14 اردیبهشت 1392

گفتگو با مهدی جامی ،کارشناس رسانه درباره روزنامه نگاری در زمان انتخابات

انتخاباتی امنیتی بدون روزنامه نگاران جریان ساز و ناظر/چند نفرند خبرنگاران غیرعادی،نترس و باسواد

14 اردیبهشت 1392

خبرنگاران ایران- شمارش معکوس برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 92 آغاز شده است در این زمان بسیاری ازچشم ها به صفحات روزنامه ها ،وب سایتهای خبری و تحلیل های رسانه ای شان دوخته شده است . آیا رسانه ها در زمان انتخابات ریاست جمهوری امسال همانند سالهای گذشته فضای نسبتا بازتری را تجربه خواهند کرد آیا آنها اجازه می یابند از خطوط قرمز بگذرند و با تحلیل های جذاب و گاه برنده مردم را نسبت به موضوع انتخابات کنجکاوتر کنند ؟آیا آنها قادرند شور انتخاباتی بیافریند ؟ یا در فضای حال حاضر ایران هیچ تغییری در فضای رسانه ای ایران رخ نخواهد داد؟در این صورت رسانه ها در ایران با چه امیدی به کار خود ادامه می دهند؟ سایتهایی که در سالهای اخیر ظهور کرده اند چه تاثیری بر این فضا خواهند گذاشت ؟ این سوالها و دیگر پرسش هایمان را با مهدی جامی ، روزنامه نگار و کارشناس رسانه در میان گذاشتیم :

آقای جامی نقش رسانه ها در هنگام انتخابات چیست؟ یعنی در همه دنیا رسانه ها در زمان انتخابات چه فعالیتی در این زمینه دارند. نقش نظارتی یا جریان سازی ؟

در این سوال شما این فرض وجود دارد که گویی موقعیت رسانه های ایران هم مثل رسانه های دنیاست - مثلا رسانه هایاروپای غربی و آمریکا. اینطور نیست! اگر موقعیت ها یکی یا شبیه نباشد بعید است که هر بحثی در باره رسانه های این سوی آب بتواند کمکی به فهم موقعیت یا شیوه ایفای نقش رسانه ها در آن سوی آب بکند.

شما تحلیل تان را با توجه به موقعیت رسانه های ایران بگویید ؟

در جهان در چارچوب سوال شما هم نظارت رسانه ای وجود دارد و هم جریان سازی رسانه ای. اما مساله به این سادگی نیست. دست کم یک عنصر دیگر هم دخیل است و آن مساله احزاب است. در ایران حزب وجود ندارد. اگر هم زمانی داشته در این 8 ساله تتمه هر چه باقی مانده بوده جارو شده ورفته است. این را سردار جعفری هم تایید می کند. برای همین است که می گوید در انتخابات ما احزاب نقشی ندارند! («انتخابات کاملا آزاد و بدون تعیین شخصی از سوی جریان و احزاب‌ سیاسی صورت می‌گیرد»)، ایشان طوری حرف می زند که فکر می کند این امتیاز یا افتخاری است. اما سخن ایشان مثل این است که کسی بگوید من ماشینی دارم که بدون باد لاستیک حرکت می کند یا اصلا لاستیک هم ندارد. خب این چه امتیاز یا افتخاری است؟ به او خواهند گفت با این کار داری ماشین را نابود می کنی و دو روز دیگر همین دو قدم را هم نمی رود.

در یک لانگ شات به نظر من دستگاه انتخاباتی ایران و وضع رسانه ها چنین موقعیتی دارند. نوعی خودویرانگری بر آن حاکم است. بنیاد انتخابات را نابود کرده اند اما دم از انتخابات آزاد می زنند. رسانه یکی از آن بنیادها ست.

خبرنگاران در ایران با توجه به فضایی که شما ترسیم کردید آیا اساسا می توانند نقشی ایفا کنند؟می خواهم بدانم در این فضا آیا کاملا دست و پا بسته اند یا بازهم میتوانند موثر باشند؟

بر خلاف پرسش اول در اینجا شما به موقعیت خاص ما در ایران توجه کردید . روشن است که این موقعیت نه عادی است و نه میدان بازی دارد. بر اساس همین توصیف بلافاصله می شود گفت خبرنگاری می تواند در این فضا کار کند که نه عادی باشد و نه از این میدان های بسته بترسد و عقب نشینی کند. اما چند نفر هستند این غیرعادی های نترس و در عین حال باسواد؟

البته فضا برای عادی ها و میانه حال ها و حتی ترسخورده ها هم هست. به شرطی که روزنامه شان دل و جرات داشته باشد. در فضایی که هر روز ممکن است روزنامه را ببندند یا شمای خبرنگار را جلب کنند چقدر و چطور می شود کار روزانه خبری کرد همان قدر هم می شود در باره انتخابات کار کرد و قلم زد.

منظور من و احتمال زیاد منظور شما هم البته خبرنگارانی است که در جهت حقوق مردم تلاش می کنند و سوی سرکوب شده سیاست در ایران اند. و گرنه روزنامه هایی مثل کیهان و جوان و رسالت و امثال اینها که نه مشکل خبرنگاری دارند و نه اصلا مساله شان مساله ای از جنس رسانه هایی است که دغدغه من و شماست.

دقیقا منظورم همان خبرنگارهای مستقل وکسانی هستند که دغدغه آگاهی بخشی دارند. مثلا در انتخابات ریاست جمهوری گذشته به نظر می رسید رسانه ها در زمان انتخابات نقش موثری داشتند آیا در این دوره هم می توانند نقش مشابهی ایفا کنند؟یا حتی نزدیک به آن ؟

در این انتخابات همه چیز متفاوت است. نگاه کنید که در این چهل و چند روز باقی مانده به انتخابات چقدر هنوز سردرگمی هست. این هم در سیاست هست و هم در مشی رسانه ها طبعا. میان سال ۸۸ و ۹۲ فقط چهار سال اختلاف نیست یک گردش عظیم سیاسی فاصله است. من به این سخن باور دارم که رهبر و دولتی که دست نشانده او بود بر ضد خود انتخابات کودتا کردند. یعنی انتخابات را از کار انداخته اند. یک دلیل عمده سردرگمی فعلی هم همین است. هر روزنامه درست و حسابی به محاق تعطیلی رفته است. این دو سه روزنامه ای هم که هستند زیر نظارت شدید قرار دارند. بعضی مثل شرق چندبار تعطیل شده اند. باز هم کار می کنند و مطالب خوب هم منتشر می کنند اما هر روز که می خوانی شان اطمینان نداری که فردا باز هم می خوانی ومی بینی شان .این بی ثباتی قطعا بر کار آنها تاثیر می گذارد.

آقای جامی پس رسانه های ایران و خبرنگاران آن به چه امیدی هنوز کار می کنند ؟یعنی وجود این رسانه ها چه فایده ای دارد ؟

اهل حکمت می گویند هر آدمی به مصلحتی زنده است. الان هم زنده بودن رسانه های مردمی که دولت پناه و ولایی نباشند به مصلحت آینده ای نامعلوم است که ممکن است وضع بهتر شود. اما این آنقدر خوب نیست که شور و شوق هم ایجاد کند. روزنامه ها و رسانه های داخلی بر اساس قانون بقا تلاش می کنند باقی بمانند تا روزی اوضاع بهتر شود. به هر حال پیوندی هم با طبقاتی از جامعه دارند که باعث می شود اگر این یکی هم بسته شد دیگری باز به میدان بیاید. نمی شود این طبقات را تمام خفه کرد. نه اینکه این فکر و این آرزو و خیال وجود ندارد. دارد اما دیگر بیشتر از این نمی شود پا بر سینه و گردن و دهان این طبقه گذاشت. ولی خب اینها کافی نیست که شوری به پا شود. سال ۸۸ آخرین سال شور انتخاباتی در ایران بود. این اوضاع عوض نمی شود مگر در صحنه رقابت سیاسی، این طبقات سرکوب شده دوباره میدان واقعی پیدا کنند. میزان واقعی بودن این میدان هم به میزان اعتماد به نفس رهبران این طبقات است. وقتی کسی مثل خاتمی اینقدر تردید دارد خود روشن است که میدان نمی بیند. می ترسد همین میزان از امید اندک هم که هست ناامید شود. و در واقع در زمین ولایت بازی کند که می خواهد این طبقات سرکوب شده برای گرمی بازار آقا حضور یابند ولی خود او برنده باشد.

به نظر می رسد خود حکومت هم از طریق کنترل شدید رسانه های مستقل دنبال خاموش کردن فضا باشد یعنی انگار خودشان هم شور و نشاط نمی خواهند؟

بله آقای این نظام خیلی دنبال شور انتخاباتی نیست. اصلا نگران این شور است و می خواهد مرتب ترمز بزند که مبادا شور به هر دلیل مردم را بردارد. تعریف او از انتخابات عبور از یک بحران محتمل است. در این وضع بهتر می بیند که هر قدر بی سر و صداتر ماجرا ختم شود . شور نمی خواهد. شور تمام شد.

اخیرا در برخی خبرگزاری های داخلی ایران مصادیق شانزده‌گانه محتوای مجرمانه انتخابات ریاست جمهوری منتشر شده است. یکی از بندها شامل «انتشار هرگونه محتوا به منظور ترغیب و تشویق مردم به تحریم و یا کاهش مشارکت در انتخابات»است.آیا این دستور یک حق دیگر را از رسانه ها و مردم سلب نمی کند ؟ در عین حال رسانه ها قادرند در این جهت حرکت کنند ؟

اینها یکی از دهها دستور کار و انداز و هشدار نهان و آشکار از سوی نظام ولایی به رسانه ها ست. این قانون هیچ نمی گوید جز اینکه حق نافرمانی مدنی را از شما سلب می کند. یعنی نخواستید شرکت کنید نکنید اما حق ندارید این را اعلام کنید و دسته بشوید و تحریم را به کار و فعالیت و کمپین تبدیل کنید تا مبادا نظام ولایت تحت فشار قرار گیرد و شور نفی و نافرمانی کردن ایجاد شود. ولی اینکه رسانه های می توانند یا نمی توانند طبیعی است که می توانند.

اما برخی رسانه ها برای بقای خود مجبورند این قواعد را بپذیرند ؟

وقتی در جامعه گروههای بزرگی هستند یا اصلا اندازه شان به کنار - کوچک یا بزرگ و می گویند که نمی خواهند در این انتخابات شرکت کنند چون مثلا اعتمادی به امانتداری دولت و نظام ندارند یا چون رهبران سبز در حصر اند و فعالان منتقد انتخابات قبلی در زندان اند طبیعی است که این به رسانه ها راه پیدا کند. ولی این نوع قانون های غیرقانونی و ضدمردمی دهان بند است. و رسانه ای که می خواهد با کمترین فعالیت هم که شده باقی بماند طبعا بخواهد یا نخواهد از آن تبعیت می کند. این نوع قوانین راه را بر شبنامه ها باز می کند. یعنی رسانه هایی که دیگر از این قوانین تبعیت نمی کنند. و این به نفع رسانه ها نیست. چون نفع رسانه ها در شفافیت عمل و ایستار سیاسی است.

اتفاقا در چند سال اخیر و به ویژه بعد از انتخابات رسانه هایی ایجاد شدند که به تعریفی که شما کردید نزدیکند. رسانه هایی معروف به رسانه های جنبش سبز . این رسانه ها با توجه به هویت اعتراضی که در این مدت داشته اند و اغلب با نام مستعار به دلیل فشارها مطلب منتشر کرده اند چه تاثیری می توانند روی انتخابات پیش رو بگذارند؟

این رسانه ها تا به امروز که بسیار محتاط برخورد کرده اند چون به حق نمی خواهند فضای داخلی از این که هست بسته تر شود. عموم این رسانه ها ظاهرا بر این نکته اجماع دارند که اگر رهبران داخلی تصمیم به شرکت در انتخابات داشته باشند ما نباید فضا را طوری پیش ببریم که مقابل تصمیم آنها در آییم.

اما این فضا عوض خواهد شد. اگر رهبران داخلی اصلاحات تصمیم بگیرند شرکت نکنند این رسانه های سبز مردم را تشویق به تحریم و نافرمانی مدنی خواهند کرد. و قطعا موثر خواهند بود. اما تاثیر اصلی را تصمیم رهبرانی مثل خاتمی خواهد داشت. اگر آنها سیاستی اتخاذ کنند که مفهوم اش عدم شرکت باشد طبعا مسیر حرکت رسانه های سبز هم تغییر خواهد کرد. بدون حضور رهبران اصلاح طلب در انتخابات بعید است که کسی برای این انتخابات اعتباری قائل باشد هر کسی از صندوق در آید هم اهمیتی نخواهد داشت. این نه به خاطر بی اهمیت بودن رای است بلکه به خاطر همان کودتایی است که در سال ۸۸ انجام شد. وضعیت به هرحال بغرنج است. و این به خاطر نوع بازی سیاسی رهبر و سپاه اوست. اینکه چطور می شود بازی را پیش برد که به سود مردم شود نه کودتاگران، مساله اساسی است.

در ماه های گذشته روزنامه نگاران زیادی بازداشت شدند. آیا به نظر شما این موضوع ارتباطی با انتخابات هم داشت ؟ چون خیلی ها این طور تحلیل می کردند که این بازداشتها برای رعب و وحشت روزنامه نگاران انجام شده است تا این بار نقش فعالی در رسانه ها نداشته باشند ؟

در همان زمان که این دستگیری ها اتفاق افتاد و مصادف بود با جشن های سالگرد انقلاب در بهمن گذشته هم بسیاری گفتند که این بازداشت ها انتخاباتی است .

همیشه گفته می شد فضای کشور در زمان انتخابات بازتر می شود و این موضوع شامل حال رسانه ها نیز هست. پس با توجه به حرفهایتان نتیجه می گیرم که معتقدید این بار همین فضای باز نسبی هم از رسانه ها دریغ خواهد شد ؟

قطعا فضا تا امروز هم همین را نشان می دهد. قرار نیست فضای انتخابات های قبلی تکرار شود و همان چند ماه سیاست نسبتا باز هم اجازه داده شود. این هم از پیامدهای همان کودتا و سیاست های همان کودتاگران است. نظام ولایی اگر عمری داشته باشد قطعا مساله انتخابات ریاست جمهوری را که اینهمه برایش بحران ایجاد کرده - چه در عصر اصلاحات و چه در بحرانی که به جنبش سبز انجامید - را به نحوی از سر باز خواهد کرد. بنابرین اصلا نمی توان و نباید انتظار فضای بازتری داشت. ممکن است همین فضا هم بسته تر شود. مگر اینکه چرخش بزرگی در سیاست داخلی پیش آید. امری که کاملا ممکن است اما اصلا از مسیرهایی که انتظارش را داریم نخواهد بود. چون این مسیرهای قابل پیش بینی همه فرسوده شده است و انرژی کار بدیع و تازه و شوک بزرگ ندارد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اعلام نتایج ریاست جمهوری تا واکنش ها در شبکه های اجتماعی و تهدید خبرنگاران ایرانی

    25 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-روزنگار ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، حاوی مطالبی انتخاباتی با توجه به رویکرد رسانه های اینترنتی است. در این روزشمار فضای سایت های خبری و شبکه های اجتماعی بعد از اعلام نتایج نهایی آرا ریاست جمهوری بررسی و حاشیه های آنها منتشر شده است. خبری درباره انتخابات از باشگاه خبرنگاران که بلافاصله از روی سایت آن رسانه حذف شد مورد توجه قرار گرفته است و از سوی دیگر ادامه واکنش ها به تهدید علیه خانواده خبرنگاران بی بی سی بررسی شده است. این روزنگار همچنین به عکس منتشر شده در یک رسانه اصولگرا که روحانی و احمدی نژاد را در سال های دور در یک ائتلاف نشان می داد توحه کرده است.

  • هک شدن سایت های خبری تا تهدید خبرنگاران ایرانی و مشکلات خبرنگاران خارجی در آستانه انتخابات

    23 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-روزنگار ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، حاوی مطالب انتخاباتی با رویکرد به رسانه هاست. در این روزنگار، حضور خبرنگاران خارجی برای پوشش انتخابات پیش رو بررسی می شود. تعداد این خبرنگاران با دوره قبل مقایسه می شود و نظر سازمان گزارشگران بدون مرز و واکنش کیهان به این حضور منتشر می شود. از سوی دیگر خبر هک شدن دسته جمعی چند سایت خبری در این روزنگار منتشر شده است. همچنین این روزها تهدید خانواده خبرنگاران ایرانی شاغل در رسانه های خارج از کشور بیشتر شده که در این روزنگار به آن پرداخته شده است. قطع شدن اینترنت و نظر مخابرات در این زمینه و هک شدن اکانت های گوگل کاربران ایرانی در روزهای نزدیک انتخابات هم بررسی می شود. آخرین نظرسنجی های انتخاباتی منتشر شده در سایت های خبری هم در این روزنگار آورده شده است.

  • خیابان های مملو از پوستر، فعالیت هواداران و حضور خبرنگاران خارجی

    23 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-آخرین روز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. هر شش کاندیدا تنها تا هشت صبح روز پنج شنبه 23 خرداد فرصت تبلیغات دارند. در این تجمع های تبلیغاتی نیروی انتظامی همه مسیر ها را در کنترل داشت به گونه ای که مانع پیشروی هواداران روحانی به خیابان فاطمی شدند. همچنین خبرنگاران خارجی هم برای پوشش این تبلیغات حضور داشتند و لحظات آخرین روز تبلیغات ریاست جمهوری در ایران را ثبت میکردند. برخی از هواداران به محض دیدن این خبر نگاران می گفتند باید دید آیا همین خبرنگاران روز شنبه و بعد از برگزاری انتخابات هم اجازه مانور و فعالیت خواهند داشت یا خیر؟