سایت های خبری تا تهدید خبرنگاران ایرانی و مشکلات خبرنگاران خارجی در آستانه انتخابات

    23 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-روزنگار ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، حاوی مطالب انتخاباتی با رویکرد به رسانه هاست. در این روزنگار، حضور خبرنگاران خارجی برای پوشش انتخابات پیش رو بررسی می شود. تعداد این خبرنگاران با دوره قبل مقایسه می شود و نظر سازمان گزارشگران بدون مرز و واکنش کیهان به این حضور منتشر می شود. از سوی دیگر خبر هک شدن دسته جمعی چند سایت خبری در این روزنگار منتشر شده است. همچنین این روزها تهدید خانواده خبرنگاران ایرانی شاغل در رسانه های خارج از کشور بیشتر شده که در این روزنگار به آن پرداخته شده است. قطع شدن اینترنت و نظر مخابرات در این زمینه و هک شدن اکانت های گوگل کاربران ایرانی در روزهای نزدیک انتخابات هم بررسی می شود. آخرین نظرسنجی های انتخاباتی منتشر شده در سایت های خبری هم در این روزنگار آورده شده است.

  • خیابان های مملو از پوستر، فعالیت هواداران و حضور خبرنگاران خارجی

    23 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-آخرین روز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. هر شش کاندیدا تنها تا هشت صبح روز پنج شنبه 23 خرداد فرصت تبلیغات دارند. در این تجمع های تبلیغاتی نیروی انتظامی همه مسیر ها را در کنترل داشت به گونه ای که مانع پیشروی هواداران روحانی به خیابان فاطمی شدند. همچنین خبرنگاران خارجی هم برای پوشش این تبلیغات حضور داشتند و لحظات آخرین روز تبلیغات ریاست جمهوری در ایران را ثبت میکردند. برخی از هواداران به محض دیدن این خبر نگاران می گفتند باید دید آیا همین خبرنگاران روز شنبه و بعد از برگزاری انتخابات هم اجازه مانور و فعالیت خواهند داشت یا خیر؟