7 تیر 1390

روشهاي خلاق اطلاع رساني در نبود روزنامه هاي مستقل

روزنامه هاي زير زميني، اسكناس نويسي و ديوار نويسي

7 تیر 1390

خبرنگاران ایران

نيكي رهجو

در نبود رسانه هاي آزاد و مستقل و تحت سانسور شدید، روزنامه نگاران چگونه بايد صداي خود را به مردم برسانند ؟ اين سوالي است كه در ذهن روزنامه نگاران ايراني پيدا شد روزنامه نگاراني كه مدام روزنامه هايشان تعطيل مي شد و نمي دانستند كه بايد چگونه اخبار و اطلاعاتي را كه به دست مي آورند ، به گوش مردم برسانند .

اين موضوع چنان ابعاد و گستردگي يافت كه مردم كوچه و خيابان هم كه تا حدودي به رسانه هاي آزاد و مستقل دسترسي داشتند با خود انديشيدند كه چگونه مي توانند اين اخبار و اطلاعات را با ديگر مردمي كه از اين اطلاعات به دور هستند به اشتراك بگذارند و سهمي در گردش آزاد اخبار و اطلاعات داشته باشند .

در اين گزارش به نمونه هايي كه اين روزها خبرنگاران ايراني از طريق آن حرفشان را به گوش ديگران مي رسانند اشاره مي كنيم. اما بايد بدانيم در اين ميان خبرنگاران تنها نيستند و شهروندان در كنارشان ايستاده اند چرا كه بدون حضور و كمك آنها اساسا اين راه به هيچ نتيجه اي نمي رسيد .امروز اخبار و اطلاعات تنها با كمك هر دوي آنها به يكديگر دست به دست مي چرخد .

روزنامه هاي تک برگی زيرزميني متولد مي شوند

روزنامه هاي زير زميني چگونه روزنامه هايي هستند ؟ اين روزنامه ها ، اين روزها يكي از ابزارهاي اطلاع رساني شده اند در زماني كه امكان اتشار روزنامه هايي مستقل كه اخبار را بدون سانسور به مردم برسانند تقريبا وجود ندارد .

اين روزنامه ها اغلب تك برگهايي هستند كه در آنها برخي از اخبار و اطلاعات مهم روز درج شده اند و در تعدادي ازسايتهاي اینترنتی مخالفان دولت به نمايش در مي آيند، اين روزنامه هاي زيرزميني از مردم مي خواهند كه در انتشار اخبار و اطلاعات به آنها كمك كنند و با تكثير اين صفحات و پخش كردن آن بين كساني كه كمتر به اطلاعات دسترسي دارند به گسترش آگاهي بين مردم ياري رسانند.

پس از توقیف برخي روزنامه های اصلاح طلب در ایران، روزنامه های تک برگی که در صفحه های کوچک آ-چهار پرینت گرفته می شوند در وب سايتهاي خبري بيشتر شد. روزنامه هایی که برخی از آنها اسم روزنامه های توقیف شده را يدك مي كشند .

معروف ترین این روزنامه ها اکنون کلمه، اعتماد ملی و قلم نام دارند.کلمه و اعتمادملی روزنامه های متعلق به موسوی و کروبی بودند که توقیف شده اند.

روزنامه چند برگي" خيابان" نيز از مدتها قبل از اين روزنامه ها انتشارش را آغاز كرد. دست اندركاران تهيه خيابان نيز كه همچون ديگر روزنامه هاي تك برگي افرادي ناشناخته اند .تولد خود را همگام با جنبش خياباني مردم ايران آغاز كردند و در معرفي خود نوشتند :« اين روزنامه، به علت ضرورت خبر رساني در سطح ، و با جنبش انقلابي خرداد 88 تولد يافته است. آري "خيابان" را مي توان فرزند جنبش انقلابي كنوني دانست.»

اولين شماره ي اين روزنامه 29 خرداد 1388، يعني 7 روز بعد از انتخابات پر مناقشه رياست جمهوري ايران، منتشر شد .

بازداشت افراد به خاطر توزيع روزنامه هاي زير زميني

این روزنامه های تک برگی که شامل مهم ترین خبرهای روز به خصوص در حوزه جنبش اعتراضي سبزاند ، توسط روزنامه نگاران تهیه و در فضای وب در سایت های مخالفان قرار داده می شوند .در مناسبت های خاص مثل روز دانشجو هزاران نسخه از این روزنامه ها در دانشگاهها توزیع شد.

همچنین خبر درگذشت هاله سحابي وچگونگي در گذشتش در مراسم تشييع پيكر پدرش ومرگ هدي صابر روزنامه نگار و فعال ملي – مذهبي به دنبال عوارض ناشي از اعتصاب غذا در زندان اوين نيز از طريق همين روزنامه هاي تك برگي به گوش تعدادي از مردم رسيد . همه مراحل تهیه خبر، آماده سازی و انتشار اين روزنامه ها کاملا مخفیانه است .در واقع اینها شب نامه هایی به نام روزنامه هستند. تاکنون دهها نفر به خاطر توزیع همين اوراق بازداشت و بازجویی شده اند.

يكي از روزنامه نگاران دست اندركارتهيه اين روزنامه ها مي گويد : « با اينكه در يك روزنامه رسمي ايران كه تقريبا مخالف دولت است كار مي كنم اما وقتي اتفاق مهمي در كشور مي افتد ، عملا در روزنامه ام به خاطر حجم بالاي سانسور نمي توانم واقعيت را بنويسم. چرا كه اصولا ما حق ورود به برخي از حوزه ها را طبق نظر حكومت نداريم . به همين خاطر با يكي از روزنامه هاي تك برگي همكاري مي كنم وبراي شان گزارش و مطلب تهيه مي كنم .روزنامه ما هر هفته تهيه و توزيع مي شود . مثلا يادم مي آيد يك بار ويژه نامه اي را در يكي از همين روزنامه ها درباره حبس خانگي رهبران جنبش سبز منتشر كرديم . از همه خواستيم در تكثير آن ياري كنند، گاهي خودمان هم در اين كار فعال مي شويم يعني هم مطالب روزنامه را آماده و هم توزيعش مي كنيم . بالاخره حكومت بايد بداند كه يك روزنامه نگار در هر حالي وظيفه اصلي اش را فراموش نمي كند و وظيفه واقعي ما هم اطلاع رساني شفاف و بدون موضع گيري است .»

با اينكه اين روزنامه هاي تك برگي نام روزنامه را بر خود دارند معمولا به خاطر محدوديتهاي شديد و از آنجا كه به صورت داوطلبانه منتشر و تكثير مي شوند . توانايي انتشار هر روزه را ندارند اما با اين حال نام روزنامه را برخود گذاشته اند چرا كه اخبار و اطلاعات مهم كشور را پوشش مي دهند .

برخي اوقات وقتي در خانه ات را باز مي كني مي بيني كه يكي از اين روزنامه ها به درون خانه ات افتاده و يا وقتي سوار تاكسي هستي مي بيني كه مسافر قبلي روزنامه تك برگي اش را براي ديگري به جاي گذاشته است. در بانك و يا پارك و مكانهاي عمومي ديگرهم معمولا پرينتي از اين روزنامه ها به چشمت مي خورد . هر كس بر اساس شغل و موقعيتي كه دارد اين روزنامه ها را پخش مي كند .

روزنامه هاي زير زميني و اينترنتي البته تفاوت هاي قابل توجهي دارند و نبايد روزنامه هاي اينترنتي را با اين شكل از روزنامه ها اشتباه گرفت چرا كه اين روزنامه ها در نبود روزنامه هاي مستقل و در زماني كه اندكي از مردم به اطلاعات و يا حتي فضاي مجازي دسترسي دارند منتشرمي شوند وگرنه روزنامه هاي اينترنتي در فضاي مجازي سابقه اي طولاني دارند .روز آنلاين يكي از اين روزنامه هاي الكترونيكي است كه سابقه سالها انتشار دارد و اكنون زير نظر شوراي سردبيري اداره مي شود .

وبلاگ نويسي روزنامه نگاران ، اسكناس نويسي مردم

اين روزها انگار هر كسي به دنبال راه چاره اي است تا حرف ونظر و يا اطلاعات مهم كشور را به گوش ديگري برساند .روزنامه نگاران بيكار نمي نشينند و از همه قابليتهاي فضاي مجازي براي اطلاع رساني استفاده مي كنند . آنها وبلاگ مي سازند وبلاگهايي با اسامي خودشان و يا نام هاي مستعار .آنها هر آنچه را كه به عنوان يك روزنامه نگار به دست مي آورند با بقيه مردم شريك مي شوند . آنها در شبكه هاي مجازي هم سعي مي كنند وظيفه اطلاع رساني شان را انجام دهند و مروري كوتاه بر اين شبكه ها نشان مي دهد كه روزنامه نگاران بيش از هر قشر ديگري خبر و لينك اخبار روز را با ديگران به اشتراك مي گذارند . اما مردم هم بيكار نمي نشينند آنها همواره راه هاي ابتكاري خود را دارند همانهايي كه امروز به شهروند -خبرنگار معروف هستند . اسكناس نويسي و شعار نويسي يكي از راه هاي آنهاست .

يكي از شهروندان تهراني مي گويد :« تا وقتي رسانه آزادي وجود ندارد و مي بينم كه همسايه و همكارم از اوضاع و احوال كشور بي خبرند در حاليكه درست بغل گوشمان اتفاق هاي عجيب و غريبي رخ مي دهد و انسانها جانشان را از دست مي دهند از هر وسيله اي براي اطلاع رساني استفاده مي كنم . خواه اين وسيله اسكناس باشد و خواه ديوارهاي شهر . اينها همه رسانه اند اين روزها .»

یکی از مهم ترین روشهای مردم حداقل پس از انتخابات دو سال گذشته كه حرف و حديثهاي زيادي را به دنبال داشت، اسکناس نویسی بوده است.آنها روی اسکناس ها شعارهای خود را با ماژیک سبز رنگ می نویسند و تاریخ تظاهرات ها را نیز از همین طریق و با نوشتن روی اسکناس ها به یکدیگر اطلاع می دهند.البته اين كار فقط براي اعلام مسيرهاي تظاهرات نيست مردم براي ديگر اتفاقاتي كه افتاده نيز از اين روش بهره مي گيرند . مثلا بعد از درگذشت هاله سحابي اسكناس هايي را ديديم كه روي آنها نوشته شده بود هاله سحابي و يا سحابي ها و بعد با جملات كوتاه چگونگي مرگ وي را شرح داده بود .

سال پیش بانک مرکزی ایران اعلام کرد این کار خلاف است و همه اسکناس های شعارنویسی شده را از سطح جامعه جمع خواهد کرد.اما بعد از یکی –دو ماه از این کار منصرف شدند چرا که تعداد اسکناس های شعارنویسی شده را میلیاردها عدد براورد کردند كه جمع آوری آنها کار ساده ای نبود . همچنان اسکناس های زیادی با شعارهای روی آن بین مردم رد و بدل می شود.

چندی پیش تعدادی از وبلاگ نویسان اعلام کردند که فقط شعارهایشان را روی اسکناس هایی که خرج می کنند، نمی نویسند.بلکه بر تعدادی اسکناس های خرد که ارزش مالی کمی دارند،شعار می نویسند و به جای خرج کردنش آن را در کوچه و خیابان روی زمین می اندازند.

مهتا دختري 20 ساله و دانشجو در اين باره مي گويد :« در ایام عید نوروز از این سنت مردم که به یکدیگر اسکناس های نو عیدی می دهند،الهام گرفتم و با زحمت زیاد از بانک مرکزی چند بسته اسکناس یکصد تومانی نوگرفتم و با ماژیک و خط خوش روی همه آنها خبرهاي مهم را كه هر روز پيش مي آيند مي نويسم و بعد این اسکناس ها را در مکان های عمومی مثل فروشگاه، بانک،پارک، سینما، بیمارستان و ... روی زمین مي اندازم. »

او مطمئن است مردم از اسکناس های تازه خوششان می اید و با علاقه آن را از زمین بر می دارند و نگه داری می کنند و شاید هم به یکدیگر هدیه بدهند.مهتا مطمئن است كه به اين وسيله نقش كوچكي را در اطلاع رساني ايفا مي كند .

انتشار روزنامه هاي زيرزميني، شعار نويسي ، وبلاگ نويسي و اسكناس نويسي تنها چند نمونه از روشهايي هستند كه در نبود رسانه هاي آزاد و مستقل در گردش آزاد اطلاعات و اخبار به كمك مردم و روزنامه نگاران آمده اند .هر چند به شكلي محدود و كوچك .اما همه اينها نشان مي دهد كه جلوي انتشار اخبار و اطلاعات را نمي توان گرفت حتي با توقيف روزنامه ها و محدود كردن انتشار شان .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.