18 اردیبهشت 1392

بررسی یک موضوع ؛روزنامه نگاران و حضور در ستادهای انتخاباتی

کار در کمپین های انتخاباتی ، جذاب ، لغزنده و به دور از انصاف

18 اردیبهشت 1392

خبرنگاران ایران -نیکی آزاد -آیا خبرنگاران شاغل در روزنامه ها و رسانه های رسمی کشور مجاز به کار کردن در ستادهای انتخاباتی کاندیداها هستند ؟این سوالی است که این روزها تعدادی از خبرنگاران ایرانی با آن مواجه اند.

کمتر از 40روز دیگر تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ایران باقی است و همانند سالهای قبل برخی از کاندیداهای ریاست جمهوری از خبرنگاران و روزنامه نگاران می خواهند آنها را در کمپین های انتخاباتی و یا اتاق های فکر شان همراهی کنند.

اما این موضوع تا چه میزان حرفه ای و در روزنامه نگاری دنیا پذیرفته شده است ؟آیا روزنامه نگاران در نقاط دیگر دنیا هم این کار را می کنند ؟یعنی اصلا در کمپین های انتخاباتی حضور پیدا می کنند و اگر این کار را می کنند در چه شرایطی؟

آیا حضور فعالان رسانه ای درکمپین های انتخاباتی در کشوری مانند ایران که روزنامه نگاران به بهانه های مختلف بازداشت می شوند فقط ضربه پذیری روزنامه نگاران را افزایش نمی دهد ؟ آیا روزنامه نگاران با دوری گزیدن از منابع قدرت امنیت خود را افزایش نخواهند داد ؟

به راستی نقش روزنامه نگاران و رسانه ها در برگزاری یک انتخابات آزاد و سالم کدام است ؟ این سوالها را با روزنامه نگارانی در میان گذاشتیم که تجربه کار در ستادهای انتخاباتی را داشته اند . دو تن از آنها اکنون خارج از ایران زندگی می کنند و دیگری در ایران.

همزمانی کارستادی و رسانه ای ؟

کمتر از دو ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری کم کم کاندیداها حضور خود را اعلام کرده و به تشکیل اتاق فکر و ستاد انتخاباتی اقدام می کنند برخی از این کاندیداها همچون محمد باقر قالیباف از مدتها پیش اتاق فکر خود را شکل داده و حتی از برخی روزنامه نگاران اصلاح طلب برای حضور در کمپین انتخاباتی خود دعوت کرده است .دیگر کاندیداهای احتمالی نیز کم کم به تشکیل ستادهای انتخاباتی اقدام کرده اند محمد رضا عارف از دیگر کاندیداهایی است که از روزنامه نگاران برای کار در ستاد انتخاباتی کمک گرفته است . آیا روزنامه نگارانی که همزمان برای رسانه خود وستاد انتخاباتی یک کاندیدای ریاست جمهوری کار میکنند قادر به حفظ بی طرفی شان هستند ؟

نیک آهنگ کوثر ،روزنامه نگار و کاریکاتوریست در این باره می گوید :«حضور خبرنگار و هر فردی در ستاد انتخاباتی و فعالیت سیاسی اش تا زمانی که کار خبری نکند، بلا مانع است. به عبارت دیگر روزنامه نگاران ، تا وقتی که در ستادانتخاباتی هستند ، باید از هر گونه ارتباط با رسانه برای تاثیرگذاری بر مخاطبان دوری کنند.»

او که خود تجربه کار ستادی داشته بلافاصله تاکید می کند : «البته من نیز مثل بسیاری از خبرنگاران نا آگاه در این مورد مرتکب خطا شده‌ام. در سال ۱۳۷۷ به کمپین انتخاباتی فروزش مشاوره دادم و چند کارتون برای تبلیغات انتخاباتی‌اش کشیدم. مشاوره من در حد خط زدن شعارهای طرفداری او از ولایت فقیه و آوردن مفاهیم عادی برای شعارهایش در انتخابات نخست شوراها بود. این کار من کاملا داوطلبانه بود و هیچ انگیزه مالی برایش نداشتم . در انتخابات سال 1380 نیز برای تهیه ویژه‌ نامه خبری خاتمی که توسط گروه روزنامه صبح امروز انجام می‌شد کمک کردم . در سال ۸۱ نیز که کاندیدای شورای شهر بودم، باز هم در تهیه متون تبلیغی «ائتلاف سبز» نقش داشتم. باز هم به عنوان یک کار اجتماعی به حضور و کارم نگاه کردم نه انگیزه مالی، یک ریال نگرفتم و یک ریال هم خرج نکردم.»

خبرنگار دیگری که در ایرن زندگی می کند و از ما می خواهد نامش را در این گزارش منتشر نکنیم درباره فعالیتهای انتخاباتی اش این گونه توضیح می دهد :« من از سال 76 در ستادهای انتخاباتی شروع به کار کردم . آن موقع خبرنگار همشهری بودم و در ستاد انتحاباتی سید محمد خاتمی فعال بودم .یادم می آید بسیاری از همکاران دیگرم هم چنین وضعیتی داشتند .هرکس بنا به علاقه و حوزه کاری اش در مطبوعات، در ستاد هم فعال بود . تمام صفحات روزنامه پر بود از اظهار نظرهای انتخاباتی و پوشش حوادث ستاد ها و به ویژه ستاد آقای خاتمی . یعنی کار در ستاد و روزنامه تقریبا برای حدود دو ماه یکی شده بود . حتی اگر یک مصاحبه مطبوعاتی و اختصاصی در حوزه های اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی و هنری هم داشتیم در رابطه با انتخابات و تلاش برای تقویت وجهه آقای خاتمی بود . حتی صفحات اندیشه روزنامه ها هم از این امر جدا نبودند . در واقع امکان جدا سازی وجود نداشت . الان به عنوان یک ناظر بیرونی که به این روند نگاه می کنم ،نمیتوانم این کارخودم را یک اقدام مطبوعاتی بدانم . تا انتخابات سال 88 همین روند و تجربه طی شد .هر چه هم جلوتر می آمدیم بنا به تجربه ، جایگاه ما روزنامه نگارها هم در سلسله مراتب ستادهای انتخاباتی بالا میرفت . اما جدا سازی این دو کار هرگز اعمال نمی شد.»

اما آرش حسن نیا ،خبرنگار رادیو فردا در این باره نظری تا حدودی متفاوت با دوروزنامه نگار قبلی دارد . اما با این همه می پذیرد که حضور در ستادهای انتخاباتی به صورت کامل با بی طرفی در روزنامه نگاری در تضاد است :«روزنامه نگاری حزبی، امر پذیرفته شده ای است و روزنامه نگارانی که در نشریات وابسته به احزاب و جریان های سیاسی مشغول به فعالیت هستند در دوره های زمانی همچون رقابت های انتخاباتی طبیعی است که فعالیت های رسانه ای خود را تا ستادهای انتخاباتی گسترش دهند، اما صرف نظر از روزنامه نگاری و روزنامه نگاران حزبی در شکل خفیف تر، روزنامه نگاران و اصحاب رسانه که در رسانه هایی با گرایش های مشخص فعالیت می کنند در اشکال دیگری به نامزدها و کاندیداهای نزدیک به گرایش فکری خود کمک می رسانند.این کمک رسانی اگرچه با حضور در ستاد نامزد انتخاباتی نیست، اما می تواند نقد به سیاست های جاری و ساری از نگاه و زاویه ای باشد که گفتمان نامزد و کاندیدایی را تبلیغ یا تایید کند. هرچند در این میان باید پذیرفت که حضور تمام و کمال در ستادهای انتخاباتی با کارکرد ویژه اینگونه ستادها برای اقناع مردم به رای دادن به کسی یا جریانی و تبلیغ برای آن جریان یا فرد خاص می تواند با روزنامه نگاری مستقل در تعارض و جدل قرار گیرد و از این رو بی طرفی نسبی یا انصاف در آگاهی بخشی را با چالش مواجه سازد.»

به گفته این خبرنگار رادیو فردا بخشی از حضور روزنامه نگاران و اهالی رسانه در ستادهای انتخاباتی، فروش و عرضه خدماتی است تحت عنوان علم و تجربه روزنامه نگاری به صاحبان یک ایده، تفکر و پیام تا بتوانند گفتمان، پیام و ایده خود را آسان تر و فراگیر تر به مشتریان یعنی صاحبان آرا ارایه کرده و بفروشند. در این مسیر روزنامه نگاران به عنوان عرضه کنندگان این خدمات و نامزدهای انتخاباتی به عنوان خریدران این خدمات عمل می کنند. حال اگر روزنامه نگار با نامزد مورد نظرش هم رای و هم عقیده باشد این عرضه و تقاضا مبتنی بر تایید و قبول هر دو طرف شکل می گیرد که این توجیه را برای روزنامه نگار دارد که من مردم را به رای دادن به فرد یا ایده ای مجاب کرده ام که خود نیز بدان باور داشته ام، در غیر اینصورت رابطه ای تجاری است بدون در نظر گرفتن ایدئولوژی همچون تجارت های دیگر، اما در مجموع تعارض، جدل و چالش بین اخلاق روزنامه نگاری با کار حزبی و سیاسی می تواند وجود داشته باشد، تاکید من به این معناست که در مواردی شاید بتوان تعادلی در این بین ایجاد کرد.

کار ستادی و فریب افکار عمومی

تجارب جهانی چه می گویند؟

اما تجارب جهانی و حرفه ای روزنامه نگاری در این باره چه می گویند ؟ روزنامه نگار در چه شرایطی می تواند در زمان انتخابات در کمپین های انتخاباتی فعال باشد ؟

نیک آهنگ کوثر با اشاره به اینکه کار همزمان ستادی و رسانه ای می تواند به فریب افکار عمومی منجر شود ، ادامه می دهد :« وقتی در سال ۲۰۰۷، استادانم در کانادا برای من و همکلاسی‌هایم توضیح دادند که به چه دلایلی باید از کار همزمان ستادی و سیاسی و کار رسانه‌ای خودداری کرد، چون می‌تواند به فریب افکار عمومی منتهی شود، احساس خیلی بدی نسبت به خودم پیدا کردم.»

به گفته روزنامه نگاری که در ایران زندگی می کند هم از دید روزنامه نگاران غربی که آن موقع ها برای پوشش خبرهای انتخابات به ایران آمده بودند دیدن روزنامه نگاران در این وضعیت یعنی هم در ستادها و هم در روزنامه ها تعجب آور بود آنها می پرسیدند ؟که چرا این دو کار را ازهم جدا نمی کنید؟ آن موقع فکر می کردیم برای آنها جوابهای مناسبی داریم اینکه مسائل سیاسی و فرهنگی ما به شدت در هم تنیده است و یا اینکه فعلا برای ما الویت چیزی دیگری است تا استقلال فکری و از این استدلال ها . استدلال هایی که اکنون با رجوع به آنها به بی پایه بودن شان پی می برم.

این روزنامه نگار که تجربه زندانی شدن به خاطر فعالیتهایش را هم دارد ادامه می دهد :«تا آنجائیکه می دانم در کشورهای غربی که تلاش برای استقلال حرفه ای روزنامه نگاران زیاد است و ادبیات خاص خود را دارد و ما سعی در استفاده از ادبیات آنها در این زمینه داریم ، توصیه می شود که بین این دو کار فاصله گذاری مناسب صورت بگیرد . به نحوی که قابل توجه و برای مخاطب نیز قابل درک باشد . متاسفانه در سالهای کاری من به موضوع استقلال حرفه ای روزنامه نگار کم توجه بودم . مدیران مسئول هم شرایطی به وجود می آوردند که اگر چنین چیزی به ذهن می رسید امکان اجرایی کردن آن وجود نداشت . در واقع در روزنامه نگاری ایران شما باید طرف یکی از گروه های سیاسی را بگیری . در غیر این صورت امکان کار نخواهی داشت . چه برسد به اینکه بخواهی به استقلال حرفه ای توجه کنی و یا از آن حرف بزنی.»

او تاکید می کند که هیچگاه به خاطر دریافت حقوق و در آمد پا به ستادهای انتخاباتی نگذاشته است اما تعدادی از همکارانش را دیده که به خاطر مسائل مالی به کار انتخاباتی پرداخته اند. حتی برای یک کاندیدای غیر هم فکر. وی این مساله را یکی از آفتهای روزنامه نگاری می داند و تاکید می کند :« تعداد زیادی از روزنامه نگاران ایران را سراغ دارم که تنها برای بهره مندی مالی از زمان انتخابات به شیوه های مختلف با کاندیداهای متعددی که کمترین همگرایی فکری را با آنها دارند ، کار کرده اند. شاید این را هم در کنار ضعف های دیگر بتوان یکی از آفت های روزنامه نگاری ایران دانست که یک موضوع چند بعدی است و ظاهرا یک سیکل بسته . درآمد کم در حرفه روزنامه نگاری فردی را وادار به کار در زمینه های مختلف می کند که استقلال حرفه ای اش را به مخاطره می اندازد و با کاهش استقلال حرفه ای مجبور به کار در روزنامه های حزبی و سیاسی با گرایش هایی حتی متضاد با خودت می شوی.»

آرش حسن نیا که کمی درباره مفهوم بی طرفی در روزنامه نگاری تردید دارد می گوید :« من مفهوم بی‌طرفی را چنان لغزنده، نسبی، قابل تفسیر و دست نیافتنی می‌بینم که از اساس و شاید کمی بدبینانه، بی طرفی را برای هیچ رسانه و خبرنگاری باور نمی‌کنم، به نظرم از لحظه انتخاب و پوشش خبری دیگر طرفیت خبرنگار و رسانه با پیشینه‌های ذهنی، فکری و کاری او آغاز می شود و در دیگر مراحل تهیه خبر و گزارش با اوست، از این رو به باور من مهم تر و کلیدی تر از مفهوم" بی طرفی" باید" انصاف" داشت. منصفانه خبرنگاری کردن و روزنامه نگار بودن کمک می کند تا واقعیت،‌ شفاف تر و کم ابهام‌تر دیده و شنیده شود.»

به اعتقاد این روزنامه نگار از این رو اگر تلاش برای منصف بودن در کار روزنامه نگاری و خبرنگاری مستقل و حرفه‌ای را اصل فرض کنیم، حضور در ستادهای انتخاباتی اگر نگوییم به میزان زیادی به این اصل ضربه و آسیب می زند،‌ دست‌کم تلاش برای دستیابی به تهیه و انتشار تولیدات رسانه‌ای منصفانه را دشوارتر می سازد.

تجربه کار در ستاد انتخاباتی با شرایط متفاوت

آیا حضور در ستادهای انتخاباتی موجب می شود روزنامه نگار نسبت به اتفاقاتی که اطرافش می افتد موضع گیری خاصی پیدا کند ؟ نیک آهنگ کوثر در این باره هم می گوید :«حس می کنم نه تنها خودم، که بسیاری از همکارانم از روی نادانی و نا آگاهی مرتکب خطای بدی شده‌ایم. خطای من حداقل به عنوان کارتونیست این بود که حتی اندکی هم شده از مسیر انتقاد از کاندیدا به خاطر حضورم در کار سیاسی خودداری کردم، و از این بابت به مخاطبانم بدهکارم.»

او با تاکید بر اینکه گر روزی بخواهد کار کمپینی کند، حتما از کار رسانه‌ای‌اش در محدوده زمانی کمپین جدا خواهد شدمی گوید :« البته باز هم تاکید کنم تا آنجا که خودم را می‌شناسم، هیچگاه وارد این بازی نخواهم شد.»

وی بلافاصله ادامه می دهد :«مساله بدتر اما، این است که اگر حتی خبرنگاری، دوره‌ای برای کاندیدایی کار کند و پس از کمپین، به همان سرویس و مسوولیت خبری که مرتبط با همان کاندیدا هم هست بازگردد و مخاطب متوجه نشود که بخشی از فعالیت‌های خبرنگار، تبلیغ به نفع کاندیدا و تقویت او و پنهان نگاه داشتن مسائل بر اساس منافع همان سیاستمدار است. فرض کنیم یک خبرنگار حوزه خودرو، همزمان کارمند ایران خودرو است، اما خوانندگان نمی‌دانند. او در این حالت مدیر تبلیغات رسانه‌ای این شرکت است. او همزمان دارد از کارخانه برای کار خود حقوق می‌گیرد، در رسانه‌ای هم که کار می‌کند، نقشی در انحراف افکار عمومی به نفع محصولات ایران خودرو دارد و به قول معروف، ماله کشی و «اسپین» می‌کند، و نمی‌گذارد مخاطبان متوجه ضررها و مشکلات واقعی این خودرو شوند. تازه، شرکت ایران خودرو به واسطه این کار، به روزنامه‌اش آگهی می‌دهد و سهمی هم به او می‌رسد. اگر این کار اخلاقی است، لابد کار بسیاری از خبرنگاران حوزه سیاسی هم درست و اخلاقی است. البته در عالم واقعی، هیچ خبرنگاری بی‌طرف نیست، ولی می‌تواند در آن واحد در را به روی واقعیت‌ها نبندد و به مخاطب کمک کند تا همه واقعیت‌ها را درباره کاندیداها ، سوابق‌شان و روابط‌شان بدانند.»

آرش حسن نیا اما با وجود اینکه از تجربه کار ستادی اش به عنوان تجربه ای ارزشمند یاد می کند تاکید می کند که دوست ندارد دوباره این تجربه را تکرار کند :« من فعالیت در ستاد انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری را تجربه کرده ام، حضور در ستادهای انتخاباتی به واسطه بازشدن نسبی فضای رسانه ای پیش از هر انتخابات و مواجهه با مردمی که در ستاد یا در نشست ها و میتینگ های انتخاباتی شرکت می کنند، تجربه گرانقدری بود که در نهایت موجب می شد تا کار اطلاع رسانی و گردش آزاد اطلاعات به عنوان رسالت و کار ویژه روزنامه نگاران با سهولت بیشتری صورت گیرد. اما در عین حال ترجیح می دهم این تجربه یعنی حضور مستقیم در ستادهای انتخاباتی را تکرار نکنم.»

روزنامه نگاری که در ایران زندگی می کند اما نظر متفاوتی دارد . این روزنامه نگار می گوید تجربه کار در ستادهای انتخاباتی از آن دسته مواردی است که ترجیح می دهد در شرایط بهتری دوباره آن را تجربه کند :«. با این تفاوت و این تجربه که این بار تلاش می کنم بین کار روزنامه نگاری و فعالیت در ستادهای انتخاباتی فاصله گذاری کنم. مثلا در ایام انتخابات از روزنامه و نشریه ای که در آن کار میکنم استعفا بدهم . البته به شرطی که همچون گذشته مجبور به انتخاب هایی نباشم که کلیومترها با خواست و سلایق ام فاصله دارد.»

فعالیت سیاسی و بازداشت روزنامه نگاران

آیا کار در ستادهای انتخاباتی و فعالیت سیاسی روزنامه نگاران را درکشورهای جهان سوم همچون ایران ضربه پذیرتر نخواهد کرد؟ آیا اگر روزنامه نگاران از هر گونه فعالیت سیاسی و انتخاباتی و مانند آن دوری کنند این بی طرفی آنان را تا حدی مصون از بازداشت و گرفتن حکم های طولانی نخواهد کرد ؟ آیا تعدادی از روزنامه نگاران ایرانی بعد از اتفاقات سال 88 به همین دلیل یعنی حضور در کمپین های انتخاباتی دستگیر و زندانی نشدند ؟

آرش حسن نیا در این باره معتقد است :« درشرایط ایران و دیگر کشورهای مشابه که در دوران پیشا دموکراسی به سر می برند، حضور یا غیبت خبرنگاران در ستادهای انتخاباتی تغییری در میزان آسیب‌پذیری آنان ایجاد نمی کند، کافی است که شما منصفانه برای آگاهی بخشی و اطلاع رسانی مردم تلاش کنید تا خطر بازداشت، تهدید و تحدید پشت گوش شما ایستاده باشد.»

او ادامه می دهد :«از این رو بازداشت‌های پس از انتخابات سال ۸۸ در میان روزنامه نگاران و خبرنگاران نسبت مستقیمی با حضور یا غیبت آنها در این ستادها نداشت و اصولا هر خبرنگاری که مستقل به فعالیت حرفه‌ای خود مشغول بوده به نوعی مورد تهدید قرار گرفته است، سرنوشت خبرنگاران مستقل حوزه محیط زیست که از اساس حوزه ای غیرسیاسی به نظر می رسد مثال خوبی برای روزگار خبرنگاران و روزنامه نگاران ایرانی است.»

اما نیک آهنگ کوثر درباره اینکه که گاه خبرنگاران به خاطر همین فعالیتهای ستادی دستگیر و زندانی شده اند تاکید می کند :«در مورد خبرنگارانی که در سال ۸۸ دستگیر شدند، فقط بهتر است بگویم خیلی متاسفم، چون دوستان خوب من هستند و بوده‌اند، و ترجیح می‌دادم فعایت سیاسی نمی‌کردند. در ایران خیلی‌ها فکر می‌کنند که وظیفه روزنامه‌نگار، دقیقا حمایت از منافع یک حزب و جریان و زدن و تضعیف طرف مقابل بدون توجه داشتن به واقعیت‌ها است. کسی که واقعیت‌ها را مد نظر دارد حتی مورد حملات و اتهامات زیادی هم قرار خواهد گرفت، از جمله جاسوسی و خیانت و نان به نرخ روزخوری.»

وظیفه روزنامه نگاران در زمان برگزاری انتخابات

اما روزنامه نگاران در زمان برگزاری یک انتخابات چه وظیفه ای بر عهده دارند ؟ آیا به خاطر شرایط موجود حاکم بر روزنامه نگاری ایران از روزنامه نگاران ایرانی در زمان برگزاری انتخابات هیچ انتظار خاصی نباید داشت؟ یا در همین شرایط هم روزنامه نگاران می توانند وظیفه اطلاع رسانی خود را انجام دهند ؟

روزنامه نگاری که در ایران زندگی می کند در این باره می گوید :«شاید حرفها و توصیه های ما درباره روزنامه نگاری ایران با توجه به شرایط حاکم قدری دور از انتظار و تا حدی رویایی باشد . اما می توان درهمین شرایط با حفظ اصول و قواعد به تحلیل رفتارها و عملکرد های کاندیداهای مختلف پرداخت بدون اینکه در نوشته ها و یا اظهار نظرهای مطبوعاتی مان نشانه ای از گرایش به فردی خاص دیده شود . البته همانطور که گفتم برای فضای روزنامه نگاری ایران و شرایطی که دارد این فعلا در حد یک رویا است.»

آرش حسن نیا اما اطلاع رسانی و آگاهی بخشی منصفانه را بهترین روش یک خبرنگار در زمان انتخابات می دانداما محدودیتهای روزنامه نگار ایرانی را نادیده نمی گیرد :«این روش به خودی خود می‌تواند مهم‌ترین نقش و اثر را در انتخاب درست مردم برای برگزیدن گزینه مطلوب در یک انتخابات آزاد ایفا کند. کافی است روزنامه نگاران و خبرنگاران بتوانند تصویری روشن از وضعیت کنونی و ارزیابی نزدیک به واقعیت از بر سر کار آمدن گزینه‌ها و نامزدهای انتخاباتی ارایه کنند تا امکان انتخاب درست برای جامعه فراهم آید، هرچند این فرآیند محدود به دوره رقابت‌های انتخاباتی نمی شود و به انجام رساندن رکن چهارم دموکراسی بودن، نقد و نظارت مداوم قدرت نباید به دوره رقابت‌های انتخاباتی محدود بماند. هرچند این باید و نبایدها در فضای سیاسی ایران دور از واقعیت های موجود است، از این رو شاید حضور روزنامه نگاران در ستادهای انتخاباتی نامزدهای انتخابات به عنوان بخشی از تلاش آنها برای فراهم آمدن حداقل‌های جامعه و سیاستی دموکراتیک قابل درک باشد. چه، در ایران مرز بین خبرنگار و کنشگران کسب آزادی از جمله آزادی بیان به عنوان مهم ترین دستمایه کاری اصحاب رسانه بسیار درهم آمیخته با یکدیگر است.»

نیک آهنگ کوثر هم وظیفه یک روزنامه نگار را در هنگام برگزاری یک انتخابات این گونه بیان می کند :«یک روزنامه نگار واقع‌گرا باید همه کاندیداها را، حتی کسی که خودش می‌خواهد به او رای دهد را به چالش بکشد و از همه آنها پاسخ بطلبد، به ویژه کسانی که بخت بیشتری برای پیروزی دارند، تا مخاطب بداند این افراد در پاسخ به سوال‌های مختلف و مسائل متفاوتی که با آنها روبرو خواهند شد، چه واکنشی از خود نشان خواهند داد و چه در چنته دارند. میزان پاسخ‌گویی‌شان چقدر است؟ چقدر اهل پاسخ واقعی هستند و چقدر سفسطه می‌کنند؟ آیا نگاه تبعیض آمیز دارند یا همه را یکسان می‌پندارند؟ نظرشان در باره نقض حقوق بشر چیست؟ برای رفع تبعیض و ایجاد برابری چه کرده‌اند؟ چه راه‌حل‌هایی برای مشکلات مختلف دارند و آیا بر اساس سوابق‌شان می‌توان فهمید که راست می‌گویند و یا موضع‌گیری‌شان تنها تبلیغاتی است؟»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اعلام نتایج ریاست جمهوری تا واکنش ها در شبکه های اجتماعی و تهدید خبرنگاران ایرانی

    25 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-روزنگار ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، حاوی مطالبی انتخاباتی با توجه به رویکرد رسانه های اینترنتی است. در این روزشمار فضای سایت های خبری و شبکه های اجتماعی بعد از اعلام نتایج نهایی آرا ریاست جمهوری بررسی و حاشیه های آنها منتشر شده است. خبری درباره انتخابات از باشگاه خبرنگاران که بلافاصله از روی سایت آن رسانه حذف شد مورد توجه قرار گرفته است و از سوی دیگر ادامه واکنش ها به تهدید علیه خانواده خبرنگاران بی بی سی بررسی شده است. این روزنگار همچنین به عکس منتشر شده در یک رسانه اصولگرا که روحانی و احمدی نژاد را در سال های دور در یک ائتلاف نشان می داد توحه کرده است.

  • هک شدن سایت های خبری تا تهدید خبرنگاران ایرانی و مشکلات خبرنگاران خارجی در آستانه انتخابات

    23 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-روزنگار ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، حاوی مطالب انتخاباتی با رویکرد به رسانه هاست. در این روزنگار، حضور خبرنگاران خارجی برای پوشش انتخابات پیش رو بررسی می شود. تعداد این خبرنگاران با دوره قبل مقایسه می شود و نظر سازمان گزارشگران بدون مرز و واکنش کیهان به این حضور منتشر می شود. از سوی دیگر خبر هک شدن دسته جمعی چند سایت خبری در این روزنگار منتشر شده است. همچنین این روزها تهدید خانواده خبرنگاران ایرانی شاغل در رسانه های خارج از کشور بیشتر شده که در این روزنگار به آن پرداخته شده است. قطع شدن اینترنت و نظر مخابرات در این زمینه و هک شدن اکانت های گوگل کاربران ایرانی در روزهای نزدیک انتخابات هم بررسی می شود. آخرین نظرسنجی های انتخاباتی منتشر شده در سایت های خبری هم در این روزنگار آورده شده است.

  • خیابان های مملو از پوستر، فعالیت هواداران و حضور خبرنگاران خارجی

    23 خرداد 1392

    خبرنگاران ایران-آخرین روز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. هر شش کاندیدا تنها تا هشت صبح روز پنج شنبه 23 خرداد فرصت تبلیغات دارند. در این تجمع های تبلیغاتی نیروی انتظامی همه مسیر ها را در کنترل داشت به گونه ای که مانع پیشروی هواداران روحانی به خیابان فاطمی شدند. همچنین خبرنگاران خارجی هم برای پوشش این تبلیغات حضور داشتند و لحظات آخرین روز تبلیغات ریاست جمهوری در ایران را ثبت میکردند. برخی از هواداران به محض دیدن این خبر نگاران می گفتند باید دید آیا همین خبرنگاران روز شنبه و بعد از برگزاری انتخابات هم اجازه مانور و فعالیت خواهند داشت یا خیر؟